نشریه فرهنگ انقلاب اسلامی - نشریه الکترونیکی - نشریه شماره 36 فرهنگ انقلاب اسلامی - افغانستان، مواد مخدر و قدرت

چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب به سرتاسر نقاط ایران با خرید آنلاین »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • افغانستان، مواد مخدر و قدرت های بزرگ

  • تعداد بازدید : ۷۵
    تاریخ ثبت : 19 مهر 1395

افغانستان، مواد مخدر و قدرت های بزرگ

افغانستان، مواد مخدر و قدرت های بزرگ


افغانستان

مواد مخدر و قدرت‌های بزرگ

 

 

استفاده از مواد مخدر شاید به اندازه عمر بشر قدمت داشته باشد و هنوز هیچ‌کس نتوانسته‌است تاریخ پیدایش آن را مشخص کند. پس هیچ قوم و ملتی نیز نمی‌تواند ادعا کند که مواد مخدر و استفاده از آن در آداب و سنن و رسوم خوب و بد آن قوم وجود نداشته و مربوط به دیگر اقوام است. حتی برخی از جانوران ـ مخصوصاً پرندگان ـ انواع گیاهانی را مورد توجه و استفاده قرار داده‌اند که خاصیت تخدیر داشته، به آن‌ها نوعی آرامش موقت می‌دهد. اقوام وحشی و ابتدایی از این نوع گیاهان در مراسم ویژه استفاده می‌نموده‌اند و امروز افراد متمدن نیز از مواد مخدر استفاده می‌کنند و کم‌وبیش، انتظارات و توقعاتی از آن دارند. شاعران، نویسندگان و هنرمندان معروفی نیز بوده‌اند که مواد مخدر یا حداقل قهوه را به منظور تحریک سلسله اعصاب و خلق اثر هنری برای خود لازم می‌دانسته‌اند و شاعران در این زمینه سروده‌هایی داشته‌اند.

اعتیاد و مسئله مواد مخدر یک مشکل جهانی است که ارتباط به زمان و مکان مشخصی ندارد و مبارزه با این معضل جهانی و آفت انسانی همیاری جهانی را می‌طلبد. این مبارزه و همیاری باید اصولی، منطقی و مخصوصاً منطبق با رعایت موازین قانونی، اخلاقی، انسانی و بدون تبعیض باشد.

 

طرح مسئله

همانند وقایعی که اینک در افغانستان جاری است، رابطه‌ای مستقیم بین مواد مخدر و افزایش جنایت و خشونت وجود دارد و در موارد زیادی دیده شده که درآمد حاصل از مواد ‌مخدر صرف بسیاری از خون‌بارترین مناقشات مسلحانه در جهان شده و می‌شود که تأثیر مستقیمی بر امور اقتصادی کشورها دارد؛ زیرا هر ساله کشورها مجبور هستند هزینه‌های هنگفتی را صرف تقویت نیروهای پلیس، گشت‌زنی‌های مرزی، سیستم‌های قضایی و برنامه‌های درمان و بازپروری معتادان کنند.

افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان ـ به‌ویژه پس از سقوط طالبان و تشکیل حکومت‌های موقت و انتقالی ـ یکی از برنامه‌های سیاسی حساب‌شده مافیای بین‌المللی مواد مخدر است تا افغانستان را هم‌چنان به عنوان مرکز اصلی تولید مواد افیونی در جهان معرفی نمایند و حضور نظامی غرب در این کشور توجیه سیاسی داشته باشد؛ در حالی که اصل پیدایش چرخش تولید مواد افیونی در افغانستان به مسائل سیاسی منطقه ارتباط داشته و غرب از تولید مواد مخدر در افغانستان عملاً حمایت می‌کند و یکی از نشانه‌های این حمایت، ایجاد مثلث طلایی به‌وسیله ارتش پاکستان، در خاک پاکستان و در مرز افغانستان و در نزدیکی مرزهای ایران است.

غرب با تولید مواد افیونی در افغانستان و انتقال آن‌ها به ایران، عملاً یک جنگ سیاه را علیه ملّت ایران و سایر ملل منطقه آغاز کرده‌است. نماینده دفتر کنترل مواد مخدر سازمان ملل، آقای مازیتلی می‌گوید: اطلاعاتی که ما داریم نشان می‌دهد که محل اصلی کشت تریاک در منطقه طلایی (میانمار، لائوس و تایلند) و مثلث طلایی یعنی (افغانستان، پاکستان و...) است و یک گوشه آن هم به آمریکای جنوبی می‌رسد.

 

 بررسی وضعیت جامعه افغانستان

 

1. بی‌سوادی، بی‌کاری : طبق آمار نهادهای مدنی بین‌المللی، در سال 2015م. بیش از 65 درصد مردم افغانستان بی‌سواد هستند. 80 درصد افراد فقیر در افغانستان بی‌سواد هستند و بیش از نیمی از مردم افغانستان (8/50 درصد) زیر خط فقر به سر می‌برند (اعلامیه کمیسیون حقوق بشر افغانستان: 28/09/1394). 14 درصد نیروی واجد شرایط کار در افغانستان به صورت مطلق بی‌کار هستند. 41 درصد نیروی کار، شغل موقت دارند (بی‌کاری پنهانی). بنابراین، 55 درصد نیروی کار افغانستان یا مطلقاً بی‌کارند یا بی‌کاری پنهان دارند. 4/4 درصد درصد مردم افغانستان (5/1میلیون تن) آواره داخلی‌اند و بیش از چهار میلیون تن نیز مهاجرت کرده‌اند. رشد اقتصادی افغانستان 3/1 درصد است.

 

2. عوامل فسادهای اجتماعی  : بررسی یک تحقیق میدانی از طریق مصاحبه نشان می‌دهد که:

27 درصد مصاحبه‌شوندگان با گروه طالبان احساس همدردی می‌کنند؛

62 درصد، موافق مصالحه و گفت‌وگو با طالبان برای حفظ ثبات و بهبود وضعیت هستند؛

80 درصد، به اردوی ملی (ارتش) و 70 درصد به پلیس ملی اعتماد دارند؛

100 درصد معتقدند نیروهای امنیتی برای انجام مأموریت خود به عوامل خارجی اتکا دارند؛

89 درصد، انواع فساد در جامعه را اولویت‌دارترین مشکل روزمره زندگی‌شان می‌دانند؛

75 درصد بر این باورند که ادارات دولتی کارشان را به صورت درست انجام نمی‌دهند.

 

3. بروز مشکلات روانی در جامعه : ۵۰ درصد جمعیت افغانستان دچار مشکلات روانی‌اند و ۳۰ درصد جمعیت از بیماری روانی رنج می‌برند و به مداوا و مشاوره نیازمندند. از نظر متخصصان روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، در افغانستان ضعف و نارسایی‌های روانی و شخصیتی به همراه شرایط نامناسب اجتماعی، خانوادگی و فقدان روابط صحیح انسانی به‌تدریج فرد را با مشکلات و آسیب‌های روحی و روانی مواجه می‌نماید. در بررسی زندگی معتادان، آشفتگی وضع خانواده در اکثر موارد به‌وضوح دیده می‌شود و خیلی از معتادان برای فرار از این آشفتگیها و مشکلات روحی و روانی به اعتیاد پناه می‌برند؛ لذا والدین در خانواده و متولیان فرهنگی و اجتماعی در بستر جامعه می‌بایست زمینه‌های میل به مصرف هرنوع مواد مخدر و بروز هرگونه آسیب روحی و روانی از این طریق را در نوجوانان و جوانان از بین ببرند. سازمان بهداشت جهانی در اعلامیه بهمن‌ماه 1394 خاطرنشان ساخت: از هر چهار افغانستانی، یک تن به بیماری‌های روانی ـ عصبی و به‌ویژه، به افسردگی مبتلا گردیده‌اند.

 

4. افزایش خشونت و فساد : بر اساس یک گزارش محرمانه وزارت امور خارجه آلمان، در شش ماه اول سال ۲۰۱۵م. بیش از ۱۶۰۰ تن در رویدادهای مختلف کشته شده‌اند. این بالاترین تعداد از سال ۲۰۰۱م. تاکنون است. خشونت و تجاوزات جنسی علیه کودکان و زنان از دیگر مشکلاتی است که در این گزارش به آن اشاره شده و حتی پلیس زن نیز در این میان قربانی شده‌است. معمولاً پسران و دختران زیر سن در صفوف نیروهای امنیّتی جذب می‌شوند و این ضریب آسیب‌پذیری در مقابل تجاوزات جنسی را افزایش می‌دهد.

وجود فساد گسترده در دستگاه قضایی افغانستان و اخذ رشوه، توسعه افغانستان را با مشکل جدی روبه‌رو ساخته‌است. این گزارش محرمانه در ۶ نوامبر 2015م. بعد از اظهارات وزیر داخله آلمان مبنی بر اخراج بیشتر پناه‌جویان افغانستان منتشر گردید.

 

5. آمار و وضعیت معتادان مواد مخدر : مدت‌هاست که نام افغانستان در صدر فهرست کشورهای تولیدکننده مواد افیونی در جهان قرار دارد و این کشور به‌تنهایی بیش از90درصد از تولید جهانی تریاک را به خود اختصاص داده‌است. با آنکه آمار دقیق معتادان به مواد مخدر افغانستان مشخص و دقیق نیست، اما خبرگزاری «آواپرس» طی گزارش 2015م. اعلام کرد که حدود سه میلیون تن (مرد و زن) در افغانستان به مواد افیونی معتاد هستند.

با خروج نظامیان آمریکایی از پایگاه «فینیکس» در شرق کابل، این کمپ به مکانی برای جمع‌آوری و درمان معتادان تبدیل شده‌است. مسئولان دولتی افغانستان هم‌زمان با جمع‌آوری 350 معتاد از زیر پل سوخته در غرب کابل، با اعلام انتقال آنان به اردوگاه فینیکس و تسریع در روند جمع‌آوری معتادان، بر نبود تخت کافی تأکید کردند؛ یعنی در این کمپ حتی به تعداد 350 نفر معتاد تخت وجود ندارد و این مشکلات نشان می‌دهد که وجود بیش از سه میلیون نفر معتاد در افغانستان، در این کشور چه مشکل عظیمی است. نفیسه عظیمی ـ وزیر مبارزه با مواد مخدر ـ هم‌زمان با جمع‌آوری این معتادان گفت: امکانات خدماتی برای معتادان در کمپ فینیکس مدنظر گرفته شده‌است. وی افزود: پس از انتقال معتادان مداوا شده، اشتغال و برخی خدمات برای آنان تدارک دیده شده‌است. او از مردم افغانستان، علما و اقشار مختلف کشور خواست تا در راه دوری جوانان و نوجوانان از مواد مخدر تلاش کنند و نگذارند فرزندان این کشور به سمت نابودی بروند.

در حالی‌که راه مبارزه با اعتیاد در این کشور، ممنوعیت کشت خشخاش در آن است، از زمان ورود آمریکایی‌ها به افغانستان، کشت خشخاش در این کشور نزدیک 20 برابر شده‌است. فیروزالدین فیروز ـ وزیر بهداشت افغانستان ـ هدف از جمع‌آوری معتادان در شب را جمع‌آوری معتادانی دانست که خانه و مکانی برای زندگی ندارند. وی گنجایش کمپ معتادان را 1500 تن اعلام کرد و قول داد تا تاریخ 15 دی ماه، به هزار معتاد که بیمار هستند و مکانی برای زندگی ندارند کمک شود. وی اعلام کرد : حدود سه میلیون معتاد در افغانستان وجود دارد که برای درمان آنان در سراسر افغانستان فقط سه هزار تخت موجود است!

فضل‌ربی ابراهیمی ـ رئیس بخش اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی ـ با بیان اینکه وزارت کار برای معتادان آموزش‌های حرفه‌ای ارائه خواهد کرد، گفت: وزارت کار و امور اجتماعی نظر به مسئولیتی که دارد، 12 نوع حرفه را برای معتادان در کمپ فینیکس آموزش خواهد داد، ولی ظرفیت کمپ فینیکس بسیار کمتر از آن است که بتواند تغییر محسوسی در شرایط معتادان فراهم آورد.

 

6. وضعیت زندانیان در افغانستان : تا سال 2013.م در افغانستان 34 زندان ولایتی ـ 187 بازداشتگاه ـ و 30 مرکز اصلاح و تربیت کودکان ایجاد شده است. از هر 100 هزار شهروند افغانستانی 74 تن در زندان هستند. 

براساس گزارش‌های قبلی مرکز بین اللملی مطالعات زندان‌ها (ICPS)، شمار زندانیان در افغانستان در سال 2004 م. فقط 5262 تن اعلام شده بود، اما یافته‌های جدید این نهاد نشان می‌دهد که آمار رسمی زندانی‌ها در سال 2014 به بیش از 26000 تن زندانی افزایش یافته که جای نگرانی دارد. حدود نیمی از زندانیان مذکور فروشندگان و قاچاقچیان خرده پای مواد مخدر هستند. ولی باندهای اصلی تولید و توزیع مواد مخدر همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌دهند.

 

علل و بسترهای کشت و قاچاق مواد مخدر

ـــ        سیاست‌های غرب بویژه در مبارزه با ظرفیت انسانی و سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورهای مسلمان منطقه.

ـــ        جنگ و ناامنی طولانی‌مدت در این کشور؛ شرایط نا بسامان اجتماعی؛ معلول از تداوم درگیری‌های مسلحانه چندین ساله در افغانستان

ـــ        نبود یک حکومت مرکزی قوی و مورد حمایت مردم؛ فقدان قدرت حکومتی جهت نظارت و کنترل بر مواد مخدر و قاچاق و از همه بدتر فقدان ارادۀ لازم در این زمینه.

ـــ        وجود مافیای مواد مخدر، متشکل از مافیای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی؛ سهولت فعالیت و کسب درآمد مالی هنگفت از سوی مافیای داخلی و شبکه بین المللی قاچاق مواد مخدر

ـــ        کسب مجوز شرعی کشت خشخاش از سوی علمای وهابی و رهبران طالبان، با توجیه فروش به غیر مسلمین منبع در آمد کشاورزان، پشتیبان مالی گروه طالبان برای ادامه جنگ و اقدامات تروریستی.

 

طبق آمار‌های سازمان مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد، در افغانستان از هر هکتار زمین به صورت متوسط 56 کیلوگرم تریاک به دست می‌آید در حالیکه تولید تریاک در منطقه طلایی شامل کشور‌های میانمار، تایلند و لائوس در جنوب آسیا، در هکتار 15 کیلو گرم است و این نشان می‌دهد که روش‌های کاشت، داشت و برداشت تریاک در افغانستان بسیار پیشرفته‌تر از کشورهای دیگر است. به گزارش UNODC شاهدانه (دانه‌ای که از آن چرس یا حشیش به دست می‌آید) در کشور‌های دیگر هم کشت می‌شود، اما میزان حاصل‌دهی آن در افغانستان شگفت‌آور است. این گیاه در افغانستان در هر هکتار 145 کیلوگرم حاصل می‌دهد، در حالیکه در مراکش از یک هکتار فقط ۴۰ کیلوگرم حاصل به دست می‌آید. به همین دلیل، افغانستان بزرگ‌ترین تولیدکننده چرس در جهان هم به شمار می‌رود. زیرا در این کشور با بهبود روش‌های کاشت و برداشت راندمان تولید ارتقا یافته‌است.

از جانب دیگر، مشکلات کشاورزان در کشت محصولات مجاز مانند گندم و سایر مواد غذایی، موجب می‌شود تا دهقانان به کشت کوکنار روی آورند. بالا بودن قیمت کود‌های شیمیایی، سموم و... موجب می‌شود تا کشت این محصولات در بسیاری موارد گران تمام شود و در آمد حاصل یک هکتار کوکنار چندین برابر درآمد گندم و سایر کشت‌های معمول باشد. به عبارت دیگر، پیشرفت کشاورزی در افغانستان فقط درباره گیاهان افیونی امکان‌پذیر بوده و در سایر موارد پیشرفتی به دست نیامده‌است.

تازه‌ترین بررسی‌های اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNODCP) و وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان نشان می‌دهد که دو میلیون شهروند افغانستانی که نزدیک به نُه درصد از کل جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند، مشغول کشت غیرقانونی خشخاش هستند و ۱۰۰هزار هکتار زمین هنوز در افغانستان هر سال زیر کشت خشخاش قرار می‌گیرد. این کشت و کار اگرچه غیرقانونی است ولی کاملاً آشکار و علنی بوده و با ورود آمریکایی‌ها به افغانستان توسعه یافته‌است.

 

مواد مخدر در افغانستان از گذشته تا حال

تأثیرات فرهنگی آداب و رسوم کشورها، محدود و محصور نمانده و در طول سده‌های تاریخی، به‌ویژه در نقاط مرزی، راه خود را باز می‌نماید. این اصل در خصوص داد و ستدها، تولید و توزیع محصولات، رفت‌وآمدها و مراودات بسیار نزدیک افغانستان و همسایه‌های آن نیز صادق و جاری است.

استعمال تریاک، شیره و حشیش ابتدا در شهر‌های مرزی افغانستان به لحاظ سابقه لشکرکشی‌ها و حاکمیت استعمار انگلیس در شبه‌قاره (هند و پاکستان) و سیاست ترویج مواد مخدر از سوی غرب (انگلیس و آمریکا)، در یک شاه‌راه تجارتی که افغانستان کسب کرده بود، رواج پیدا کرد.

در این میان، باید از اثر سیاست‌های استعماری جهانی و شبکه‌های مافیایی بین‌المللی و مزدوران داخلی آن‌ها بر گسترش، کشت، پخش و ترویج مواد مخدر نیز یاد کرد که باعث و بانی تمام آنچه اکنون از افغانستان و مواد مخدر ترسیم می‌شود، هستند. حکومت‌های جابر و دولت‌های وابسته قبلی افغانستان از حمایت و کشت و توزیع مواد مخدر دو هدف عمدة اهریمنی را دنبال می‌کردند. مخصوصاً کشت گیاهان افیونی و تولید مواد مخدر در افغانستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی افزایش یافته است. از طرف دیگر، دولت‌های وابسته در افغانستان به تولید مواد مخدر در این کشور به دیده مثبت نگاه می‌کردند؛ زیرا: اولاً، تخدیر اعصاب و روان افراد کشور به منظور بار آوردن مردم به صفت انسان‌هایی معتاد و مطیع بود که از هر نوع فعالیت اجتماعی و تحرک سیاسی بازداشته شوند؛ ثانیاً، بهانه‌ای برای دستگیری و محبوس نمودن مخالفان عقیدتی و سیاسی بود.

این جریان در زمان حاکمیت 40 ساله طاغوت در افغانستان ادامه داشت. در زمان داوودشاه، در چهلتن چهاردهی کابل (باغ شخصی داوود)، قلعه فتوح، قلعه نبی،کاریز میر، دره اشرف (راه سابق کابل ـ بلخ در دره شکاری)؛ قلعه زمان‌خان در سِمنت‌خانه (کارخانه سیمان) کابل، بازداشت‌گاه‌های موقت برای این منظور ساخته شد و هزاران نفر از مردم بی‌گناه، از جمله اندیشمندان، علمای دینی، بوروکرات‌ها، دانش‌جویان و دانش‌آموزان، نویسندگان، هنرمندان و... که مخالف حزب «غورزنگ ملی» (حزب وابسته به داوودشاه) بودند، به اتهام و عنوان معتاد، دیوانه، بیمار روانی و عصبی در این زندان‌ها گرفتار ‌گردیدند. در همین مدت، کشت خشخاش نیز به ترتیب در شهرهای هلمند، قندهار، ارزگان، ننگرهار، بدخشان، بغلان، بلخ، نیمروز و هرات، با غمض عین و بی‌توجهی مقامات دولتی ادامه داشت.

راه‌اندازی تشکیلات بهداشت و درمان تحت عنوان «ریاست صحی دماغی» در سال 1356 و همکاری‌های سازمان تجارت جهانی و پروژه یو.ان.دی.پی در مبارزه با اعتیاد و مواد مخدر هم دردی را دوا نکرد. هم‌زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال 1357، با وقوع کودتای مارکسیستی، سیر صعودی جریان فوق از زمان ترکی تا امین و ببرک کارمل شدت بیشتری یافت و دولت کمونیستی نیز نه‌تنها هیچ طرحی برای حل مسئلة مواد مخدر نداشت، بلکه ضمن ارتباط گرفتن با باندهای مافیایی مواد افیونی، پروژه یو.ان.دی.پی را هم متوقف ساخت. سازمان‌دهی شورش‌های اجتماعی به بهانه کشت خشخاش برای تأمین اقتصاد کشاورزان و توزیع مواد در بین جوانان از سوی دست‌های پنهان که در داخل شهرها صورت می‌گرفت، اوضاع کشور را وخیم‌تر ساخت.

نجیب که زادگاهش نوار مرزی شرق افغانستان بود، یکی از همکاران نزدیک باندهای قاچاق و تولید و کشت مواد مخدر محسوب می‌شد. وی در زمان داوودشاه، با باند‌های قاچاق مواد مخدر ارتباط داشت و در یکی از مراکز پخش مواد مخدر در داخل هتل نورستان ـ در شهر نوکابل ـ فعالیت داشت و هنگامی که به قدرت دست یافت، به مثابه یک باند مافیایی مواد مخدر بر اریکه قدرت تکیه زد. پس از خروج نیروهای ارتش سرخ و آغاز پیروزی و استقلال مردم مسلمان افغانستان، حکومت مجاهدین علی‌رغم مخالفت با ترویج مواد افیونی و قاچاق مواد مخدر، به دلیل عدم رهبری واحد، انشعاب، نفاق، قدرت‌خواهی و بی‌برنامگی، دوام نیافت و طالبان وابسته، در راستای امیال حامیانش، تحت عنوان «امارات اسلامی افغانستان» حکومتی بر مبنی اسلام‌هراسی و حامی شبکه‌های بین‌المللی مواد مخدر و تروریسم بین‌المللی جاری ساخت.

طالبان بدون مخالفت غرب، دست به کشت خشخاش و تولید انواع مواد مخدر و اعمال تروریستی زد و تا جایی پیش رفت که گوی سبقت را از منطقه طلایی ربود و افغانستان به نام رأس اصلی مثلث طلایی معروف گشت. قاچاقچیان اکثراً در منطقه جلال‌آباد و قندهار، به سرکردگی حاجی بشیر نورزهی و نیز در منطقه رباط بی‌طرف به سرکردگی محمد شهنواز و در منطقه هلمند به سرکردگی محمدرسول آخوندزاده و عبدالرحمن و عبدالواحد بقرانی فعالیت گسترده داشتند؛ تا اینکه در سال2000م. به دلیل تشدید رقابت‌های داخلی و خارجی قاچاقچیان مواد مخدر، با وضع محدودیت‌های بی‌سابقه توسط طالبان روبه‌رو شدند؛ طوری که قیمت‌ مواد مخدر به 10 تا 20 برابر افزایش پیدا کرد و از این طریق، درآمد طالبان نیز افزایش یافت.

با سرنگونی رژیم طالبان، نخست اوضاع دگرگون گردید، اما وضع افغانستان برای رسیدن به ثبات پایدار، دوباره آشفته شد. اولین کاری که شد توسعه کشت خشخاش بود. کشور سرگرم جنگ بود و دیگر کسی مزاحم آن‌ها نبود؛ بلکه پس از طالبان، بسیاری از مقامات جدید یا موافق بودند یا مسائل مواد مخدر و کشت خشخاش را نادیده می‌گرفتند. گل‌آقا ـ والی قندهار، ملارسول آخوند‌زاده ـ والی هلمند، عبدالرحمن ـ فرمانده پلیس ارزگان که در قرقری نیمروز مستقر بود و امرالله در شیندند، یک حلقه محکم و متحد دولتی تشکیل دادند و با اختلافاتی که با اسماعیل‌خان ـ والی هرات ـ و کریم براهوی ـ والی نیمروز ـ داشتند، وضعیت بهتری برای ادامه کار و آسوده‌خیالی باند‌های مافیایی در افغانستان به وجود آوردند. گروه مذکور و دیگر هم‌پیمانانشان، از راه خرید و فروش مواد مخدر سرمایه بسیار کلانی کسب کردند و هرگز مایل به از بین رفتن این منبع درآمد نبوده و نیستند.

دولت حامد کرزی هم برای از بین بردن کشت و قاچاق مواد مخدر، نه تنها فعالیت چشمگیر و مؤثری از خود نشان نداد، بلکه سخت‌گیری زیادی نیز در این زمینه نکرد؛ اگرچه، دولت افغانستان بر ادامه مبارزه تا محو کامل مواد مخدر همیشه تأکید کرده و حامد کرزی ـ رئیس‌جمهور پیشین افغانستان ـ با صدور فرمانی از وزارت کشور خواست تا زمینه تشکیل یک مجمع ملی مبارزه با مواد مخدر را فراهم کند. دولت هم‌چنین با کمک ایالات متحده، مرکز جدیدی به نام «واحد ملی مبارزه با مواد مخدر» ایجاد و دستور تعقیب قاچاقچیان مواد مخدر را صادر کرد، اما مردم تصمیمات دولت را در جهت امحای کشت خشخاش جدی تلقی نکردند. حامد کرزی با اظهار اینکه سرنوشت افغانستان در گرو مبارزه با مواد مخدر است، در سخنانی تند هشدار داد که در صورت حل نشدن مشکل مواد مخدر، جامعه جهانی افغانستان را در مسیر بازسازی تنها خواهد گذاشت و تروریسم به کشور باز خواهد گشت؛ زیرا بیشترین سود از تجارت این مواد، نصیب گروه‌های تروریستی می‌شود.

بنا بر اظهارات خانم مارسیدن ـ سفیر بریتانیا در کابل، 95 درصد هروئینی که در بریتانیا به فروش می‌رسد، در افغانستان تولید شده‌است، ولی مسئله این است که درصد ناچیزی از هروئین تولید شده در افغانستان به اروپا می‌رسد. وی، که دولتش وظیفه هماهنگی تلاش‌های جهانی برای مبارزه با مواد مخدر درافغانستان را به عهده دارد، از دولت افغانستان می‌خواهد تا دست فرماندهانی را که در قاچاق مواد مخدر فعالیت دارند، از قدرت کوتاه کند.

بعد از ورود نیروهای ناتو به افغانستان، تولید مواد مخدر رشدی صعودی داشت و در سال 2007م. به رکورد 8200 تن رسید. در سال 2010م. اراضی کشت کوکنار افزایش یافت، اما طبق آمار وزارت مبارزه با مواد مخدر، در سال 2011م. تولید تریاک به 5800 تن کاهش یافت. در سال 2012م. سطح کشت کوکنار به 154000 هکتار رسید، اما باز هم به دلیل بیماری‌های گیاهی، تولید تریاک به 3700 تن کاهش یافت. کاهش تولید موجب بالا رفتن قیمت تریاک در سطح جهانی شد. کشاورزان هم برای اینکه کاهش تولید را جبران کنند، زمین‌های زیر کشت را افزایش دادند که در نتیجه میزان تولید تریاک در سال 2013م. مجدداً به 5500 تن افزایش یافت. در سال 2014 میزان اراضی زیر کشت کوکنار به 250 هزار هکتار رسید و کشت این گیاه در بعضی از ولایت‌هایی که قبلاً از بین رفته بود، دوباره از سر گرفته شد که موجب رشد تولید به میزان 6400 تن گردید، اما طبق آمار سال 2015م. با وجود ناامنی‌های گسترده، هم سطح کشت به میزان 19 درصد کاهش یافته و هم میزان محصول به دلیل وضع نامساعد هوا و بیماری‌های گیاهی، 48 درصد کاهش یافته و به میزان 3300 تن رسیده‌است، اما با توجه به تجربه گذشته، می‌توان پیش‌بینی کرد که قیمت تریاک در بازار جهانی افزایش خواهد یافت و سال 2016م. باز هم شاهد ازدیاد تولید خواهیم بود.

 

تروریسم مواد مخدر (نارکو ـ تروریسم)

برخی از مقامات آمریکایی ادعا کرده‌اند باید نیروهای خود را در افغانستان نگه‌دارند تا از مبدل شدن افغانستان به محور مواد مخدر (نارکو ـ استیت) جلوگیری شود. آمریکا و متحدان این کشور در زمان ورود به افغانستان مدعی بودند که تروریسم و مواد مخدر با هم رابطه دارد. از آنجایی که تروریسم از فروش مواد مخدر در افغانستان تغذیه می‌کند، برای از میان بردن تروریسم باید مانع تولید مواد مخدر در این کشور شد. اگر نیروهای خارجی برای از میان بردن (نارکو ـ تروریسم) به افغانستان آمده بودند، پس چرا در این کار توفیق نیافتند؛ در حالی که در طول 14 سال گذشته، بیشترین فعالیت‌های نظامی این نیروها در ولایاتی متمرکز بود که بیشترین تریاک در آن تولید می‌شد و می‌شود؟

جامعه بین‌المللی و حکومت افغانستان مدعی‌اند که میزان افزایش کشت مواد مخدر و قاچاق آن با ناامنی و جنگ در کشور، ارتباط مستقیم دارد و بنا بر آمار آنان، ولایات ناامن بیش از سایر ولایات درگیر کشت و قاچاق مواد مخدرند. بدون شک این موضوع در گسترش و افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر اثرگذار است، اما متأسفانه این ادعا برای پوشاندن سهل‌انگاری‌ها در روند مبارزه با مواد مخدر به کار گرفته می‌شود؛ زیرا پس از سال 2002م. تا چند سال، در بیشتر مناطقی که کوکنار کشت می‌شد، امنیت برقرار بود و دلیل افزایش کشت کوکنار این بود که باندهای قاچاق و مافیای مواد مخدر برخلاف سال‌های قبل از 2001م. بسیار سازمان یافته‌تر عمل می‌نمودند. اگر قبل از سال 2001م. دامنه فعالیت باندهای قاچاق مواد مخدر محدود بود، در سال‌های پسین این باندها به شبکه‌های مافیایی بین‌المللی و منطقه‌ای وصل شدند؛ طوری که امروز با قطع و یقین می‌توان گفت از زمان ورود ناتو و آمریکا به افغانستان، تولید مواد مخدر در افغانستان به‌طور حیرت‌آوری افزایش یافته‌است.

 

درآمد‌های مواد مخدر در افغانستان

طبق گزارش دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNODC)، از سال 2001 تا 2010م. مواد مخدر به ارزش 70 میلیارد دلار در افغانستان تولید شده‌است. طبق گزارش مذکور، از مجموع 70 میلیارد دلار، فقط 2 میلیارد دلار نصیب کشاورزان شده و 66 میلیارد دلار آن به جیب قاچاقچیان و مافیای بین‌المللی مواد مخدر در خارج از افغانستان رفته‌است. این اداره معتقد است که از این میزان، مبلغ 200 میلیون دلار (سالانه 20 میلیون دلار) به گروه‌های تروریستی در افغانستان تعلق گرفته‌است.

در سال 2013م. افغانستان با تولید حدود 500 تن تریاک، اولین تولیدکننده این مخدر در جهان بود. با وجود رشد اقتصادی این کشور در بخش‌های غیر مواد مخدر (تریاک) بین سال‌های 2011 تا 2016م. صندوق بین المللی پول برآورد کرده بود که ارزش افزوده حاصل از فروش مواد مخدر هم چنان بالغ بر 15 درصد تولید ناخالص داخلی سال 2013.م افغانستان را شامل شود. البته این رقم در مقایسه با سهم 29 درصدی سال 2005م. کاهش نشان می‌دهد. بنابراین تریاک، قدرت اقتصادی نیرومند در افغانستان محسوب می‌شود. درآمد حاصل از فروش تریاک، منابع درآمدی بخش بزرگی از جمعیت افغانستان را تأمین می‌کند (در سال 2013م. تریاک تقریباً 376 هزار شغل تمام‌وقت نیز ایجاد کرده بود!) از طرف دیگر، موجب تشدید فساد، تضعیف نهادهای ملی و محلی و حاکمیت قانون و البته تأمین مالی تروریست‌ها می‌شود.

بر اساس گزارش‌های موجود، ادعا می‌شود که فعالیت و تلاش حکومت افغانستان برای مبارزه با کشت و قاچاق مواد مخدر افزایش یافته و با کشف و ضبط مقدار زیادی از مواد در ولایت‌های مهم و دستگیری بعضی از اعضای باندهای فعال در کشور و تشکیل همایش‌ها، مذاکرات داخلی، منطقه‌ای و همکاری سازمان‌های بین‌المللی، کاهش 21 درصدی برای اولین بار در چهارسال گذشته، در گزارش‌ها مطرح شده‌است. وزیر مبارزه با مواد مخدر افغانستان این کاهش را دستاوردی بزرگ خواند، اما رئیس عمومی UNDCP اظهار داشت: این دستاورد می‌تواند موقتی باشد و امکان دارد به‌زودی و در جریان یک فصل دیگر، این نتایج معکوس شود. بنا به ادعای بازرس خاص آمریکا در افغانستان، در طول 14 سال گذشته، آمریکا هفت میلیارد و 600 میلیون دلار صرف مبارزه با مواد مخدر در افغانستان نموده‌است. به استناد گزارش مذکور، ایالات متحده آمریکا در مبارزه با مواد مخدر در مجموع سه‌ونیم برابر بیش از درآمد کشاورزان افغانستان از کشت کوکنار را هزینه نموده و نتیجه‌ای نیز به دست نیاورده‌است. درآمد مواد مخدر، ۳۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افغانستان را تشکیل میدهد.

 

راهبرد‌های مبارزه با مواد مخدر در افغانستان

در افغانستان، باید نخست چالش‌های فراروی کشور در مبارزه با کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر شناسایی شود و با همکاری مجامع بین‌المللی نسبت به موارد زیر اقدام صورت ‌گیرد؛ به شرطی که دست کارتل‌های داخلی و خارجی از دخالت کوتاه گردد:

 

ـــ        مزارع کشت خشخاش شناسایی، بررسی و نابود شوند و با کسب رضایت زارعان و با دادن امتیازهای لازم به آن‌ها در مورد کشت جایگزین، هدایت و همکاری کافی در نظر گرفته شود.

ـــ        دولت وحدت ملی، نهادهای بین‌المللی (سازمان بهداشت جهانی، UNODCP، INCP، UNDCP، سازمان پلیس جنایی بین‌المللی، سازمان گمرکات جهانی، کمیسیون هوانوردی بین‌المللی، سازمان بین‌المللی کار، سازمان خوراک و کشاورزی یونسکو، یونیسف) با حمایت سمن‌های محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، نسبت به آموزش‌های لازم، تبلیغات، معالجه و بازپروری معتادان، تعقیب و دستگیری اعضا و سران باندهای تولید و قاچاق، بررسی‌های دقیق گمرکی، کنترل هوایی، ایجاد کار و اشتغال مفید و مؤثر ـ به نحوی که در قطعنامه پایانی همایش ملی مبارزه با مواد مخدر در کابل آمده‌است، ممنوعیت قانونی تولید مواد مخدر که با ممنوعیت اعتقادی همراه باشد و نیز اصلاحات قضایی، آگاهی‌های عمومی و تلاش در جهت کاهش تقاضای بین‌المللی، اقدامات جدی به‌عمل آورند.

ـــ        تشکیل و آموزش و تربیت پلیس نیرومند برای مبارزه با مواد مخدر.

ـــ        عزل اعضای بلندپایه دولت و فرماندهان نظامی و اخراج افراد خارجی که با این معضل و پدیده شوم ارتباط دارند و چالش عمده‌ای برای این مبارزه به حساب می‌آیند.

ـــ        اصلاح اقتصاد سیاه و جداسازی آن از اقتصاد ملی کشور.

ـــ        ایجاد امنیت اقتصادی و مشروعیت شغلی.

ـــ        عدم فراموشی و غفلت جامعه جهانی، کشور‌های همسایه و کشورهای دوست نسبت به فرجام افغانستان که هر لحظه می‌تواند تهدیدی منطقه‌ای و بین‌المللی باشد و جهانیان را به مخاطره اندازد.

 

نتیجه‌گیری

مواد مخدر کاملاً و به‌خوبی در فرهنگ سیاسی غرب وارد شده‌است. به طور کلی، مصلحت سیاسی، از پلیس و ادعاهای پرطمطراق بین‌المللی در این صحنه پُرقدرت‌تر اعمال نظر می‌کند و مبارزه جهانی با مواد مخدر از سوی حکومت‌های سلطه‌جو کم‌رنگ و بی‌ارزش می‌شود. در پس‌پرده گسترش مواد مخدر در جهان، قدرت‌های بزرگ جهانی قرار دارند و حتی اکنون هم که پدیده مواد مخدر و گسترش انواع آن به عنوان یک معضل اجتماعی، سیاسی و اخیراً به عنوان یک بحران در صحنه بین‌المللی، در سطح کشورها در دستور کار قرار گرفته، باز هم تجارت مواد مخدر به منظور تداوم سلطه بر مستعمرات، جلوه دیگری یافته و از ابزارهای ضد فرهنگی برای تحمیق، و از حربه‌های اقتصادی برای توسیع، و از تسلیحات نظامی برای حفظ شبکه‌های مواد مخدر استفاده شده‌است. جنگ تریاک در چین یک مثال تاریخی است و جنگ هروئین که در منطقه به‌وجود آمده، شکلی از اَشکال سلطه‌جویی غرب است. البته افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر در بیش از یک دهه گذشته در افغانستان، به عامل خاص منحصر نمی‌گردد و مجموعه‌ای از عوامل و زمینه‌های خارجی و داخلی در آن شریک‌اند، ولی مهم‌ترین عامل فقدان اراده جدی بین‌المللی و داخلی در مبارزه صادقانه با مواد مخدر است که یکی از دلایل اساسی آن، نفوذ، قدرت و نقش اشخاص و عناصری مربوط به باندهای مافیایی مواد مخدر است. اعترافات برخی از بالاترین مقامات حکومتی و نیز گزارش‌های افشاگرانه برخی از رسانه‌های مستقل خارجی شواهد و دلایل متقنی را در این ارتباط ارائه می‌دارند.

از منظر بسیاری، حکومت افغانستان در مبارزه علیه مواد مخدر فاقد اراده و تصمیم است. در این رابطه، نقش مهم‌تر را باید نیروهای خارجی به عهده می‌گرفتند که چنین نکردند و به شکل سؤال‌‌برانگیزی حضور آنان در رشد تولید کوکنار در افغانستان مؤثر افتاد. در کشورهایی نظیر افغانستان که توسط حکومت‌های ناکام اداره می‌شوند، مصرف پول در جهت مبارزه با مواد مخدر فقط می‌تواند کمک به مقامات فاسد دولتی باشد و کشاورزان از آن بهره نمی‌برند. در مورد کمک ادعایی آمریکا در کار مبارزه با مواد مخدر نیز مشخص نیست که این پول ادعایی چگونه در مبارزه با مواد مخدر به مصرف رسیده، اما آنچه مشخص است، این است که کشاورزان از آن بهره‌ای نبرده‌اند.

جهت کاهش مصرف مواد مخدر در کشور‌های مصرف‌کننده غربی، نمی‌تواند نقش مهمی در کاهش تقاضا و در نتیجه کاهش تولید در کشور‌های تولیدکننده داشته باشد؛ زیرا بزرگ‌ترین بازار مصرف مواد مخدر الآن در ایران است و غرب به دلایل سیاسی، از این واقعیّت خشنود است. مبارزه فقط در کشور تولیدکننده نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد؛ زیرا اگر بنا بر هر دلیلی در تولید کاهش به عمل آید، این کاهش با صعود قیمت در بازار نمایان می‌گردد و مشوقی برای تولید در سال بعد خواهد شد. بنابراین، باید در کشور‌های مصرف‌کننده نیز مبارزه جدی با مصرف مواد مخدر صورت گیرد. در این میان، نکته جالب حمایت‌های بین‌المللی است که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از تولیدکنندگان مواد افیونی صورت می‌گیرد.

شماری از بزرگ‌ترین سازمان‌های امداد جهانی ـ مانند حمایت بین‌المللی، آکسفام، مرسی کورپس ـ در نامه‌ای سرگشاده، خطاب به رایس ـ وزیر خارجه اسبق آمریکا ـ هشدار داده بودند که نابودی مزارع خشخاش بخش‌های بزرگی از افغانستان را بی‌ثبات خواهد کرد که به سود رهبران مسلح محلی تمام می‌شود.  بانک جهانی نیز رسماً اعلام کرد که قطع یک‌باره ارتباط درآمدهای ناشی از مواد مخدر از اقتصاد افغانستان، موجب سقوط اقتصاد این کشور خواهد شد و باید مسئله مواد مخدر در بلندمدت حل شود. این توصیه بانک جهانی به معنی به رسمیت شناختن اقتصاد سیاه افغانستان، حداقل در یک دوره گذار است.

اقتصاد سیاهِ تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان، تنها بخشی از مشکل اقتصاد این کشور محسوب می‌شود؛ مهم‌تر از آن، شبکه‌هایی هستند که در طول 25 سال جنگ در این کشور، ارکان اقتصاد را در اختیار خود گرفته و موفق شده‌اند اقتصاد سیاه مواد مخدر را به بخشی از تولید ملی کشور تبدیل کنند. آقای گوستا ـ مدیر دفتر بین‌المللی کنترل مواد مخدر سازمان ملل ـ می‌گوید: اکنون درآمد حاصل از تجارت مواد مخدر به‌طور متوسط معادل 30 میلیارد دلار در سال است. با این حساب، قسمت اعظم دارایی اقتصادی افغانستان را تجارت تریاک تأمین می‌کند. این خطر نیز وجود دارد که افغانستان بیش از گذشته به یک دولت ناتوان تبدیل شود، اما این بار، به جهت فرو افتادن در دست کارتل‌های قاچاق مواد مخدر!

نقش دولتها و قدرت‌های بزرگ در دهه‌های اخیر در گسترش مواد مخدر در جهان و فراهم کردن زمینه‌های قاچاق و ترانزیت آن در صحنه بین‌الملل، این پدیده را به یک بلای جهانی و معضل ملی در سطح کشورها تبدیل کرده‌است. جنگ‌های تریاک عصر حاضر، به صورت پنهان بشر را در معرض تهدید قرار داده‌است و کارتل‌های قاچاق مواد مخدر و دولت‌های حامی آن‌ها، دنیا را به دردسر انداخته و تجارت سالم و قانونی را به فساد کشیده‌اند.

آغاز و ادامه روند دولت و ملت‌سازی در افغانستان و اقتدار حکومت مردم‌سالارِ مسلط بر سراسر افغانستان می‌تواند راه‌حل این مشکل باشد. این کار فقط در صورتی ممکن است که در افغانستان صلح برقرار گردد. بنابراین، کاهش تولید مواد مخدر در افغانستان مانند هر برنامه، در انتظار صلح است و تا آن زمان، افغانستان همچنان در صدر کشور‌های تولیدکننده مواد مخدر باقی خواهد ماند.

 

 

 

 

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۷۵
تاریخ ثبت : 19 مهر 1395

دسته بندی