نشریه فرهنگ انقلاب اسلامی - نشریه الکترونیکی - نشریه شماره 20 و 21 فرهنگ انقلاب اسلامی - چرا فیلم ترسناک را دوست

چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • چرا فیلم ترسناک را دوست داریم؟

  • تعداد بازدید : ۸۹۵
    تاریخ ثبت : 17 بهمن 1394

چرا فیلم ترسناک را دوست داریم؟

چرا فیلم ترسناک را دوست داریم؟


چرا فیلمهای ترسناک را

دوست داریم؟

 

وقتی ویلیام فریدکین (William Friedkin) کارگردان فیلم «جنگیر» در سال 1973م. جلوی دوربین خودش ظاهر شد و پیش از شروع فیلم گفت: «حالا چراغها را خاموش کنید، صدا را زیاد کنید و از فیلم جنگیر لذت ببرید»، شاید کسی نمیدانست این لذت با لذتهای اکسپرسیونیستی مطب دکتر کالیگاریِ (1919م.) رابرت وینه (Robert Wiene)، نوسفراتو: سمفونی وحشتِ (1922م.) فردریش مورنا (Friedrich Murnau) یا حتی روانیِ (1960م.) آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) متفاوت است.

فضای افسونکننده گونه (1) ترس گوتیک که مایههای ناامیدی، کابوس، زندگی ابدی، دیوانگی و عشقهای مالیخولیایی را در خود داشت، کمکم جای خود را به زیرگونههای ترسناک همر، ترسناک ماورایی (2)، فیلمهای سلاخی (یا slaughter) و غیره داد. در این بین، فیلمهای ترسناک ماورایی بیش از زیرگونههای دیگر محبوب شدند و تولید آنها معمولا با اقبال گیشهها همراه بوده است.

اما چه چیزی باعث شده است این زیرگونههای جدید تبدیل به یکی از محبوبترین و پولسازترین ژانرهای سینمایی هالیوود شوند؟ در این جستار، نویسنده بر آن است تا با نگاهی به زیرگونه ترسناک ماورایی و بررسی موردی یکی از فیلمهای مشهور این گونه، برای چرایی و چگونگی این پدیده پاسخهایی بیابد و روشن سازد معنویت انسانهای قرن بیستویکم چه نقشی در این بین ایفا میکند؛ معنویتی که از دیدگاه عدهای از بین رفته است و از نگاه عدهای دیگر، تغییر شکل دادهاست.

 

مقدمه

دانل اولسن (Danel Olson)، در دیباچه کتاب «جنگیر: مطالعاتی در باب فیلم ترسناک» (2011م.) میگوید: «اهریمنها وجود دارند ـ حداقل در فولکلور! ـ تا کاری کنند ما از خودمان خجالت بکشیم؛ تا بترسیم، از انسانیت خود بدمان بیاید و از یکدیگر بِبُریم، تا اعتقاد و اعتماد ما را سست کنند. اهریمنها باعث میشوند حس غالب در گوتیک کهن زنده شود: ناامیدی.» ناامیدی در تمامی ادیان و مذاهب الهی، از گناهان بزرگ شناخته میشود. در دین اسلام ناامیدی از گناهان کبیره برشمرده میشود. در قرآن (یوسف: 87) به این نکته اشاره میشود که جز گروه کافران، کسی از رحمت خداوند ناامید نمیشود. در مسیحیت نیز نااُمیدی از نشانههای کفر است و در انجیل یوحنا آمدهاست که قلبهایتان را از ترس و ناامیدی آکنده نکنید.

در مذمت سینمای ترس هالیوود، حرفها، مقالهها و کتابهای بسیاری عرضه شدهاند که لزوماً پشتوانه دینی ندارند. جنبههای مخرب این فیلمها بارها و بارها بررسی و به چالش کشیده شدهاند. گرگوری والر (Gregory A. Waller) ـ استاد دانشگاه ایندیانای آمریکا در گروه فرهنگ و ارتباطات ـ در مقدمه کتاب «فیلمهای ترسناک آمریکا: مقالاتی در باب سینمای ترسناک مدرن آمریکا» (1987م.) دست روی ویژگیهای فیلمهای ترسناک میگذارد و به این نکته اشاره میکند که سینمای ترسناکْ خطوط قرمز اجتماعی بصری را گذراندهاست. او در همین مطلب میگوید ریشههای نمود خشونت در فرهنگ امروز آمریکا را باید در فیلمهای ترسناک جستوجو کرد.

در این بین، نگاههای دیگری نیز وجود دارند که این گونه سینمایی را سیاه میدانند، ولی نه سیاهِ مطلق. اوون گلیبرمن (Owen Gleiberman) منتقد مجله «Entertainment Weekly» همزمان با اکران فیلم «احضار» (2013م.) به کارگردانی جیمز ون (James Wan) عنوان کرد: «فانتزی فیلمهای جنگیری در این است که در آنها اهریمن به نمایش در میآید و خداوند نیز قدرت خود را آشکار میکند تا اهریمن نابود شود.» این فانتزی 40 سال پیش در فیلم «جنگیر» درست شد. فیلمی که از روی رمان سال 1971م. ویلیام پیتر بلتی (William Peter Blatty) ساخته شد و درست دو روز قبل از کریسمس 1973م. به نمایش درآمد. فیلم همانند رمان، دنبالهای بر فیلم بینظیر «کودک رزماری» (1968) رومان پولانسکی (Roman Polanski) بود. البته این موضوع که فیلم «جنگیر» دنباله فیلم «کودک رزماری» است، هیچوقت تایید نشد. این فیلمِ پولانسکی که با ذکاوت و بینشی هیچکاکگونه بر اساس رمان ایرا لوین (Ira Levin) ساخته شد، اهریمن را به آشیانه خانواده آمریکایی آورد.»

تغییر شکل معنویت یا ازبین رفتن آن، زندگی مدرن و پسامدرن ـ یا به تعبیر فردریک نیچه «Gott ist tot» (= [ایمان] به معنای خدا [در غرب] مرده است)؛ جملهای که در دهه 60م. شعار جنبش الحاد در آمریکا بود ـ چه تغییری در زندگی انسان نوین شکل دادهاست؟ آیا تکامل گونه ترس منجر به ایجاد نقص در آن شدهاست یا اینکه مانند شکافت هسته اتم، جز ساخت بمبهای کشتارجمعی، استفاده دیگری هم از آن میشود کرد؟

 

پیشینه

بررسی سینمای ترس همواره برای منتقدان مطرح بودهاست؛ چرا که این گونه همواره آینه واقعیتهای زشت جهان بودهاست؛ موارد گوناگونی که هریک در زیرگونهای از فیلمهای ترسناک منعکس شدهاند: انسان، بورژوآزی، جنگهای جهانی، بمب اتم، ایدز، سرطان، فمینیسم و آنتیفمینیسم، جهش ژنتیکی، طبیعت، خلقت و خدا.

پم کوک (Pam Cook) در کتاب سینما (1985م.) میگوید از 1970م. به بعد، فیلمهای ترسناک جای خود را بین منتقدان پیدا کردند و این به خاطر تغییر روانکاوانهای بود که در داستان و بعضاً در روایت رخ میداد. هیولایی که درون ما وجود داشت و شکل خارجی به خود میگرفت، به بیگانهای تبدیل شد که به قول رابین وود (Robin Wood) حالت عادی و هنجار را مورد تهدید قرار میدهد؛ اتفاقی که به نوعی پایان ترس گوتیک محسوب میشد و مضامین رایج در فیلمهای اکسپرسیونیستی را به مرحله بالاتری میبرد. به عبارت دیگر، فیلمهای وحشت بازتاب انحطاط وحشتناکی است که در فرهنگ غرب رخ دادهاست؛ گویی انسان غربی در سینمای وحشت، سیمای سیاستِ دولتهای خود را بهویژه در مورد دیگران میبیند.

واژه ترس برای اولین بار در رمان «گوتیک قلعه اورتانتو» (1764م.) اثر هوراس والپل (Horace Walpole) به ادبیات راه پیدا کرد؛ داستانی آکنده از ملودرامهای اسرارآمیز و اتفاقات ماورای طبیعی که منجر به آغاز نوشتن به سبک گوتیک شد. بعد از والپل، نویسندههای دیگری چون آن رادکلیف (Ann Radcliffe) با رمان «اسرار اودولفو» (1794م.) و متیو گرگوری لوئیس با رمان معروف «کاهن» (1796م.) ظهور کردند و تعلیق و دلهره را با خود به ارمغان آوردند. با آغاز قرن نوزدهم، نویسندگان رمانتیک شهیری چون ساموئل کالریج (Samuel Taylor Coleridge) و گوته (Goethe) در آثار خود ترس را منعکس کردند که همه و همه مقدمهای بود برای ظهور اربابان ترس. وقتی ماری شلی (Mary Shelley) رمان «فرانکشتاین» را در سال 1818م. به پیشنهاد لرد بایرون نوشت، شاید هرگز فکر نمیکرد سنگهای زیرین بنایی را پایه میگذارد که نزدیک دو قرن دیگر، سر به آسمان خواهد کشید. با این حال، شلی تنها نبود. تنها یک سال بعد، داستان کوتاه «خونآشام» توسط جان پولیدوری (John Polidori) نوشته شد. تا قبل از پایان آن قرن، جوزف شریدان لوفانو (Joseph Sheridan Le Fanu) رمان «کامیلا» (1871م.) و برام استوکر (Bram Stoker) رمان «دراکولا» (1897م.) را نوشتند و این زیربنا را بیش از پیش استحکام بخشیدند. به دلیل اصالت بریتانیایی که همه این آثار دارند، به جرأت میتوان گفت که این یک گونه هالیوودی نیست. با این حال، اگر شلی را معمار این گونه بنامیم، بیشک هالیوود پیمانکاری است که این ساختمان را ساخت و برج و باروهایش را تکمیل کرد. بررسی تاریخ سینمای ترس زیر ذرهبین این جستار نیست و ناگزیر به همین اندازه اکتفا میشود، ولی باید تأکید کرد که سینمای ترس بازتاب ناخودآگاه ترسی است که در زوایای زندگی فردی و اجتماعی انسان غربی لانه کرده و نشان میدهد که این انسان، چگونه انسانیت را هدف گرفتهاست.

 

واژگان

ترس : در این نوشتار معادل واژه Horror است. ترسیدن یک مکانیسم یا نظام دفاعی در بدن است که به شکل جسمانی و روانی بروز پیدا کرده و عملکرد معمول بدن را تغییر میدهد. این تغییر با آزاد شدن آدرنالین همراه است. این نظام غریزی از ابتدای پا نهادن به جهان و به هوش آمدن (آغاز کار مغز) آغاز به کار میکند. گاهی احساس ترس یا خطر از ندانستن کنشها و واکنشها در پیرامون نشأت میگیرد. در این صورت، با کنار رفتن پردهها و حجابها و با روشن شدن هر ناشناختهای در پرتوی دانش (دانستن) ترس نیز از بین میرود. ترس از تاریکی در کودکان نمونه بارزی در اینباره است.

معنویت: در این نوشتار، آنچه مربوط به معنی است در برابر ظاهر و ماده قرار میگیرد. در این تعریف، «دین» هسته مرکزی معنویات است. اگر دین را نظامی هدفمند و بیرونی برای رسیدن به حقیقت مطلق، علتالعلل یا خداوند بدانیم، معنویات یک جستوجوی درونی و روحانی برای هر کس خواهد بود. گروهی از مردم در غرب با اعتقاد به معنویات، به دین کنونی مسیحیت اعتقادی ندارند. اینگونه افراد که خود را «معنویِ غیردینی» (SBNR, Spiritual But Not Religious) میخوانند، طبق نظرسنجی سایت گالوپ، یکسوم از جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند. وجود این جمعیت چشمگیر در کشور آمریکا که بازار اول هالیوود است، در بررسی زیرگونه ترسناک ماورایی از اهمیت ویژهای برخوردار است.

 

زیرگونه ترسناک ماورایی: چارلز دری (1977م.) ـ زیباشناس فیلم ـ در کتاب «رؤیاهای تاریک» درباره این زیرگونه چنین گفتهاست که این فیلمها نشان میدهند در این دنیا، نیروهای اهریمنی وجود دارند که همواره بر زندگی بشر تأثیر گذاشتهاند. گاهی این نیروها تنها یک حس ماورایی هستند؛ مانند فیلم «حالا نگاه نکن» (1973م.) اثر نیکولاس روگ (Nicolas Roeg) و گاهی در قالب جادوگرها، شیاطین یا اهریمنها نشان داده شدهاند. این نوع فیلمها از سابقه قابل توجهی برخوردارند؛ هرچند فریدکین با فیلم «جنگیر» قالبی را پیش روی دیگر کارگردانان گذاشت.

درست است که مضمون نیروهای اهریمنی در ادبیات آمریکایی وجود داشته است ـ خانه هفت شیروانی (1851م.) نوشته ناتانائیل هاثورن (Nathaniel Hawthorne)، افسانه اسلیپی هالو (1820م.) نوشته واشنگتن ایروینگ (Washington Irving)، کلاغ (1845م.) نوشته ادگار آلنپو (Edgar Allan Poe) و سختتر شدن اوضاع (1898م.) نوشته هنری جیمز (Henry James) ـ اما همانطور که پیشتر گفته شد، ادبیات بریتانیا پیشگام این گونه ادبی بود و وقتی که ادبیات آمریکا از نیروهای اهریمنی حرف میزند، ماری شلی و برام استوکر به این نیرو تجسد بخشیدند.

 

روش پژوهش

این مقاله مبتنی بر شیوه توصیفی ـ تحلیلی بوده و روش گردآوری دادهها از نوع کتابخانهای و با استفاده از منابع مکتوب و دیجیتال است. این مقاله به بررسی موردی یک نمونه پرداختهاست.

 

 

فیلم جنگیر

کارگردان: ویلیام فریدکین / نویسنده و تهیهکننده: ویلیام پیتر بلتی / محصول سال 1973م. آمریکا ـ رنگی / مدت: 122 دقیقه (نسخه سینمایی) ـ 132 دقیقه (نسخه کارگردان) / زبان اصلی: انگلیسی / در چهل و ششمین مراسم اسکار: نامزد دریافت جایزه در ده رشته / اولین فیلم ترسناکی که نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم بودهاست / برنده دو جایزه اسکار برای بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین صداگذاری / برنده 4 جایزه گلدن گلوب.

 

خلاصه فیلم

داستان اصلی در شهر جرج تاون در حومه واشنگتن روایت میشود. کریس مکنیل ـ بازیگر معروف تلویزیون ـ به توصیه پزشکانی که از درمان دخترش ریگن که مبتلا به تشنج است عاجزند ـ به کشیش جوانی به نام پدر کاراس مراجعه میکند. مادر پدر کاراس به بیماری مرگباری دچار است. سیر وقایع زندگی پدر کاراس اعتقاد او را سست کرده و او را به سوی ناامیدی کشاندهاست. پس از اینکه پدر کاراس از تسخیر بدن ریگن توسط اهریمن مطمئن میشود، با مراجعه به کلیسا تقاضای اجازه برای اجرای عملیات جنگیری میکند. کلیسا برای این کار، شخصی باتجربهتر را سراغ دارد: پدر مرین. مرین کشیشی پیر است و موجودی را که بدن ریگن را تسخیر کردهاست، میشناسد. در طول اجرای مراسم سخت و طاقتفرسا، پدر مرین جان خود را از دست میدهد. در نهایت، پدر کاراس موفق به بیرون کشیدن اهریمن از بدن دخترک میشود، اما به بهای عمر خودش.

 

بحث و بررسی

جنگیر را میتوان یکی از جریانسازترین فیلمهای سینمای ترس برشمرد. در دهه 70م. و پس از آن، آثار دیگری به تقلید از آن ساخته شدند. میتوان گفت که هیچ یک از این فیلمها، حتی نسخههای بعدی همین فیلم ـ یعنی «جنگیر2: کافر» (1977م.)، «جنگیر3» (1989م.)، «جنگیر: سرآغاز» (2004م.) و «فرمانروایی: دنبالهای بر جنگیر» (2005م.) ـ نتوانستند به موفقیت فیلم اول برسند و با گذشت 40 سال، هنوز این فیلم بیرقیب ماندهاست. پیروی از اصول سینمای ترسناک و توجه بیبدیل به جزئیات، شاید از دلایل این موفقیت باشد.

ارتباط با «بیگانهها» یکی از اصلیترین مضامین فیلمهای گونه ترس است. گاهی این بیگانگان دشمنانی هستند از سیارات دیگر ـ مثل «غارتگر» (1987م.) و «بیگانه» (1979م.) ـ و گاه بیگانگانی برخاسته از اعتقادات قدیم و دنیای ناشناخته باستان. تهدیداتی که انسان امروز را به وحشت انداختهاند، در جهان پیرامون او به وقوع میپیوندند: جنگ، بمب اتم، فاجعه هیروشیما، کشتار مردم در فلسطین، تروریسم، جرم و جنایت، بیماریهایی چون ایدز و سرطان. ترسی که در این زیرگونه سینمایی به مخاطب القا میشود از جنس دیگری است؛ از جنس خود او.

در روایت فیلم میبینیم که اهریمن در جسم یک دختر از خانوادهای مرفه حلول میکند؛ خانوادهای که امنیت و نظم در آن وجود دارد و خودْ نمادی از جهان مطلوب است. بیگانه با نقض امنیت و به هم ریختن نظم، هنجارها را میشکند و سبب ایجاد ترس میشود. در جهانی که همه چیز باید ملموس باشد، میبینیم که خانواده ریگن به پزشکان و متخصصان رجوع میکنند، اما همه از درک این پدیده عاجزند. پس وقتی که عینیتهای ملموسِ اندازهپذیر فایدهای ندارد، نقش مردان دیگر پررنگ میشود.

با حضور کشیشها دیگر منطق محسوس پاسخگو نیست و نبرد خیر و شر از اعتقادات آنها ریشه میگیرد. جهانی که برای بیننده پدید میآید، با جهان فیزیکی و ملموسی که او میشناسد تفاوت دارد. اینجاست که آشناییزدایی در هر شات از فیلم دیده میشود و ترس را میآفریند. نبرد تکراری سفید و سیاه شکل میگیرد، اما دیگر کلیشه قدیس و شیطان طرح نمیشود. پدر کاراس شخصیت خاکستری این نبرد است که با اعتقاداتی سست پا به عرصه مبارزه میگذارد. اهریمنی که زاده اعمال بشر است، با کشیشی دلسرد از رحمت خدا درگیر میشود؛ نبردی که پایاپای است و هر دو کشیش جان خود را در آن از دست میدهند؛ یکی به واسطه ضعف جسمانیاش و دیگری به دلیل ضعف در ایمان. کشیش گویی نمادی است از وضعیت کنونی دیانت در غرب؛ دیانتی ضعیف و آلوده به آنچه که نباید به آن آلوده شود: دنیاپرستی.

تسخیر جسم یک انسان توسط اهریمن در فضای مدرنیته اتفاق میافتد؛ جایی که علم همواره پاسخی باید در آستین داشته باشد و جهان تنها به شکل دنیوی خلاصه شدهاست. اما برای این موضوع، تنها متافیزیک است که معنا پیدا میکند. اینجا جایی است که به نقطه قوت فیلم ترسناک ماورایی تبدیل میشود: بازگشت به متافیزیک، معنویت یا خداوند. تنها در این روایت است که معنویت در جهانی که لگام علم دارد، به عرصه ظهور میرسد. در نبرد خیر و شر که معمولاً با پیروزی خیر به انجام میرسد، بشرْ دستی را که از ورای فیزیک برایش دراز شدهاست، میگیرد؛ محملی که میتواند در آن به رشد و تعالی برسد. چرا فیلمهای ماورایی را دوست داریم؟ آیا برای این است که گاهی آنها وجود نیروی مطلق خیر (خداوند) را نیز بروز میدهند؟

 

بحث و نتیجه

اوون گلیبرمن ـ منتقد سینما ـ درباره «جنگیر» میگوید: «در اواخر دهه 60 که فرهنگ، جامعه و سنت از هم منفک میشدند، حرف از این بود که در زمانهای "بدون خدا" زندگی میکنیم. در یکی از شاتهای فیلم "کودک رزماری" تصویر روی جلد مجله تایمز نشان داده میشد که روی آن نوشته شد بود: "آیا خدا مردهاست؟" و انگار که در فیلم به این پرسش جواب داده شده بود: "بله"؛ یعنی که خداوند روزی اینجا بودهاست و حالا شیطان جای او را گرفتهاست. اما در "جنگیر" میبینیم که شیطان ظهور میکند و در عین عجز، خانواده دست به دامان خداوند میشوند. "جنگیر" شاید فیلمی بود که خدا را در فرهنگ آمریکا دوباره زنده کرد.»

در جامعهای که طبق آمار، یکسوم از جمعیت آن بدون اعتقاد به وجود خدا زندگی میکند ولی از زندگی میترسد (SBNRها)، ساخت فیلمهایی مانند «جنگیر» به نظر کمفایده نیست. در صنعت سینمایی هالیوود سرمایه حرف اول را میزند و به گفته ویلیم فادیمن (William Fadiman): «هالیوود از شمال و جنوب و شرق و غرب، محدود است به دلالها!» ساخت این گونه فیلمها با توجه به این جمعیت قابل توجه و بازاری که برای هالیوود وجود دارد، همواره فروش گیشه را تأمین میکند. فیلم «جنگیر» که با بودجه حدود 12 میلیون دلار ساخته شد، در مجموع فروش جهانی خود (در سینما، تلویزیون و نسخههای خانگی) 401 میلیون دلار فروش داشت که در بین فیلمهای گونه ترسناک، رقم قابل توجهی است.

 با همه این اوصاف، نقدهای وارده به فیلمهای ترسناک و اثرات مخربی که دارند، وجود نشانههایی از پیامهای انسانی، حتی معنوی و گاهی دینی نیز در بین فیلمهای هالیوود انکارپذیر نیست. معنویت اگرچه حتی دستاویزی برای هالیوود باشد تا به درآمدهای بیشتری برسد، با توجه به ساخت استادانه و جذاب و مقیاس گسترده پخش که به آن مجهز است، آن هم در دنیایی که نفوذ معنویت نه تنها در فرهنگ غرب، بلکه در فرهنگهای شرقی نیز کمتر و کمتر میشود، چندان هم بد به نظر نمیرسد!

 

پینوشتها

 

(1)   در این جستار گونه همان Genre و زیرگونه همان Subgenre است.

(2)     معادل Horror-of-the-Demonic film که نویسنده معادل «زیرگونه ترسناک ماورایی» را برگزیده است.

 

کتابنامه

 

        مهدوی فر، سید حسن(1384). رویای بهشت: نگاهی به فیلمهای معناگرای جهان از 1970 تا کنون، چاپ اول، تهران، انتشارات بنیاد سینمایی فارابی.

        هیوارد، سوزان (1388). مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، ترجمه فتاح محمدی، چاپ سوم، زنجان، نشر هزاره سوم.

        هیرمندی، رضا (1381). فرهنگ گفتههای طنزآمیز، تهران، نشر فرهنگ معاصر.

 

        Derry, C.(1977).Dark Dreams: A Psychological History of the Modern Horror Film; A.S. Barnes & Co, USA

        Olson, D. (2011). The Exorcist: Studies in the Horror Film; Centipede Press

        Cook, P. (1985). The Cinema Book; British Film Institute

        Waller, G. A. (1987). American Horrors: Essays on the Modern American Horror film ; University of Illinois Press

        Smith, G. N. (1999). The Oxford History of World Cinema; Oxford University Press

        Key, W. B. (1976). Media Sexploitation; Prentice Hall Trade

        Gleiberman, O. (2013). Why we like exorcist movies: They dont just showcase the Devil, they conjure up God too, Entertainment Weekly, Retrieved 8/20/2013 from http://insidemovies.ew.com/2013/07/27/why-we-like-exorcist-movies

          http://www.gallup.com/poll/7759/americans-spiritual-searches-turn-inward.aspx

 

 

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۸۹۵
تاریخ ثبت : 17 بهمن 1394

دسته بندی