- نشریه الکترونیک فرهنگ اسلامی - نشریه شماره 2 فرهنگ انقلاب اسلامی - بیداری اسلامی و کلبه الکترونیک
آرشیو نشریات

دسته بندی

  • بیداری اسلامی و کلبه الکترونیک الوین تافلر

  • تعداد بازدید : ۰
    تاریخ انتشار : 21 دی 1394

بیداری اسلامی و کلبه الکترونیک الوین تافلر

بیداری اسلامی و کلبه الکترونیک الوین تافلر

بیداری اسـلامی

کلبه الکترونیک الوین تافلر

نقش رسانه و شبکه‌های اجتماعی در تحولات حوزه بیداری اسلامی

 

 

     Text Box: مقدمهامروزه پیشرفت تکنولوژی و گسترش رسانه‌های جمعی، تحولات بسیاری را در ارتباطات و عرصه‌های گوناگون فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جامعۀ بشری به وجود آورده است. در این میان، اینترنت از ابزارهای مهم ارتباطی عصر جدید است که در کنار دیگر کارکردهایش، ازسویی آگاهی سیاسی افراد را افزایش می‌دهد و ازسوی دیگر، آن‌ها را در مناسبت‌های سیاسی درگیر می‌کند و فضایی برای تبادل نظرهای سیاسی پدید می‌آورد.

فضای مجازی به عرصه‌ای برای گفت‌وگو تبدیل شده است و ویژگی اصلی آن، پویایی این فضاست. فضای مجازی با توجه به ابزارهایی که در اختیار کاربران قرار می‌دهد، سبب می‌شود افراد بهتر بتوانند گرایش‌های سیاسی خود را نشان دهند. یک گروه از این فضاها که مخاطبان پرشماری را جذب کرده‌اند، شبکه‌های اجتماعی هستند.

شبکه‌های اجتماعی مجازی، اغلب سرویس‌هایی مبتنی بر وب هستند: سرویس‌هایی آن‌لاین یا سایت‌هایی که افراد، دیدگاه‌ها و علاقه‌مندی‌های خود را در آن بیان می‌کنند یا با دیگران به اشتراک می‌گذارند. ازجمله کارکردهای سیاسی شبکه‌های اجتماعی، اثرگذاری در روند انقلاب‌های خاورمیانه و گسترش حرکت بیداری اسلامی است. البته آنچه در این تحولات شایان توجه است، نقش رسانه‌های ارتباط‌جمعی به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی ازجمله توییتر و فیس‌بوک در اطلاع‌رسانی است. گسترش این دگرگونی‌ها نقش این شبکه‌ها را در تحول‌های سیاسی و اجتماعی، بیش‌ازپیش نشان می‌دهد. در این میان، مصر از کشورهای تأثیرگذار خاورمیانه محسوب می‌شود؛ چون نقش شبکه‌های اجتماعی در آن برجسته‌تر است.

 

     Text Box: نظریۀ موج سوم

آلوین تافلر یکی از پیشگامان جهانی تغییر و تحول در دنیاست. او به‌سهم خود تلاش می‌کند آیندۀ جهان را به تصویر بکشد. او می‌کوشد نشان دهد چگونه شیوۀ زندگی و تجارت و ارتباطات بر پایۀ نیازها و در چهارچوب فناوری‌ها تغییر خواهد کرد. برای مثال، وی در کتاب شک آینده، مستقیماً سازمان‌های با ساختار مدیریت شبکه‌ای را بررسی و تحلیل کرده است.

به‌این‌ترتیب می‌توان گفت ما هم‌اکنون سوار بر موج تکنولوژی، درحال پیشروی به‌سوی آینده هستیم. اگر جامعه‌ای در این مسیر حرکت نکند، در سال‌های آینده بازار هدف و مصرف کشورهای توسعه‌یافته قرار خواهد گرفت و این نحوۀ تجارت بر آن تحمیل خواهد شد؛ بی‌آنکه سود اصلی آن عایدش شود. بنابراین، تحقیق و آموزش و یادگیری برای سواربودن بر این موج، بسیار حیاتی است.

تحول دیگری که تافلر مطرح می‌کند، جهش جامعۀ موج‌سومی به‌سوی کلبۀ الکترونیک است؛ به‌این‌معنا که ابزارهای الکترونیک، این امکان را به افراد می‌دهد که از راه دور به شغل‌های متمرکز در خانه روی آورند. جهش به‌سوی نظام جدید تولید در بخش صنعتی و اداری و نیز تحقق احتمالی کلبۀ الکترونیک، باعث خواهد شد تا محتوای همۀ مباحث دگرگون شود. با این تحول، چه‌بسا بسیاری از مباحثی که امروزه مردم بر سر آن‌ها با یکدیگر بحث‌وجدل می‌کنند، به‌طور کلی بی‌معنا و منسوخ شود.

تافلر نتیجه می‌گیرد: از هم‌اکنون با قاطعیت می‌شود گفت کلبۀ الکترونیک در آینده تا چه حد گسترش خواهد یافت. اگر فقط ۲۰درصد نیروی کار فعلی، در بیست تا سی سال آینده به کلبه‌های الکترونیک بپیوندند، نظام شهری، محیط زیست، ساخت خانواده، نظام ارزش‌ها، حتی نظام سیاسی جامعه تحت‌تأثیر قرار خواهد گرفت.

وی ادعا می‌کند امروزه تاریخ حتی با شتاب‌ بیشتری بستر زمان را طی می‌کند و طی چند دهه، خود را به کمال خواهد رساند. تمامی انسان‌هایی که روی کرۀ زمین زندگی می‌کنند، آثار موج سوم را در دوران خود احساس خواهند کرد. به‌نظر وی، بسیاری از وجوه این تمدنِ درحال تکوین، با تمدن صنعتی در تعارض است. این تمدن درحالی‌که بسیار فنی است، ضدصنعت نیز هست.

موج سوم با خود شیوۀ‌ نوینی از زندگی را می‌آورد که بر منابع انرژی متنوع و احیاپذیر و روش‌های تولیدی (تولید انبوه) کارخانه‌ها اثر می‌گذارد و آن‌ها را منسوخ می‌کند. این شیوه همچنین در خانواده‌های جدید غیرهسته‌ای و در نهادی نوین که می‌توان آن‌ را کلبۀ الکترونیک نامید و در مدارس و شرکت‌های تجاری که از بنیاد تحول‌یافتۀ آینده بنا شده‌اند، اثر خواهد گذاشت.

 

     Text Box: شبکه‌های اجتماعی و تأثیر آن بر جنبش‌های سیاسی‌اجتماعی

امروزه فراگیری اینترنت و فناوری‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی، موجب ظهور فضای مجازی در کنار جهان واقعی شده است. این امر معادله‌ها و الگوهای ارتباط‌ سنتی، تولید، انتقال و استفاده از اطلاعات را به هم‌ زده و تغییر داده است. شبکۀ اجتماعی مجازی (اینترنتی)، وب‌سایت یا مجموعه‌ای از وب‌سایت‌هایی است که به کاربران امکان می‌دهد علاقه‌مندی‌ها و اندیشه‌ها و فعالیت‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. به‌عبارت دیگر، شبکه‌های اجتماعی سایت‌هایی هستند همراه با موتور جست‌وجوگر و امکاناتی مانند چت، پیام‌رسانی الکترونیک، انتقال تصویر و صدا و... . این سایت‌ها امکان ارتباط بیشتر کاربران را در قالب شبکه‌‌ای از روابط فردی و گروهی فراهم می‌آورد. وبلاگ‌ها، فیس‌بوک، توییتر و یوتیوب ازجمله شبکه‌های اجتماعی مجازی هستند.

اکنون فیس‌بوک پرآوازه‌ترین شبکۀ اجتماعی اینترنتی است و با استقبال بسیاری روبه‌رو شده است. تعداد کاربران این شبکۀ اجتماعی از مرز یک‌میلیارد نفر گذشته است. به‌سرعت نیز بر تعداد کاربران آن افزوده می‌شود. استقبال از شبکه‌های اجتماعی ازآن‌‌روست که کاربران اینترنتی می‌توانند برای اغلب نیازهای آن‌لاین خود در این وب‌سایت‌ها پاسخ مناسب بیابند. در شبکه‌های اجتماعی، کاربران می‌توانند پروفایل‌های شخصی‌ برای خودشان بسازند که شامل مشخصات و تصاویر و علاقه‌مندی‌هاست. ازجمله امکانات سادۀ این شبکه‌ها این‌هاست: امکانی شبیه به وبلاگ‌ها برای نوشتن مطالب کوتاه و یادداشت‌های روزانه، فضایی شبیه به سایت‌های عکس برای قراردادن تصاویر شخصی، ایجاد فضایی شبیه به چت برای گفت‌وگوهای فوری میان کاربران، امکان ساختن اتاق‌های گفت‌وگو و نیز صفحات هواداری شبیه به انجمن‌های اینترنتی.

وجه مشترک گونه‌های متعدد رسانه‌های اجتماعی، مخاطب‌محوربودن آن‌ها و تولید محتوا به‌وسیلۀ افراد استفاده‌کننده است؛ بدین‌صورت که در رسانه‌های اجتماعی، هر فرد محتوایی را که خود تولید یا انتخاب کرده است، با دیگر افراد به اشتراک می‌گذارد.

شبکه‌های اجتماعی مجازی، ازطریق تعاملات مجازی و نمادین، محیط مساعدی را برای مشارکت افراد در جامعۀ مجازی، برقراری روابط نمادین و بازتعریف هویت‌های دینی، اجتماعی، سیاسی و...، فارغ از محدودیت‌‌ها و عوامل محدود‌کننده، فراهم می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی مجازی، به جامعۀ انسانی شباهت بسیاری دارد و فارغ از محدودیت‌های زمانی، مکانی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، به فرد امکان برقراری ارتباط با افراد بسیاری را می‌دهد. شبکه‌های اجتماعی را باید همچون زیرمجموعه‌ای از جامعه در نظر گرفت که افراد، در آن به نوعی زندگی‌ موازی با زندگی بیرونی خود در جامعۀ واقعی می‌پردازند و با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

افراد با حضور در شبکه‌های اجتماعی و استفاده از گونه‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی، از مزایای حضور در این اجتماع مجازی نظیر حمایت اطرافیان، تبادل اطلاعات، بیان عواطف و احساسات برخوردار می‌شوند و اغلب جنبه‌ای از زندگی واقعی خود را که نیازمند حضور فیزیکی افراد در کنار یکدیگر نیست، در این اجتماع‌های مجازی می‌یابند. این شبکه‌ها کارکردهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی دارند و بیش‌ازپیش رابطه‌های چهره‌به‌چهره را کاهش می‌دهند. شبکه‌های اجتماعی را باید فراتر از گونه‌ای وب‌سایت، در جایگاه رسانه‌های جدیدی در نظر گرفت که در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تغییراتی ایجاد کرده‌اند.

مسئله‌ای که شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده‌اند، حوزه‌هایی فراتر از فضای مجازی را تحت‌تأثیر قرار داده است. شبکه‌های اجتماعی در جایگاه رسانه‌ای اجتماعی، امکانات تعاملی شایان توجهی برای کاربران اینترنتی فراهم کرده‌‌اند. این شبکه‌ها در افزایش مشارکت شهروندان در برخی فرایندها مؤثر بوده‌‌اند. شبکه‌های اجتماعی قدرت بسیج‌کنندگی دارند؛ یعنی می‌توانند افراد را در یک زمان یا یک مکان در محیطی واقعی دور هم جمع کنند یا در محیط مجازی به رقابت و مبارزه بگمارند.

حرکت‌های اجتماعی به‌طور معمول، با تحرک یا تجمع گروه‌هایی متولد می‌شوند. این تحرک ازسویی به‌معنای جابه‌جایی جمعیت است و ازسوی دیگر به‌معنای سرعت‌یافتن ایده‌ها و ارتباط‌ها و تماس‌هاست. در این وضعیت، افرادی که احتمال برقراری ارتباط یا پیوند بین آن‌ها کمتر است، فرصت آن را خواهند یافت تا یکدیگر را پیدا کنند. تحرک جغرافیایی یا جابه‌جایی جمعیت، امکان فراتررفتن از محیط سنتی و قرارگرفتن در موقعیت جدیدی را مهیا خواهد کرد که ظرفیت‌های افراد را افزایش خواهد داد. بنابراین، ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دچار تحول جدی و ساختاری می‌شوند. شبکه‌های مجازی همچنین می‌توانند فرهنگ دموکراتیک را گسترش دهند و نقشی اساسی در بازآفرینی و تقویت و واقعی‌ترشدن هویت‌ها داشته باشند.

به‌این‌ترتیب، اینترنت ازسویی آگاهی سیاسی افراد را افزایش می‌دهد و ازسوی دیگر آن‌ها را در مناسبت‌های سیاسی درگیر می‌کند. ازآنجایی‌که فضای عمومی شهری برای گفت‌وگو به‌ندرت وجود دارد، فضای مجازی به عرصه‌ای برای گفت‌وگو تبدیل شده است. ویژگی اصلی این فضا و این شبکه‌های اجتماعی مجازی، پویایی آن‌هاست که با توجه به ابزارهایی که در اختیار کاربران قرار می‌دهد، سبب می‌شود تا افراد بهتر بتوانند گرایش‌های سیاسی خود را نشان دهند. در شبکه‌های اجتماعی، فضایی ایجاد شده است که کاربران به جبران محدودیت‌ها و موانع فضای واقعی زندگی خود بپردازند.

در شبکه‌های مجازی، فرصت مناسبی ایجاد شده است برای تعاملات، ارتباطات، انتقال پیام و سایر کارکردها که نسل جوان به‌خوبی از آن استفاده می‌کنند. جنبش‌های اجتماعی جدید که هدف آن‌ها کوششی هماهنگ و متمرکز برای رسیدن به هدف یا اهداف مشترک است نیز به‌نوعی متأثر از شبکه‌های اجتماعی شده‌اند. این جنبش‌های جدید، شکلی از فعالیت مدنی و سیاسی عقلانی‌ است.

 

     Text Box: نقش فضای مجازی در تحولات بیداری اسلامی

اساساً دو نوع انقلاب می‌توان بر شمرد: یکی عمودی که تشکل و حزب و ایدئولوژی دارد و از بالا به پایین و سلسله‌مراتبی است. دیگری، افقی بوده و شکل جدیدی است و ابزارهای مختلف دارد و در سرنگونی رژیم‌ها، معطوف به هدف است. در این نوع انقلاب، با مدل جدیدی از بسیج سیاسی روبه‌رو هستیم که شامل همۀ توده‌ها در سطح افقی جامعه و بدون‌رهبری و در اصطلاح، بدون‌سر است. دراین‌میان، در پرتو خلأ رهبر، شبکه‌های اجتماعی چنین نقشی را ایفا می‌کنند.

با وقوع حرکت بیداری اسلامی در منطقۀ خاورمیانه، واضح بود که مردم منطقه به‌دنبال الگوهایی برای جانشینی وضع موجود در جوامعشان باشند. تبادل اطلاعات و انتقال تصاویر خیانت‌ها و سرسپردگی حاکمان جور در مقابل کشورهای غربی، به‌ویژه رژیم صهیونیستی، روزبه‌روز آتشی را در زیر خاکستر پدید آورد که هر لحظه منتظر فرصتی بود تا شعله‌ور شود. این آتش در کشورهای مختلف نظیر تونس، مصر، یمن و بحرین زبانه کشید و به‌سرعت، یکی پس از دیگری، دیکتاتورها را از مسند قدرت پایین کشید یا با مشکلی جدی روبه‌رو کرد. این حرکت اثبات کرد که ابرقدرت‌های غربی و شرقی در ارائۀ راه‌حل‌هایی برای وضعیت سیاسی جهان موفق نبوده‌اند. کمونیسم به موزه‌های تاریخ پیوسته است و غرب نیز نتوانسته قوانین لیبرال دموکراسی را در جهان اجرا کند؛ زیرا در ادعای خود که می‌خواهد دموکراسی را به جهان سوم تقدیم کند، صادق نبوده است.

یکی از ابزارهای مؤثر و مفید در بیداری اسلامی که هم‌اکنون شاهد شکل‌گیری آن در منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا هستیم، همین رسانه‌های ارتباط جمعی است‌. این رسانه‌ها اعم از شنیداری، دیداری، فضای مجازی و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی از‌جمله توییتر و فیس‌بوک، در اطلاع‌رسانی سریع و گسترده و گسترش سریع این تحول‌ها در کشورهای منطقه مؤثر بوده‌اند.

با وجود قطع گسترده یا کندی سرعت اینترنت و تلفن همراه و سامانۀ ارسال پیام کوتاه در بعضی از کشورها، بازهم تحولات منطقه ازطریق اینترنت و شبکه‌های خبری اطلاع‌رسانی ‌شد. برنامه‌ریزی‌ها برای تجمع‌های اعتراضی و راهپیمایی‌ها، به‌خصوص به‌وسیلۀ کاربران شبکه‌های اجتماعی در توییتر و فیس‌بوک صورت گرفت. این موضوع نشان‌دهندۀ نقش ابزارهای جدید در تحولات سیاسی و حتی اجتماعی است.

امید است سرعت‌بخشیدن به حرکت انقلابی در میان ملت‌های اسلامی به‌وسیلۀ رسانه‌ها، به بازخیزی دنیای اسلام منجر شود تا هرچه زودتر به‌همت ملت‌های بیدار اسلامی، پیشرفت و سعادت دنیای اسلام آغاز شود. ازآنجاکه در کشورهای توسعه‌نیافتۀ عربی، رسانه‌ها، اغلب ابزار اعمال ارادۀ دولت بوده‌اند، به‌طور طبیعی صاحب رسانه، از آن درجهت تحکیم حضور و مشروعیت خود بهره می‌برد. وجود شبکه‌های اجتماعی این انحصارطلبی را از بین برده و به ابزاری برای اطلاع‌رسانی و افزایش بینش سیاسی مردم در این کشورها تبدیل شده است.

در واقع این ابزارهای تازه، به‌طور هم‌زمان، چندین نقش را ایفا می‌کنند: اول از همه اینکه جریانی آسان و به‌روز و کم‌هزینه برای برقراری ارتباط مردم با یکدیگر هستند. این ارتباط، ارتباطی واقعی است که همچون تلویزیون و رادیو و مطبوعات باواسطه نیست. علاوه‌براین، همۀ کاربران می‌توانند در انتقال خبرها و ایده‌ها مشارکت کنند.

در حکومت‌های دیکتاتور، سانسور شدید خبری امری معمول است. حکومت‌های مستبد در کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن و... نیز رسانه‌ها و شبکه‌های خبری را در اختیار داشتند؛ بنابراین شاهد سانسور شدید خبری بودیم که از هرگونه انتقاد جلوگیری می‌کرد. اینترنت به ابزاری برای شکسته‌شدن این سانسور تبدیل شد و انحصار خبری را از میان برداشت؛ آن‌هم به‌وسیلۀ شبکه‌هایی که در ظاهر از آنِ خودشان بود و خودشان آن را پوشش خبری می‌دادند.

ازطرف دیگر، این شبکه‌ها جای احزاب و گروه‌ها و سازمان‌ها را در جنبش‌های اعتراضی اخیر گرفته‌‌اند. دیگر نیازی نیست برای اعتراض، عضو سازمان یا حزبی ویژه بود یا تحت آموزش رهبران این گروه‌ها قرار گرفت. درحقیقت، رهبران سیاسی هستند که تحت‌تأثیر حرکت‌های خودجوش مردمی که در این فضاها شکل می‌گیرد و به بیرون هدایت می‌شود، قرار می‌گیرند و به تحلیل آن می‌پردازند. به‌این‌ترتیب مردم کشور ازطریق این فضای تازه، بدون‌واسطه با یکدیگر ارتباط دارند و می‌توانند با سایر مردم دنیا به‌آسانی ارتباط برقرار کنند.

از شبکه‌های اجتماعی، در برخی متون ارتباطی با نام رسانه‌های اجتماعی یاد می‌شود. این شبکه‌ها ویژگی‌های مهمی دارند، همچون: تعاملی‌بودن، مشارکت‌پذیربودن، متکی‌بودن بر تولید. این شبکه‌ها به‌وسیلۀ انبوه کاربران به‌جای تولید اطلاعات و محتوا ازطریق سازمان‌ها و رسانه‌های بزرگ، به ابزاری تأثیرگذار در جهان امروز تبدیل شده‌اند. البته به‌سبب سختی کنترل، گاه مشکلاتی را نیز برای دولت‌ها به وجود آورده‌اند. دیکتاتورهایی که طی دو سال اخیر در کشورهای عربی از قدرت برکنار شدند، پیش از سقوط از قدرت، از دسترسی مردمشان به اینترنت به‌شدت جلوگیری می‌‌کردند.

امروزه شاهد تحولات جدید در عرصۀ بین‌المللی هستیم. موتور اصلی این تغییرات، حرکت جوانانی است که آمادۀ سرمایه‌گذاری برای این تحولات هستند. با توجه به تغییرات سریع و روبه‌رشد توسعه درزمینۀ اطلاعات و ارتباطات، دیگر جهان به دهکده‌ای تبدیل شده است که همگان از اتفاق‌های پیش‌آمده باخبر هستند. در این میان، نقش جوان امروز و تحولی که در نسل جوان به وجود آمده است، مهم است. جوانان نماد نشاط و تحول و حرکت هستند؛ زیرا جوان امروز به‌سرعت ازطریق وسایل ارتباط جمعی اعم از ماهواره‌، اینترنت، سایت‌های خبری و... با یک کلیک از تمام اوضاع و احوال دهکدۀ جهانی باخبر می‌شود. درحقیقت جوان امروزی در هر لحظه، ازسوی شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای بمباران خبری می‌شود.

دیگر مدیریت و کنترل جوان امروز که به‌زبان انگلیسی و علوم دانشگاهی و اینترنت آشناست، راحت نیست. دیگر نمی‌توان او را محدود و منزوی ساخت؛ زیرا این نسل مطالباتی دارد و منتقد است و دوست دارد اوضاع زندگی‌اش را خود اصلاح کند. به‌عبارت دیگر، این تحول فرهنگی و اجتماعی در سطح جوامع با قدرت شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، قدرت نسل جوان را بیش‌ازبیش افزایش داده است و اگر کنترل و مدیریت و پاسخ‌گویی نشود، به تهدیدی برای حکومت‌ها تبدیل خواهد شد. بنابراین آنچه در قضیۀ بیداری اسلامی و نقش جوانان مشاهده می‌کنیم، از این مسئله مستثنا نیست. در این راستا، تحول در فرهنگ جوان در جوامع و جایگاه جوان در تغییر فرهنگِ استفاده از اینترنت، مهم است.

یکی از امتیازهایی که شبکه‌‌های اجتماعی را مستعد نقش‌آفرینی در تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می‌‌کند، استقبال وسیع کاربران اینترنتی به‌ویژه نسل جوان و تحصیل‌کرده از شبکه‌های اجتماعی است. این استقبال وسیع در سال‌های اخیر، موجب شده است شکل‌‌دهی به افکار عمومی که شبکه‌های اجتماعی در آن نقشی مؤثر دارند، با جهش جدی در بعد اطلاعات و ارتباطات، همراه باشد. این ابزارها مزایای فراوانی دارد که مهم‌ترین آن، قدرت بسیج عمومی رسانه‌‌هاست. همچنین رفتارهای اجتماعی را در حوزه‌‌های مختلف ازطریق ارتباط‌های الکترونیکی به‌سمت تلاش جمعی هدایت می‌‌کند. این، خصوصیت اصلی جامعۀ اطلاعاتی هزارۀ سوم است. این ویژگی به‌صورت آشکار در انقلاب‌های عربی دیده شده است. آمار میزان استفادۀ شهروندان به‌ویژه در دو کشور مصر و تونس نشان‌دهندۀ خصوصیت بسیج عمومی شبکه‌‌های اجتماعی و تأثیرگذاری بسیار این شبکه‌‌ها در دگرگونی سیاسی و تغییر در رأس قدرت است. با وجود محدودیت‌ها و سرکوب معترضان توسط دولت مصر، جامعۀ مدنی مصر به مبارزه برای تحول و تغییر سیاسی ادامه داد و افزایش شمار جنبش‌های ناراضی در سراسر جامعۀ مصر مشهود بود.

نسل نوفعالان سیاسی با بهره‌گیری از اینترنت و تلفن کوشیدند با جامعۀ معترضان تماس بگیرند. در مصر بیش از ۲۰میلیون نفر از اینترنت استفاده می‌کنند و بیش از ۴۲ میلیون نفر تلفن همراه دارند. از این دو بابت، مصر در قارۀ آفریقا اول است. در مصر ۱۶۲هزار وبلاگ‌نویس فعال‌اند. اکثرشان هم جوان‌اند و در طول عمرشان جز مبارک، رئیس‌جمهور دیگری ندیده‌اند. اینترنت برای این جوانان امکان تازه‌ای به وجود آورده است. در سال ۲۰۰۸، گروهی با بهره‌گیری از فیس‌‌بوک توانستند ۸۰هزار نفر را علیه گرانی مواد غذایی بسیج کنند.

همچنین از فیس‌بوک برای جلب پشتیبانی از قیام سرکوب و کشتار کارگران در شهر عین‌الشمس ۶آوریل۲۰۰۸ استفادۀ خوبی شد. این نخستین اعتصاب موفق در این کشور بود که با بسیج اینترنتی برگزار شد و دولت مصر در ۶آوریل۲۰۰۸ یک‌باره تکان خورد و برای رسیدگی به درخواست معترضان تلاش کرد. از آن زمان، ۶آوریل روز ناخشنودی ملی مصر نام گرفت و همۀ گروه‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی و اجتماعی مصر به این مناسبت، بسیج و خواهان انجام اصلاحات در کشورشان شدند.

انقلاب مصر و موج اعتراضات در این کشور با فراخوان تجمع در روز ۲۵ژانویه در صفحۀ کلنل خالدسعید با نام روز انقلاب برضد فقر و فساد و بیکاری مصر در فیس‌بوک آغاز شد. صفحۀ «همۀ ما خالدسعید هستیم» به سعید، جوان مصری اشاره می‌کند که چند ماه پیش از این، براثر شکنجۀ پلیس، جان سپرد؛ اما مسئولان از پذیرش مسئولیت آن خودداری کردند. این فراخوان برای بیان اعتراضات در مصر، به‌وسیلۀ گروهی از جوانان حامی دموکراسی به‌نام جنبش ۶آوریل انجام شد. به‌این‌ترتیب پیشنهاد شد که روز ۲۵ژانویه «روز ملی پلیس» در مصر باشد.

ده‌هاهزار نفر در یک صفحۀ فیس‌بوک اعلام کردند که در تظاهرات شرکت خواهند کرد. وزارت کشور اعلام کرد که با قاطعیت با قانون‌شکنان برخورد خواهد کرد؛ زیرا براساس قانون وضعیت اضطراری، تظاهرات خیابانی ممنوع است. با همۀ این‌ها، اعتراضات و شورش‌ها در چندین شهر ادامه پیدا کرد. مصری‌های بی‌شماری با عطش نابودی مبارک و ازمیان‌برداشتن ظلم‌ها و تبعیض‌های سی‌ساله در ۲۵ژانویه تجمع کردند. به‌این‌ترتیب روز اول انقلاب با نام «روز خشم ملت مصر» آغاز شد.

تجمع چندهزارنفری در روزهای پس از ۲۵ژانویه به تجمع‌ها و راهپیمایی‌های میلیونی در قاهره برای سرنگونی مبارک تبدیل شد. وائل‌غنیم، مدیر منطقه‌ای گوگل در خاورمیانه و مدیر صفحۀ کلنل خالدسعید در فیس‌بوک، نخستین قرار برگزاری راهپیمایی اعتراض‌آمیز در مصر را در این صفحۀ اینترنتی گذاشت. وائل‌غنیم دو روز پس از آغاز انقلاب مصر به‌وسیلۀ نیروهای امنیتی به‌مدت دوازده روز بازداشت شد.

رسانه‌ها، یکی از ابزارهای قدرت دولت‌ها محسوب می‌شود؛ ازاین‌رو در طی اعتراضات و انقلاب مردم مصر، با توجه به نقش اینترنت که رسانه‌ای مردمی است و جوانان مصری ازطریق آن تبادل اطلاعات کرده و قیام‌ها را سازمان‌دهی می‌کنند، دولت مصر سه روز پس از شروع تظاهرات، در ۲۸ و ۲۹ژانویه، اینترنت و تلفن همراه را قطع کرد تا بدین‌وسیله، ارتباط تظاهرات‌کنندگان را قطع کند.

ناآرامی‌های مصر به‌سرعت به یکی از موضوع‌های مهمِ گفت‌وگو در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد و دولت مصر شبکۀ اجتماعی توییتر را در این کشور مسدود کرد. بااین‌حال، معترضان تلاش کردند روش‌هایی برای رفع محدودیت‌های اینترنت و موبایل پیدا کنند و به شبکه‌های اجتماعی دسترسی یابند. شبکه‌های اجتماعی آن‌لاین تا قبل از مسدودشدن اینترنت، برای سازمان‌دهی اعتراض‌های ضددولتی مصر به کار گرفته شد. اگرچه سرویس اینترنت از کار افتاد، معترضان از روش‌های جانشین استفاده و پیام‌ها را توییت می‌کردند. نهادهایی مانند فیس‌بوک بودند که توانستند خشم عمومی را هدایت کنند؛ ازاین‌رو مخالفان مبارک برای نشان‌دادن خشم خود، به شبکه‌هایی مانند فیس‌بوک پیوستند و تصمیم به تظاهرات گرفتند.

فهمی هویدی، اندیشمند معروف مصری در تازه‌ترین مقالۀ خود در روزنامۀ الخلیج می‌نویسد: «آنچه رابطه‌ها و کاربران در فیس‌بوک و توییتر منتشر ساختند، سهم مؤثری در ارسال بسیاری از اطلاعات مهم تصویری و فیلم‌های ویدیویی و... داشت.» وی بیان می‌کند: «از تمامی قشرها، گروه‌های سنی، مسلمان، مسیحی، فقیر و ثروتمند در انقلاب مصر شرکت کردند. آن‌ها همگی برای دفاع از شوکت و کرامتشان به پا خاستند و تمایلشان برای تغییر و درکشان از ضرورت رهایی از نظام، یک‌شبه شکل نگرفت. مردم مصر پس از تحمل سال‌ها ظلم و استبداد، احساس کردند زمان آن رسیده است که قیام کرده و با خطوط قرمز مبارزه کنند.» فهمی هویدی بر این اعتقاد است که این انبار باروت، آمادۀ انفجار بود و زمانی‌که در چشم‌انداز انقلاب، ملت تونس درخشیدند و همه دریافتند که قدرتمندتر از تمامی مستبدان هستند، مصری‌ها به پا خاستند و تصمیم گرفتند بدون‌اینکه منتظر قهرمان باشند، خودشان حق خود را به دست بیاورند.

زمان مبارک در مصر، رسانه‌‌ها در کنترل دولت قرار داشت و دسترسی مردم به اینترنت محدود بود؛ اما آغاز اعتراض‌های مردمی، موجب شکسته‌شدن نظارت دولت مصر بر اینترنت و شبکه‌‌های اجتماعی شد. در تونس نیز پیش از انقلاب، مردم دسترسی چندانی به اینترنت نداشتند و حکومت بر این رسانۀ مهم نظارت شدیدی داشت. آژانس‌های اطلاعاتی و امنیتی تونس بر ایمیل‌‌های شخصی افراد هم نظارت می‌‌کرد و وب‌سایت‌های منتقد بسته می‌‌شد.

وقوع اعتراض‌های مردمی موجب استفادۀ بیشتر مردم تونس از اینترنت و شبکه‌‌های اجتماعی شد. شبکه‌‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و توییتر به معترضان، به‌ویژه جوانان تونسی، اجازه داد تا به‌سرعت، علیه حکومت بن‌علی، دیکتاتور ۳۳‌ساله، بسیج شوند. با وجود محدودیت‌هایی که رژیم بن‌‌علی بر رسانه‌‌ها اعمال کرده بود، برخی از تونسی‌ها، سانسور رژیم را دور زدند و اطلاعات به‌سرعت میان استفاده‌کنندگان از اینترنت در داخل و خارج از کشور پخش شد.

در واقع، در انقلاب مردم تونس، شبکه‌‌های اجتماعی نقش مهمی برای گسترش اطلاعات در داخل و خارج از کشور ایفا کردند. اطلاعات آماری ارائه‌شده درخصوص نقش شبکه‌‌های اجتماعی در سه کشور لیبی و تونس و مصر نشان‌دهندۀ این است که شبکه‌‌های مجازی، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک و توییتر و یوتیوب در تحولات اخیر جهان عرب، ازلحاظ زمانی و مکانی، آشکارا به هدایت‌کنندۀ معترضان تبدیل شدند.

 

     Text Box: موقعیت ژئوپلتیک خاورمیانه و بیداری اسلامی

اهمیت خاورمیانه دلایل بسیاری دارد و با مسائل و موضوعات مختلفی مرتبط است. ازلحاظ فرهنگی، خاورمیانه محل ظهور همۀ ادیان ابراهیمی است. به همین علت، مردم این منطقه بسیار دین‌باوراند. به‌لحاظ جغرافیایی، خاورمیانه محل اتصال سه قارۀ آسیا و اروپا و آفریقاست. به‌لحاظ ژئوپلیتیکی نقاط مهمی مثل باب‌المندب و تنگۀ هرمز و کانال سوئز در خاورمیانه واقع شده است که نقاط بسیار مهم و استراتژیک در سطح جهان هستند. به‌لحاظ اقتصادی بیش از ۶۴درصد مخازن نفت و گاز دنیا در خاورمیانه است که این هم موقعیتی ممتاز به منطقه بخشیده است.

از گذشتۀ دور، یعنی حدود پانصد سال پیش نیز تمام قدرت‌های بین‌المللی و استعمارگران می‌کوشیدند در این منطقه باشند. پرتغالی‌ها، هلندی‌ها، فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها پس از جنگ جهانی دوم تلاش کردند در خاورمیانه حضور داشته باشند. استراتژیست‌های بزرگ در طول تاریخ، همواره گفته‌اند که برای تسلط بر جهان باید بر خاورمیانه مسلط بود. این، واقعیتی انکارناپذیر است.

در دسامبر۲۰۱۰، محمد بوعزیزی که طاقتش از ظلم و ستم نظام بن‌علی به تنگ آمده بود، خودش را در شهر کوچک سیدی بوزید در تونس به آتش کشید. تصاویر غیرحرفه‌ای تهیه‌شده از این ماجرا، به‌وسیلۀ شبکۀ اطلاع‌رسانی الجزیرۀ قطر دریافت شده و به تمام جهان مخابره شد. پخش چندبارۀ این تصاویر در شبکه‌های دیگر، به‌سرعت با واکنش‌هایی در منطقه همراه شد تا اولین زمین‌لرزه‌های بیداری اسلامی شکل بگیرد.

شبکۀ الجزیره که تا آن زمان، بیشتر به پخش تصاویر و اخبار با رویکرد پان‌عربی می‌پرداخت، به‌سرعت به پنجره‌ای برای بازتاب تحولات داخلی کشورهای عربی تبدیل شد و مستمر و اغلب زنده، این تحولات را پوشش می‌داد. الجزیره، از سیدی بوزید تا میدان تحریر در مصر، به پوشش تصاویر اعتراض‌های مردم کشورهای عربی پرداخت که برای بازگشت به هویت اسلامی خود و به‌منظور به‌دست‌آوردن دموکراسی و آزادی قیام کرده بودند. به‌این‌ترتیب، این شبکه کوشید هویت اسلامی این حرکت‌ها را کم‌رنگ کند؛ ولی در عمل به ‌یاری فعالانی پراخت که در وبلاگ‌های خود و در شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و یوتیوب و توییتر به انتشار مطالب می‌پرداختند. این شبکه حتی در سایت‌های اینترنتی خود به‌زبان انگلیسی و عربی صفحاتی را طراحی و امکان اتصال آن‌لاین به توییتر را سامان‌دهی کرد تا امکان دیدن تصاویر غیرحرفه‌ای، به‌صورت زنده وجود داشته باشد.

این معادلۀ جدید که به‌علت تعامل میان شبکه‌های ماهواره‌ای و پایگاه‌های اجتماعی ایجاد شد، اجازه داد تا صداهای مخالفان و معترضان فراتر از فضای وبلاگ‌نویسی داخلی و ملی به گوش جهانیان برسد. فعالان سیاسی توانستند مطالبات سیاسی خودشان را مطرح کنند و به‌نوبۀ خود در گسترش اعترض‌های سیاسی مؤثر باشند. با توجه به اینکه رسانه‌ها در تحولات و مدیریت بیداری اسلامی چونان «رهبری در سایه» عمل می‌کردند، شاهد رسانه‌هایی بودیم که در بیداری اسلامی نقشی منفی داشتند؛ مانند حضور برخی از عناصر اخوان در شبکۀ الجزیره که به‌نوعی به بلندگوی اخوان تبدیل شده بود. هم‌سویی دولت قطر با اخوان در برجسته‌سازی نقش اخوان در تحولات مصر، سبب اعتراض دیگر گروه‌های سیاسی شد. بسیاری از رسانه‌ها یا افراد مستقل احساس کردند شبکه‌های رسانه‌ای به انعکاس خبرها و واقعیت‌ها نمی‌پرازند؛ بلکه جهت‌دهی به حوادث را بر عهده گرفته‌اند. آن‌ها برخی‌ شبکه‌های خبری را به منحرف‌کردن جریان بیداری اسلامی و به دراختیارگرفتن آن متهم کردند.

برای مثال دو سال از آغاز حرکت بیداری اسلامی و قیام مردمی علیه رژیم‌های دیکتاتوری وابسته به غرب در منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا می‌گذرد که دامنۀ این حرکت به عربستان سعودی نیز رسیده است. هرچند حرکت‌های مردمی در این کشور از مدت‌ها پیش شروع شده بود و مردم شهرهای مختلف عربستان در اعتراض به اقدامات حکام این کشور دست به تظاهرات و اعتراض می‌زدند، سیاست سرکوب شدید رژیم آل‌سعود مانع فراگیرشدن آن می‌شد. در روزهای اخیر اعتراضات شدت گرفته است و جمعیت‌های چندهزار نفری در تجمع‌ها و حرکت‌های مردمی شرکت می‌کنند.

حکومت عربستان به‌شیوه‌های گوناگون، از سرکوب خونین مخالفان و دستگیری رهبران گرفته تا سانسور شدید اخبار این حرکت‌ها، می‌کوشد تا هم از گسترش آن جلوگیری کند و هم منکر موج بیداری اسلامی در این کشور شود. شبکه‌های خبری مهم منطقه ازجمله المیادین، العالم، المنار و چندین شبکۀ دیگر، اخبار و تصاویر مربوط به رسیدن حرکت بیداری اسلامی به عربستان را پوشش می‌دهند؛ بااین‌حال شبکه‌های خبری العربیه، وابسته به آل‌سعود و الجزیره وابسته به حکومت قطر هیچ خبری دراین‌باره منتشر نمی‌کنند.

البته سانسورها محدود به این دو شبکه نمی‌شود و رسانه‌های وابسته به ریاض و متحدانش، چه مطبوعات شناخته‌شدۀ عربی چاپ لندن، مثل الشرق‌الاوسط و الحیاة و چه شبکه‌های تلویزیونی غربی، از پرداختن به این خبرها خودداری می‌کنند. شبکه‌های بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان نیز در بخش اخبار خاورمیانه، منافع دولت‌هایی نظیر عربستان سعودی و دولت بحرین را کاملاً در نظر می‌گیرند.

برخی رسانه‌ها نیز تلاش می‌کنند با تحریف واقعیت‌ها، به این اعتراض‌ها جنبۀ اختلاف مذهبی بدهند. آن‌ها از کشته‌شدن چند تظاهرکنندۀ شیعی خبر می‌دهند تا هزاران تظاهرکننده در عربستان را مزدور ایران معرفی کنند. جالب اینجاست که این شبکه‌ها به‌طور هماهنگ، این روزها موضوع سوریه را در صدر توجه‌ خود قرار داده‌اند. آن‌ها بااینکه با تروریست‌هایی مصاحبه می‌کنند که از خارج سوریه وارد کشور شده‌اند، به قیام مردمی عربستان توجهی نمی‌کنند و جهت‌گیری اخبارشان فقط مقابله با جبهۀ مقاومت ضدصهیونیستی با محوریت سوریه است.

واقعیت این است که در عصر ارتباطات و توسعۀ روزانۀ فناوری‌های رسانه‌ای، سانسور چندان اعتباری ندارد. فرایند انتشار اخبار از شکل سنتی خود که فقط به‌وسیلۀ شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و مطبوعات انجام می‌شد، خارج شده است. درحقیقت، گسترش فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و ظهور پدیده‌ای به‌نام روزنامه‌نگاری شهروندی به ‌بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اثرشدن محدودیت‌ها و سانسورها کمک فراوانی کرده است.

هم‌زمان با افول شبکۀ الجزیره و تبدیل‌شدن آن به ابزاری در دستگاه دیپلماسی قطر که از منافع غرب و رژیم صهیونیستی حمایت می‌کند، شبکۀ تلویزیونی المیادین که رویکردی حرفه‌ای و مثبت به محور مقاومت در منطقه و بیداری اسلامی و قیام ملت‌های مسلمان دارد، بی‌سروصدا، پخش برنامه‌های خود را از لبنان آغاز کرد. این شبکه به‌دنبال ارائۀ چهره‌ای کامل و فارغ از ادعاهای پوشالی و بدون‌تحریف، از رخدادهای منطقه با رویکرد مقاومت و آرمان‌گرایی است.

البته به‌گفتۀ آنان، آرمان‌گرایی دراین‌زمینه به‌معنای بی‌طرفی نیست؛ بلکه این شبکه می‌خواهد به‌طور مستقیم و شفاف، موضوع حمایت از محور مقاومت در برابر اشغالگری صهیونیست‌ها یا هرگونه تجاوز و اشغال دیگر را در دستور کار خود قرار دهد. این شبکه می‌کوشد از حق تمامی ملت‌های منطقه و جنبش‌های برحق آنان حمایت کند.

در همین راستا، المیادین، شعار «واقعیت آن‌گونه‌که هست» را شعار اصلی خود انتخاب کرده است و تأکید می‌کند که نام این شبکه نیز از میدان التحریر و سایر میدان‌های کشورهای اسلامی گرفته شده است که خاستگاه بیداری اسلامی و انقلاب‌های مردمی بوده‌اند. المیادین، معیارهای مشخصی برای خود در نظر گرفته است که مهم‌ترین آن‌ها وحدت جهان عرب و هم‌گرایی جهان اسلام است. این شبکه می‌خواهد فرهنگ افراط‌گرایی و تروریسم و تبعیض نژادی و دینی و طایفه‌ای را کنار بگذارد و به مسائل جهان عرب و تمام کشورهای جهان بپردازد.

رسانه‌ها و کارشناسان دربارۀ چگونگی خیزش‌های اخیر در کشورهای عربی تعابیر متفاوتی به کار می‌برند و گاه در گفتار و کاربرد تعبیرهای مختلفِ آن‌ها دربارۀ این قیام‌ها از قبیل انقلاب مردمی، خیزش‌های مردمی، انقلاب اسلامی، انقلاب فیس‌بوکی، انقلاب توییتری یا حتی انقلاب لپ‌تاپ‌ها تعارض‌هایی دیده می‌شود.

بی‌تردید زمینه‌‌های لازم برای بروز انقلاب در کشورهای عربی وجود داشته است؛ اما شبکه‌‌های اجتماعی توانستند جرقۀ ایجادشده برای انقلاب‌های عربی را شعله‌ور سازند. در تحولات جهان عرب، شبکه‌‌های اجتماعی علاوه بر ایفای نقش بسیج‌کنندگی، مبارزه علیه قدرت دیکتاتورها و همچنین تأثیرگذاری فراملی را نیز عهده‌دار بودند.

این شبکه‌‌های مجازی در واقع جغرافیای جدیدی از مناسبت‌های قدرت را در مقابل انحصار قدرت در سطح جهان پدید آوردند. به‌عبارت ‌دیگر، شبکه‌‌های اجتماعی در تحولات اخیر جهان عرب و در جریان سقوط دیکتاتورهایی چون بن‌علی و حسنی‌مبارک، نقش فرادولتی ایفا کردند و به‌نوعی افکار عمومی جهانی را نیز علیه این دیکتاتورها بسیج کردند. حجم بسیاری از مطالب در شبکه‌های اجتماعی علیه دیکتاتورهای عرب و رفتارها و اقدام‌ها و سیاست‌های آن‌ها، پیش از شروع اعتراض‌ها و در جریان اعتراض‌ها منتشر شد.

درهرحال، مسلم است که فناوری‌های امروز و در رأس آن‌ها اینترنت و شبکه‌های اجتماعی با ویژگی‌ها و مزیت‌هایشان، نقش ویژه‌ای در عرصه‌های مختلف زندگی بشر، حتی اعتراض‌ها و قیام‌ها بازی می‌کنند. البته این امر به‌معنای یکه‌تازی و بی‌بدیل‌بودن نقش آن‌ها در وقایع دنیای امروز نیست. بزرگ‌شدن این ادعاها و پررنگ‌شدن نقش شبکه‌های اجتماعی در راهبری قیام‌های عربی تا جایی پیش می‌رود که یکی از پایگاه‌های خبری آمریکایی، اخباری منتشر می‌‌کند مبنی‌بر پیشنهاد ۱۵۰میلیارد دلاری پادشاه عربستان برای خرید کامل شبکۀ اجتماعی فیس‌بوک برای مخدوش‌کردن حرکت رسانه‌ای قیام‌های عربی و جلوگیری از گسترش‌‌ این قیام‌ها به کشور عربستان.

بی‌شک وجود فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی و در رأس آن‌ها شبکۀ اینترنت با محوریت شبکه‌های اجتماعی، در سرعت و وسعت‌یافتن قیام‌های مردمی در منطقه مؤثر بوده و به مردم این کشورها کمک کرده است. با وجود تلاش گستردۀ رژیم‌های مستبد برای جلوگیری از تبادل اطلاعات، مردم نه‌تنها به تبادل اطلاعات بین خود پرداختند، بلکه با پخش قوی و سریع خبرها و گزارش‌ها و اطلاعیه‌ها، به‌نوعی ازاین‌طریق، قیام‌ها را نیز رهبری کردند.

از این نکته نیز نباید غافل شد که این اعتراض‌ها حتی پس از مسدودشدن توییتر، فیس‌بوک، اینترنت و پیامک، در واقع ازطریق ابزارهای جمعی اسلامی یعنی نمازجمعه و تکبیرهای عمومی و...، با شدت بیشتری ادامه پیدا کرد.

آسیب‌پذیری رسانه‌های اجتماعی در این است که نوعی بستر بی‌جهت است و افراد به این ابزار جهت می‌دهند. رسانه‌های اجتماعی که محمل هم‌بستگی ملی در بیداری ملت‌ها شدند، اکنون به‌سبب فعالیت برخی افراد متعصب، به عرصۀ واگرایی مذهبی تبدیل شده‌اند. رسانه‌هایی مانند الجزیره و العربیه و... با همگونی و واگرایی، هرگونه پیروزی را با بحران و تلخ‌کامی همراه ساخته‌اند. نبود رهبری شایسته در جنبش‌ها، زمینۀ انحراف را نیز فراهم می‌سازد.

بدون‌شک پس از روشن‌شدن تأثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی، دولت‌های استبدادی منطقه در جهت خنثی‌ و منحرف‌کردن آن‌ها، شروع به نهادسازی و سربازگیری ‌کردند تا بتوانند در مقابل این حرکت رسانه‌ای مقابله‌به‌مثل کنند. نمود این مسئله، فتنه و تفرقه بین شیعه و سنی است. در همین زمینه، در مصر دیدیم که ایالات متحدۀ آمریکا برای گسترش و مدیریت رسانه، به بعضی از شبکه‌های اجتماعی شصت‌میلیون دلار کمک کرد.

بنابراین هوشیاری دربارۀ عملکرد رسانه و شبکه‌های اجتماعی بسیار مهم است؛ زیرا امروزه حکومت‌ها با یارگیری، در رهبری رسانه‌ها تقش تازه‌ای ایفا می‌کنند تا به جریان‌های مردمی و اجتماعی سمت‌وسو دهند. چنین امری هم تهدید و هم فرصت محسوب می‌شود؛ بنابراین شاهد رویکرد دوگانه‌ای از شبکه‌های الجزیره و العربیه هستیم که در ابتدا با صدای عدالت‌خواهی و صداقت اطلاع‌رسانی می‌کردند؛ اما اکنون در چهارچوب تفکرات حکمرانان عربی مستبد عمل می‌کنند. همین باعث شده است مخاطب آن‌ها کم شود و جایگاه خود را در میان نیروهای انقلابی از دست بدهند.

در این راستا حکمرانان تلاش می‌کنند شور و هیجان را از فضای این انقلاب‌ها بگیرند و رویکرد خود را جانشین کنند. به‌این‌ترتیب، شبکه‌های اجتماعی در حرکت توده‌های مردم در کشورهای حوزۀ بیداری، دومینوی انقلاب‌ها را ایجاد کردند و به ابزاری قدرتمند برای هدفمندکردن ارتباط و سرعت‌بخشیدن به روند انقلاب مبدل شدند.





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۰
تاریخ انتشار : 21 دی 1394

دسته بندی