- نشریه الکترونیک فرهنگ اسلامی - نشریه شماره 2 فرهنگ انقلاب اسلامی - اخوان المسلمین و ایران در
آرشیو نشریات

دسته بندی

  • اخوان المسلمین و ایران در گذر تاریخ

  • تعداد بازدید : ۱
    تاریخ انتشار : 21 دی 1394

اخوان المسلمین و ایران در گذر تاریخ

اخوان المسلمین و ایران در گذر تاریخ

اخوان‌المسلمین و ایران

در گذر تـــاریخ

 

آیت‌الله سیدهادی خسروشاهی

تحلیلگر  برجستۀ مسائل جهان اسلام

 

 

برای بررسی چگونگی روابط امروز ایران و اخوان، باید به تبیین روابط گذشتۀ اخوان با حرکت اسلامی ایران اشاره‌ای بکنیم؛ زیرا رابطۀ اخوان با حرکت اسلامی ایران، ابعاد تاریخی عمیقی دارد که به دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بر می‌گردد.شاید بتوان گفت پیدایش نهضت اسلام‌گرایی (ضد‌استعماری) در مصر  و سپس در بلاد عربی دیگر، با رهنمودهای سیدجمال‌الدین حسینی اسدآبادی، معروف به «افغانی» و با تأسیس «حزب الوطنی الحرّ» به‌دست وی، در قرن پیشین آغاز و سازمان‌دهی شد و این اقدام، حتی در اندیشه و عملکرد شیخ‌حسن‌البنا تأثیرگذار بود، تاآنجاکه شیخ در کتاب خاطراتش، مذکرات الدعوة و الداعیة، حرکت خود را تداوم راه و روش سیدجمال و شیخ‌محمدعبده ‌نامید.

همه می‌دانیم در سال ۱۳۴۵ (۱۹۴۷م) سازمانی با عنوان «جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیه» در قاهره اعلام موجودیت کرد که مؤسسان اصلی آن، علاوه بر بعضی از شیوخ بزرگوار الازهر الشریف، علامه‌شیخ‌محمدتقی قمی و شیخ‌‌حسن‌البنا بودند و این نشان‌دهندۀ آغاز همکاری عملی و مشترک حرکت اسلامی ایران و اخوان‌المسلمین در مصر است.

ابعاد این همکاری، فقط درزمینۀ فکری نبود؛ بلکه طبق نقل سومین مرشد اخوان‌المسلمین، مرحوم ‌عمر عبدالفتاح التلمسانی، به اینجانب، در دیداری در لوگانو، شیخ‌محمدتقی قمی پس از ورود به قاهره، مهمان اخوان‌المسلمین بود و در ساختمان مرکزی اخوان اقامت کرد. مرحوم دکتر سعید رمضان، داماد شیخ البنا در ژنو نیز نقل کرد که به‌دستور شخص شیخ، آیت‌الله‌قمی در بخش انتشارات اخوان، در اتاقی سکونت یافت و این امر تا زمان حضور وی در قاهره و اجاره‌کردن محلی برای زندگی، ادامه یافت.

پس بی‌تردید شیخ‌‌حسن‌البنا در تأسیس جماعة‌التقریب که بعدها «دارالتقریب» نام گرفت، نقش اساسی داشته است و از آثار این نهاد، علاوه بر انتشار فصلنامۀ رسالة الاسلام، همکاری شیوخ بزرگواری چون شیخ‌عبدالمجید سلیم، شیخ‌محمود شلتوت و شیخ‌عبدالعزیز‌ عیسی با آن بود. سرانجام نیز به نتیجۀ بسیار ارزشمندی دست یافت و آن، صدور فتوای معروف شیخ الازهر، محمود شلتوت، در «جواز تعبّد به مذهب شیعه» بود.

علاوه بر این همکاری، در سال ۱۳۴۵ (۱۹۴۸م)، با ملاقات آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی، رهبر حرکت اسلامی ایران با شهید ‌شیخ‌حسن‌البنا، در مراسم حج، گام دیگری در تحکیم روابط ایران و اخوان بر داشته شد و طبق تصمیم هر دو رهبر، برگزاری کنفرانسی بین‌المللی در راستای ایجاد وحدت اسلامی، در قاهره یا تهران به تصویب رسید. آیت‌الله‌کاشانی در بیانیه‌ای چگونگی و اهداف این کنفرانس را تبیین کرده است. در واقع این دیدار و تصمیم، پیوند ایران و اخوان را تعمیق بیشتری بخشید؛ ولی متأسفانه، با ترور شیخ‌‌حسن‌البنا پس از مراجعت از سفر حج که طبق اسناد منتشر‌شده، به‌درخواست سفارت انگلیس و آمریکا در قاهره از دربار فاسد شاه‌فاروق انجام گرفت، موضوع کنفرانس منتفی شد.

عبدالمتعال جبری، یکی از شخصیت‌های برجستۀ اخوان‌المسلمین و شاگرد شیخ‌‌حسن‌البنا در کتاب خود، لماذا اغتیل حسن البنا؟ (چرا حسن‌البنا ترور شد؟) از روبیر جاکسون نقل می‌کند: «اگر عمرِ حسن‌البنا طولانی‌تر می‌شد، امکان داشت با اتفاق‌نظری که میان او و آیت‌الله‌کاشانی، رهبر مسلمانان ایران، حاصل شده بود، اختلاف‌های شیعه و سنی برطرف شود که دراین‌صورت، دستاوردهای فراوانی به‌نفع کشورهای اسلامی به ثبت می‌رسید. آن دو در سال ۱۹۴۸ در حجاز با یکدیگر ملاقات کردند و به نظر می‌رسد گفت‌و‌گوهایشان به نقطۀ حساسی رسید و به تفاهم اصولی دست یافتند.» عبدالمتعال جبری سپس اضافه می‌کند: «واقعاً روبیر جاکسون راست گفت. او با درک سیاسی خود، تلاش‌های امام‌حسن‌البنا را در تقریب مذاهب اسلامی درک کرد؛ اما اگر نقش عظیم او را دراین‌زمینه می‌دانست، چه می‌گفت؟»

مؤلف کتاب التلمسانی الملهم الموهوب دربارۀ فعالیت‌های چشمگیر حسن‌البنا برای وحدت مسلمانان چنین نقل می‌کند: «اصرار حسن‌البنا برای اتحاد کلمۀ مسلمانان به‌حدی بود که قصد داشت کنگره‌ای با حضور نمایندگان فِرق اسلامی برگزار کند تا شاید خداوند آنان را برای اتخاذ موضعی هدایت کند تا از تکفیر یکدیگر دست بکشند؛ به‌خصوص که قرآن ما یکی است؛ دین ما یکی است؛ پیامبر ما یکی است و درنهایت آفریدگار ما یکی است. به همین دلیل، حسن‌‌البنا از جناب شیخ‌محمدتقی قمی، یکی از بزرگان علمای شیعه، در مدت نه‌چندان کوتاه، در مقر اصلی سازمان اخوان‌المسلمین پذیرایی کرد.»

راشدالغنوشی، رئیس جنبش نهضت تونس، در بررسی ابعاد انقلاب اسلامی ایران تصریح می‌کند: «نشانه‌های پیشرفت و تحول و پیروزی درخشان جنبش اسلامی ایران در تاریخ معاصر فراوان‌ است. یکی از این نشانه‌ها، روابط صمیمی و مستحکمی است که میان امام شهید ‌حسن‌البنا و امام آیت‌الله‌کاشانی، رهبر سابق حرکت اسلامی ایران، در دهه‌های چهل و پنجاه میلادی وجود داشت. آنان با کمک یکدیگر خطوط کلی برنامه‌های همکاری و هماهنگی را برای برپایی دولت اسلامی در هرکجای سرزمین‌های اسلامی وضع کردند و برای تأیید و حمایت آن قول مساعد دادند.» این مطلب و حقایق ارزشمند دیگری، در کتاب مقالات (چاپ پاریس: دار ‌الکروان) از قول شیخ‌راشد آمده است.

در اینجا باید به نکتۀ مهمی اشاره کنم که توجه به آن، عمق پیوند ایران و اخوان را نشان می‌دهد. مرحوم جعفر رائد، مترجم آیت‌الله‌کاشانی، در دیداری در لندن، به اینجانب گفت که پس از ترور شیخ‌‌حسن‌البنا، داماد او، سعید رمضان به ایران آمد و در پیامی از‌طرف «مکتب الارشاد اخوان» از آیت‌الله‌کاشانی خواست رهبری اخوان مصر را بر عهده بگیرد؛ اما ایشان به‌علت بُعد مکانی و اقامت در تهران، نپذیرفت. البته این، نکتۀ تاریخی مهمی است که تنها شاهد اتفاقات، آن را برای اینجانب نقل کرد و من از وی خواستم تا ماجرا را مکتوب سازد و او در مقاله‌ای با عنوان «آیت‌الله‌کاشانی، آن‌طورکه من شناختم» آن را شرح داد و من نیز آن را در شمارۀ ۶ فصلنامۀ تاریخ و فرهنگ معاصر در سال دوم انتشار، از حوزه علمیۀ قم، منتشر ساختم.

در برهۀ دیگری از تاریخ ما، دکتر سعید رمضان، دبیر  کنفرانس قدس، آیت‌الله سیدمحمود طالقانی و آیت‌الله شیخ‌خلیل کمره‌ای را برای شرکت در این کنفرانس که در اردن تشکیل می‌شد، دعوت کرد و آیت‌الله‌طالقانی، همراه آیت‌الله‌کمره‌ای، پس از شرکت در این کنفرانس، به‌دعوت اخوان، به کشور مصر و سپس تونس و مغرب سفر کرد و دیدارهای آن دو، با شیوخ الازهر و رهبران اخوان در این بلاد، تأثیر مثبتی در ایجاد روابط حسنه گذاشت.

البته در دورۀ قبلی کنفرانس قدس، شهید سید ‌قطب، دبیر وقت کنفرانس، از شهید بزرگوار ما، سید‌مجتبی نواب صفوی برای ایراد سخنرانی دعوت کرد. ایشان پس از سخنرانی در کنفرانس، به‌دعوت اخوان مصر، به قاهره رفت و در دانشگاه قاهره نیز سخنرانی شورانگیزی کرد و از آنجا باز به‌دعوت اخوان، به سوریه و لبنان و عراق رفت. شرح حوادث و نتایج مثبت این سفرها درزمینۀ پیوند اخوان و ایران را در کتاب زندگی و مبارزۀ نواب صفوی، با اسناد و مدارک آورده‌ام و چندین بار چاپ شده است.

شیخ‌عمر تلمسانی دربارۀ روابط اخوان و ایران می‌گوید: «در دهۀ چهل، امام‌محمدتقی قمی، یکی از رهبران مسلمانان، دیدارهای متعددی از ’المرکز العام‘ اخوان‌المسلمین انجام داد و میان او و امام شهید ‌حسن‌البنا، دفعات متعدد گفت‌و‌گوهای طولانی دربارۀ اندیشۀ تقریب مذاهب شش‌گانۀ اسلامی صورت گرفت.»

سالم البهنساوی، یکی دیگر از شخصیت‌های اخوان‌المسلمین در کتاب السنة المفتری می‌نویسد: «از بدو تشکیل انجمن دار‌التقریب بین مذاهب اسلامی که امام‌حسن‌البنا و شیخ‌محمدتقی قمی نقش بسزایی در ایجاد آن داشتند، پیوسته همکاری میان اخوان‌المسلمین و شیعیان ادامه داشته است. این همکاری به دیدار نواب صفوی در سال ۱۹۵۴ از قاهره منجر شد. بی‌تردید برنامه‌ها و اصول این دو گروه، نیازمند همکاری این‌چنینی بود.»

 

     Text Box: نشر ادبیات اخوان در ایران

مسئلۀ دیگری که دراین‌زمینه درخور توجه است، اقدام عده‌ای از فضلای حوزه‌های علمیۀ قم و مشهد، به ترجمه و نشر آثار و ادبیات اخوانی در ایران است که آثار مثبتی در روشنگری نسل جوان ایران و افغانستان و... داشت و بعضی از آن‌ها، ازجمله آثار شهید سید ‌قطب بیش از پنجاه بار چاپ شده‌ است. بررسی کامل این موضوع، به وقت بیشتری نیاز دارد؛ ولی باید اشاره کرد که این امر، در واقع عمق پیوند فکری این دو جریان اسلام‌گرا در ایران و مصر را نشان می‌دهد.

 

     Text Box: اخوان و مسائل ایران

پیوند و ارتباط رهبری اخوان با ایران، در حوادث سیاسی مصر و ایران، نقش خاصی داشت. آن‌ها از حرکت ضد‌استعماری ملت ایران به‌رهبری آیت‌الله‌کاشانی، پشتیبانی کامل کردند و ایران هم بعدها، در مسئلۀ ملی‌شدن کانال سوئز از مصری‌ها حمایت کرد. نمونه‌ای از این تعاون و همکاری در نامۀ سرگشادۀ سید ‌قطب به آیت‌الله‌کاشانی این‌گونه آمده است:

...اما در میان تمام این دشمنی‌ها و تجاوزها، فریادی مشترک از گوشه‌وکنار جهان اسلام برخاسته است که خواستار اتحاد مسلمانان و ایجاد حکومت واحد اسلامی است. باید گفت که امروزه تنها اخوان‌المسلمین، اندیشمندان، نویسندگان و دعوتگران نیستند که چنین خواسته‌ای را دنبال می‌کنند؛ بلکه این، خواسته‌ای برخاسته از وجدان امت اسلامی است.

حکومت پاکستان خواستار برپایی کنفرانس اقتصاد اسلامی برای تنظیم اقتصاد جهان اسلام برطبق اصول اسلامی است و این، خواستۀ آیت‌الله‌کاشانی، رهبر مذهبی ایران است که بر سر ’سگ‌های انگلیسی‘ فریاد می‌زند تا نه‌تنها از ایران، بلکه از جهان اسلام بیرون بروند. او پیام تشویق و رهنمودهای خود را برای نخست‌وزیر مصر می‌فرستد و در خیابان‌های ایران راهپیمایی‌هایی به‌نفع مصر و آرمان عادلانۀ آن بر پا می‌کند. این، خواسته‌ای است که علال الفاسی و محمدحسن الوزانی، رهبران مراکش، خواهان آن هستند و می‌دانیم که فرانسه در سال ۱۹۳۱ وقتی نتوانست مراکش را از پای در بیاورد، به‌واسطۀ ظهیر البربری، به گسیختن شیرازۀ دینی آن پرداخت.

این، خواستۀ مسلمانان مالایو در آسیا و سومالی در آفریقاست. آن‌ها به جهان اسلام‌گرایش دارند. این، خواسته‌ای است که احمدحسین، رهبر حزب سوسیالیست مصر در نامۀ گرم خود خطاب به آیت‌الله‌کاشانی، رهبر ایران، آن را مطرح می‌سازد که با خنجر اسلام بر پیکر انحصار نفت ضربه زد و آن را خونین ساخت. این، خواستۀ احمد‌ابوالفتح در کتاب حکایت‌هایی برای مصر است که خواستار رهایی، با بر پایی حکومت اسلام و عدل اسلامی است.

این، بیداری است... هدایت است... نور است... وجدان تمامی امت است که بیدار می‌شود و راه می‌گشاید و نور می‌افشاند. این دعوت، دیگر دعوت و خواستۀ فردی نیست، دعوت یک هیئت هم نیست؛ سروش آسمانی است که بار دیگر به زمین می‌آید. این، همان بارقه‌های امیدی است که با وجود ابرها و تیرگی در افق‌ها هویدا شده است... .

سید ‌قطب، قاهره، ذی‌حجۀ۱۳۷۰

 

متن کامل نامۀ سرگشادۀ سید قطب در هفته‌نامۀ الرساله، چاپ قاهره آمده است.(1) سید قطب در تشویق سوسیالیست‌ها و ملی‌گراهای مصر، دربارۀ انتشار نامۀ احمد‌حسین، رهبر حزب «العمل» خطاب به آیت‌الله‌کاشانی می‌نویسد:

...از کنار رود نیل و از قلب احمد‌حسین نامه‌ای جوشید و خطاب به آیت‌الله‌کاشانی در ساحل خلیج فارس نوشته شد که با شادی و سرور روبه‌رو شد. من آن را با مسرت پذیرفتم؛ زیرا بر پیدایش و رشد بیداری و آگاهی واقعی دلالت آشکاری دارد و نشان‌دهندۀ درک صحیح مشکلات ملی‌محلی ما درزمینۀ مسائل جهانی است... و بالاتر از آن، در واقع نمودار روشنی از تصحیح اشتباهات نیم قرن گذشتۀ ما در حل مشکلات ملی، در میدان بین‌المللی است.

 

احمد‌حسین در نامۀ خود می‌نویسد:

ایران، به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل را لغو کرد... الله اکبر. مسئله خیلی جدی است و شوخی‌بردار نیست. مسلمانان در ایران رسالت اسلامی را به‌خوبی دریافته‌اند: مسلمانان همگی امت واحده هستند. ایران با این اقدام به‌فکر منافع خود نبود که فقط در سازش با یهودیان جهان ممکن است. الله اکبر... الله اکبر. فتح و پیروزی، پس امت محمد بیدار می‌شود، امت محمد به حرکت در ‌می‌آید.

     Text Box: مسئلۀ شیعه و سنی از دیدگاه اخوان

با توجه به سابقۀ روابط و اقدامات مشترک رهبران شیعه و سنی در ایجاد وحدت و تقریب و نامه‌ها و اظهارات رهبران اخوان دربارۀ تشیع، باید پذیرفت که رهبران اخوان هرگز به اختلاف مسلمانان راضی نبوده و همواره کوشیده‌اند که از این فتنۀ بزرگ جلوگیری کنند شیخ‌‌حسن‌البنا در تأسیس جماعة‌التقریب و فعالیت‌های بعدی رهبری اخوان، همواره بر ضرورت وحدت مسلمانان تأکید کرده است. شیخ‌عمر التلمسانی در خاطرات خود، نظر شیخ‌‌حسن‌البنا را دربارۀ شیعه، چنین نقل می‌کند:

وقتی با امام شهید مسئلۀ اختلاف شیعه را مطرح کردیم، ما را از ورود در این قبیل مسائل نهی کرد و گفت سزاوار نیست که مسلمانان وارد این قبیل مسائل بشوند که آرزوی دشمنان را تحقق می‌بخشد. گفتیم: ’ما قصد ایجاد اختلاف نداریم؛ بلکه برای آگاهی خودمان مسئله را مطرح می‌کنیم.‘ امام‌البنا فرمود: ’ما، اعم از شیعه و سنی، همه، مسلمان هستیم و کلمۀ توحید، ما را به دور خود جمع می‌کند. اختلاف در مسائل فقهی و فروع را هم می‌توان بررسی کرد و به زمان نیاز دارد... .‘

 

در دیدار مفصلی که اینجانب با شیخ‌التلمسانی در لوگانو داشتم، ایشان نیز بر این روش تأکید کرده و تصریح کرد که هرگونه ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی، بی‌تردید به‌نفع اسرائیل خواهد بود. شیخ‌تلمسانی در یادداشتی به‌خط خود، خطاب به اینجانب نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای سیدهادی خسروشاهی

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. دیدار کریمانۀ شما مرا خوش‌حال کرد. خداوند ما و شما را در آنچه خیر اسلام و مسلمانان در آن است، متحد کند. به‌راستی مسلمانان به تکرار این نوع دیدارهای پاک که به وحدت کلی صف اسلامی منجر می‌شود، چقدر نیازمند هستند.

عمر التلمسانی، ۱۷رمضان ۱۴۰۵(۵ ژوئن ۱۹۸۵)

 

در همین دیدار، شیخ‌تلمسانی در پاسخ سؤال من مبنی‌بر اینکه اختلاف موجود میان شیعه و اهل‌سنت آن‌چنان بنیادین و اساسی است که مانعی در قبال تحقق وحدت اسلامی تلقی شود، گفت: «این را من همیشه گفته‌ام و چنانچه عمری باقی باشد، تکرار خواهم کرد که اختلافات شیعه و اهل‌سنت بنیادین و ریشه‌ای نیست و شامل اصول دین نمی‌شود؛ زیرا «لا اله الا الله و محمد رسول الله» اهل‌سنت و شیعه را باهم در یکجا گرد می‌آورد. بنابراین با پذیرفتن مسئلۀ فوق، وجود اختلافات بر سر فروع و جزئیات، مهم نخواهد بود. به‌عبارت دیگر، اختلافات موجود تنها در جزئیات و فروع است و شامل اصول نیست. برای نمونه، هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید نماز صبح سه رکعت است یا نماز مغرب چهار رکعت. اصول، اصول است و تغییرناپذیر. به‌علاوه، امتیاز و شاخصۀ اسلام این است که به ما برای به‌کارگیری عقل در استنباط احکام شرعی از دلیل‌های موجود، آزادی کامل داده است.»

Text Box: خسروشاهی  بنابراین، آیا اینکه مجله‌ای عربی، چاپ لندن (المجله، وابسته به سعودی) از قول شما نوشته است که اختلافات موجود، بنیادین و اساسی است، نادرست است؟

Text Box: شیخ‌ تلمسانی  البته که نادرست است و در واقع آنچه اکنون دربارۀ این مسئله بازگو کردم، اعتقاد من به این مسئله است. به‌علاوه، من عقیده و نظر خود را برای جلب رضایت مردم تغییر نخواهم داد؛ زیرا فقط در پی کسب رضایت خداوند متعال هستم.

Text Box: خسروشاهی  آیا آن‌هایی که به اختلافات شیعه و سنی در سخنرانی‌ها و کتاب‌ها یا در وسایل ارتباط جمعی خود دامن می‌زنند، در پی تأمین خیر و مصلحت شیعه و سنی هستند؟

Text Box: شیخ‌ تلمسانی  من از کسانی‌که به این مسائل دامن می‌زنند، دعوت می‌کنم از این شیوه پرهیز کنند و آن را کنار بگذارند؛ زیرا فقط اسرائیل از این موضوع سود می‌برد و مسلماً آنکه دراین‌باره چیزی نوشته و آن‌کس‌که ضد او چیزی نگاشته شده است، در این کار نفعی ندارند. من به‌عنوان مسلمان، آرزو دارم جهان اسلام وحدت کلمه داشته باشد و هرکس را که به تفرقه و انشعاب و از‌هم‌گسستگی مسلمانان دامن می‌زند، به وحدت دعوت کرده‌ام.

بقیۀ رهبران اخوان نیز بر ضرورت وحدت مسلمانان تأکید می‌کنند.

 

برای نمونه، سطوری از نامۀ مرشد بعدی اخوان را می‌آوریم. شیخ مصطفی مشهور، مرشد پنجم اخوان مصر در پاسخِ نامۀ اینجانب، به‌هنگام اقامت در مصر، چنین می‌نویسد:

...جملۀ مشهوری به‌عنوان قاعدۀ طلایی شناخته شده است: در مواقع اتفاق، با یکدیگر باشیم و در مواقع اختلاف، یکدیگر را معذور بداریم. معنای این قاعده واضح است؛ زیرا اتفاق معمولاً در اصول است و اختلاف در فروع. همت امام شهید ‌حسن‌البنا (ره) در گفتار و کردار، صَرف همین بود و من از او تصویری در سال ۱۳۴۵ق در گردهمایی دار التقریب بین المذاهب الاسلامیۀ قاهره دیدم که در کنار علمای عصر خود، از‌جمله عبدالمجید سلیم، شیخ الازهر و شیخ‌امین الحسینی، مفتی فلسطین و محمدتقی قمی و عده‌ای دیگر دیده می‌شود. روابط دوستانۀ اخوان‌المسلمین با شیعه در ایران و سایر کشورها از نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی و بعد از برپایی انقلاب ایران، شاهد این معناست.

بیشترین نیاز مسلمانان این است که صفوف خود را فشرده کنند و همه یک‌سخن شوند. دیگر جدایی‌ها بس است؛ این جدایی‌ها دشمن را بر آن‌ها مسلط و نیرویشان را سست کرد.

اختلاف شیعۀ زیدی یا اثنی‌عشری از پاره‌ای فروع تجاوز نمی‌کند؛ زیرا همگی به «لا اله الا الله و محمد رسول‌ الله» شهادت می‌دهند و قرآن کریم را منبع اول و سنت مطهر را منبع دوم تشریع می‌دانند و رو به قبلۀ واحد دارند. دین، در برابر هواهای عامه سر فرود نمی‌آورد و اکنون وقت آن رسیده است که این فتنه را فرو ‌خوابانَد و زبانه‌اش را خاموش سازد.

و بالله التوفیق

مصطفی مشهور، قاهره، ۲۷رجب۱۴۲۲

 

برادر دیگر ما، استاد یوسف ندا، از رهبران سازمان اخوان بین‌الملل، در رسالۀ مستقلی با عنوان الاخوان و الشیعه، به‌تفصیل دراین‌زمینه بحث کرده و اثبات کرده است که هرگونه اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی، توطئۀ اجانب و به‌خلاف موازین اسلامی و رهبران اخوان است. ترجمۀ کامل این رساله، به‌زودی منتشر می‌شود.

     Text Box: موضع اخوان در قبال انقلاب اسلامی ایران

در دوران نهضت اسلامی ایران علیه استعمار و استبداد، همواره سازمان‌های وابسته به اخوان در نشریات و اجتماعات خود از نهضت مردم مسلمان ایران پشتیبانی می‌کردند و پس از پیروزی هم، سازمان بین‌المللی اخوان که مرکز آن در لوگانو بود، ضمن هماهنگی با مقامات ایرانی، هیئتی را متشکل از اعضای رهبری اردن، مصر، سوریه، کویت، سودان، پاکستان و دیگر بلاد، با پروازی ویژه به ایران فرستاد که هدف اصلی آن، گفتن تبریک به رهبر انقلاب، حضرت امام‌خمینی و مردم ایران و سپس اعلام پشتیبانی بود.

شخصیت‌هایی چون سعید حوی از رهبران سوریه، عبدالرحمان خلیفه، مراقب عام اخوان اردن، جابر رزق از مصر، غالب‌همت از واحد بین‌الملل و عبدالله العقیل از اخوان کویت، از اعضای بلندمرتبۀ این هیئت بودند.

دکتر عصام ‌العطار، مراقب اخوان سوریه که در آلمان به‌سر می‌برد، کتابی در دفاع از انقلاب با عنوان ثورة ایران منتشر ساخت. مطبوعات اخوان در مصر مانند مجله‌های المختار الاسلامی، الدعوة، الاعتصام به نشر اخبار انقلاب اسلامی پرداختند.

شعبۀ اخوان در سودان مقالات مفصلی در جراید منتشر کرد.

در تونس، برادرمان شیخ‌راشد، رهبر حرکة الاتجاه الاسلامی، در مجلۀ المعرفة چندین مقاله در دفاع از انقلاب و ضرورت پشتیبانی از آن، به‌قلم خود منتشر کرد که بعدها به‌شکل کتاب چاپ شد. تلگراف‌های تأیید و پشتیبانی از رهبران حرکت‌های اسلامی دیگر در آسیا و آفریقا، به امام‌خمینی(ره) رسید که در میان آن‌ها، تلگراف مولانا ابوالاعلی مودودی، مؤسس و امیر جماعت اسلامی پاکستان، بسیار ارزشمند بود و امام شخصاً به آن تلگراف جواب داد. البته بررسی این موضوع با مستندات، خود به تألیف کتابی کامل نیاز دارد که امید است به آن پرداخته شود.

 

     Text Box: نقش اخوان در بیداری اسلامی

با توجه به سوابق درخشان و تاریخی اخوان در پرورش نسلی نو و مسلمان و جانبازی‌ها و فداکاری‌های بی‌امان در این راستا و با توجه به نفوذ معنوی آنان در بین ملت‌های عرب، با وجود سرکوب وحشیانه از‌طرف حاکمیت‌ها، نباید تردیدی داشت که اخوان‌المسلمین در پیدایش حرکت‌های جدید اسلامی در بلاد عربی، به‌ویژه مصر و تونس و لیبی، نقش عمده و اساسی به عهده داشتند و پیروزی‌های بعدی آنان، نشان‌دهندۀ این واقعیت است.

البته پس از این پیروزی‌ها، انتظار این بوده و هست که اخوان در کنار ایران، در مقابل توطئه‌های امپریالیسم غربی و صهیونیسم بین‌الملل و ارتجاع عرب و کسانی‌که به‌تعبیر قرآن «أشدّ کفراً و نفاقاً» هستند، برای ایجاد اتحاد بین شیعه و سنی، متحد شوند؛ وگرنه نتایج شوم فتنه‌ها، دامن همگان را خواهد گرفت.

در سیزدهمین کنفرانس هرتزلیا در اسرائیل که با نشر اکاذیب هزارساله برضد شیعه و سنی، به‌دنبال تحقق اهدف اسرائیل است، بر ضرورت ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی به‌عنوان «تنها بستر نیرومند برای حفظ امنیت اسرائیل (!)» تأکید شده است. در این کنفرانس، بازهم مطرح شد که برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی، باید محوری سنی با شرکت مصر، اردن، ترکیه و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس ایجاد شود تا ضمن همکاری با آمریکا و اسرائیل، بتواند در مقابل محور شیعی به‌رهبری ایران، مقاومت کند.

در کنفرانس هرتزلیا که با شرکت عناصر غربی و استراتژیست‌های اروپایی و آمریکایی تشکیل شد، اسرائیلی‌ها تصریح کردند که تل‌آویو تاکنون دراین‌زمینه کار عمده‌ای انجام نداده است؛ درحالی‌که بهترین بستر برای مقابله با خطر ایران همین نکته است. با توجه به این نکتۀ حساس، اکنون باید پرسید که طرح ایران و اخوان برای مقابله با این توطئه چیست و استراتژیست‌های ما چگونه می‌اندیشند؟





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۱
تاریخ انتشار : 21 دی 1394

دسته بندی