- نشریه الکترونیک فرهنگ اسلامی - نشریه شماره 2 فرهنگ انقلاب اسلامی - آیا واقعا جهان ما پست
آرشیو نشریات

دسته بندی

  • آیا واقعا جهان ما پست مدرن شده است؟

  • تعداد بازدید : ۰
    تاریخ انتشار : 21 دی 1394

آیا واقعا جهان ما پست مدرن شده است؟

آیا واقعا جهان ما پست مدرن شده است؟

گفت‌وگو با دکتر سیدمحمد مرندی

 

آیا واقعـاً

جهـــان ما

پست‌مدرن شده است؟

 

سید محمد مرندی؛ دوازده مرداد سال 1345 شمسی در شهر ریچموند(1) ویرجینیای آمریکا به دنیا آمد؛ دیپلم خود را از دبیرستان علوی شهر تهران دریافت کرد و مدرک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد زبان و ادبیات انگلیسی را از دانشگاه تهران و دکترای ادبیات انگلیسی و شرق‌شناسی را از دانشگاه بیرمنگام(2) بریتانیا اخذ کرد. او در حال حاضر دانشیار دانشگاه تهران است.

دکتر مرندی طی سال‌های 61 تا 67، بارها در جبهه‌های دفاع مقدس حضور یافت. در عملیات کربلای یک به عنوان غواص، از ناحیۀ دست هدف گلوله قرار گرفت و در دو عملیات مختلف نیز در حملۀ شیمیایی دشمن آسیب دید. او جانباز دفاع مقدس است و پیامدهای این آسیب‌ها را هنوز به همراه دارد.

دکتر مرندی بعد از پیوستن به دانشگاه تهران، در پایه‌گذاری مؤسسۀ مطالعات آمریکای شمالی و اروپا و بعدها ایجاد دانشکدۀ مطالعات جهان، نقش مؤثری داشت. او رئیس گروه مطالعات آمریکای شمالی دانشکدۀ مطالعات جهان و به‌طور هم‌زمان، عضو هیأت علمی دانشکدۀ زبان‌ها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران است و اخیراً به ریاست دانشکدۀ مطالعات جهان منصوب شده‌است. دکتر مرندی ده‌ها اثر ارزنده در مجلات و پایگاه‌های اینترنتی دانشگاهی منتشر کرده است. در دفتر ریاست دانشکدۀ مطالعات جهان، پیرامون موضوع اسلام‌هراسی با او به گفت‌وگو می‌نشینیم.

 

Text Box: سید محمد مرندی؛ دوازده مرداد سال 1345 شمسی در شهر ریچموند(1) ویرجینیای آمریکا به دنیا آمد؛ دیپلم خود را از دبیرستان علوی شهر تهران دریافت کرد و مدرک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد زبان و ادبیات انگلیسی را از دانشگاه تهران و دکترای ادبیات انگلیسی و شرق‌شناسی را از دانشگاه بیرمنگام(2) بریتانیا اخذ کرد. او در حال حاضر دانشیار دانشگاه تهران است.
دکتر مرندی طی سال‌های 61 تا 67، بارها در جبهه‌های دفاع مقدس حضور یافت. در عملیات کربلای یک به عنوان غواص، از ناحیۀ دست هدف گلوله قرار گرفت و در دو عملیات مختلف نیز در حملۀ شیمیایی دشمن آسیب دید. او جانباز دفاع مقدس است و پیامدهای این آسیب‌ها را هنوز به همراه دارد.
دکتر مرندی بعد از پیوستن به دانشگاه تهران، در پایه‌گذاری مؤسسۀ مطالعات آمریکای شمالی و اروپا و بعدها ایجاد دانشکدۀ مطالعات جهان، نقش مؤثری داشت. او رئیس گروه مطالعات آمریکای شمالی دانشکدۀ مطالعات جهان و به‌طور هم‌زمان، عضو هیأت علمی دانشکدۀ زبان‌ها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران است و اخیراً به ریاست دانشکدۀ مطالعات جهان منصوب شده‌است. دکتر مرندی ده‌ها اثر ارزنده در مجلات و پایگاه‌های اینترنتی دانشگاهی منتشر کرده است. در دفتر ریاست دانشکدۀ مطالعات جهان، پیرامون موضوع اسلام‌هراسی با او به گفت‌وگو می‌نشینیم.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     بسیاری از اندیشمندان و منتقدان، ریشه‌های اسلام‌هراسی را در شرق‌شناسی(3)  می‌بینند. شما تا چه اندازه با این ایده موافقید؟

 

در این‌باره اختلاف نظر وجود دارد. برخی ریشۀ آن را به جنگ‌های ایران و یونان باز می‌گردانند و برخی به جنگ‌های صلیبی. در متون قرون وسطی، مسلمانان هم بسیار منفی به تصویر کشیده شده‌اند و هم شبیه به هم و یکسان؛ طوری که انگار تفاوتی میان مسلمان مراکشی، عثمانی، فارس، عرب، آلبانیایی و ... وجود ندارد. با ظهور استعمار و پیشرفت اروپا و افزایش نفوذ آن در سایر نقاط جهان، این گفتمان قوی‌تر و پیچیده‌تر و ظریف‌تر می‌شود، اما تغییر چندانی نمی‌کند. بحث شرق‌شناسی در قرن بیستم مطرح شد و اگرچه با ادوارد سعید(4) شهرت یافت، پیش از او نیز کسانی به این بحث پرداخته بودند. اما در کل، این گفتمان تغییر چندانی نسبت به سده‌های گذشته نداشته است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     شما میان دورۀ استعماری و دورۀ پسااستعماری، بیشتر شباهت می‌بینید یا تفاوت؟

 

قطعاً شباهت؛ هم در آثار شرق‌شناسان، هم در آثار ادبی، هم در گزارش‌های بوروکرات‌ها به دولت‌های متبوعشان.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     گفتید آثار ادبی. آیا اینکه متون صریح نوشتاری با متون تفسیرپذیرتر چندرسانه‌ای جایگزین شده‌اند، تغییری در این زمینه پدید آورده است؟

 

پیچیده‌تر، ظریف‌تر و غیرمستقیم شده است. اگر  عکس‌های بی.بی.سی (BBC) یا سی.ان.ان (CNN) را مورد مدّاقه قرار دهید، بسیاری از کلیشه‌های رایج را در آن‌ها خواهید یافت. البته این به آن معنا نیست که این گفتمان خود را تنها به یک شکل بروز می‌دهد یا اینکه در غرب همه شبیه هم فکر می‌کنند، اما کماکان، گفتمان غالب، شرق‌شناسانه است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     آیا مطالعات «شرق‌شناسی معکوس(5)» می‌تواند در کاهش اسلام‌هراسی مؤثر باشد؟

 

من اصلاً این عبارت را دوست ندارم. این عبارت به چه معناست؟ آیا منظور این است که ما نوعی غرب‌شناسی را در برابر شرق‌شناسی رواج دهیم؟ آیا غرب واحدی برای شناخت وجود دارد؟ البته غربی‌ها خود چنین ادعایی دارند. آن‌ها مرتب از مفاهیمی مانند تمدن غربی، جهان آزاد و نظایر آن سخن می‌گویند. اگرچه غرب نسبت به دیگر نقاط جهان بسیار کوچک‌تر و کم‌جمعیت‌تر است، اما به هرحال، یک غرب واحد وجود ندارد. از سوی دیگر، اگر بحث از نقد شرق‌شناسی است، می‌توان گفت بسیار مفید است. این امر در کاهش اثر فرهنگ مبتنی بر شرق‌شناسی در سال‌های اخیر مؤثر بوده است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     گفته می‌شود که ما در عصر پُست‌مدرن به‌سر می‌بریم و در این دوران، همه هویت چهل‌تکّه دارند. ممکن است بخشی از هویت یک فرد اسلامی باشد، بخشی غربی؛ بخشی مدرن باشد، بخش دیگر سنتی. اگر چنین است، ما باید شاهد کاهش تنش‌های هویتی در جهان امروز می‌بودیم. اما می‌بینیم که اسلام‌هراسی در غرب در حال رشد است. شما این وضعیت را چگونه می‌بینید؟

 

در اینجا دو بحث وجود دارد: آیا اصلاً چیزی به نام پُست‌مدرن وجود خارجی دارد؟ آیا واقعاً جهان ما پُست‌مدرن شده‌است؟ دقیقاً چه‌‌چیز آن پُست‌مدرن است؟ آیا ایدئولوژهای ‌مختلف، حتی در غرب، محو شده‌اند؟ گویا در این جهان، فقط ما هستیم که قرار است پُست‌مدرن شویم و غیر از ما بقیه قرار نیست پُست‌مدرن شوند. ما اینجا مرتباً از نسبی بودن حقیقت، عدم امکان دسترسی به حقیقت و... صحبت می‌کنیم، ولی برای غربی‌ها حقیقت این است که در عراق، عملیات Shock & Awe (6) به راه بیاندازند؛ به نام مبارزه با القاعده، افغانستان را تصاحب کنند و بعد به همان القاعده در سوریه کمک ‌کنند و... اگر ما در جهان پُست‌مدرن هستیم، این جنگ‌های ایدئولوژیک با جنبۀ خونبار نظامی نباید روی می‌داد.

بنابراین، من اعتقادی به پُست‌مدرن بودن جهان ندارم. حتی چندفرهنگ‌گرایی(7) که زمانی درغرب بسیار مورد بحث بود، سنخی از چندفرهنگ‌گرایی است که قالبش را غربی‌ها می‌سازند و ما باید درون این ظرف، جزئی از سالاد باشیم. متأسفانه، برخی روشنفکران ما به دلیل اینکه یا عمیق نیستند یا نسبت به غرب شیفتگی دارند، به این واقعیت توجه نمی‌کنند که جایی که پُست‌مدرنیزم بیشتر از هرجا خود را نشان می‌دهد، در همسویی با جریان کلی سرمایه‌داری و بازار آزاد است. اگرچه پُست‌مدرنیزم در حوزۀ هنر و ادبیات موفقیّت‌هایی داشته است، اما در جهان واقعی که ما در آن زندگی می‌کنیم و حکومت‌های استعمارگر و ایدئولوژی‌های هژمونیک در آن وجود دارند، اثری از امر پُست‌مدرن وجود ندارد.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     آقای دکتر؛ شما سابقۀ مصاحبه با رسانه‌های خارجی غیرغربی نظیر سی.سی.تی.وی (CCTV) چین، فینکس تی.وی (Phoenix TV) هنگ‌کنگ و البته الجزیرۀ قطر را دارید... فکر می‌کنید نگاه شرق به شرق چگونه است؟ آیا در نگاه آن‌ها نیز اسلام‌هراسی دیده می‌شود یا اینکه قصه از بنیاد متفاوت است؟

 

البته الجزیره یک مثال خاص است، زیرا ترکیب کارکنان آن طی این سال‌ها به‌شدت تغییر کرده‌است. در آغاز، تعداد زیادی از کارکنان از منتقدان گفتمان غربی بودند و نگاه این شبکه به غرب کلاً نگاهی انتقادی بود. اما در سال‌های اخیر، خیلی از آن‌ها این شبکه را ترک کرده‌اند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     فکر می‌کنید الجزیره توانست گفتمان اسلام‌هراسی را تعدیل کند؟

 

فکر می‌کنم در آغاز کار، الجزیره تأثیر مثبتی داشت. امّا اکنون دیگر آن تأثیر را ندارد. البته در همان آغاز هم الجزیره گفتمان یکسانی را پیگیری نمی‌کرد و درون آن نگاه‌های متفاوتی بود، اما در کل، رویکردی انتقادی داشت و توانست در غرب، البته در گروه‌هایی نظیر روشنفکران، نفوذ پیدا کند. الجزیرۀ امروز شباهت چندانی به آن شبکۀ قبلی ندارد. امروز شبکه‌ای که تأثیر زیادی در گفتمان انتقادی نسبت به غرب دارد، راشا تودی (Russia Today) روسیه است. این شبکه به‌ویژه در ایالات متحده و کانادا، مخاطبان بسیار دارد.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     بحثی داشتید دربارۀ ساختن کلیت‌های دروغین. یکی از این کلیت‌ها، هویت یکپارچه برای مسلمانان است. ما می‌دانیم شیعیان در درون جهان اسلام چه موقعیتی دارند: از سویی در ظهران، بحرین، بصره (در رژیم صدام) و... مورد فشار و ظلم حاکمان مسلمان خود بوده‌اند؛ از سوی دیگر، در غرب شاهد رشد شیعه‌هراسی هستیم و این در حالی است که بیش از نیمی از عاملان عملیات یازده سپتامبر، وهابی بودند. تاکنون به یاد نداریم غربی‌ها هیچ عملیات تروریستی بزرگی را در جهان غرب، را به شیعیان نسبت داده باشند. با این حال، همان‌طور که گفتم، شاهد رشد گفتمان شیعه‌هراسی در غرب هستیم. شما این پارادوکس‌ها را چگونه تفسیر می‌کنید؟

 

برای شیعه‌هراسی دو دلیل می‌توان اقامه کرد: اول اینکه خود کشورهای عربی، دیکتاتورهای نفتی، برای بقای خود و اینکه مردم را متوجه یک دشمن خارجی کنند، شیعه‌هراسی را رواج می‌دهند؛ از جمله، خاندان‌هایی نظیر آل‌خلیفه و آل‌سعود. از سوی دیگر، مهار انقلاب اسلامی در دستور کار آنان است. سه دهۀ پیش، ما کشتارهایی را که امروز در پاکستان روی می‌دهد، نمی‌دیدیم. این نتیجۀ دخالت سعودی‌ها، اماراتی‌ها، کویتی‌ها و... به‌واسطۀ ثروت‌ نفت است. غربی‌ها نیز متحد آنان بودند و چشم خود را بر این واقعیت‌ها می‌بستند. دربارۀ تروریسم، اگرچه همیشه انگشت اتهام به سوی ایران و متحدانش بوده است، قربانیان اصلی تروریسم در ایران و مناطق دیگر شیعه‌نشین بوده­‌اند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     فکر می‌کنید این‌گونه اقدامات تروریستی از سوی وهابی‌ها، چه اندازه در شکل گرفتن تصویر هراسناک از مسلمانان نقش داشته‌است؟ تصویری که در بیشتر رسانه‌ها از یک بمب‌گذار انتحاری دیده می‌شود، مردی است با سر طاس و ریش انبوه، تقریباً شبیه شمایل سلفی‌ها.

 

البته مسلمانان را مقصر دانستن بی‌انصافی است. مسئلۀ اصلی همان استعمار غرب و حمایت آن‌ها از حاکمان فاسد است. غربی‌ها در تمام مدتی که وهابیت و سلفی‌گری در منطقه ترویج داده می‌شد، کوچک‌ترین اعتراضی نکردند.

به شبکه‌های ماهواره‌ای عرب‌زبان نگاه کنید. در این شبکه‌ها شیوخ و مفتی‌هایی هستند که صراحتاً حرف‌های نژادپرستانه می‌زنند؛ حرف‌هایی علیه فارس‌ها، عراقی‌ها، شیعه‌ها و...؛ فتوا می‌دهند که می‌توان آن‌ها را کشت و زنانشان را تصاحب کرد، اما با این‌حال، در ماهواره‌ها مجوز دارند، بازداشت نمی‌شوند، سازمان‌هایی مانند عفو بین‌الملل یا دیده‌بان حقوق بشر آنان را محکوم نمی‌کند. در حالی که فتواهایی نظیر آنچه گفته شد را صادر می‌کنند. بنابراین، قربانیان اصلی، مردم خاورمیانه هستند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     گفتمان دیگری که در کنار اسلام‌هراسی و شیعه‌هراسی دیده می‌شود، گفتمان ایران‌هراسی است. شما بین این سه، رابطه‌ای می‌بینید؟

بله. اگرچه عده‌ای در کشور ما دوست ندارند بپذیرند، اما نگرانی اصلی غرب در این منطقه، ایران است؛ نه به‌خاطر برنامه هسته‌ای ایران. مسئله، مستقل بودن ایران است، استقلالی به‌رغم 3دهه فشار. اما با همۀ این‌ها، ایران در منطقه کشور بسیار بانفوذی است. ما دیدیم ایران توانست جلوی نابودی کشور سوریه را بگیرد.  جالب است که در سوریه، اتحاد میان افراطی‌ها، غربی‌ها و حاکمان نفتی آشکار شده است. به هرحال، هدف این گفتمان، آشکارا تضعیف ایران است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     از زمان انتشار مراقبت و تنبیه میشل فوکو، رابطۀ میان دانش و قدرت، موضوع بحث متفکران انتقادی بوده است. شما نقش نهاد علم در غرب را در افزایش یا کاهش اسلام‌هراسی چگونه می‌بینید؟

 

من بحث را از همین‌جا شروع می‌کنم و بعد به سراغ غرب می‌روم. الآن استادان خود ما از نقد غرب می‌ترسند، چون ممکن است در آینده نتوانند برای رفتن به همایش‌ها ویزا بگیرند. این نگرانی بسیار جدی است. از سوی دیگر در غرب، کسی همچون نورمن فینکل‌استاین(8) که یهودی، اما منتقد سیاست‌های اسرائیل است، به‌خاطر انتقاد از دولت اسرائیل، از سوی نظام دانشگاهی طرد می‌شود. توجه کنید که فینکل‌استاین یک استاد معمولی نیست، بلکه از مهم‌ترین افراد در حوزۀ کاری خود است.

مثال دیگر، دوستان خود من، فلینت لوِرت(9) و هیلاری لوِرت(10) هستند. این دو نفر عضو شورای امنیت ملی ایالات متحده بودند. فلینت لوِرت را کاندولیزا رایس منصوب کرده بود و هر دو نفر در دولت جورج دبلیو. بوش، در کاخ سفید مشغول به کار بودند. آن‌ها در سال 2003، هنگام حملۀ ارتش آمریکا به خاک عراق، به دلیل مخالفت با این جنگ از سمت خود استعفا دادند و کتابی را با عنوان «Going to Tehran»(11) منتشر کردند که در آن، نگاهی نسبتاً واقع‌گرا به ایران و مسئلۀ رابطه با آمریکا ارائه شد. نتیجۀ انتشار این کتاب، در آغاز، کاهش شدید بودجۀ در اختیار آن‌ها و در نهایت، اخراجشان بود. توجه کنید که این دو نفر در قلب حاکمیت ایالت متحده جای داشتند. بنابراین در نهاد علم در غرب، به‌راحتی نمی‌توان غرب را نقد کرد یا از حقوق ایران سخن گفت.

 

     Text Box: پی‌نوشت

(1)        Richmond, Virginia

(2)        The University of Birmingham

(3)        شرق‌شناسی نام رشته‌ای دانشگاهی است که دربارۀ کشورهای شرقی گفت‌وگو می‌کند، دربارۀ شرق قضاوت کرده و واقعیت‌های آن را بررسی و تفسیر می‌کند. ادوارد سعید در مقدمۀ کتاب معروف خود، شرق‌شناسی، این مفهوم را چنین تعریف می‌کند: «شرق‌شناسی نوعی سبک فکری بر مبنای یک تمایز شناختی و شناخت‌شناختی میان شرق و (غالب موارد) غرب است.»

(4)        ادوارد ودیع سعید (۱۹۳۵- ۲۰۰۳) نظریه‌پرداز ادبی، منتقد فرهنگی و فعال سیاسی فلسطینی ـ امریکایی است. او در دانشگاه‌های هاروارد و پرینستون درس خواند و استاد زبان انگلیسی و ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا (امریکا) بود. سعید یکی از بنیان‌گذاران نظریۀ پسااستعماری  دانسته می‌شود.

(5)        نوعی از شرق‌شناسی که سیدحسین العطاس آن را «شرق‌شناسی وارونه» یا معکوس نامیده‌است. این فرایندی است که در آن، اندیشمندان کشورهای جهان سوم، در اعتراض به تجاوزهای غرب، در وادی تصویرسازی خیالی از حقیقت غرب می‌افتند.

(6)        در اصطلاح نظامی، به معنای «چیرگی سریع» است، اما در اینجا، به عملیات آغازین حمله ایالات متحده به خاک عراق اشاره دارد. این دکترین نظامی نخستین‌بار توسط هارلان ک. اولمن و جیمز پ. وِید در سال 1996 میلادی مطرح شد.

(7)        چندفرهنگی‌گرایی (Multiculturalisme) یک نوع ایدئولوژی است که بر مبنای آن، انسان‌هایی از اقوام، نژادها و ملیت‌های گوناگون، با داشتن حقوق شهروندی یکسان، با هم در یک مکان (مثلا یک کشور) زندگی می‌کنند.

(8)        Norman G. Finkelstein: استاد یهودی دانشگاه دپال (شیکاگو، امریکا) و نویسندۀ کتاب «Holocause Industry». این کتاب با نام «صنعت یهودی‌سوزی» توسط سوسن سلیم‌زاده و تحت عنوان «سوداگران فاجعه» به دست علاءالدین طباطبایی به فارسی برگردانده شده‌است.

(9)        Flynt Leveret

(10)           Hillary Mann Leverett

(11)      Going to Tehran: Why the United States Must Come to Terms with the Islamic Republic of Iran





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۰
تاریخ انتشار : 21 دی 1394

دسته بندی