- نشریه الکترونیک فرهنگ اسلامی - نشریه شماره 2 فرهنگ انقلاب اسلامی - آشنایی با سیدهادی خسروشاهی
آرشیو نشریات

دسته بندی

  • آشنایی با سیدهادی خسروشاهی

  • تعداد بازدید : ۵
    تاریخ انتشار : 21 دی 1394

آشنایی با سیدهادی خسروشاهی

آشنایی با سیدهادی خسروشاهی

شخصیـــت‌های بیـــــن‌المللی در جهان اســــلام

آشنــایی با سیدهادی خسروشاهی

 

 

 استاد سیدهادی خسروشاهی، در سال 1317 شمسی در تبریز، در خاندانی آراسته به دین و علم و فقاهت به دنیا آمد. سه قرن حیات و کوشش علمی و فقهی اجداد وی که همه از علمای بزرگ و فقهای نامدار ایران و عراق در دوران خود بوده‌اند، این حقیقت را به‌خوبی روشن ‏می‌سازد. پدر وی، آیت‏الله سیدمرتضی خسروشاهی ـ از اجلّۀ علما و مراجع صاحب‌رسالۀ آذربایجان ـ تحصیل‌کردۀ نجف بود. از وی علاوه بر رسالۀ عملیه، کتاب «نثارات الکواکب علی خیارات المکاسب» و کتاب «حدیث الغدیر» در نجف و تبریز و قم، چاپ شده است. ایشان تألیفات دیگری نیز در فقه و اصول و مواعظ (در 4جلد) دارند که مخطوط و موجود است. علاوه بر استاد، دو فرزند دیگر آیت‌الله سیدمرتضی خسروشاهی، یعنی آیت‏اللّه سیدابوالفضل و آیت‏اللّه سیداحمد خسروشاهی از معاریف علما و فقهای قم و تبریز بوده‌اند و در دو دهۀ اخیر به رحمت حق پیوسته‏اند.

استاد سیدهادی خسروشاهی در چنین خاندان اصیل و ریشه‏داری به دنیا آمد و در دامن پدر بزرگوارش پرورش یافت. تحصیلات مقدماتی را در تبریز به پایان رساند و پس از وفات پدر، در سال 1332 شمسی و در 16 سالگی، عازم قم شد؛ در حوزۀ علمیه به تحصیل دروس سطح پرداخت و سپس در مراحل عالی دروس حوزوی (فلسفه، تفسیر، فقه و اصول)، در حضور استادانی چون آیت‏اللّه بروجردی، امام خمینی، آیت‏اللّه شریعتمداری،  علامۀ طباطبائی و بزرگان دیگر تلمذ نمود و به دریافت اجازه‌ در امور حسبیّه (منوط به اذن فقها) نائل آمد. در مراحل علمی بالاتر، ایشان درجۀ اجتهاد و اجازۀ نقل حدیث را از علما و مراجع بزرگ نجف و قم و مشهد، از جمله امام خمینی و آیات عظام: سیدابوالقاسم خوئی، سیدشهاب‌الدین نجفی مرعشی، سیدمحمدکاظم شریعتمداری، سیدمحمدهادی میلانی، سیدمحمدصادق روحانی، آیت‏اللّه شیخ آقابزرگ تهرانی، آیت‏اللّه شیخ مرتضی حائری، آیت‏اللّه سیداحمد زنجانی، آیت‏اللّه میرزا عبدالجواد جبل‌عاملی، آیت‏اللّه میرزا ابوالفضل زاهدی قمی و دیگران، دریافت نمود.

استاد بیش از 80 جلد کتاب به زبان فارسی و عربی (علاوه بر صدها مقاله در نشریات اسلامی ایران و جهان اسلام) تألیف کرده‌اند که بیش از 40 جلد آن، تاکنون بارها در داخل و خارج منتشر شده و بعضی از آن‌ها بیش از 30 بار تجدید چاپ شده‌اند. علاوه بر تألیفات و ترجمه‏ها، 120 جلد کتاب دیگر نیز با تحقیق، توضیح یا مقدمه و اشراف ایشان در ایران و ایتالیا و مصر و... منتشر شده است.

از جمله آثار استاد، ترجمه و تحقیق امام علی(ع) صدای عدالت انسانی استاد جرج جرداق در 5 جلد و 3000 صفحه است که تاکنون بیش از 10 بار و در ده‌هاهزار نسخه چاپ شده است. تدوین و  تحقیق و نشر مجموعه آثار سید جمال‏الدین حسینی (افغانی) در 10 جلد،  در بیش از 3000 صفحه در ایران و مصر، یکی از خدمات ارزندۀ دیگر استاد و در واقع، محصول نیم قرن تلاش و کوشش و تحقیق و بررسی در کشورهای اسلامی و عربی است. مجموعۀ حرکت‏های اسلامی معاصر در 20 جلد (تاکنون 6 جلد آن چاپ شده است)، اسناد نهضت اسلامی ایران در 10 جلد (2 جلد آن تاکنون انتشار یافته است) و مجموعۀ آثار استاد علامه طباطبائی در 16 جلد از جمله آثاری است که استاد در تألیف، جمع‌آوری یا تحقیق و ویرایش آن‌ها زحمت و رنج فراوان را پذیرا شده است.

علاوه بر تألیفات و ترجمه‏های خود ایشان، استاد همواره در تدوین و تنقیح و نشر آثار استادانی چون آیت‏اللّه کاشف‏الغطاء، علامه سید محمدحسین طباطبائی، حاج سراج انصاری، سیدمحمد محیط طباطبائی، سیدغلامرضا سعیدی، محمد نخشب و... کوشا بوده و خدمات ارزنده‏ای را در حفظ فرهنگ اسلامی و نشر اندیشۀ اصیل اسلامی ارائه داده‌است. استاد محمدرضا حکیمی ایشان را به همین دلیل، «فرهنگبان کوشا» نامیده است.

بیشتر کتاب‏ها و آثار خود استاد خسروشاهی در زمینۀ مسائل اجتماعی ـ سیاسی مورد نیاز جامعۀ اسلامی است. این آثار به گواهی اهل خرد، در روشنگری نسل جوان معاصر، بی‌شک تأثیر بسزایی داشته است.

استاد خسروشاهی در سطح جهانی، با شرکت در همایش‌ها و کنگره‏های اسلامی در کشورهای اروپایی و اسلامی، از جمله پاکستان، مصر، الجزایر، عربستان، سوریه، قطر، ترکیه، لبنان، ایتالیا، انگلیس، آلمان، سوئیس و... به عنوان نمایندۀ امام خمینی یا نمایندۀ حوزۀ علمیۀ قم فعال بوده است.

در مسئلۀ تقریب بین مذاهب اسلامی، آیت‌الله خسروشاهی از نیم قرن پیش، از پیشگامان این حرکت اصلاحی به‏شمار می‏رود. مکاتبات ایشان با علامه شیخ محمدتقی قمی ـ مؤسس دارالتقریب قاهره ـ گواه این سابقۀ بلند است. در این راستا، استاد با اغلب حرکت‏های اسلامی معاصر و رهبران آن‌ها در سراسر جهان اسلام، ارتباط و پیوند نزدیک داشته‌است.

استاد خسروشاهی در سال 1352 شمسی، «مرکز بررسی‌های اسلامی قم» را به عنوان مرکزی وابسته به حوزۀ علمیۀ قم، تأسیس و به ثبت رساند و سپس در سال 1361، «مرکز فرهنگی اسلامی اروپا» را در رُم ایتالیا تأسیس نمود. هرکدام از این دو مؤسسه، ده‌ها کتاب ارزشمند در زمینه‏های اسلامی، از جمله قرآن مجید و نهج‌البلاغه را به زبان‌های عربی، انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی و... ترجمه و منتشر کرده‌اند.

استاد پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخست به مدت 2 سال، به‏عنوان نمایندۀ امام خمینی‌(ره) در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعال بود و سپس به عنوان سفیر ایران در واتیکان انتخاب شد و به مدت 5 سال، در این سمت به فعالیت پرداخت. تأسیس «مرکز فرهنگی اسلامی اروپا» در رُم و تأسیس دوماهنامه‌های انگلیسی‌زبان اینکوایری (Inquiry) و امریکن ایونتس (American Events) و هفته‌نامۀ عربی العالم در لندن ـ با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ از آثار این دوره است. در مدت حضور ایشان در ایتالیا، علاوه بر چاپ و نشر ترجمۀ قرآن مجید و نهج‌البلاغه به زبان ایتالیایی و نشر ماهنامه‌ای به نام جهان نو  به ایتالیایی، طی مدت 5 سال، جمعاً 162کتاب و نشریه به زبان‏های فارسی، عربی، انگلیسی، ایتالیایی و فرانسوی منتشر و در سراسر جهان توزیع شد.

در دورۀ اقامت 3 ساله در قاهره به‏عنوان رئیس نمایندگی جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر حضور در محافل علمی ـ سیاسی و سخنرانی و مصاحبۀ تلویزیونی و مطبوعاتی و ده‌ها نوبت ملاقات با شیخ الازهر و مقامات علمی ـ سیاسی مصر، با همکاری و مساعدت ایشان، بیش از 50 جلد کتاب و نشریه دربارۀ انقلاب اسلامی ایران، تشیع و اهل‌بیت(ع) تألیف یا در مصر منتشر گردید. مهم‌ترین این آثار، نهج‏البلاغه با مقدمۀ استاد و شرح شیخ محمد عبده، اهل‌البیت فی مصر، صحیفۀ سجادیه، حقیقة علاقة عبدالناصر بالثورة الاسلامیة فی ایران، عبداللّه‏بن‏سبا بین الواقع و الخیال، ادعیة اهل‌البیت، الامام علی بن ابیطالب، الامام الحسین، الامام جعفر الصادق، الطریق الی مذهب آل‌البیت و عقیدتنا است.

آیت‌الله خسروشاهی علاوه بر فارسی، عربی، ترکیِ آذری و ترکیِ استانبولی، به زبان انگلیسی و ایتالیایی هم آشنایی دارد و پس از مراجعت از واتیکان، ضمن ادامۀ اشتغال در وزارت امور خارجه به عنوان مشاور وزیر، در دانشگاه‌های تهران، از جمله دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و دانشکدۀ روابط بین‏الملل وزارت امور خارجه به تدریس پرداخته‌است.

استاد خسروشاهی به مدت 6 سال، با انتشار فصلنامۀ پـُرارج «تاریخ و فرهنگ معاصر» به نشر حقایق و روشن ساختن زوایای تاریک تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام پرداخت. هم‌چنین، ویژه‏نامه‏هایی زیر نظر ایشان از سوی مرکز بررسی‌های اسلامی منتشر شد که قرار بود بر 50 جلد بالغ گردد، ولی متأسفانه به علت مسافرت به خارج از کشور و اشتغالات دیگر، تاکنون فقط 3 جلد از آن‌ها منتشر شده است. انتشار مرتب هفته‏نامۀ «بعثت» که وارد سی‌امین سال انتشار خود شده و تاکنون بیش از 1400 شماره از آن منتشر شده است، از دیگر فعالیت‏های فرهنگی استاد است.

 

 

مصاحبه اختصاصی فرهنگ اسلامی با آیت‌الله خسروشاهی

مبــــــــــــــا رک

یک کشور ورشکســـته

از خود به یادگار گذاشت

 

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، تشکر می‌کنم. بیداری اسلامی قبل از اینکه یک تحول سیاسی باشد، نوعی برانگیختگی درونی به همراه تحول فکری و فرهنگی است. در ظرف جغرافیایی تمدن اسلامی، گذشته از ایران، مصر یکی از کانون‌های اصلی فکر و اندیشه اسلامی بوده است. به‌ویژه، جنبش اخوان‌المسلمین که در سال 1928 میلادی در مصر، توسط شهید حسن البنا تأسیس شد، در این رهگذر قابل یادآوری است. شما ریشه‌های بیداری اسلامی را در مصر و نیز در شمال آفریقا در کجا می‌بینید و آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

حرکت آزادی خواهانۀ مردم شمال آفریقا و بیداری اسلامی در کشورهای آن، سابقۀ دیرینه و ریشۀ استوار و تاریخی دارد. مبارزۀ مردم الجزایر، تونس، مصر و... از سالیان دراز در دهه‌های پیش آغاز شده و به ثمر رسیده‌بود. ولی پس از استقلال آن کشورها، متأسفانه گروه‌های سیاسی و عناصر فرصت‌طلب مناصب حکومتی را اشغال کردند و قدرت را در دست گرفتند که مورد قبول و رضایت توده‌های مردم مسلمان نبود.

بر همین اساس، مبارزۀ مردم ضد رژیم‌های غیرمشروع و طاغوتی همچنان ادامه یافت و در قیام‌های مردمی اخیر، اغلب با پیروزی همراه بود. مصر، تونس و لیبی از جملۀ این موارد است. اما ریشۀ مشکلات مردم در این کشورها هنوز برطرف نشده، حوادث گوناگونی در انتظار آن‌هاست و توطئه‌های دشمنان آرامش و امنیت آنان را در معرض خطر جدی قرار داده است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     در جریان بیداری اسلامی در شمال آفریقا، زمامدارانی سقوط کردند که از آن جمله می‌توان به بن‌علی و مبارک اشاره کرد. محمد مُرسی از اخوان‌المسلمین در مصر روی کار آمد، ولی نتوانست کاری از پیش ببرد. مشکل کار او در کجا بود؟

 

عدم موفقیت حکومت اخوان در مصر علل گوناگون و متعددی دارد، اما بی‌تجربگی آقای محمد مُرسی در ادارۀ حکومت را باید عامل اصلی آن دانست.

البته به نظر من قبول مسئولیت کلان پس از سقوط مبارک، اصولاً صحیح و منطقی نبود. زیرا مبارک یک کشور از لحاظ اقتصادی ورشکسته، از لحاظ سیاسی متشتت و از لحاظ اجتماعی ناهماهنگ را از خود به یادگار گذاشته بود و برطرف کردن مشکلات آن، نیاز به توان زیاد و تلاش مضاعف داشت. به‌ویژه از لحاظ اقتصادی، مسئلۀ معیشتی مردم در اولویت اصلاح قرار داشت و متأسفانه هیچ نوع کمک، درآمد خاص یا بودجۀ کافی هم برای جبران خسارت‌های موجود در اختیار نبود. به همین دلیل، مردم فقیر و گرسنه با تحریک دشمنان یا عناصر و سازمان‌های سیاسی که دولت آقای مُرسی در ادارۀ امور کشور سهمی به آن‌ها نداده بود، به خیابان‌ها آمدند و ارتش هم که گویا مترصد فرصتی برای کودتا بود، به میدان آمد و دولت قانونی و منتخب مردم را برکنار نمود.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     برخی معتقدند که محمد مُرسی و اصولاً اخوان‌المسلمین امروز از مسیر شهید حسن البنا منحرف شده‌اند. شهید حسن البنا به تقریب مذاهب اسلامی معتقد بود و به شیعیان احترام می‌گذاشت، ولی محمد مُرسی بیشتر به سیاست آمریکایی ـ اسرائیلی که عربستان سعودی آن را عملیاتی می‌کند، تمایل نشان داد. نظر شما در این‌باره چیست؟

 

نمی‌توان گفت که اخوان‌المسلمین به‌طور مطلق، از مسیر شهید شیخ حسن البنا دور شده است، ولی باتوجه به عملکرد بعضی از رهبران کنونی اخوان مصر (مثلاً مراودات آنان با آمریکا و ارتجاع عرب) باید پذیرفت که آنان مشی سیاسی درستی را در پیش نگرفته‌ و در مسیر هماهنگی با سیاست غرب و آل‌سعود قرار گرفته‌اند که به موقعیت اجتماعی آن‌ها صدمه زده‌است.

این اقدامات که نشانه‌ای دیگر از بی‌تجربگی و ناپختگی سیاسی بود، نشان داد که اخوان فریب ظاهرسازی و وعده‌های دروغین غرب و شیوخ عرب را خورده‌اند. البته دیدیم که نخستین کسی که کودتای ژنرال‌ها را تبریک گفت، شاه ریاض بود و به دنبال او، «اذناب خلیجی» به میدان آمدند و طی 2 روز،  به بهانه‌های مختلف، بیش از 12 میلیارد دلار به خزانۀ حکومت کودتا یا جیب ژنرال‌ها سرازیر کردند.

در مورد روابط با ایران و شیعیان نیز ما شاهد یک روش غیرمنطقی و غیرعقلانی بودیم که هرگز انتظار آن را نداشتیم. البته اتخاذ این روش بی‌تردید برای جلب رضایت آمریکا و ارتجاع عرب و سلفی‌های تندرو در داخل مصر بود که متأسفانه نتایج بسیار بد و منفی در پی داشت و عواقب آن تا مدت‌ها ادامه خواهد یافت.

البته می‌دانیم که شهید شیخ حسن البنا خود جزء موسسین «جمعیت التقریب بین المذاهب» بود که بعدها به دارالتقریب معروف شد. مرشدهای بعدی هم که من با آن‌ها ملاقات یا مکاتبه داشتم، مانند شیخ عمر عبد المفتاح تلمسانی، شیخ حامد ابوالنصر، شیخ مصطفی مشهود، شیخ محمد مأمون الهضیبی و شیخ محمد مهدی عاکف همچنان به تقریب بین مذاهب پای‌بند بودند.

البته اغلب اعضای مکتب ارشاد و نیروهای برجستۀ کنونی اخوان نیز به تقریب و روابط حسنه با ایران و شیعه علاقمند هستند، ولی شرایط تحمیل شده بر دولت مُرسی توسط آمریکا و شیوخ عرب و عوامل داخلی آن‌ها ـ مانند سلفی‌های حزب النور ـ مانع از رشد و توسعۀ این روابط گردید.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     نقش عوامل خارجی (مشخصاً، آمریکا و اسرائیل) در تحولات مصر چیست؟ ارتش مصر تا چه اندازه بر اساس نظرات آمریکا عمل کرده‌است؟

 

عوامل خارجی به طور مستقیم یا توسط عناصر داخلی وابسته به خود، در ایجاد بحران و اسقاط دولت آقای مُرسی نقش اصلی را داشتند. بعضی از ژنرال‌های باقی‌مانده از دوران حسنی مبارک که همچنان قدرت و فرماندهی ارتش را در اختیار دارند، زیر نظر آمریکا کار می‌کنند که در میان آن‌ها، همین ژنرال عبدالفتاح السیسی برجسته‌تر است. او در مراکز دانشگاهی نظامی آمریکا درس خوانده و مدت‌ها نزد آل‌سعود مأمور به خدمت بود. اقدامات و اعترافات بعدی محافل آمریکایی و مزدوران وابسته نشان می‌دهد که متأسفانه کسانی در فرماندهی ارتش قرار گرفته‌اند که به بیعت با آقای مُرسی و سوگند خود پایبند و وفادار نماندند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     پدیدۀ جوانان انقلابی را در کشورهای عربی نظیر مصر، تونس و یمن چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا آن‌ها به مرحله‌ای از تحول فکری و فرهنگی رسیده‌اند که به خودآگاهی اسلامی دست یابند و هویت اسلامی واقعی خود را کشف کنند؟

 

دربارۀ جوانان انقلابی کشورهای عربی، نمی‌توان با یک دید کلی و واحد داوری کرد. در بعضی کشورها مانند مصر و تونس، جوانان بسیاری از روی فهم و خودآگاهی اسلامی وارد میدان مبارزه شده‌اند. در بعضی دیگر از کشورها، مسائل دیگر، به‌ویژه فقر و گرسنگی وحشتناک و بسیار آزاردهنده آنان را به میدان آورده است. البته این انگیزه مانع از نمود انگیزه‌های اسلامی در اغلب آن‌ها نمی‌شود، ولی در کل، مسائل معیشتی را می‌توان از انگیزه‌های جدی آنان تلقی کرد.

من جملۀ عجیبی در نهج‌البلاغه سراغ دارم که متأسفانه تاکنون ندیده‌ام شارحان نهج‌البلاغه یا علاقه‌مندان به راه و روش امام علی(ع) به شرح و بسط آن بپردازند. آن جمله را در اینجا نقل می‌کنم، به امید آنکه دوستان فاضل به شرح آن بپردازند. حضرت علی(ع) خطاب به فرزندش محمد بن حنفیه می‌فرماید: «یَا بُنَیَّ إِنِّى أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّینِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَةٌ لِلْمَقْتِ» (نهج البلاغه، حکمت 319). اجازه دهید ترجمۀ آن را به «نهج البلاغه منظوم» بسپارم:

سخت می‌ترسم که گردی مستمند         

فقر بر پایت زند زنجیر و بند

زین بلا بر ایزدت آور پناه         

چون که دین را می‌کند خوار و تباه

می‌کند آشفته تدبیر و خرد         

دشمنی و کینه‌توزی آورد

به هرحال این جمله نشان می‌دهد که «فقر» در زندگی، مردم را با چه مشکلات و مصائبی روبه‌رو می‌سازد. فرموده‌اند: «کادَ الفَقرُ أن یَکونَ کُفراً».

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     پیش از پیدایش بیداری اسلامی، به نظر می‌رسید هرگونه حرکت اسلامی اگر در جهان اسلام رخ دهد، سبب وحدت مسلمانان در برابر دشمنان آن‌ها خواهد شد، ولی امروز می‌بینیم غرب می‌خواهد از ظرفیت اکثریت خاموش جهان اسلام، با کمک تسلیحاتی و تبلیغاتی خود، علیه اقلیت آگاه و مبارز آن که عمدتاً از شیعیان هستند، استفاده کند و جنگ سنی علیه شیعه به‌راه اندازد. آیا با چنین گمانه‌زنی‌ای موافق هستید؟

 

دشمنان اسلام پس از شناخت و ارزیابی دقیق آثار و نتایج بیداری اسلامی و وحدت مسلمانان به برنامه‌ریزی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که با زور سرنیزه و جنگ کلاسیک نمی‌توان بر وحدت مسلمانان غلبه کرد. این بود که به مسئلۀ حساس اختلاف بین مذاهب پرداختند. در اسفند ماه سال قبل (1391) کنفرانسی در شهر هرتزلیا در سرزمین اشغالی فلسطین برگزار شد که برنامه‌ریزان و استراتژیست‌های اروپایی، آمریکایی و صهیونیستی در آن شرکت داشتند. در جمع‌بندی نهایی آن کنفرانس آمده است که ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی تنها راه برای جلوگیری از خطر وحدت همه‌جانبۀ مسلمانان و بستر اساسی برای حفظ امنیت اسرائیل است.

بنابراین، تردیدی نیست که ایجاد این فتنه نقشۀ دشمنان شناخته‌شدۀ اسلام است: (وَ لَن تَرضی عَنکَ الیَهودُ وَ لَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم)؛ هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، مگر آنکه از راه و روش آنان پیروی کنی. این تعبیر قرآن مجید عمق مسئله را روشن می‌سازد. باید به فرهیختگان و علمای مذاهب اسلامی هشدار داده شود که در دام این توطئه و فتنه گرفتار نشوند که «إنَّ الفِتنَه نائِمَه لَعَنَ اللهُ مَن أیقَضَها».

متأسفانه بعضی از برادران اهل سنت در این دام افتادند و با هجمه به شیعه و ایران، به گسترش این فتنه در بلاد اسلامی دامن زدند که آثار فاجعه‌بار آن را در همۀ کشورهای اسلامی می‌توان مشاهده نمود. تخریب مقابر اولیا، مراکز مربوط به اهل‌بیت(ع) و صحابه و صالحان، همزمان با قتل‌عام شیعیان، نمونۀ بارز این آثار است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     شیعه کشی در مرکز و مسلمان‌کشی در پیرامون جهان اسلام ادامه دارد. در بحرین، عربستان، سوریه، لبنان و پاکستان، شیعیان مورد حملات تروریستی قرار می‌گیرند و از طرف دیگر در بوسنی ـ هرزگوین و میانمار، مسلمانان با حملات تروریستی و قتل‌عام مواجه‌اند. آیا این دو نوع نسل‌کشی دو روی یک سکه و با هم در ارتباط هستند؟

 

قتل عام مردم مسلمان در بوسنی و هرزگوین ناشی از همان بغض و عداوت «یهود و مسیحیت صهیونیستی» نسبت به مسلمانان است. البته شرایط زمان و مکان در پیدایش این جنایات ضدبشری، و در چگونگی آن نقش و تأثیر دارد، ولی هدف کلی روشن است.

امروز قتل‌عام مسلمانان شیعه در بلاد مختلف عربی و غیرعربی، در واقع استمرار اجرای همان توطئۀ ضدبشری دشمن است. ولی متأسفانه این بار، عاملان این جنایات مسلمان‌نمایانی هستند که خود را «سلفی» می‌نامند، ولی از «سلف صالح» هیچ ارثی نبرده‌اند. به هرحال، هشیاری و بیداری علمای فرق و مذاهب اسلامی شرور این مرحله بحرانی را «بإذن الله» دفع خواهد کرد.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
     نقش ناصری‌ها، ملی‌گراها و سوسیالیست‌ها را در مصر چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا بین آن‌ها و اخوان‌المسلمین در مصر می‌تواند نوعی همکاری به‌وجود آید؟

 

ناصری‌ها، ملی‌گراها، چپ‌ها و سکولار‌ها در مصر پایداری اجتماعی لازم را ندارند. در آخرین انتخابات دورۀ حسنی مبارک که من در مصر بودم، همۀ سازمان‌های اپوزیسیون در مجموع توانستند 15 نفر را به پارلمان بفرستند که فقط یک نفر آنان «ناصری» بود. حزب قدیمی «الوفد» هم نتوانست بیش از چند نفر را به مجلس بفرستد، ولی اخوان‌المسلمین، به‌رغم اینکه «حزب منحله» نامیده می‌شد، توانست 80 نفر را به مجلس بفرستد.

پس از انقلاب جوانان، این نیروها در عمل حاضر به همکاری با اخوان‌المسلمین نشدند و به همان کینه و دشمنی قدیمی خود ادامه دادند. متأسفانه پس از پیروزی اخوان در انتخابات ریاست جمهوری، این بار آقای مُرسی حاضر به همکاری عملی و واقعی با آن‌ها نشد و نتیجه آن شد که اکنون می‌بینید.

البته نباید فراموش کرد که سرازیر شدن میلیاردها دلار نفتی از سوی آل‌سعود و آل‌قطر و آل‌کویت و آل‌امارات و دیگر محافل ارتجاعی عرب در ایجاد بحران علیه دولت اخوان، نقش اساسی و عمده داشت. پیش از انتخابات هم اگر دلارهای نفتی وهابیان و آل‌سعود نبود، بی‌تردید، سلفی‌های تکفیری نمی‌توانستند آرای مردم نجیب و مسلمان مصر را که در کل «محب اهل‌بیت(ع)» هستند به خود اختصاص دهند. سلفی‌ها با 380 شعبۀ مراکز خدماتی، به مشکلات معیشتی مردم فقیر مصر حتی در دورترین نقاط کشور رسیدگی کردند و توانستند 25 درصد آرا را بدست آورند. اکنون نیز همین طرح و برنامه ادامه دارد.

دیدیم که رهبر حزب سلفی «النور»، در «کمیتۀ کودتاچیان» پشت سر جناب شیخ ازهر نشسته بود و هم اکنون نیز با آن‌ها همکاری می‌کند. به هرحال، اگر بحران کنونی ادامه یابد، بسیار بعید به نظر می‌رسد که اخوان با آن گروه‌ها به توافق و ائتلاف برسد. بلکه به نظر می‌رسد که دوران فشار و اختناق جدیدی در رابطه با اخوان‌المسلمین در مصر و سپس تونس و... آغاز شده است.

       





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۵
تاریخ انتشار : 21 دی 1394

دسته بندی