چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • چرا به یهودیان جهان دروغ گفته می شود؟

  • تعداد بازدید : ۳۶۱
    تاریخ ثبت : 07 بهمن 1394

چرا به یهودیان جهان دروغ گفته می شود؟

چرا به یهودیان جهان دروغ گفته می شود؟


چرا به یهودیان جهان دروغ گفته می‌شود؟

قدس و فلسطـین و معیـارهـای نادرست برای اشغـال

 

یكی از مهمترین مسائل مطروحه در سطح خاورمیانه و جهان در صد سال اخیر، آواره کردن ملت فلسطین از سرزمین خود و جایگزین کردن مردمانی از سراسر جهان به جای آنان است. در این مقاله، نویسنده قصد دارد دلایل مطروحه برای اسكان در فلسطین را مورد بررسی قرار دهد و طی آن، به این سئوال پاسخ دهد كه آیا كوچاندن ملتی از سرزمینی كه حداقل فعلاً در آن ساكن است و انتقال مردمی دیگر به این سرزمین، با این ادعا که بر آن‌ها در اروپا ظلم‌هایی رفته‌است، معیار درستی است و این معیارها برای چنین تحول بزرگی، عادلانه و پذیرفتنی است؟ نویسنده قصد دارد این فرضیه را به اثبات برساند كه چنین دلایلی، نادرست ناعادلانه و غیر کارآمد بوده‌است.

 

مقدمه

فلسطین سرزمین کوچکی در شرق دریای مدیترانه‌است که همچون پُلی سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا را به هم متصل می‌کند و بیت‌المقدس پایتخت آن در طول تاریخ، همواره از تقدس خاصی نزد مسلمانان، مسیحیان و یهودیان برخوردار بوده‌است.

در طول صد سال گذشته، منازعه پیرامون سرزمین فلسطین و به‌ویژه قدس یكی از مهم‌ترین مسائل مطروحه در سطح خاورمیانه و جهان بوده‌است. قبل از آن تبلیغاتی بر سر اسكان یهودیان در سرزمینی غیر از اروپا یكی از مسائل مطرح در اروپا بوده‌است؛ همچنان كه مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین یا سرزمین دیگری در جهان نیز یكی از مباحث مطرح در تبلیغات غربی ‌بوده‌است.

 

معیار های نادرست اشغال

صهیونیست‌ها برای اسکان یهودیان در سرزمین فلسطین دلایلی مطرح کرده‌اند که این دلایل عبارت‌اند از: بازگشت به سرزمین موعود، سرزمین بدون ملت برای مردمِ بدون سرزمین، نام و آثار دینی و باستانی یهودیان در فلسطین و قدس، فروش سرزمین توسط فلسطینی‌ها به یهودیان.

 

بازگشت به سرزمین موعود

یکی از دلایلی که طرفداران اسكان یهودیان در سرزمین فلسطین مطرح کرده‌اند، استناد به آیات و روایات در کتب آسمانی مبنی بر سرزمین موعود بودن فلسطین برای یهودیان است. آن‌ها معتقدند بر مبنای تورات، سرزمین فلسطین سرزمین موعود (1) آن‌هاست؛ باید بِدان بازگردند و آنچه را از اعمال عبادی بر آن‌ها مقرر شده، در این سرزمین به جای آورند. در سِفر پیدایش (2) آورده‌اند که خداوند به حضرت ابراهیم(ع) فرموده‌است: «من این سرزمین را به نسل تو خواهم بخشید» و باز فرمود: «من همان خداوندى هستم كه تو را از شهر اور كلدانیان بیرون آوردم تا این سرزمین را به تو بدهم» (3). در سِفر اعداد (4) حدود سرزمین موعود ذکر شده‌است (5). علاوه بر یهودیان، مسیحیان نیز این سرزمین را مقدس می‌خوانند و منظور آنان یادآوریِ روزگاری است که عیسی در آنجا می‌زیسته‌است (6).

در قرآن نیز «سرزمین موعود» در سوره‌های مائده (7) و اعراف (8) آمده‌است. پس از آنکه قوم بنی‌اسرائیل (9) در بیابان «تیه» از سرگردانی نجات یافتند، خداوند به موسی(ع) و قومش فرمان داد كه در آن شهر در آیند. این امر به این دلیل بود كه در آن زمان، قوم موسی(ع) تنها گروه معتقد به خداوند بودند. در این آیات و نیز آیات ۹۳ سوره یونس (10) و ۱۰۴ سوره اسراء (11) تسلط بنی‌اسرائیل بر سرزمین فلسطین بیان شده و در آیه ۵۹ سوره شعراء (12) نیز به صراحت از جانشینی ایشان به جای فرعونیان یاد شده‌است.

برخی بر این باورند که این وعده تنها محدود به قوم یهود نیست؛ چرا که قوم یهود بخشی از قوم اسرائیل و قوم اسرائیل بخشی از قوم اسحاق(ع) و قوم اسحاق بخشی از قوم ابراهیم(ع) است و وعده نیل تا فرات به قوم ابراهیم(ع) داده شده‌است. این سرزمین (نیل تا فرات) شامل اسرائیل، قسمت‌هایی از مصر، لبنان، سوریه، اردن می‌گردد. وعده نیل تا فرات به نسل ابراهیم(ع) داده شده‌است که حداقل شامل هشت برادر بوده‌اند و اسحاق یکی از آنان بوده‌است. بنی‌اسرائیل که سرزمین موعود به آنان وعده داده شده، تنها فرزندان یکی از پسران اسحاق(ع) ـ یعنی یعقوب(ع) ـ بوده‌اند.

آنچه که در تورات و قرآن به قوم اسرائیل وعده داده شده‌است، سرزمین موعود است که جزء کوچکی از سرزمین‌های نیل تا فرات است. حدود سرزمین موعود در اعداد (۳۴) و حزقیل (۴۷) تعیین شده‌است که بسیار کوچک‌تر از نیل تا فرات است (13).

 

سرزمین بدون ملت برای ملت بدون سرزمین

شعار «سرزمین بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین» (14) یک شعار صهیونیستی است که شناخت تاریخ آن دشوار است، اما می‌توان گفت که این شعار یک تغییر سکولاریستی از شعار قبلی است که مبتنی بر تورات، مورد استناد واقع شده‌است. در دیدگاه قبلی که دیدگاهی انجیلی بود، فلسطینْ سرزمینی موعود و مقدس بود و یهودیان نیز ملتی مقدس‌اند و باید به سرزمین مقدس خود بازگردند. شاید اولین کسی که این دیدگاه را در سال 1844م. مطرح کرد، الکساندر کیث (15) بود (16). پس از او لرد شافتبری (17) شعار «سرزمین باستانی برای ملت باستانی» (18) را مطرح کرد (19) و پس از او، اسرائیل زانگویل (20) عبارت «سرزمین بدون ملت برای ملت بدون سرزمین» را مطرح کرد (21). از سال 1864م. قسمتی ساكنان قدس را یهودیان تشكیل می‌داده‌اند. در این سال، ساكنان تقریبی قدس 15 هزار نفر بوده‌اند. در سال 1967م. هنگامی كه اسرائیل بخش شرقی قدس را اشغال كرد، تعدادی از ساكنان قدس یهودی و بقیه از ساكنان غیریهودی بودند. در بخش شرقی، همه ساكنان عرب بودند و كمتر یهودی در این منطقه ساكن بود.

سابقه حضور یهودیان در این سرزمین ـ حاكمان زیادی بر قدس حكومت كردند؛ از جمله آن‌ها، فراعنه، آشوری‌ها، بابل‌ها، عرب‌ها، فارس‌ها، رومی‌ها و یونانی‌‌ها بودند. ساكنان آن نیز كنعانی‌ها، یبوسی‌ها، بنی‌اسرائیل، یونانی‌ها، رومی‌ها،‌ بیزاتی‌ها، اموی‌ها، عباسیان، فاطمیون، ایوبی‌ها، ممالیك و عثمانی‌ها و صلیبی‌ها، بریتانیایی‌ها، هاشمی‌ها و اسرائیلی‌ها بودند (22).

طرفداران اسكان یهودیان در فلسطین و قدس، یكی از مهم‌ترین دلایل خود را سابقه حضور یهودیان در این سرزمین می‌دانند و با نامیدن فلسطین به عنوان سرزمین آبا و اجدادی خود و اشاره به بیرون راندن آن‌ها از این سرزمین، خود را در بازگشت به آن و استقرار در آن، مُحق می‌دانند. در مقابل، برخی دیگر قصد دارند حضور یهودیان را در این سرزمین كوتاه جلوه دهند و هر دو نیز به دنبال آن هستند كه علاوه بر طول مدت، خود را اولین ساكنان آن معرفی نمایند. صهیونیست‌ها مدت اقامت در فلسطین یا تقدم اقامت در آنجا را دلیل حقانیت خود در اشغال فلسطین می‌دانند. آنچه در ادامه می‌آید، نگاهی به تاریخ تحولات این سرزمین و دست به دست شدن حاكمیت در این منطقه‌است:

یبوسی‌ها که ساکنان اولیه قدس به شمار می‌روند، در حدود 2500 قبل از میلاد به این منطقه آمدند (23). كنعانیان حدود 1500 سال بر فلسطین حكومت كردند. دوره حكومت آن‌ها از 2500 سال ق.م. تا 1000 سال ق.م. بود. حضرت ابراهیم(ع) در حدود سال 1805 ق.م.به فلسطین مهاجرت كرد و در نابلس مستقر شد. اسماعیل فرزند اول و اسحاق فرزند دوم حضرت ابراهیم(ع) است. اسحاق پدر یعقوب (اسرائیل) است و یعقوب و پسرانش كه از آن‌ها به «بنی‌اسرائیل» تعبیر می‌شود، بیش از ده نفر بودند و در حدود سال 1656 ق.م. به سبب قحطی از فلسطین به مصر مهاجرت كردند، ولی پس از 400 سال مجدداً به رهبری حضرت موسی (ع) به فلسطین بازگشتند (24).

اولین پادشاه کنعانیان «شائول» بود. دوران حکومت وی تقریباً از 1023 تا 1004 ق.م. بود. پس از او، حضرت داوود(ع) از 1004 تا 965 ق.م. حکومت را بر عهده داشت و شهر قدس را به تصرف در آورد و آن را به پایتختی برگزید. پس از حضرت داوود(ع)، حضرت سلیمان(ع) از سال 965 تا سال 928 ق.م. به مدت 33 سال بر این شهر حكم‌رانی می‌کند (25).

با مرگ حضرت سلیمان(ع)، كشور فلسطین به دو بخش شمالی (اسرائیل ـ به پایتختی «سامره») و جنوبی (یهودیه) تقسیم شد و پایتخت این شهر، بار دیگر «اورشلیم» نام گرفت. این دو بخش سال‌ها با یكدیگر جنگیدند (26). كشور شمال که بت‌پرست بودند، توسط آشوریان در حدود سال 721 ق.م. بر افتاد. در نتیجه این تهاجم، اسرائیلی‌ها پراکنده شدند و به ده قبیله گمنام تبدیل گشتند. كشور جنوبی توسط بخت‌النصر، در سال 586 ق.م. فتح شد (27).

در سال 538 ق.م. كورش پس از برانداختن حكومت مادها و فتح بابل، بیت‌المقدس را فتح کرد و در سال 539 ق.م. به یهودیان اجازه داد تا پس از 70 سال، از بابل به قدس بازگردند (28). آن‌ها در سال 516 ق.م. هیكل سلیمان را بازسازی و بین سال‌های 538 تا 332 ق.م. قوانین دین یهود را پی‌ریزی كردند (29). با حمله اسكندر مقدونی به فلسطین، در سال 332 ق.م. یونانی‌ها فرهنگ خود را به یهودیان تحمیل كردند؛ به نحوی كه در سال 167 ق.م. موجب شورش آن‌ها شد. پس از مرگ اسکندر مقدونی، اختلاف میان بطلمیان و سلوکیان افزایش یافت. در سال 323 ق.م. «بطلمیوس» این شهر را به سرزمین مصر ملحق كرد و پس از وی، جانشین او نیز در سال 198 ق.م. این عمل را تكرار كرد (30).

در سال 614م. ایرانی‌ها به رهبری خسروپرویز مجدداً قدس را تصرف کردند که تا سال 629 م. جزء قلمرو آن‌ها بود. با تصرف قدس توسط مسلمانان، خلفای راشدین، اموی‌ها، عباسی‌ها، اخشیدیون، فاطمیون و سلاجقه بر این شهر حکم‌روایی کردند. قدس در دوره اموی (661ـ 750 م.) و عباسی (750ـ 878 م.) در ابعاد مختلف رشد یافت. قدس در سال 1071م. به دست سلجوقیان افتاد و در سال 1099م. به دست صلیبیان تصرف شد (31). در سال 1187م. صلاح‌الدین ایوبی در نبرد «حطین» موفق شد بیت‌المقدس را باز پس بگیرد. صلیبی‌ها پس از مرگ صلاح‌الدین، توانستند بار دیگر بر شهر قدس تسلط یابند.، اما پادشاه «صالح نجم‌الدین ایوم» در سال 1244م. این شهر را از آنان بازپس گرفت (32).

شهر طی سال‌های 1243 و 1244م. مورد حمله مغول‌ها قرار گرفت، اما ممالیك در سال 1259م. بر مغول‌ها پیروز شدند. ممالیک از 1291 تا 1517م. بر شهر مسلط بودند. ترک‌های عثمانی در سال 1517م. توانستند ممالیک را شکست دهند. عثمانی در سال 1616م. وارد قدس شد، آن را به قلمرو خود ملحق كرد و نام شهر را به «قدس شریف» تغییر داد (33). بین سال‌های 1831 تا 1840م. فلسطین بخشی از كشور مصر قرار گرفت، اما طولی نكشید كه بار دیگر توسط دولت عثمانی فتح شد. دولت عثمانی در سال 1880م. برای قدس خودمختاری اعلام كرد و در سال 1887م. قدس را از ولایت دمشق جدا و آن را مستقیماً به ولایت استانه منتقل کرد. قدس تا سال 1917م. تحت حاكمیت عثمانی بود.

مورخ انگلیسی، هـ .ج. ولز، در كتاب «خلاصه تاریخ» خود در مورد تاریخ یهودیان می‌نویسد: «زندگی یهودیان در فلسطین به وضع آدمی می‌ماند كه اصرار دارد در راه پُر رفت‌وآمدی اقامت كند. در نتیجه، كامیون‌ها و اتوبوس‌ها مدام از رویش می‌گذرند... در تاریخ مصر و سوریه و آشور و فنیقیه كه تاریخی بس وسیع‌تر از تاریخ یهودیان است، مملكت یهودی از آغاز تا پایان، چیزی جز یك حادثه زودگذر نبود» (34).

 

فروش سرزمین توسط فلسطینیان

شایعه فروش اراضی فلسطین به اشغالگران صهیونیست امروزه توسط بسیاری از رسانه‌های جهانی ترویج می‌شود و به عنوان حقی برای صهیونیست‌ها برای حاکمیت بر فلسطین عنوان می‌گردد. مسئله مهاجرت یهودیان و خرید زمین‌های فلسطینیان بخش بزرگی از تاریخ فلسطین، از نیمه دوم قرن نوزدهم تا بعد از تأسیس رژیم صهیونیستی را به خود اختصاص داده‌است.

اولین کنگره علمای فلسطین در تاریخ ۲۵ ژانویه ۱۹۳۵م. به اجماع آرا، با صدور فتوایی، فروش زمین‌های فلسطین را به یهودیان حرام اعلام کرد. بنا بر این فتوا، فروشنده و دلالی که به یهودیان زمین بفروشد، مرتد و از زمره مسلمانان خارج است و جایز نیست در گورستان مسلمانان دفن شود و باید به‌کلی با او قطع رابطه کرد. دولت عثمانی نیز از طریق صدور «قانون اراضی» در سال ۱۸۵۸م. کنترل خود بر زمین‌ها را شدت بخشید؛ چنان که هرگونه تصرف در زمین‌ها مطابق با قوانینی که حکومت وضع می‌کرد، صورت می‌گرفت.

قبل از تصویب قانون تملک اراضی توسط خارجیان در سال ۱۸۶۹م. آن‌ها نمی‌توانستند زمین خرید و فروش کنند، اما در نتیجه فشار کشورهای اروپایی و افزایش بدهی‌ها و ضعف دولت عثمانی، این دولت با صدور قوانینی، تملک اراضی را مجاز اعلام کرد. تئودور هرتزل با تشکیل اولین کنگره سازمان جهانی صهیونیسم در شهر بال سوئیس به تاریخ ۲۷ تا ۲۹ آگوست ۱۸۹۷م. تلاش نمود تا دولت عثمانی را به فروش بخشی از فلسطین به یهودیان اقناع کند، اما سلطان عبدالحمید دوم با این درخواست‌ها مخالفت کرد.

هم‌زمان با پایان حاکمیت امپراتوری عثمانی در فلسطین به سال‌های ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸م. یهودیان ۴۲ هکتار زمین، معادل 56/1درصدِ مساحت فلسطین را در اختیار داشتند . یهودیان این مقدار زمین را هم که از اراضی دولتی بود، به بهانه‌های مختلف، از جمله اصلاح آن و تأسیس آموزشگاه‌های کشاورزی، به دست آوردند و آن‌ها را هم احیاناً با سوء‌استفاده از فساد دستگاه اداری دولت عثمانی در آن زمان و با پرداخت رشوه، خریداری می‌کردند.

 

رفتار با يهوديان در اروپا و جهان

گفته می‌شود اسكان یهودیان در سرزمینی غیر از اروپا، یكی از مسائل مطرح در قرن‌های پایانی هزاره دوم در اروپا بوده‌است؛ هم‌چنان كه مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین یا سرزمین دیگری در جهان، یكی از مباحث مطرح در بین محافل قدرت در اروپا بوده‌است، ولی حقیقت این است که غرب از یهودیان استفاده ابزاری کرد تا با ایجاد یک پایگاه بزرگ نظامی به نام اسرائیل، استمرار حاکمیت خود بر خاورمیانه را امکان‌پذیر کند. برای توجیه این استفاده، ابزاری دلایلی آورده شده؛ از آن جمله، انگیزه هر یك از یهودیان اروپایی از مهاجرت به فلسطین  یا نقطه‌ای دیگر در جهان متفاوت بوده‌است.

یك گروه، هدف از مهاجرت را خلاصی از ظلم تاریخی بر خود اعلام كرده‌اند و گروه دیگر، در ظاهر خود را موظف به پرداخت خسارت و تقاص آنچه بر سر یهودیان آورده‌اند اعلام می‌كنند و در باطن، به دنبال خلاصی خود از آنچه كه آن را «شر یهودی» می‌نامند، بوده‌اند. آن‌ها یهودیان را تافته‌ای جدا بافته از سرزمین دولت ـ ملت اروپای پس از وستفالی می‌دانستند و معتقد بودند یهودیان در نقطه واحدی از اروپا و حتی جهان ساكن نبوده‌اند كه ملت واحدی تشكیل دهند و در نتیجه دولت هم داشته باشند و به دولت‌هایی كه در آن زندگی می‌كنند، وابستگی و دل‌بستگی نداشته‌اند؛ در نتیجه، بهتر است از سرزمین‌های كشورهای اروپایی جدا شوند و به سرزمین واحدی بروند؛ به‌ویژه اگر این سرزمین جدید، خودْ بدون ملت باشد. در آن صورت، هم ملتی بدون سرزمین صاحب‌خانه‌ می‌شود و هم سرزمینِ خالی از سكنه صاحب مردمانی می‌شود كه می‌توانند آن را آباد كنند. البته اگر می‌خواستند واقعاً یهودیان را در یک سرزمین بدون ملت اسکان دهند، باید آن‌ها را در صحرای سیبری در روسیه یا صحرای نوادا در آمریکا یا در مناطق شمالی کانادا و... اسکان می‌دادند؛ نه آنکه ملت فلسطین را آواره کنند تا بتوانند اسرائیل را به وجود آورند.

یهودیان اروپای غربی ـ به‌ویژه در طول سال‌های جنگ جهانی دوم ـ انگیزه دیگری نیز داشته‌اند. كشورهای پیروز جنگ این دلایل را به شكست‌خوردگان جنگ نسبت می‌دهند و حاکمان فعلی كشورهای شكست‌خورده جنگ که دست‌نشاندگان فاتحان جنگ هستند نیز آن را می‌پذیرند. از این زاویه، ادعا می‌شود اسكان یهودیان در این سرزمین از یك سو جبران خسارتی است كه بر این قوم در اروپا رفته‌است و از سوی دیگر، مجازاتی برای طرف شكست‌خورده جنگ است كه مرتكب این ظلم شده‌است. بنابراین، هم جانی و هم مُجنی‌علیه (جانشین‌های جدید كشوری كه مسئولان سابقش مرتكب این جرم بزرگ شده‌اند)  و هم اولیای دم و جانشینان قربانیانی كه در آتش این ظلم سوخته‌اند و هم پیروزمندان جنگ، همگی به این مجازات راضی هستند. تنها نقطه ضعف این معادله آن است كه هزینه این معادله از جیب ملتی به نام فلسطین باید پرداخت شود.

 

دلايل مبتنی بر نام قدس

به لحاظ تاریخی، قدس از کهن ترین شهرهای جهان به شمار می‌رود؛ طوری که عمر آن از 45 قرن فراتر و مهد سه آیین آسمانی (یهودی، مسیحی، اسلام) است. قدس در ادوار و اعصار به نام‌های متعددی شناخته شده و معروف‌ترینِ آن، یبوس، ایلیا، کابتولینا، ایلیاء، بیت‌المقدس، القدس و القدس الشریف است. قابل ذکر است که بسیاری از یهودیانی که در قدس زندگی می‌کردند، با ظهور عیسی(ع)، مسیحی و سپس با ظهور دین اسلام، مسلمان شدند و به سکونت در قدس به نام مسلمانان تا امروز ادامه داده‌اند و حالا به وسیله صهیونیست‌ها از خانه و کاشانه خود آواره شده‌اند.

یبوسی‌ها اولین ساكنان قدس بوده‌اند. این نام به یبوسی‌هایی که از جزیرة‌العرب به این شهر آمده‌اند منسوب است. نام «یبوس» در تورات چند بار تكرار شده‌است (35). كنعانی‌ها نام این شهر را «اورسالیم» نهادند كه به معنای شهر صلح یا شهر الهه «سالیم» است. در تورات، این واژه 680 بار تكرار شده‌است. این اسم دو بخش دارد: «اور» یعنی شهر، «سالم» یعنی صلح. بنابراین، شهر قدس را «شهر صلح»، دارالسلام، قریه السلام، یبوس، ایلیاء و بیت‌المقدس نامیده‌اند. واژه اورشلیم كه در عبری «یروشالیم» خوانده می‌شود از همین واژه گرفته شده‌است؛ هرچند اصل آن «اورسالم» است (36). «اورشلیم» برخلاف اعتقاد شایع مبنی بر عبرانی بودن، نامی کنعانی است (37).

قدس در زبان عربی و آرامی از «قدش» به معنی مکان ویژه پرستش پروردگار گرفته شده‌است. این واژه با «اورسالیم» که آن هم به معنی شهر خدا یا شهر صلح است، تطابق دارد (38). قدس در سال 15 و 16ق. در زمان خلیفه دوم، فتح و كلید شهر در سال 17ق.  (638 م.) تسلیم مسلمانان شد و «قدس شریف» یا «بیت‌المقدس» نامیده شد. در «صحاح شش‌گانه» اصل سنت، «مسند» احمد بن حنبل و «سنن النسائی» بیت‌المقدس یا مكان پاك آمده‌است. قدس در عهد قدیم و عهد جدید به اورشلیم معروف است و صهیونیست‌ها نیز این نام را برگزیده‌اند. قدس در تاریخ نیز اسامی مختلفی داشته‌است؛ از جمله می‌توان به «یبوس» در دوره یبوس‌ها (3000 ق.م.) اشاره كرد. یبوس‌ها عرب‌هایی بودند كه در شبه‌جزیره عربی زندگی می‌كردند. آن‌ها قدیمی ترین گروهی بودند كه در این سرزمین زندگی كردند (39).

قدس از ابتدا تاكنون نام‌های متعددی داشته‌است: «اورسالم» یا «اورشالم» كه به معنی «شهر صلح» است. این نام را یبوسی‌های كنعانی به این شهر نهادند؛ نام «اوشاصیم» را مصری‌ها، «هیروسالیما» را یونانی‌ها و ایلیا كابیتولینا را رومی‌ها بر این شهر نهادند. هنگامی كه مسلمانان آن را باز پس گرفتند، ایلباء یا ایلیا را بر آن نام نهادند. بیت‌المقدس یا قدس نامی بود كه مسلمانان بر آن نهادند.

 

آثار دینی و باستانی یهودیان در فلسطین

طرفداران اسكان یهودیان در سرزمین فلسطین علاوه بر دلایل تاریخی، به دلایل دیگری نیز متوسل می‌شوند. آثار ادیان الهی بزرگ در این شهر نیز یكی دیگر از دستاویز‌های آنان است. آن‌ها مدعی اند یهودیان در این سرزمین آثار بسیاری دارند و باید بدان بازگردند. حکومت حضرت داوود(ع) و حضرت سلیمان(ع) در مجموع کمتر از 80 سال طول کشید. در سال 992ق.م. پس از وفات حضرت سلیمان(ع)، حکومت آنجا به دو بخش شمال و جنوب تقسیم شد و که هر دو سرانجام سقوط کردند.

در سال 721 ق.م. حکومت بنی‌اسرائیل در بخش شمالی به وسیله پادشاه آشور برچیده شد و در سال 587 ق.م. پادشاهی یهودیه (جنوب) توسط بابلی‌ها از بین رفت. با سقوط این دو حکومت، تشکیلات یهودی در فلسطین برچیده شد. اگر کسانی مدعی‌اند که پدران آن‌ها سه هزار سال پیش در فلسطین زندگی می‌کردند و آنان اکنون حق دارند با این منطق، ساکنان فلسطین را از سرزمین خود آواره کنند، چرا سرخ‌پوست‌ها و... حق ندارند مهاجران اروپایی را از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون نمایند؟ در آن صورت، آیا از آمریکا و استرالیا و کانادا و... چیزی باقی خواهد ماند؟ در تاریخ چند هزار ساله فلسطین، یهودیان مدت بسیار کوتاهی در آن حکومت کرده‌اند و یهودیان امروز در جهان را نمی‌توان به‌راستی افراد یک قوم و متعلق به یک نژاد دانست. به عبارت دیگر، یهودیان هند، حبشه، عرب، روس، اروپای شرقی و غربی و... همگی پیوند نژادی واحدی ندارند و ترکیب جمعیتی امروز اسرائیل نشان می‌دهد که یهودیان از وحدت قومی و نژادی برخوردار نیستند.

یهودیان هرگز یك نژاد یا حتی گروه قومی مشخص و خالصی را تشكیل نداده‌اند. كلمه «عبرانی» یا «هیبرو» نیز از نام یك محل یا ناحیه برگرفته نشده،  بلكه به معنی كسی است كه طی طریق كرده‌است. این كلمه برای اولین بار، در مورد حركت ابراهیم(ع) وقتی به سرزمین مقدّس وارد شد، به كار رفته‌است.

صرف‌نظر وحدت قومی و نژادی و مدت حکومت یهودیان بر این سرزمین در گذشته، آیا بر مبنای عرف و حقوق بین‌الملل، حضور قومی در برهه‌ای از تاریخ در منطقه‌ای از جهان، به آن قوم برای بازپس‌گیری سرزمین از ساکنان فعلی حق می‌دهد تا آن سرزمین پس از هزاران سال، متعلق به بازماندگان آن قوم باشد؟ آیا با پذیرش این امر، بسیاری از مرزهای قانونی امروز کشورهای جهان بر هم نخواهد خورد و تعداد زیادی از کشورها، از نقشه جغرافیایی محو نخواهد شد؟

 

نتیجه گیری

می‌توان نتیجه گرفت هیچ‌یك از عوامل پیش گفته، نمی‌تواند معیار عادلانه و مناسبی برای كوچاندن مردمی و جایگزین كردن مردمی دیگر به‌جای آن‌ها باشد. یكی از دلایل توالی و دست‌به‌دست شدن حاكمیت، سكونت و جمعیت، نام و آثار موجود در این منطقه ـ به‌ویژه در قدس ـ است. طرح معیارهایی نظیر زمان، دین، سكونت، حاكمیت، نام و آثار، نادرست است؛ هم‌چنان كه امكان برگزیدن همه آن‌ها نیز وجود ندارد. از سوی دیگر، چنین وضعیتی در تمامی نقاط جهان ـ به‌ویژه در مناطقی كه دارای تمدن عریض‌تر و طولانی‌تری هستند ـ مشاهده می‌شود.

چگونه‌است كه برای حاكمیت بر سایر نقاط جهان، به ریشه‌های تاریخی، دوران حكومت و سكونت، قدمت حاكمیت و سكونت مردم، نام و آثار موجود در شهر به عنوان معیار حاكمیت فعلی توجه نمی‌شود و قائل به چنین نظریه‌ای، نظریه‌پردازی شاذ و نامعقول خوانده می‌شود؟ هم‌چنان كه گزینش چنین معیارهایی دلیل درستی برای حاكمیت فعلی در سایر نقاط شناخته نمی‌شود، چنین معیارهایی نباید برای حاكمیت بر سرزمین فلسطین و در قدس نیز معتبر شناخته شود. پذیرش بخشی از معیارهای فوق در طول صد سال گذشته توسط قدرت‌های جهانی، منطقه و جهان را با وضعیتی روبه‌رو ساخته كه نه تنها عادلانه نیست، بلکه قابل استمرار نیز نخواهد بود.

بنابراین، می‌توان گفت تصرف این سرزمین و اجازه مهاجرت یهودیان به آن، به‌رغم ظلم‌هایی که اروپاییان خودْ اعلام می‌کنند که در حق یهودیان کرده‌اند، نباید موجب ظلم مضاعف آن‌ها در حق فلسطینیان گردد. طرح ظلم در حق یهودیان یا تاریخ و تمدن و آثاری كه در گذشته در این سرزمین داشته‌اند، وطن ملی خواندن فلسطین توسط انگلستان در اعلامیه بالفور، اجازه ساخت شهرك برای آن‌ها، تقسیم فلسطین بین یهودیان و عرب‌های فلسطین ـ اعم از مسلمان و مسیحی ـ و استقرار رژیمی كه بسیاری از معیارهای انسانی و حقوقی را رعایت نمی‌كند، برخی از اشتباهات صد سال گذشته در مورد موضوع یهودیان اروپا و سرزمین فلسطین است؛ هم‌چنان كه آواره كردن مردم فلسطین و عدم اجازه به آن‌ها در بازگشت به خانه و كاشانه خود ـ علی‌رغم قطعنامه‌های بین‌المللی و عرف و معیارهای پذیرفته‌شده جهانی، بخش دیگری از اشتباهات حداقل 60 سال گذشته‌است.

این اشتباهات البته از نظر مقامات غربی هرگز اشتباه نبوده‌است؛ زیرا آن‌ها اسرائیل را برای استمرار حکومت خود بر خاورمیانه می‌خواهند، نه برای ساختن یک کشور امن برای یهودیان. از طرف دیگر، جدا کردن طرفداران ادیان الهی در كدام سرزمین جاری شده‌است كه در فلسطین جاری شود؟ یهودیان و مسیحیان و مسلمانان سالیان درازی در این سرزمین و در سایر سرزمین‌های كشورهای اسلامی بدون كمترین مشكل زندگی می‌كردند. طرفداران این دو دین بزرگ الهی حتی اختلافاتی كه بین طرفداران دو دین مسیحی و یهودی در اروپا مطرح بود را نیز نداشتند. آیا تقسیم یهودیان و عربهای مسیحی و مسلمان فلسطینی چیزی جزو پیروی از نظریه گتو مبنی بر ساختن قلعه‌های بلند در اطراف یهودیان و زدن دست‌بند و علامت بر پا یا سایر اعضای بدن آ‌ن‌ها برای متمایز ساختن آنان از سایر شهروندان اروپایی است؟ چرا به دروغ اعلام می‌شود که سرزمین بدون ملت برای ملت بدون سرزمین؟ چرا از یک طرف، از یهودیان برای منافع زمام‌داران غرب سوء استفاده می‌شود و از طرف دیگر، از حمایت آنان دم زده می‌شود؟

چرا به یهودیان جهان دروغ گفته می‌شود؟ چرا دیدگاه‌های كهنه اروپاییان غیریهودی نسبت به یهودیان اروپایی با رنگ و لعاب جدید در خاورمیانه مطرح می‌شود؟ در پایان، می‌توان گفت صرف‌نظر از صحت و سقم ادعاهای تاریخی، دینی، نژادی و... كه بیان می‌شود و نباید در دام مقابله با آن‌ها فرو افتاد، چنین دلایل و مستنداتی نمی‌تواند معیارهای مناسبی برای رفتارهایی باشد كه در قرن بیستم، در فلسطین روی داد. این رفتار نتیجه‌ای جز جنگ، دشمنی، كینه، بی‌خانمانی و عدم ثبات و امنیت نداشته‌است. بنابراین، ادامه این رفتار از سوی بانیان آن نه‌تنها سعادتی برای مردم منطقه به همراه ندارد، بلكه برای طرفداران یهودیت ـ به عنوان یكی از ادیان الهی كه سال‌ها در صلح و آرامش در كنار مسلمانان در خاورمیانه زندگی كرده‌اند ـ نیز عاقبت خوبی ندارد. یهودیان خودْ باید به خیانتی که زمام‌داران غرب ـ به‌ویژه آمریکا و انگلستان ـ به آنان می‌کنند، اعتراض کنند و جلوی سوءاستفاده آنان از یهودیان، تحت عنوان حمایت از صهیونیسم را بگیرند و یهودیان را به عنوان یک قوم، به آغوش بشریت بازگردانند.

 

پی‌نوشت‌

 

(1)     Promised Land

(2)     سِفر پیدایش به معنی کتاب بزرگ، اولین کتاب از «اسفار پنج‌گانه» یا تورات است. در این کتاب برخی از معروف‌ترین داستان‌های عهد عتیق، همچون آدم و حوا و هابیل و قابیل نقل شده‌است.

(3)     سفر پیدایش، 12: 7 و 15: 7؛ به نقل از سلیمانی، عبدالرحیم، «ارض موعود و صهیونیسم»، فصلنامه هفت آسمان، شماره 20.

(4)     سفر اعداد به معنی در بیابان، چهارمین کتاب تورات و از کتاب‌های عهد عتیق است که بر اساس روایات یهودی، توسط حضرت موسی(ع) نوشته شده‌است. این کتاب دوران 38 سال سرگردانی بنی‌اسرائیل در بیابان بعد از پیمان بستن در کوه سینا را شرح می‌دهد.

(5)     خداوند به موسی گفت: بنی‌اسرائیل را امر فرموده، به ایشان بگو: به زمین کنعان داخل شوید، این است زمینی که به شما به ملکیت خواهد رسید. حد جنوبی شما از بیابان سین بر جانب ادوم خواهد بود و سرحد جنوبی شما از آخر بحر الملح به طرف مشرق خواهد بود. حد شما از جانب جنوب، گردنه عَقْرَبیّم دور خواهد زد و به سوی سین خواهد گذشت و انتهای آن به طرف جنوب قادش‌برنیع خواهد بود و نزد حَصَراَدّار بیرون رفته، تا عَصمون خواهد گذشت و این حد از عصمون تا وادی مصر دور زده، انتهایش نزد دریا خواهد بود (سفر اعداد: 34).

(6)  http://fa.wikipedia.org/wiki

(7)     (یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی كَتَبَ اللَّـهُ لَكُمْ وَ لَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِینَ) (= اى قوم من، به سرزمین مقدسى كه خداوند براى شما مقرر داشته‌است درآیید و به عقب بازنگردید كه زیان‌كار خواهید شد.)

(8) (وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ كَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَكْنَا فِیهَا وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا وَ دَمَّرْنَا مَا كَانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مَا كَانُوا یَعْرِشُونَ) (= و به آن گروه كه پیوسته تضعیف مى‌شدند، [بخش‌هاى‌] باختر و خاورى سرزمین [فلسطین‌] را ـ كه در آن بركت قرار داده بودیم ـ به میراث عطا كردیم و به پاس آنكه صبر كردند، وعده نیكوى پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت و آنچه را كه فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند، ویران كردیم.)

(9) در قرآن کریم، مراد از بنی‌اسرائیل، یهود قدیم و مراد از یهود، یهودیان معاصر حضرت رسول اکرم(ص) هستند که ساکن مدینه و پیرامون آن‌اند. در قرآم کریم به یهود «الذین هادوا» نیز گفته شده‌است.

(10)   (وَ لَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّىٰ جَاءَهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا كَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ) (= به راستى ما فرزندان اسرائیل را در جایگاه‌[هاى‌] نیكو منزل دادیم و از چیزهاى پاكیزه به آنان روزى بخشیدیم. پس به اختلاف نپرداختند؛ مگر پس از آنكه علم براى آنان حاصل شد. همانا پروردگار تو در روز قیامت در باره آنچه بر سر آن اختلاف مى‌كردند میانشان داورى خواهد كرد.)

(11)        (وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِیفًا) (= و پس از او به بنی‌اسرائیل گفتیم در سرزمین خویش ساکن شوید و چون وعده آخرت فرارسد، همگی‌تان را با هم باز آوریم‌.)

(12)        (كَذَلِكَ وَ أَوْرَثْنَاهَا بَنِی إِسْرَائِیلَ) (= و بدین‌سان آن‌ها را به بنی‌اسرائیل به میراث دادیم‌.)

(13)        http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Map_Land_of_Israel.jpg

(14)        A Land Without a People for People Without a Land

(15)        Alexander Keith

(16)        “The Israelites ... are ... wanderers throughout the world, who have nowhere found a place on which the sole of their foot could rest - a people without a country; even as their own land, as subsequently to be shown, is in a great measure a country without a people.”

(17)        Lord Shaftesbury

(18)        “There is a country without a nation; and God now in his wisdom and mercy, directs us to a nation without a country.”

(19)        Hodder, Edwin. The Life and Work of the 7th Earl of Shaftesbury, K.G. London: Cassell & Company, limited, 1887. 493.

(20)        Israel Zangwill

(21)   21http://www.elmessiri.com/encyclopedia/JEWISH/ENCYCLOPID/MG6/GZ1/BA1/MD09.HTM

(22)        الدكتور وهبه، «القدس فی میزان اهل الحق فی المؤمنیتی»، مجله زهره المدائن، آذار 2009، ص20.

(23)        هندی، الدكتور إحسان، القدس عربیة منذ فجر التاریخ، شؤون سیاسیة، تصدر عن مؤسسة الوحدة للصحافة و الطباعة و النشر: http://thawra.alwehda.gov.sy

(24)        كیالی، دكتر عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، ترجمه محمد جواهر كلام، ص 18.

(25)        یقول الكاتب الیهودى الأمریكى لویس بروان فى كتابه المسمى حیاة الیهود إن إنجازات سلیمان فى أورشلیم وفى مقدمتها قصره الملكى كانت تبدو فى عیون الیهود السذج من رعیته فخمة فخامة تفوق القصور، مع أنها لو قورنت بالقصور الهائلة فى مصر أو بابل أو بلاد فارس لبدت ضئیلة خالیة من الذوق وكان هناك أیضا معبده وهو بناء صغیر طوله مائة قدم (32 مترا) و عرضه ثلاثون قدما (11 مترا) وضع فیه تابوت العهد ولا شك أن المعبد كان بالنسبة لسلیمان مشروعا أقل أهمیة من القصر، كان بمثابة مقصورة دینیة فى بلاط الملك، ولذلك لم یستغرق بناؤه أكثر من نصف الوقت الذى استغرقه بناء القصر. (أ. د. لیلى إبراهیم أبوالمجد acpss.ahram.org.eg)

(26)        كیالی، دكتر عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، ترجمه محمد جواهر كلام، ص19.

(27)        القزقی، الدكتور سعید بن عبدالرحمن بن موسى، مراجعة و تقدیم: قسم الدراسات و النشر، مركز جمعة الماجد للثقافة والتراث، دبی، سنة 2003م، 315 ص، 24.

(28)        حمیدی، دکتر سید جعفر، تاریخ اورشلیم(بیت المقدس)، ص 132.

(29)        كیالی، دكتر عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، ترجمه محمد جواهر كلام، ص11.

(30)        القزقی، الدكتور سعید بن عبد الرحمن بن موسى، مراجعة وتقدیم: قسم الدراسات والنشر، مركز جمعة الماجد للثقافة والتراث، دبی، سنة 2003م، 315 ص، 24.

(31)        http://www.aljazeera.net (2001/1/13)

(32)        http://www.aljazeera.net (2001/1/13)

(33)        حمیدی، دکتر سید جعفر، تاریخ اورشلیم(بیت المقدس)، صص 229- 236.

(34)        كیالی، دكتر عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، ترجمه محمد جواهر كلام، ص22

(35)        القزقی، الدكتور سعید بن عبد الرحمن بن موسى، مراجعة وتقدیم: قسم الدراسات والنشر، مركز جمعة الماجد للثقافة والتراث، دبی، سنة 2003م، 315 ص، 24.

(36)        اسم یروشالیم الذى ورد فى العهد القدیم لیس عبریا أصیلا، فقد كانت تحمل هذا الاسم قبل دخول العبریین إلیها بشهادة نص تل العمارنة، وبدلیل لغوى آخر وهو أن الیهود وجدوا صعوبة فى كتابة اسمها باللغة العبریة، فهذه الیاء الواقعة قبل المیم الأخیرة لم تكن تُثبت فى الكتابة العبریة، وقد كتبت بدونها فى إسفار العهد القدیم (656) مرة وكتبت بها ست مرات فقط، ولذلك نص فقهاء التلمود على وجوب كتابتها بدون الیاء وذلك فى توسفتا كتاب الصوم تعنیت. (أ. د. لیلى إبراهیم أبو المجد acpss.ahram.org.eg)

(37)        هندی، الدكتور إحسان، القدس عربیة منذ فجر التاریخ، شؤون سیاسیة، تصدر عن مؤسسة الوحدة للصحافة و الطباعة و النشر: http://thawra.alwehda.gov.sy

(38)                  یعود اسم القدس فى اللغة الآرامیة والعربیة من الجزر (ق د ش) وهو معنى فى اللغات السامیة خص الشیء للرب وحرمه على سواه. إذن فاسم القدس أو قودش یعنى الشیء المخصص للرب ومن ثم فمدینة القدس تعنى مدینة الرب. ویبدو أن هذا الاسم قد رافق المدینة منذ بدایة تاریخها، أى منذ ما قبل العبریین عندما أقیمت فیها لأول مرة أماكن مقدسة خاصة ببعض العبادات القدیمة. فقد ذكر المؤرخ الیونانى هیرودوت (484 - 425 ق.م) فى تاریخه المشهور اسم (قدیتس) ولیس أورشلیم، فى الجزء الثانى والثالث من تاریخه. ویبدو أن هذا الاسم هو القدس محرفا فى الیونانیة عن النطق الآرامى قدیشتا وقد سمیت فى كتب الأنبیاء بمدینة القدس فى (أشعیا 48/2) وجاء فى (نحمیا 11/1) یروشالم مدینة القدس وفى (اشعیا 27/13) جبل.

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۳۶۱
تاریخ ثبت : 07 بهمن 1394

دسته بندی

  • آمار بازدید

    • کل (online):۱۹۰۸
    • اعضاء (online):۰
    • میهمان (online):۱۹۰۸
    • بازدید امروز::۱۹
    • بازدید دیروز::۵۵۷۸
    • بازدید کل::۳۹۳۳۵۸۹
  • سخن روز

    

     خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار

  • مناسبت ها