چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • مصاحبه با آقای علی اکبر اشعری

  • تعداد بازدید : ۴۶۱
    تاریخ ثبت : 07 بهمن 1394

مصاحبه با آقای علی اکبر اشعری

مصاحبه با آقای علی اکبر اشعری


 مصاحبه با آقای علیاکبر اشعری

دشمن برای استحـاله فکری و تغییر نظام ارزشهـای اجتماعی، یـارگیری از درون را در دستور کار خود دارد

  

اشاره : جناب آقای علیاکبر اشعری، کارشناسارشد مدیریت منابع انسانی، معاون اسبق رئیسجمهور و رئیس اسبق کتابخانه ملی و مرکز اسناد جمهوری اسلامی ایران، از چهرههای فرهنگی کشور هستند که سالها در سمتهای معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قائممقام وزیر ارشاد اسلامی، معاونت ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی خدمت کردهاند و در حوزه فرهنگ، تجربیات و خدمات گستردهای داشتهاند؛ از آن جمله، ایشان مؤسس و رئیس کنفرانس کتابخانههای ملی کشورهای عضو اکو و مشاور راهبردی طرح باغ کتاب تهران هستند. تأسیس خانه روزنامهنگاران جوان، جشنواره مطبوعات، تأسیس مرکز ملی سنجش افکار عمومی، تأسیس روزنامه جام جم و فصلنامه سروش اندیشه از دیگر خدمات فرهنگی ایشان است. کتابهای «آموزش و پرورش ره به کجا میبرد؟»، «پیام غدیر» و «سفر به آفریقا» از جمله کارهای قلمی ایشان است که منتشر شدهاست. در گفتوگوی پیش رو، با ایشان درباره تهاجم فرهنگی سخن گفتهایم.

 

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
جنابعالی سالها مسئولیتهای مهمی در وزارتخانههای آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتهاید و چند سال نیز مشاور فرهنگی رئیسجمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی بودهاید. از سوی دیگر رابطه نزدیکی با متفکران انقلاب ـ نظیر شهید باهنر و آیتالله مجتبی تهرانی ـ داشتهاید. گذشته از این، همواره در حوزه فرهنگ فعال بودهاید. به نظر شما آنچه که تحت عنوان تهاجم فرهنگی از آن یاد میشود، تا چه اندازه خطری جدی برای جوانان کشور محسوب میشود؟

یکی از پیامدهای موج جدید بیداری اسلامی در جهان که با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد، به لرزه افتادن پایههای قدرت و به دنبال آن، منافع سلطه جهانی در کشورهای مختلف ـ بهویژه کشورهای اسلامی ـ بود. این موج که آرام آرام میرود تا با به چالش کشیدن فرهنگ سلطه، جانهای تشنه حق و عدل در جهان را  بیدار کند، سلطهگران را به وحشت انداخته و آنها را به رویارویی متقابل با این موج بیداری برانگیختهاست. شدت این رویارویی در دو صورت نرم و سخت ـ به اقتضای منطقه جغرافیایی و فرهنگیِ میدان رویارویی ـ متفاوت است.

گاه سلطهگرانْ حاکمان دستنشانده خود را به سرکوب ملت بهپاخاسته برمیانگیزانند تا با ایجاد رعب و وحشت، این بیداری را در نطفه خفه کنند و گاه از طریق عوامل دستنشانده منطقهای خود، با بهانههای واهی، ملتها را سرکوب میکنند تا فریاد رهایی را در گلویشان بخشکانند.در جایی همچون ایران اسلامی باتوجه به تجربه ناموفق در انواع مبارزه سخت ـ از کودتا گرفته تا تحمیل جنگ ـ تهاجم فرهنگی را در دستور کار خود قرار دادهاند تا با حمله به بنیانهای فکری و فرهنگی جامعه، به استحاله انقلاب و حرکتهای مردمی از درون برسند. برای این کار، بهشدت تلاش میکنند تا با استفاده دقیق و طراحی شده از ابزارهای مدرن جنگ نرم و با استفاده از ظرفیتهای موجود ـ نظیر مراکز تربیتی، علمی، فرهنگی، رسانهای و حتی اقتصادی ـ بر باورها، عواطف و رفتار ملت ـ بهویژه جوانان ـ به نحوی اثر بگذارند که حداکثر تلاش آنها در راستای گذران زندگی، معیشت، اشتغال، ازدواج و دیگر اهداف شخصیشان شود و نسبت به اهداف متعالی و فراتر از خود ـ یعنی اهدافی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، به مجموعه ملت، تاریخ و بشریت مربوط است ـ هیچ مسئولیتی احساس نکنند.  

امروز ما تجلیات و مظاهر این تهاجم و جنگ نرم را در گوشهگوشه جامعه، در سبک زندگی برخی از مردم، از خوراک و پوشاک و استفاده از تجملات غیرمتعارف تا معماری و استفاده از خودرو و دیگر زمینهها میبینیم. به تعبیر دیگر، امروز دیگر تهاجم فرهنگی یک پدیده عینی و کاملاً قابل مشاهده است.

Text Box: فرهنگ
اسلامی
به استفاده نظام سلطه برای تهاجم فرهنگی از ظرفیتهای موجود در کشور اشاره کردید. میشود در این زمینه بیشتر توضیح دهید؟

 

بله. امروز دشمن برای استحاله فکری و تغییر نظام ارزشهای اجتماعی، یارگیری از درون را در دستور کار خود دارد. شیوه دشمن در این راه درست شبیه شیطان است. به تعبیر قرآن کریم: (وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیطانُ ما كانُوا یَعمَلُونَ) (انعام: 43)؛ شیطان به نحوی عمل میکند که رفتار زشت و گناهآلود در نگاه انسان زیبا جلوه کند تا با میل و رغبت به آن رو بیاورد. نظام سلطه نیز برای اغوا و فریب، با جلوه علمی و هنری بخشیدن به اغواهای خود، تلاش میکند ذهن و قلب افرادِ جامعه هدف را تسخیر کند تا آنطور که او میخواهد بیندیشند و آنچه را او میخواهد زیبا تشخیص دهند و بپسندند و در این راه تا آنجا پیش میرود که به بیان قرآن کریم، در این راه تا به آیینشان نگروی، رضایت نخواهند داد: (وَ لَن تَرضَى عَنکَ الیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم.)

امروز شما میبینید آنها برای همه سطوح و لایههای آموزش و تربیت جامعه، چه در روش و چه در محتوا، برنامههای تخریبی دارند. به هرحال، نظام سلطه علم و هنر و حتی دین را تا آنجا بر میتابد که به محکم کردن پایههای قدرتش کمک کند یا حداقل در ارکان قدرتش خللی ایجاد نکند. متأسفانه ما هم بدون اینکه به این نکته بسیار مهم توجه داشته باشیم، عملاً زمام عقل و دل خود را به دست آنها سپردهایم. حالا اگر ما ماهیت دشمن را نشناسیم و به آنچه حتی از نهادهای علمی و صنعتی تحت مدیریت آنها وارد میکنیم نگاه انتقادی نداشته باشیم و در دانش و فناوری به واردات اکتفا کنیم و آنها را بومی نکنیم، به دست خودمان فرش قرمز پیش پای آنها پهن کردهایم.   

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
اگر خطر تهاجم فرهنگی تا این حد جدی است، وظیفه نهادهای قانونی مسئول در حوزههای دانش، فرهنگ و رسانه در این میانه چیست؟ آنها تا چه اندازه هشیارانه به وظیفه خود عمل میکنند؟  

 

البته در این زمینه همه در پیشگاه خداوند متعال مسئولاند؛ هم آحاد مردم، هم خانوادهها، هم اشخاص و نهادهای ذیربط. اشخاص، از آن جهت که خداوند تبارک و تعالی هرچند انسان را آزاد آفریده و او در انتخاب راه و مسیر زندگیاش مختار است، اما برای تشخیص حق از باطل و درست از نادرست، او را به دو نعمت عقل و وحی مجهز کردهاست. بنابراین انسان ضمن آزادی کامل در انتخاب راه و سبک زندگی خود، نسبت به استفاده از این نعمت‌‌های خدادادی و نتایج این انتخاب و مسیری که طی میکند، مسئول است. بنابراین، اگر کسانی به منظور استثمار و بهرهکشی برای او دام فریب و نیرنگ پهن کردهاند، او با بصیرت ـ یعنی عقل مبتنی بر وحی ـ میتواند حیله و فریب دشمن را بشناسد و به افتادن در دامِ او تن در ندهد. خانوادهها هم مسئولاند؛ چنانکه فرمود: (قُوا أَنفُسَكُمْ وَ أَهلِیكُم نَاراً) (= خود و خانوادهتان را از فرو افتادن در آتش [جهل و نادانی] برحذر دارید).

اما حکومت و نهادهای عمومی به واسطه وظیفه الهی که پذیرفتهاند، مسئولیتی مضاعف دارند. آنها این مسئولیت را به عنوان امنای مردم و از سوی آنها پذیرفتهاند و طبعاً در ایفای درست و دقیق وظایفی که به عهدهشان است، باید نهایت امانتداری و دقت را به عمل آورند. البته من نمیخواهم بگویم این نهادها نسبت به وظیفه خود بیتوجهاند و به آن عمل نمیکنند، اما وقتی نتیجه کار را در آیینه فرهنگ عمومی میبینیم، باید ببینیم چرا چنین است.

انقلاب اسلامی اساساً انقلابی فرهنگی است. معمار کبیر انقلاب اسلامی که خود از نوادر فرهنگی تاریخاند، از میان همه گزینههای رویارویی مردم با رژیم شاه، گزینه فرهنگی را انتخاب کردند. در اواخر دوران حکومت پهلوی، روزی در خدمت مرحوم آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) بودم. ایشان ماجرای سفرشان به نجف اشرف و گفتوگو با حضرت امام خمینی(ره) را برایم نقل کردند که مناسب میدانم آن را در اینجا برای شما بیان کنم: ایشان فرمودند در ملاقات با امام(ره) درباره اوضاع و احوال جامعه ایرانی و مظالم رژیم پهلوی صحبت میکردیم. ایشان از میان سه گزینه محتمل برای رویارویی و پایان بخشیدن به حکومت دستنشانده شاه، یعنی اقدام مسلحانه، کودتای عناصر انقلابی ارتش و روشنگری مردم، بر راه سوم، یعنی کار فرهنگی و روشنگری تأکید داشتند. دیدیم که همین راه به نتیجه رسید. علاوه بر شخصیت و مشی فرهنگی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، دیگر رهبران این انقلاب نیز همه از شخصیتهای فرهنگی جامعه بوده و هستند. با این وجود، این سؤال مطرح است که پس چرا امروز رهبر معظم انقلاب در زمینه مسائل فرهنگی نگرانی دارند و هر چند یک بار با بیان خطرات تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی، نگرانی خود را ابراز میدارند. البته برای یافتن پاسخ این پرسش باید تأمل بیشتر و عمیقتری داشته باشیم، اما به نظرم در یک ارزیابی گذرا و شتابزده به این موارد میتوان اشاره کرد:

الف) به نظر میرسد به دلیل فرهنگی بودن ماهیت انقلاب اسلامی و شور و هیجان دینی سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و کاستیهای گسترده اقتصادی و معیشتی مردم و اشتغال ذهن اغلب دولتمردان به برنامهریزی برای حل این مشکلات، علیرغم تذکرات مکرر امام خمینی(ره) و پس از ایشان، مقام معظم رهبری، مدیران ارشد نظام التفات لازم و فرصت کافی پرداختن به مسائل فرهنگی را پیدا نکردند. امام خمینی(ره) از همان آغاز نهضت در سالهای 1341 و 1342 ضمن افشاگری و تبیین تلاش استعمارگران شرق و غرب برای وابسته کردن فرهنگ مردم به منظور غارت منابع ملی، بهترین راه برای اصلاح امور جامعه را اصلاح فرهنگ اعلام میکردند: «رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است» (صحیفه امامخمینی: 10/ 356)؛ چرا که: «بیشك، بالاترین و والاترین عنصری كه در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشكیل میدهد» (همان: 15/ 243).

حتی در برههای در سال 1359 به دلیل نگرانی فرهنگی، طی حکمی شهید باهنر و جمعی را مأمور تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی کردند که بعدها این ستاد با ترکیب کاملتر و وظایف گستردهتر به شورای عالی انقلاب فرهنگی تبدیل شد. بد نیست به مَطلع فرمان امام(ره) در این حکم توجه کنیم: «مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی كه امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شدهاست و تاكنون اقدام مؤثر اساسی انجام نشدهاست و ملت اسلامی و خصوص دانشجویان باایمان متعهد، نگران آن هستند.»

همچنین مقام معظم رهبری فراتر از ارشاد و تذکر بارها در کسوت یک کارشناس خبره و مطلع، به تبیین و اهمیت و نقش و جایگاه فرهنگ به عنوان بستر حرکت عمومی کشور اشاره کرده و با هشدار به خطر  تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگیِ دشمنان انقلاب اسلامی، وظایف دولت و نیروهای جبهه انقلاب اسلامی را گوشزد کردهاند. ایشان در یکی از بیاناتشان در اهمیت و جایگاه فرهنگ میفرمایند: «ما فرهنگ را بستر اصلى زندگى انسان مىدانیم؛ نه فقط بستر اصلى درس خواندن و علم آموختن. فرهنگ هر کشور، بستر اصلى حرکت عمومى آن کشور است. حرکت سیاسى و علمىاش هم در بستر فرهنگى است. فرهنگ یعنى خلقیات و ذاتیات یک جامعه و بومىِ یک ملت؛ تفکراتش، ایمانش، آرمانهایش؛ اینها تشکیلدهنده مبانى فرهنگ یک کشور است، اینهاست که یک ملت را یا شجاع و غیور و جسور و مستقل مىکند یا سرافکنده و ذلیل و فرودست و خاکنشین و فقیر مىکند. فرهنگ عنصر خیلى مهمى است» (۱۷/۱۰/۱۳۸۳) یا در ملاقات با اعضای هیأت دولت میفرمایند «مسئله فرهنگ و قضایای فرهنگی خیلی مهم است.... اهمیت کار فرهنگی نباید مورد غفلت قرار گیرد. در کار فرهنگی هیچ وقفه و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و کشور ما، تلاش فرهنگی است. این مبالغه نیست! بیشتر و پُرحجمتر و مؤثرتر از تلاشهای سیاسی و امنیتی، تلاش فرهنگی است. علت هم این است که آنها می دانند اگر در تلاشهای فرهنگی علیه انقلاب موفق و پیروز شوند، بقیه کارها برای آنها آسان خواهد شد؛ لذا روی آن متمرکزند» (06/06/1385).

غفلت مدیریت کلان کشور نسبت به فرهنگ، در حوزه مطالعات فرهنگی نیز نمود دارد. امروز به دلیل عدم ابتنای اقدامات فرهنگی بر مطالعات و نقشه راه، جهتگیری فرهنگی ما روشن نیست و در هر دوره و در هر نهاد و سازمان فرهنگی، فعالیتهای فرهنگی کاملاً به سلیقه مدیر یا مدیرانی که در رأس دستگاههای فرهنگی هستند، وابسته است و بر یک پیشزمینه علمی متکی نیست. به همین دلیل، مدیریت فرهنگی در کشور ما در طی سالهای پس از پیروزی انقلاب تداوم نداشته و قطعهقطعه بودهاست و در هر قطعه و دوره، سیاستهای مغایر با سیاستهای دوره پیشین، مبنای اقدام بوده است؛ همانطور که همین الآن نسبت به دولت قبل چنین است؛ کما اینکه سیاستهای دولت قبل نیز با آنچه قبل از آن مبنای کارها بود متفاوت بود.

زمانی که من مسئولیت معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عهده داشتم، همکارانم تلاش کردند با شناسایی شخصیتهای فرهنگی مستعد جبهه انقلاب اسلامی و دعوت از آنها برای انتشار نشریه در زمینههایی که احساس خلأ میشد، به مطبوعات تنوع بیشتری ببخشند. با این رویکرد، نشریات مختلفی با گستره ملی و منطقهای آغاز به انتشار کردند. این نشریات هرچند خوش درخشیدند و با اقبال خوبی مواجه شدند، اما با تغییر دولت و به تَبَع آن، تغییر سیاستهای حمایتی، غروب کردند. هنوز خاطره خوش انتشار نشریاتی چون «کمان»، «نیستان»، «اهل قلم» و «ادبیات معاصر» و همچنین خاطره تلخ توقف فعالیت این نشریات در ذهنها هست.  

ب) اگر امروز فرهنگ، اولویت اول ماست و بر این باوریم که توفیق در همه عرصهها ـ از جمله عرصه اقتصاد که آن هم امروز و با توجه به شرایط تحریم برایمان اولویت دارد ـ در گرو اصلاح فرهنگ عمومی است، پس باید نگاه امروزمان به فرهنگ یک نگاه جهادی، درست مانند دوران دفاع مقدس باشد. معنای این حرف این است که امروز که در کنار برخی ضعفهای فرهنگی ریشهدار، در معرض شدیدترین تهاجم فرهنگی هم هستیم، باید همه نهادهای انقلاب با بصیرت و شناخت نسبت به ترفندهای فریبکارانه دشمن، در این زمینه بسیج شوند و تحت هدایت قرارگاه فرهنگی واحد، همچون دوران دفاع مقدس عمل کنند.

پ) مدیران فرهنگی ما بیش از آنکه خود را مسئول فرهنگ جامعه بدانند، مسئول تولیدات فرهنگی میدانند؛ حال آنکه از گفتوگو درباره اینکه این تولیدات چه نسبتی با نیازهای فرهنگی جامعه دارد و قرار است کدام معضل فرهنگی جامعه را حل کنند، خبری نیست. در بهترین شرایط، مدیران و همکارانشان تلاش میکنند تدابیری بیندیشند تا محتوای محصولات فرهنگی تولید شده مغایر با ارزشهای اخلاقی و انقلابی نباشد. شما ببینید! از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مبالغ هنگفتی از منابع ملی صرف هزینههای فرهنگی و حمایت از تولید محصولات فرهنگی مکتوب و نمایشی و غیره شدهاست، اما مشکلات فرهنگی جامعه نه تنها رو به کاهش نرفته، بلکه روزبهروز پیچیدهتر هم شدهاست. به نظرم تنها مزیت فرهنگی جامعه ما که موجب دوام و بقای جامعه است، مزیت دینی و ارتباط تنگاتنگ مردم با نهادهای غیررسمی دینی است. شما در یک محاسبه ساده میبینید تمام فعالیتهای انجام شده بهوسیله نهادهای مسئول، کارکرد فرهنگی ماه رمضان یا محرم را ندارند.   

ت) انتخاب مدیران فرهنگی، ضابطهمند نیست و بعضاً انتخابها سبب نقض غرض است؛ یعنی مدیری که انتخاب میشود، قانوناً وظایفی به عهده دارد که به انجام آنها اعتقادی ندارد.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
به نظر شما در انتخاب مدیران و کارگزاران فرهنگی، به نحوی که توان رویارویی با جبهه فرهنگ مهاجم را داشته باشند، به چه ملاکهایی باید توجه شود؟

 

به نظر من کسی که برای تصدی مدیریت فرهنگی انتخاب میشود، لااقل باید چند خصوصیت داشته باشد: مبانی فرهنگی اسلام را بشناسد و به کارآمدی دین در عرصه فرهنگ باور داشته باشد؛ به فرهنگ به عنوان بالاترین و والاترین عنصری كه در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، اعتقاد داشته باشد؛ با مبانی و پیشینه فرهنگ و تمدن اسلامی آشنا باشد؛ ضعفها و قوتهای فرهنگ امروز جامعه ایرانی را بشناسد؛ بتواند سیر تحولات فرهنگی در عرصه ملی، منطقهای و جهانی ـ بهویژه سیاستهای فرهنگی نظام سلطه ـ را رصد کند؛ نگاه اصلاحی به فرهنگ داشته باشد و برای رفع نارساییهای فرهنگی، با برنامه حرکت کند؛ شجاعت و تدبیر رویارویی با تهاجم فرهنگی و فرهنگ مهاجم را داشته باشد؛ به ضرورت سازماندهی و بسیج نیروی انسانی جبهه انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ باور داشته باشد؛ فرهنگ را یک امر دینی و ملی قلمداد کند و به آن نگاه حزبی و سیاسی نداشته باشد.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
با این توصیفات، وظیفه مردم چیست؟ امروز فضای مجازی و ماهوارهها با تمام توان به ترویج فرهنگ سکولار و اباحهگری میپردازند و ارکان قدرت ملی و همگرایی مردم حول محور اسلام ناب محمدی را تضعیف میکنند. مردم و مسئولان چه وظیفهای دارند؟

ببینید، به نظر من تنها راهحل، بازگشت به اسلام است. قرآن کریم حقیقت جهان هستی و انسان و همچنین رابطه بین این دو را بهخوبی تبیین میکند. در نگاه مادی امروز، انسان یک سلول تکاملیافته است که قبل و بعدی ندارد و در همین جهان هم تنها و سرگردان است؛ در حالی که انسانِ اسلام نهتنها آغاز و انجامش مشخص و تعریف شدهاست ـ یعنی مشخص است که چرا پا به این جهان گذاشته و چه سرنوشتی در انتظار اوست ـ در همین دنیا هم در جهان مادی محدود و محصور نیست. همه عالم از غیب و شهود، با او و حتی اگر بخواهد، در اختیار او هستند؛ به شرط اینکه بداند، باور داشته باشد و بخواهد.

غیب یعنی ماورای دنیای احساسات ما و محاسبات بشرىِ مبتنی بر این حواس. خداوند در نخستین آیات سوره بقره، پس از آنکه به قرآن به عنوان هدایتگر متقین اشاره میکند، میفرماید: (ذلک الکتاب لا ریب فیه هدیً للمتقین.) در تبیین ویژگیهای متقین، نخستین ویژگی که بر میشمرد، ایمان به غیبِ در همین دنیاست. در آیات بعد، موضوع قیامت و یقین به روز رستاخیز را نیز به عنوان یکی دیگر از ویژگیهای متقین بر میشمرد و در آیه 51 سوره غافر نیز به نصرت و یاری خود در همین دنیا اشاره میکند: (إنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا و الَّذینَ آمَنوا فِیالحَیوةِ الدُّنیا و یَومَ یَقومُ الاَشهاد)؛ نصرت و یاریای که نمونههای بسیاری از آن را قرآن کریم ذکر کرده و موارد متعددی را نیز ما در همین سالهای پس از پیروزی انقلاب تجربه کردهایم؛ کما اینکه امدادهای الهی در پیروزی انقلاب اسلامی و واقعه طبس و هشت سال دفاع مقدس همه از نمونههای بسیار آشکار و در مرئی و منظر همه بوده است.

مقام معظم رهبری در توضیح درباره آیه (یؤمنون بالغیب...) چنین میفرمایند: «ایمان به غیب به معنای بیاعتنایی به دنیای شهادت ـ یعنی همین دنیای ارتباطاتِ مشهود و مفهوم همه ـ نیست؛ به اینها که نباید بیاعتنایی کرد. چشم میبیند، حواس احساس میکنند و عقل ادراک میکند. باید بر طبق اینها عمل کرد. ایمان به غیب، معنایش این است که ماورای آنچه که در محدوده حواس ظاهری و ادراک مادّی انسان هست، عالم دیگری ـ آن هم نه یک عالم بلبشوىِ هرکس هرکسىِ تصادفىِ بخت و اقبالی، بلکه عالمِ منظمِ علت و معلولىِ دقیقی ـ وجود دارد؛ یعنی ماورای این عالم مُلک، ملکوت و عالم معنایی هست. این عالم معنا، متعلق به قیامت و برزخ و بعد از مرگ نیست، متعلق به همین الآنِ من و شماست و باید به آن معتقد بود. البته نقطه اصلی، بلکه کل معنای حقیقی همه عوالم، ذات مقدس باریتعالی است که او منشأ حیات و وجود و فعل و انفعالات و حرکت و همه چیز است؛ لیکن در این عالم غیب، خیلی چیزهای دیگر هم میگنجد که باید به آنها معتقد بود» (بیانات در دیدار فرماندهان سپاه: 29/6/1369).

بنابراین، کسی که به عالم غیب معتقد است، خود را در این جهان مادی محدود نمیبیند، آرزوها و آمالش بسی فراتر از ارضای تمنیات مادی است و همزمان و حتی پیش از هر گامی که برای رسیدن به این آرزوها بر میدارد، عنایتها و حمایتهای خداوندی را در برابر خود میبیند. او چنان عظمتی پیدا میکند که وابستگیهای مادی را آلاینده روح خود میداند و از نزدیک شدن به آن جز بهقدر ضرورت، بیزار است. چنین فردی چگونه میتواند طعمه تهاجم فرهنگ مادی شود؟ بنابراین اگر هدف، تربیت انسانِ تراز اسلام شد، چنین فردی در مقابل  هجمه فرهنگی قدرت ایستادگی دارد. در مقابل، کسانی که جهان خود را در زمین و طول عمر این دنیایی خود محدود کردهاند، لاجرم شخصیتشان چنان شکنندگی پیدا میکند که در برابر کمترین فریبی متزلزل میشوند.

بنابراین، برنامهریزان فرهنگی باید با استفاده از همه ظرفیت جامعه به تربیت انسانهایی با چنین خصوصیاتی فکر کنند. بهویژه در شرایط امروز که جامعه اسلامی در معرض بیسابقهترین تهاجم فرهنگی قرار گرفته، مسئولان فرهنگی ما باید با اعتقاد به وعده نصرت الهی، کار فرهنگی را فریضه جهاد قلمداد کنند و با همان روحیاتی که فرماندهان و لشکریان مؤمن و انقلابی ما با سرافرازی و موفقیت هشت سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشتند، در این آوردگاه نیز با همان روحیه ایمانی و اعتقاد به نصرت الهی و البته با تجهیز خود به همه دانشها و فناوریهای مورد نیاز، کشور را از این گردنه خطرناک تاریخ نیز به سلامت بیرون برند که فرمود: (و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز) (= و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری کند یاری میدهد؛ چرا که خدا سختْ نیرومند [و] شکستناپذیر است) (حج: 40).

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۴۶۱
تاریخ ثبت : 07 بهمن 1394

دسته بندی

  • آمار بازدید

    • کل (online):۴۹۰
    • اعضاء (online):۰
    • میهمان (online):۴۹۰
    • بازدید امروز::۹۰
    • بازدید دیروز::۵۵۷۸
    • بازدید کل::۳۹۳۳۷۱۶
  • سخن روز

    

     خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار

  • مناسبت ها