چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • شهریار و شعر و انقلاب اسلامی

  • تعداد بازدید : ۳۶۴
    تاریخ ثبت : 06 بهمن 1394

شهریار و شعر و انقلاب اسلامی

شهریار و شعر و انقلاب اسلامی


شهـریار  و شعر و انقلاب اسلامی

 

کاوش‌ها و پویش‌ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد؛ فرهنگی که بر اسلام پویا و اصیل بنیان گرفته، فرهنگی که ادبیاتی گسترده و بزرگ به یادگار نهاد. شگفتا که بی داشتن ادبیات، به هیچ فرهنگی و به هیچ جهان‌بینی و به هیچ مسلک اعتقادی و نظام سیاسی و حرکت اصلاحی و تحول آزادی‌بخش، نمی‌توان خدمت کرد. فرهنگ اسلام را نیز مانند فرهنگ‌های دیگر، از راه ادبیات آن باید شناخت. من در این مقاله کوشیده‌ام به نقش و جایگاه یکی از نام‌دارترین شاعران معاصر، محمدحسین شهریار، از همین منظر بنگرم؛ شاعری که گرچه متعلق به نسل شاعران انقلاب نبود، اما شعرش را در خدمت آرمان‌های انقلاب قرار داد و شاخص‌های شعر انقلاب در شعرش کم نیست.

 

پیشینه دگرگونی در سخن‌پردازی

حوادث شگرف اجتماعی و سیاسی، جنگ جهان‌گیر اول و سال‌های بعدش، زمینه جنبش و تحول را فراهم آورد و در پهنه ادبیات نیز بحرانی با همه ناپیدایی ایجاد کرد؛ چه اینکه برخی از ادیبان با شیوه خود دیگر قادر نبودند حیات اجتماعی معاصر را با همه پیچیدگی‌ها و تضادهای آن بیان کنند. این بود که در این دوره، غالب کسانی که دارای موهبت شاعری بودند، از تقلید گذشتگان ـ حتی‌المقدور ـ احتراز کرده و کوشیدند که مضمون‌های جدید را در قالب شعری قدیم وارد کنند؛ جماعتی نیز به فکر انقلاب ادبی افتادند و مدعی تجدید صورت و مضمون اشعار شدند و بحث درباره انقلاب و به اصطلاح تجدد ادبی در گرفت و...

این همه، زاییده احتیاج مبرمی بود که در جست‌وجوی راه‌های نو برای بیان دید و دریافت تازه از زندگی، احساس می‌شد. با اینکه قالب و بافت تغییر نیافت، ولی برخی مضامین نو ـ مانند حمایت از ایران انقلابی، مبارزه با استبداد شاه و اطرافیان او، ستایش از اسلام و بیان احساسات خداپرستانه، اظهار کینه از جهان‌خواران امپریالیست و نکوهش از مداخلات ناروای آنان در امور کشور، بحث از آزادی و حقوق زنان و بحث مبارزه با خرافات و... ـ در شعر فارسی وارد شد که معروفان و بزرگانِ این گوینده‌ها عبارت‌اند از: علی‌اکبر دهخدا، محمدتقی ملک‌الشعرای بهار، حمید سبزواری و خانم پروین اعتصامی.

در انقلاب اسلامی که در واقع از سال 1340 شروع شده بود، با همه خشونتی که استعمارگران و عواملشان داشتند، توخالی کردن جامعه از فکر اسلامی دیگر ممکن نبود؛ چرا که پرچم‌دار مبارزه یک مرجع تقلید بود که پنجه در پنجه استعمار زده و مبارزه با استثمار و کاپیتولاسیون آمریکا را پی می‌گرفت. ادبیات و شعر انقلاب اسلامی در قیام پانزدهم خرداد 1342 ریشه دارد؛ لذا، نویسندگان و شاعرانی هماهنگ با مردم کوچه و بازار که ندای اسلام سر می‌دادند، دست به فعالیت زدند.

طبقه‌بندی و نقد آثار، مجال خود را می‌طلبد که معلوم کند کدام‌یک از سخنوران به تعهد و مسئولیتی که بر عهده‌شان بوده بی‌توجه مانده و ستم روا داشته‌اند و آنجا که می‌توانسته‌اند فریاد برآوردند، ساکت مانده وبا سکوتشان، آب به آسیاب دشمن ریخته‌اند! در دوران سردی و سیاهی و در موقعیتی که از آن تعبیر به عصر شب می‌شود، برخی از نویسندگان و شاعران بی‌تعهد، راهی را رفتند که چاپلوسی سرمایه آنان بود، اما گروه دیگر، خود را مجهز به نبردی سخت نمودند و با زبان استعاره و با کمک گرفتن از معانی مجازی واژه‌ها و کلمات، نفرت خود را از ظلم و بیدادگری‌ها نشان دادند.

استاد حکیم ما، شهریار سخن، این شاعر خردمند، از جمله بزرگانی است که در عصر اختناق به شیوه منطقی و ستوده، به دور از جنجال و هیاهو، به بیان آرا و علایق و باورهای اسلامی خود پرداخته، از موازین اخلاقی اسلامی دفاع نموده، آثاری ماندگار به جا نهاده‌است:

نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند / تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند

لاله از خاک جوانان می‌دمد بر دشت و هامون / یا درفش سرخ بر انقلابیون گرفتند

خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند / زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند

(ادبیات انقلاب اسلامی: 47)

 

هم‌سو با استاد، دیگران هم بوده‌اند که در قبال تعهد انسانی و اسلامی خود، در مقابل رخ‌دادهای دهه 40 و 50، بی‌توجه نمانده، تابلوهایی از وضع ناگوار عصر شب در قالب شعر به گنجینه ادبیات متعهد تقدیم داشته‌اند: حمید سبزواری، علی موسوی گرمارودی، فریدون مشیری، هوشنگ ابتهاج، سهراب سپهری و...

و... روزی رسید که امام(ره) وارد کشور شدند و ملت به استقبال ایشان شتافتند و سلمان هراتی نیز هدیه استقبال را چنین سرود:

پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت / شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت

بسیار بود رود در آن برزخ کبود / اما دریغ، زهره دریا شدن نداشت (همان: 68).

 

تاریخ دگرگون شد و انقلابی که از درون ریشه گرفته بود، در پهنه کشور ایران شکوفا گشت و به ثبوت رسید و قافله‌سالار زمان، حضرت امام(ره) با سخنان و مکتوب‌های ارزشمند، با الهام و تکیه بر آیات قران کریم و کلام معصوم، به هدایت و ارشاد امت پرداخت و از هرگونه راهنمایی فرو گذار نکرد! اما، وظیفه بس دشوار برعهده گویندگان و سخنوران بود؛ زیرا که نسبت به یک خیزش و حرکت احساس تعهد می‌کردند و می‌دانستند وقتی که به وسیله شعر با مخالفان به مخالفت بر می‌خیزید، مانند مجاهدانی هستید که تیرها را به نشان دشمن پرتاب می‌کنند.

استاد آگاه به وادی بیکران معرفت، همراه با جویندگان راه حق و هم‌سو با متفکران و سالکان عارف، خود را به امواج دریای بی‌ساحل سپرد؛ بدان امید که به وصال محبوب نایل آید و از لذات وصل، بهره‌ور شود!

پناه پرچم اسلام با ماست / خدا این پرچم از ایران برافراشت (دیوان شهریار: 3/ 277).

 

ادب موفق

هر گاه بپذیریم که عناصر عمده ادبیات، دل‌رُبایی و محتوای فرهنگی آن است و به عبارت دیگر «تجلی هنر با بارقه‌های اندیشه و کمال، قلمرو اصلی و گسترده یک ادب موفق را می‌سازد»، ادبیات انقلاب و شعر انقلاب اسلامی را سر کشیده، با قامتی استوار خواهیم یافت و شاعران جوان و سالمند را با سبک‌های نو و کهن شعر، بازیگران هنرآفرین این معرکه خواهیم دید. این اثرها و مانده‌ها، به داشتن سه ویژگی، قامت شعر دوره انقلاب اسلامی ایران را افراشته می‌دارند:

ویژگی واژگانی، ریشه‌داری و مایه‌وری، تعهد و پیام.

در این نوشته، در مجال محدود، نبض تپنده پیکر شعر و نیز شور و اوج تخیل و همچنین دل‌بستگی و تعهد اسلامی را در منظومه‌های پرصلابت شاعر حکیم، سید محمدحسین شهریار با شاهدهایی چند به عرصه بررسی می‌آوریم. «گنجینه تنیده و بافته از اندیشه و ذوق و زبان» استاد حکیم و غزل‌سرای بزرگ معاصر را به نظاره دوست‌داران شعر ماندگار ایران عزیز، این سرزمین ادب و حکمت می‌کشیم؛ همچنین، در روند بررسی نخل برکشیده سخن، استاد شهریار را که با شیرینی پیام قرآنی از کودکی، انسجام معنوی یافته و در دهه‌های آخر عمر استاد، به بار نشسته‌است، جلوه‌گر می‌نماییم!

دمید فجر که خورشید باز می‌گردد / امید در دل نومید، باز می‌گردد

درفش فتح و ظفر با سپاهیان خداست / جهان به جبهه توحید باز می‌گردد (دیوان: 3/ 300)

 

1. ویژگی‌های واژگانی

بسیاری از واژگان و ترکیب‌ها که پیش از این دوره یا در شعر ادبیات فارسی راه نیافته یا اندک کاربردی داشته‌اند، در این دوره با نبض زنده، پیکر شعر را به پویایی وا می‌دارند؛ واژگانی مانند: شهید، جبهه و جهاد، الله اکبر، فجر، شهادت، عاشورا، مستضعف و مستکبر، فتح قدس، نصرت و تسبیح:

شهیدان جهاد و جبهه و جنگ / چمن‌های خزان، گل‌های پرپر

به هر تکبیر او مستکبران را / خلد در حلق و حنجر، خار و خنجر

و این نمونه که مؤثرترین کلمات در قافیه جا داده شده:

سلام، ای جنگ جویان دلاور / نهنگان به خاک و خون شناور

 

2. ویژگی ریشه‌داری و مایه‌وری

این خصیصه، هم از حیث نیرومندی احساس شور و اوج تخیل، هم از دیدگاه قالب‌های اصیل شعری، چیزی است که در شعر این دوره، نه‌تنها جای خود را خالی نکرده، بلکه تجلی نیکویی داشته‌است. اتفاقاً شعر که در این آثار ادبی به خاطر ایجاز و ایهام و به‌کارگیری استعاره و نیز به سبب موسیقی کلام، از امتیاز خاصی برخوردار است، برتری خود را در گرو جامعیتش نسبت به این ارزش‌ها دارد؛ از جمله، اینکه این اشعار از اصل ایجاز برخوردارند و هر بیت نمونه درخشان یک اندیشه متعالی است که ناشی از نهایت دقت و ظرافت تخیل شاعر بوده و در واقع، اصل اندیشه را نیز در پی می‌آورد: «یک جهان وسوسه در لانه جاسوسی کشف»؛ «وه چه دجال عجیبی که جهان‌خوار آمد» (دیوان: 3/ 284)؛ «هر کو رضا به ظلم، همانا شریک ظلم / گیرم که خود به ظالم اصلی نبود ضَم» (همان: 286). در قصیده‌ای با عنوان «درود به جهادگردان» می‌گوید: «کمال جود همانا که بذل موجود است / در این جهاد فنا شو گرت هوای بقاست» (همان: 295).

 

3. ویژگی تعهد و پیام

برای بیان این خصیصه، به ابیاتی از استاد شهریار می‌نگریم که چگونه از سوز دل و از گلوی ملت خویش، غریو «الله اکبر» سر داده‌است:

سلام ای جنگ‌جویان دلاور / نهنگانی به خاک و خون شناور

به قرآن، وصف او بنیان مرصوص / صف مولا، علی، سردار صفدر

 

شهادت برترین معراج عشق است / گهش پروازی از جبریل برتر

گلوی ملتت، شیپور جنگ است / غریوش، نعره الله اکبر

تو هم با خون پاکان شهریارا / بشوی اوراق از این دیبا و دفتر

 

این ویژگی، اصل آرمانی است؛ یعنی شعری همه اشتیاق و تسلیم برای عروج و کمال جامعه، بی هیچ اضطراب و بیم، به سوی پاک‌سازی و مانع‌زدایی، در مسیر ظهور جلال و جمال است؛ از این‌روست که می‌گوید: «شعر را مقصد به جز تلطیف احساسات نیست / گر به مقیاسات هست و گر به مقیاسات نیست» (ادبیات انقلاب: 15). این همه بلندنظری و تسخیر عوالم، حاصل مبدأ و منشأ است؛ یعنی ماندگاری شعر بزرگ مرحوم استاد شهریار محصول دو نکته است: 1) شعورمندی و ادراک سالم؛ 2) خدامندی و جهان‌بینی توحیدی.

 

الف. شعورمندی و ادراک سالم

مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌العظمی خامنه‌ای در پیامشان به مناسبت هفتمین شب درگذشت استاد شهریار در دوره ریاست‌جمهوری‌شان، این چنین از استاد توصیف نمودند: «شهریار، بیش از نیم قرن، ذهن و دل دوست‌داران ادبیات و هنر را با شعر خود و با صفا و خلوصی که از آن چلچراغ رنگارنگ می‌تراوید، نورباران می‌کرد... او بزرگ‌ترین گنجینه غزل و قطعه و مثنوی معاصر را که تنیده و بافته‌ای از ابریشم خیال و ذوق زبان و فکر او بود، می‌آفرید و می‌اندوخت و آنگاه که این تُرک پارسی‌گوی، زبان به شعر آذری می‌گشود، آن همه را به دو چندان و همراه با استادی بی‌نظیر خود، در معرض تماشای هنرمندان و هنرشناسان می‌گذاشت.»

 

ب. خداباوری و جهان‌بینی توحیدی

«او عاشق قرآن بود و قرآنِ مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی، مشاهده می‌کرد»؛ به قول خودش، آنی از «جهاد قلمی» باز نایستاد و از روزی که با شخصیت امام(ره) ـ رهبر کبیر انقلاب اسلامی ـ و با شالوده مفهوم «قیام» آشنا شد، با ندای بزرگْ عاشق هم‌نوا گردید و همراه امت و امام(ره)، به فروپاشی طومار ظالم کوشید. آقای هاشمی رفسنجانی هنگامی در زمانی که ریاست‌جمهوری را به عهده داشت، در بخشی از پیام خود به کنگره بزرگداشت استاد شهریار، گفت: «او به گواهی آثار گران‌قدرش، مسلمانی راستین و مؤمنی پاک‌نهاد بود که به رسول معظم اسلام و خاندان گرامی‌اش، عشق و ارادتی زائدالوصف داشت و به همین سبب بود که آفاق دل‌ها را تسخیر کرد و سخنش قبول عام افتاد.»

شهریار در سیر و صیرورت معنوی، آنی از جهاد قلمی باز نایستاد. او در اشعار معنوی‌اش از سرچشمه لایزال قرآن الهام می‌گیرد؛ چه اینکه قرآن را بهترین چراغ هدایت و سرچشمه فیض می‌داند و مهم‌ترین سرمایه‌اش همین قرآن است؛ به‌ویژه هنگامی که اوج می‌گیرد و در اندیشه معرفت حق و در عشق الهی استغراق می‌جوید و با فخامتی بی‌نظیر، این‌چنین ندا در می‌دهد:

در فش فتح و ظفر، با سپاهیان خداست / جهان به جبهه توحید، باز می‌گردد

افق شفق شد و پس فجر زد، چه می‌بینم؟ / به چشم کور، مگر دید باز می‌گردد

(ادبیات انقلاب اسلامی: 194؛ به نقل از دیوان: ج3)

 

پشتوانه عرشی

در عصری که سپیده انسانیتْ زندانی غروب بود، دست پُرستاره‌ای بذر روشنایی در فلات ایران پاشید و دنیای خشکیده امروز را به تماشای ساقه‌های نور دعوت کرد. جوانان رشید این مرز و بوم، سینه خود را در برابر تجاوز جهانی سپر کردند و مردم ایران، خطوط مقاومت‌شان را از بلندی‌های زاگرس تا جلگه‌های خلیج فارس کشیدند و هشت سال مقاومت، نعره تجاوز دشمن را به زمزمه‌های آشتی و مذاکره در پشت میز‌ها بدل نمود.

امروز، نویسندگان و هنرمندان ایران زمین خود را در کنار اقیانوسی می‌بینند که از هشت سال دفاع خونین موج می‌زند؛ موجی که هرگز در آثارشان رنگ نمی‌بازد و از تپش نمی‌ایستد. استاد شهریار می‌گوید:

چرخ هر انقلاب اسلامی / از امام و امامْ محور اوست

چرخش ذره هرگز از خود نیست / که ز خورشید ذره‌پرور است

(دیوان: 3/ 270)

 

ختام سخن

اگر هنوز «نغمه روح قدسی» مایه تنومندی و توان‌مندی است: «دلم جواب بلی می‌دهد صلای تو را / صلا بزن که به جان می‌خرم بلای تو را» (کلیات دیوان: 74) و بهانه‌ای بر تحرک بر محور امامت، «غبار فقر و فنا، توتیای چشمم کن / که خضر راه شوم چشمه بقای تو را» (همان).

... و درخشان‌تر، آنگاه خواهد بود که فرد جایگاه حقیقی خود را بشناسد: «جان ما وصل جهانی است که اجزای وجود / تن به تن کشته او و سر هم، زنده از اوست» (کلیات دیوان: 79).

استاد شهریار، این نکته را دانست و خود را در خدمت مردم خواست: «گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی / پرسش حال دوستان، گاه به گاه کردن است» (همان: 83) و به مردمی که جان در گرو انقلاب و تحول روحی و فکری نهاده بودند، پاسخ مثبت داد:

«رهایی ابدی با همین مسلمانی است / رها مکن به حریفان نامسلمانش

شهادت است و صلا، گوش دل به فرمان دار / مگر فراشوی از خاک‌دان به فرمانش»

(دیوان: 3/ 99)؛

«خط رهبر صراط المستقیم است / نه راه باختر پویی نه خاور» (همان: 272).

... و خود را با آنان خواست: «تو هم با خون پاکان شهریارا / بشوی اوراق از این دیوان و دفتر» (همان: 273). رحمت و برکات خداوند بر روح عرشی او باد!

 

کتـابنـامه

 

      کلیات دیوان شهریار ـ مجموعه پنج جلدی، نشر سعدی، تبریز، بی‌تا.

      دیوان شهریار، جلد سوم، نشر رسالت، تبریز، 1369، چاپ اول.

      کلیات اشعار ترکی شهریار، نشر نگاه و زرین، تهران، 1369، چاپ چهارم.

      ادبیات انقلاب، پایان‌نامه درجه کارشناسی ارشد، احمدحسین انزابی.

      ماهنامه کیهان فرهنگی، خردادماه 1369، آذرماه و بهمن‌ماه 1371.

      فصلنامه فرهنگ پائیز، 1366.

      روزنامه اطلاعات، 5 مهرماه 1371.

 

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۳۶۴
تاریخ ثبت : 06 بهمن 1394

دسته بندی

  • آمار بازدید

    • کل (online):۱۹۲۸
    • اعضاء (online):۰
    • میهمان (online):۱۹۲۸
    • بازدید امروز::۲۸
    • بازدید دیروز::۵۵۷۸
    • بازدید کل::۳۹۳۳۶۰۲
  • سخن روز

    

    پیامبر اکرم (ص):

    غذا دادن به مسلمان گرسنه از موجبات آمرزیده شدن است.

    (نهج الفصاحه، ص 491)

  • مناسبت ها