چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • بررسی تطبیقی انگیزه فعالیت های اقتصادی دراقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی

  • تعداد بازدید : ۴۶۲
    تاریخ ثبت : 07 بهمن 1394

بررسی تطبیقی انگیزه فعالیت های اقتصادی دراقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی

بررسی تطبیقی انگیزه فعالیت های اقتصادی دراقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی


بررسـی تطبیـقی انگیزه فعالیت‌های اقتصادی در اقتصاد متعارف و اقتصـاد اسـلامی

 

در هر نظریه علمی در حوزه علوم انسانی مناسب است دلایل و انگیزه‌های رفتار هر فرد توضیح داده شود؛ زیرا فعالیت‌های انسان مجموعه‌ای از رفتارها هستند که از انگیزه‌ها سرچشمه می‌گیرند؛ لذا، مطالعه انگیزه فعالیت‌های اقتصادی، از مهم‌ترین بخش‌های نظام‌های اقتصادی است. از این رو، برای آنکه بررسی‌های اقتصاد دارای اعتبار باشد، ابتدا باید نظام انگیزشی هر جامعه ـ که چیزی جز بینش افراد آن جامعه نسبت به نظام خلقت و جهان هستی نیست ـ به‌خوبی توضیح داده شود. پس از بررسی‌های انجام شده، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مبانی بینشی، روند تأثیرپذیری انگیزه فعالیت‌های اقتصادی از این مبانی و خودانگیزه‌ها در نظام سرمایه‌داری و اسلام، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. منشأ شباهت‌ها در انگیزه‌های مادی و روانی و منشأ تفاوت‌ها در انگیزه‌های معنوی است.

 

مقدمه

در هر نظریه علمی در حوزه علوم انسانی، مناسب است دلایل و انگیز‌ه‌های رفتار هر فرد توضیح داده شود؛ زیرا موضوع علوم انسانی، رفتار انسان‌هاست و رفتارها منشأی به نام «انگیزه» دارند که محرک رفتار است. شناخت صحیح انگیزه‌ها می‌تواند بر تداوم عملکرد و نتایج حاصل از فعالیت‌های اقتصادی اثرگذار باشد. این پژوهش با هدف بررسی انگیزه‌های تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان ـ به عنوان دو بخش از فعالیت‌های اقتصادی ـ در دو نظام اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی و ارزیابی آن‌ها از منظر اقتصاد اسلامی انجام شده‌است. روش مورد استفاده در این پژوهش، دو روش اِسنادی و تحلیل محتوا برای استنتاج اطلاعات بوده‌است.

برای درک بهتر از مسائل و موضوعات مطرح‌شده در این تحقیق، بهتر است در ابتدا تعریف «انگیزه» بیان شود. در تبیین مفهوم «انگیزه» گفته شده‌است که انگیزه‌ها عبارت‌اند از «چرا»های رفتار. انگیزه‌ها باعث شکل‌گیری و ادامه فعالیت شده و جهت کلی رفتار فرد را نیز مشخص می‌کنند. از انگیزه‌ها، گاه به نیازها، خواست‌ها، کشش‌ها، سائقه‌ها یا محرک‌های درونی فرد نیز تعبیر می‌شود.

در متون روان‌شناسی، ارتباط تنگاتنگی بین انگیزه و نیاز مشاهده شده‌است؛ به طور مثال، حسن‌زاده در کتاب «انگیزش و هیجان» به این نکته اشاره کرده ‌است که موریْ انگیزه و نیاز را یکی می‌داند: «مهم‌ترین خدمت موری استفاده او از مفهوم نیازها برای توضیح انگیزش و جهت رفتار است. وی معتقد بود نیازها سطحی از تنش را برمی‌انگیزند که ارگانیزم می‌کوشد با رفع کردن آن‌ها، آن را کاهش دهد. نیازها به رفتار نیرو می‌بخشند و آن را هدایت می‌کنند» (حسن‌زاده، 1388: 35). بر این اساس، می‌توان واژه «انگیزه» را با «نیاز» یکی دانست.

 

ادبیات پژوهش

با نگاهی گذرا بر عناوین پژوهش‌های صورت‌گرفته در خصوص موضوعِ مورد مطالعه، این نتیجه حاصل شد که تعداد پژوهش‌های انجام‌شده به طور مشخص درباره انگیزه فعالیت‌های اقتصادی محدود است و کمتر کسی در حوزه مذکور به تحقیق و بررسی پرداخته‌است، اما با کمی تعمق در پژوهش‌های مرتبط، می‌توان آن‌ها را در سه دسته کلی زیر بیان کرد:

 

پژوهش‌هایی که معتقدند مفروضات هر نظریه، همان انگیزه‌ها هستند که منشأ آن بینش افراد است

دسته‌ای از پژوهش‌ها این نکته را بیان می‌کنند که مفروضات در نظر گرفته‌شده در هر نظریه، همان اصل موضوعی یا انگیزه برای کنش و واکنش انسان‌ها و اشیا در علوم انسانی و طبیعی است. نمون‌های از این پژوهش‌ها در ذیل اشاره شده ‌است:

سیلبربرگ در مقاله «ساختار علم اقتصاد» (1368)، مراحل شکل‌گیری یک نظریه علمی را این‌گونه بیان نموده‌است: اصل موضوعی یا فروض نظریه، تعیین شرایط وقوع حادثه یا تدارک یک رابطه قابل مشاهده و آزمون بر اساس اصل موضوعِ ارائه‌شده، پیش‌بینی حادثه یا اتفاقی که رخ می‌دهد. او سپس در توضیح اولین مرحله می‌گوید: «اصل موضوعی عبارت است از اصل، انگیزه یا قضیه‌ای که خودِ محقق مفروض می‌گیرد.» وی معتقد است که این اصلْ ممکن است از مکتب، عادات فرهنگی، قیاس یا استقرای منطقی رفتارهای مورد مطالعه یا از تجربه عملی سرچشمه گرفته شده‌ باشد. ویژگی اصل موضوعی آن است که تقریر آن نیازمند ارائه دلیل و برهان نیست؛ همچنین، لازم نیست حتماً در اثر تجربه پدید آمده ‌باشد. اصل موضوعی بیان یک علت یا انگیزه برای کنش و واکنش انسان‌ها و اشیا در علوم انسانی و طبیعی است و محقق نیازی ندارد که برای صحت آن دلیل ارائه کند؛ زیرا دیگران فرض می‌کنند که این اصل برقرار است. مهم آن است که این اصل بتواند توضیح‌دهنده رفتار یا گرایش شخص یا شیء موردنظر باشد.

 

پژوهش‌هایی که مبانی بینشی نظام سرمایه‌داری و اسلام را مورد بررسی قرار داده‌اند

دسته دیگری از تحقیقات به بررسی مبانی بینشی نظام سرمایه‌داری و اسلام که منشأ انگیزه‌هاست، پرداخته‌اند که در زیر به نمونه‌ای از آن‌ها اشاره می‌شود.

ایروانی در کتاب «اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث» (1384)، مبانی جهان‌بینی و انسان‌شناختی را از دیدگاه نظام سرمایه‌داری و اسلام بررسی نموده‌ و در قالب گزاره‌های ذیل بیان کرده‌‌است: مهم‌ترین مبانی جهان‌بینی و انسان‌شناختی مکتب سرمایه‌داری را می‌توان در پنج اصل خلاصه کرد: اصل فلسفی دئیسم، اصل ناتورالیسم (طبیعت‌گرایی)، اصل اومانیسم (انسان‌مداری)، اصل فردگرایی، اصل اخلاقیِ فایده‌گرایی.

وی مبانی جهان‌بینی و انسان‌شناختی رفتارهای اقتصادی از دیدگاه اسلام را در دو دسته کلی «رابطه خداوند با جهان و انسان» و «مبانی انسان‌شناختی» طبقه‌بندی می‌کند و رابطه خالقیت، رابطه ربوبیت، رابطه مالکیت و رابطه رزاقیت را ذیل دسته اول شرح می‌دهد. در این کتاب، مهم‌ترین مبانی انسان‌شناختی (ویژگی‌های انسان) عبارت‌اند از: جانشینی خدا، هدف‌داری، مسئولیت، اختیار، هویت فردی ـ اجتماعی، زندگی جاوید و دوبُعدی بودن.

 

پژوهش‌هایی که انگیزه‌های اقتصادی را در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی صریحاً بیان کرده‌اند

گروه دیگری از پژوهش‌ها نیز به طور مستقیم درباره انگیزه‌های اقتصادی در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی سخن گفته‌اند که به دو نمونه از پژوهش‌های مذکور اشاره می‌گردد.

سیدرضا حسینی در مقاله‌ای با عنوان «مفروضات نظریه رفتار مصرف‌کننده در اقتصاد اسلامی» (1382) بیان می‌دارد که: «نظریه‌های اقتصاد جدید در تحلیل رفتار مصرف‌کننده، به طور عموم بر این فرض استوارند که انسان عاقل اقتصادی فقط از انگیزه نفع‌شخصی تأثیر می‌پذیرد و نفع‌شخصی برای مصرف‌کننده، حداکثر ساختن رضایت خاطرِ حاصل از مصرف کالاها و خدمات است» (حسینی، 1382: 28). وی همچنین درباره انگیزه‌ها در اسلام نظر زیر را بیان کرده ‌است: «اسلام به انگیزه‌ها و گرایش‌های گوناگون نفس ـ مانند حب‌بقا، کمال‌خواهی، لذت‌طلبی و... ـ توجه کرده‌است و با ارائه تفسیر واقعی از عوالم گوناگون حیات آدمی، معیاری به نام جلب رضایت الهی را در اختیار انسان می‌گذارد تا همه آن‌ها را سیراب کند. در چارچوب ارزش‌های اسلامی، هرگونه عملی که انسان‌ برای خشنودی خدا انجام دهد، افزون بر اینکه او را به خدا نزدیک‌تر ساخته‌، غریزه کمال‌خواهی‌اش را سیراب می‌کند، بهره‌مندی از نعمت‌های بی‌پایان بهشتی را نیز در پی دارد و بدین طریق، غریزه حب‌بقا و لذت‌طلبی انسان نیز سیراب می‌شود» (حسینی، 1382: 42).

علی جابری در مقاله خود با عنوان «علم اقتصاد متعارف و خودگِرَوی لذت‌گرایانه» (1388)، اندیشه‌های اقتصادی اقتصاددانان کلاسیک ـ از جمله هابز، هیوم، ماندویل و آدام اسمیت ـ را مورد بررسی قرار داده و بیان کرده‌است که از نظر این اقتصاددانان، رفتار انسان ناشی از خودگِرَوی است و پیروی از نفع‌شخصی، محرک و انگیزه افعال انسان است. وی در این مقاله این بحث را مطرح می‌کند که مکتب نئوکلاسیک نه‌تنها بر مسئله نفع‌شخصی و اهمیت پیروی از آن تأکید دارد، بلکه آن را وارد مدل‌های اقتصادی نیز کرده‌است. نویسنده به نقل از کتاب «فرهنگ لغات اقتصادی» می‌گوید: «در علم اقتصاد متعارف نئوکلاسیکی، فرض بر این است که یک فرد عقلایی در رفتار اقتصادی خود ـ که در این حالت عنوان عامل به او اطلاق می‌شود ـ در انجام هر کاری، صرفاً از طریق نفع‌شخصی تحریک می‌شود» (جابری، 1388: 174).

آنچه از ادبیات پژوهش به دست آمد، بیانگر این است که انگیزه‌ها در بینش افراد ریشه دارد و با توجه به اینکه در مکاتب مختلف بشری، مبانی بینشی متفاوتی وجود دارد، انگیزه‌های متفاوتی وجود خواهد داشت و به تَبَع آن، رفتارها و فعالیت‌های اقتصادی نیز متفاوت خواهد بود. در ادامه، مبانی بینشی اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی به طور مختصر بیان خواهد شد.

 

مبانی بینشی اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی

مبانی بینشی به سه دسته مبانی «معرفت‌شناختی»، «هستی‌شناختی» و «مفهوم‌های ارزشی» تقسیم می‌شود (میرمعزی، 1389: 53). معرفت‌شناسی یا نظریه معرفت، شاخه‌ای از فلسفه است که به بررسی ماهیت و وجود معرفت، پیشرفت‌ها و مبانی آن می‌پردازد و قابلیت اعتماد به ادعاهای معرفتی را می‌سنجد. هستی‌شناختی مشتمل بر قضایایی است که با کلمه «هست» یا «نیست» بیان می‌شود و موضوع آن خدا، انسان، جامعه، دنیای مادی و جهان اُخروی است.شهید مطهری(ره) درباره هستی‌شناختی این‌گونه می‌گوید: «نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره جهان و هستی عرضه می‌دارد، زیرساز و تکیه‌گاه فکری آن مکتب به شمار می‌رود. این زیرساز و تکیه‌گاه اصطلاحاً جهان‌بینی (هستی‌شناختی) نامیده می‌شود» (مطهری، ؟؟، 2/ 75).

مفاهیم ارزشی مفهوم‌هایی هستند که موضوعِ خوب و بد و باید و نباید قرار می‌گیرند؛  مفاهیمی همچون سعادت، عدالت، مصلحت، امنیت، رفاه و... (میرمعزی، 1389: 48-61). پس نظام انگیزشی هر مکتب به مبانی معرفت‌شناسی، خداشناسی (رابطه خداوند با جهان، طبیعت و انسان)، جهان‌شناسی (مرادْ جهانِ طبیعت و مادی است)، انسان‌شناسی (ماهیت انسان و ویژگی‌های آن) و جامعه‌شناسی (جوامع انسانی و سنت‌های آن) وابسته است که در ادامه توضیح داده‌ خواهد شد.

 

مبانی بینشی اقتصاد متعارف

مبانی مهم معرفت‌شناسی، خداشناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی نظام سرمایه‌داری به صورت زیر است. مبانی معرفت‌شناسی (یا همان شناخت‌شناسی) مشتمل بر سه مقوله «انواع واقعیت»، «ابزار شناخت» و «منابع شناخت» است که در ادامه، به توضیح هرکدام می‌پردازیم.

در اندیشه‌های حاکم بر اقتصاد کلاسیک، واقعیتِ مجرد وجود ندارد و فقط ماده اصالت و واقعیت دارد؛ در واقع، آنچه که قابل حس و تجربه باشد واقعیت دارد.

هر مکتب با ابزاری که ارائه می‌دهد، قلمرو شناخت‌شناسی خود را مشخص می‌کند. فیلسوفان نظام سرمایه‌داری در مورد ابزار شناخت با یکدیگر اختلاف دارند. برای مثال، جان لاک تجربه حسی را ابزار شناخت دانسته و معتقد است عقل بر روی شناخت‌های حسی تأمل می‌کند (راسل، 1373: 2/ 841-842). هیوم، عقل را ابزار شناخت تصورات مجرد ـ مانند عدد ـ و حس را ابزار شناخت واقع خارجی می‌دانست (کاپلستون، 1362: 332). بنتهام معتقد است که یکی از انگیزه‌ها و محرکات رفتار انسان، تمنیات و خواهش‌های خودخواهانه انسان است. در واقع، انسان از یک طرف عقل و اندیشه دارد که باید بر اساس آن عمل کند و از طرف دیگر تمنیات و خواهش‌های خودخواهانه دارد. دیوید هیوم معتقد است که عقل برده خواسته‌ها و خواهش‌های انسانی است (نصری، 1376: 66).

تجربه‌گرایان تنها منبع شناخت را عالم ماده که قابل تجربه هست، می‌دانند. معیار تشخیص گزاره‌های علمی (حقیقی) از گزاره‌های غیرعلمی (کاذب یا بی‌معنی) عبارت است از «آزمون‌پذیری». با این معیار، گزاره‌های متافیزیکی که نه تحلیلی‌اند و نه به طور تجربی آزمون‌پذیرند، باید بی‌معنی تلقی شوند و گزاره‌ای دارای معناست که درستیِ آن به طور تجربی قابل اثبات یا ابطال باشد (میرمعزی، 1389: 63-70).

مبنای خداشناسی نظام سرمایه‌داری دئیسم است. موارد زیر را می‌توان از اصول مکتب دئیسم برشمرد: (Angeles, 1981: 59)

خدا به عنوان علت اولی، جهان را خلق کرد؛

خداوند قوانین غیرمتغیری را خلق کرده‌است که اداره جهان توسط آن صورت می‌گیرد؛

خداوند به هیچ‌وجه در خلقت خود، نافذ مطلق نیست؛ بلکه همچون ساعت‌سازی است که مافوق ساعتی است که آن را ساخته و به حرکت درآورده است. خداوند نیز مافوق خلقت خود و کاملاً جدا و بیگانه از آن است؛

وحی باید مطابق با عقل بوده و کاملاً عقلانی باشد. چنین برداشتی در عمل، به انکار وحی و یا تفسیرهای صرفاً عقلانی از گزاره‌های کتاب مقدس منجر گردید؛

وظیفه اصلی و اساسی زندگی انسان در این جهان، تطبیق رفتار خود با قوانین طبیعی است که توسط خداوند خلق شده‌است.

 

مبنای جهان‌شناسی نظام سرمایه‌داری بر اساس اصل ناتورالیسم (طبیعت‌گرایی یا مادی‌گری) بنا نهاده شده‌است. در فلسفه بر اساس این اصل «تمام پدیده‌های هستی، در طبیعت و در محدوده دانش عملی و تجربی جا دارند و هیچ چیز در ورای ماده، وجود ندارد.»

انسان‌شناسی نظام سرمایه‌داری بر اومانیسم (انسان‌مداری) و فایده‌گرایی استوار است. در تفکر اومانیستی، بیشترین تأکید بر ارزش انسان و اختیار و آزادی اوست؛ طوری‌ که خِرد آدمی در عرض خِرد خداوند قرار دارد. در این اندیشه، اصالت نه به خدا، بلکه به انسان داده می‌شود و انسان مالک بی‌چون و چرای خود و اموال خود دانسته می‌شود؛ مالکی که جز حفظ خود و منافع خود هیچ مسئولیتی ندارد. تجربه فرد تنها ملاک شناخت حقیقت است و اندیشه‌ها و خواسته‌های انسانی، ملاک خوبی‌ها و بدی‌ها، قوانین و مقررات است. بر اساس این اندیشه، حتی مکاتب اخلاقی نیز بی‌توجه به آموزه‌های وحیانی و گاه در تضاد با آن، تنها بر پایه اندیشه‌های بشری شکل می‌گیرد و بر جدایی دین از همه عرصه‌های اجتماعی تأکید می‌ورزد. «خویش‌مالکی» یکی از علل پذیرش سه مبنای ایدئولوژیک آزادی، عدم دخالت دولت و مالکیت خصوصی در نظام اقتصاد سرمایه‌داری است.

یکی از اندیشه‌های حاکم بر اقتصاد سرمایه‌داری، فایده‌گرایی و اصالت نفع‌شخصی است. این اندیشه به وسیله بنتهام روایت شده‌است: «طبیعت، انسان را تحت سلطه دو خداوندگار مقتدر قرار داده‌است: لذت و الم... اینان بر همه اعمال و اقوال و اندیشه‌های ما حاکم‌اند. هر کوششی برای شکستن این یوغ به خرج دهیم، حاکمیت آن را بیشتر تأیید و تسجیل می‌کند. انسان در عالم الفاظ ممکن است مدعی نفی حاکمیت آن‌ها شود، ولی در عالم واقعیت همچنان دست‌خوش و تابع آن‌ها باقی می‌ماند.» بنتهام عقیده داشت که لذت، خوشی و خیر مترادف‌اند و اَلَم، ناخوشی و شر بر یک معنا دلالت دارند (کاپلستون، 1376: 8/ 24).

در نگرش لیبرالیستی که زیربنای نظام اقتصاد سرمایه‌داری است، جامعه وجود اعتباری دارد و وجود حقیقی و اصیل از آنِ فرد است. فردگرایی (اصالت فرد) نظریه اجتماعی یا ایدئولوژی اجتماعی است که ارزش اخلاقی بالاتری را به فرد در قبال اجتماع یا جامعه اختصاص می‌دهد. در نتیجه، فردگرایی نظریه‌ای است که از آزاد گذاردن افراد ـ به نحوی که به هرآنچه که تصور می‌کنند به نفع‌شخصی خودشان است عمل کنند ـ حمایت می‌کند (Herbert, 1987: 790). بر اساس جنبه ارزشی اصالت فرد، باید منافع فرد بر منافع جامعه مقدم شود؛ زیرا منافع جامعه امری موهوم است، تنها منافع فرد اهمیت دارد و منافع جامعه مجموع جبری منافع افراد است. جامعه مجموعه ذرات مستقلی است که در کنار یکدیگر و در یک نظم اجتماعی سازمان‌دهی شده‌اند.

با توجه به آنچه در مورد مبانی فلسفی نظام سرمایه‌داری گفته‌شد، می‌توان ماهیت انسان اقتصادی در این نظام را این‌گونه توصیف کرد: انسانِ اقتصادی انسانی است که به وسیله عقل و تجربه حسی نسبت به امور عالم ماده، می‌تواند شناخت حاصل نماید. انسان‌ها آزاد و مختار هستند و خودشان به‌تنهایی خیر و شر را تشخیص می‌دهند و در این امر، کسی نمی‌تواند آن‌ها را مجبور کند. خیر و خوبی برای انسان، همان لذت است که باید افزایش آن هدف انسان قرار بگیرد و شر و بدی نیز درد و اَلَم است که باید از آن اجتناب نمود.

 

مبانی بینشی اقتصاد اسلامی

مبانی مهم معرفت‌شناسی، خداشناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی نظام اسلام به صورت زیر است:

در فلسفه اسلامی، واقعیت به دو قِسم مادی (شهادت) و مجرد (غیب) تقسیم می‌شود. غیب شامل خداوند متعال، وحی و فرشتگان است و شهادت، شامل امور محسوس مادی است. در این فلسفه، ابزارهای شناخت عبارت‌اند از: «حس و عقل و قلب.» ادراک‌های شهودی که به وسیله قلب درک می‌شود، عقلْ مفهوم‌های منطقی را درک می‌کند و حس، زمینه‌ساز درک مفهوم‌های حسی است. لازم به ذکر است که وحی از نوع ادراک‌های شهودی پیامبران است. همچنین در فلسفه اسلامی غیر از عالم طبیعت و ماده، منابع دیگری برای شناخت وجود دارد؛ از قبیل: عالم مجردات ـ که با ادراک شهودی و عقل قابل شناخت است، آیات قرآن کریم ـ که ادراک‌های شهودی بدون خطای پیامبر اکرم(ص) است و روایات معصومین(ع) (میرمعزی، 1389: 63-74).

هر فرد مسلمان، بینشی توحیدی دارد؛ به این معنا که خداوندی یکتا هر دو جهان مادی و مجرد را آفریده‌است و این خداوند را از روی صفاتش که در قرآن، ادعیه و احادیث به وفور وجود دارد، می‌شناسند. خدایی که در بینش توحیدی معرفی می‌شود، برخلاف اندیشه دئیسم، معماری بازنشسته نیست و علاوه بر اینکه خالق همه چیز است، پروردگار و رب آنان نیز هست؛ خدایی که مالک آنچه در آسمان‌ها و زمین است، می‌باشد؛ آن هم مالک حقیقی، نه قراردادی و اعتباری.

شناختی که فرد مسلمان از جهان دارد منحصر به جهان مادی نیست. او می‌داند که در پس این جهان، حیات اُخروی نیز وجود دارد؛ می‌داند که جهان بیهوده آفریده نشده‌است. بدین‌سان، سود و زیان شخصی مفهوم تازه‌ای می‌ابد و زیان مادی اگر به خشنودی و نفع جامعه یا حتی انسانی بینجامد، سود شخصی به شمار می‌آید (میرمعزی، 1389: 99- 107).

شناختی که یک مسلمان با توجه به مبانی معرفت‌شناسی از خود (انسان) دارد، شامل مواردی از این قبیل است: (عیوضلو، 1387: 132-134؛ ایروانی، 1384: 46-55) آفرینش انسان هدف‌دار است و هدف آن رسیدن به کمال نهایی است. انسان جانشین خداوند در زمین است؛ در نتیجه، می‌کوشد خود را به صفات الهی متخلق سازد. وی می‌داند که در برابر نعمات و مواهب خداوند مسئول است؛ می‌داند که انسان، موجودی دارای اراده و اختیار است. در نتیجه، انسان نه‌تنها ناگزیر به پیروی از تمایلات حیوانی نیست، بلکه کمالش در حاکمیت خود بر غرایز است. وی می‌داند که دو بُعد مادی و معنوی دارد. از این رو، نیازها و تمایلات انسان نیز دو گونه است: گرایش به لذت‌های مادی ـ مانند خوردن و آشامیدن و خوابیدن ـ و گرایش به ارزش‌های معنوی ـ همچون خداجویی، عدالت‌خواهی و نوع‌دوستی.

نگرش اسلام به فرد و جامعه با نگرش لیبرالیستی که مبتنی بر اصالت فرد است، مخالف است. در اسلام، هم فرد و هم جامعه دارای اصالت‌اند. از دیدگاه اسلام، فرد و جامعه بر یکدیگر تأثیر دوسویه دارند. از یک سو، هر فردْ صاحب فکر و اندیشه و اراده است و می‌تواند جامعه را تحت تأثیر قرار دهد؛ از سوی دیگر، افکار و سنت‌های رایج جامعه نیز بر هویت فردی تأثیر می‌نهد. این دیدگاه را «اصالت فرد و جامعه» می‌نامند.

 

مقایسه مبانی بینشی در دو نظام سرمایه‌داری و اسلام را می‌توان در جدول ذیل خلاصه نمود:

 

جدول 1: مقایسه مبانی بینشی اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی

مبانی بینشی

انسان اقتصادی

انسان مسلمان

انواع واقعیت

جهان مادی

هم جهان مادی و هم جهان مجرد (خدا، وحی، فرشتگان)

ابزار شناخت

تجربه حسی و عقل

حس، عقل و قلب

منابع شناخت

عالم ماده که به طور تجربی

آزمون‌پذیر است

عالم ماده، عالم مجردات، آیات قرآن کریم، سنت (قول، فعل و تقریر معصومین)

خداشناسی

دئیسم (خدا معمار بازنشسته است)

خدای خالق و مربی، مالک حقیقی، رحمان و رحیم، حاضر و ناظر و...

جهان‌شناسی

طبیعت‌گرایی

دنیا مزرعه آخرت است

انسان‌شناسی

اومانیسم، انسان خودگرا و لذت‌گرا (صرفاً لذات مادی)، انسان‌مالکی، امیال انسانی ملاک خوبی و بدی است

انسان جانشین خدا، مسئول، متشکل از عقل، امیال و قلب است

جامعه‌شناسی

اصالت فرد، جامعه وجود اعتباری دارد

اصالت فرد و جامعه

 

 

 

بررسی نظری انگیزش و انواع آن

بر اساس آنچه که ذیل تعریف انگیزه مطرح شد، می‌توان انگیزه را با خواست و نیاز مترادف دانست. از طرفی، نظریات معاصر انگیزش به دو دسته کلی «محتوایی» و «فرآیندی» تقسیم می‌شود. نظریه‌های محتوایی به شناسایی علت‌های انگیزش افراد می‌پردازند که موجب رفتار می‌شوند. این دسته، شامل نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو، نظریه دوعاملی هرزبرگ، نظریه اکس و وایِ مک گریگور، نظریه ای.آر.جیِ آلدرفر و نظریه نیازهای اکتسابی مک کللند می‌شود.

نظریه‌های فرآیندی به پیشینه‌های شناختی متعامل اشاره دارد که فرآیند انگیزش را تبیین می‌کنند. این نظریه‌ها بیشتر شناختی هستند و به چرایی‌ها پاسخ می‌دهند. عوامل مؤثر در انگیزش چندان مورد توجه نظریه‌های فرایندی قرار نمی‌گیرد. این نظریه‌ها، فرایندهای رفتاری موجود زنده را مورد نظر قرار می‌دهند. این دسته شامل نظریات «انتظار» ویکتور روم، «برابری» آدامز، «اسناد» وینر و «هدف‌گذاری» لاک و لاتهام می‌شود (نجفی، 1387).

نظریه‌های محتوایی از توصیف «هست» و «نیازها» صحبت می‌کنند و نظریه‌پردازان محتوایی درصدد شناخت و مشخص کردن عواملی هستند که موجب انگیزش انسان برای کار می‌شود. به عبارت دیگر، تئوری‌های محتوایی بیشتر به مسائل درونی انسان و عوامل انگیزش توجه دارند و در جست‌وجوی چیزهایی هستند که رفتار فرد را برای انجام کار فعال می‌سازد (نایلی،1373: 25). به همین دلیل، در این تحقیق فقط آن دسته از نظریه‌های محتوایی که از نیازها سخن گفته‌اند و به بحث انگیزه مربوط می‌شوند، توضیح داده می‌شوند و از توضیح نظریات فرآیندی و آن دسته از نظریات محتوایی که نیازها در آن جایگاهی ندارند، صرف‌نظر خواهد شد. به دلیل تعدد نظریات مطرح شده، فقط سه نمونه از آن‌ها شرح داده می‌شوند.

 

 

نظریه نیازهای 20گانه موری

موری فهرست جامعی از نیازهای‌ انسان تهیه کرد. وی نیازهای انسان را به دو دسته نیازهای «اولیه» (که جنبه فیزیولوژیک دارند) و نیازهای «ثانویه» (که جنبه روان‌شناختی دارند) تقسیم کرد. نیازهای ثانویه به طور غیرمستقیم از نیازهای اولیه ناشی می‌شوند، اما آن‌ها منشأ قابل تشخیصی در داخل بدن ندارند. نیازهای ثانویه به ارضای عاطفی مربوط می‌شوند (دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، 1391: 223-224). پژوهش موری او را واداشت تا فهرستی از 20 نیاز تنظیم کند: «خواری‌طلبی، پیشرفت، پیوندجویی، پرخاشگری، خودمختاری، مقابله، خویشتن‌پایی، دنباله‌روی، سلطه‌گری، نمایش، آسیب‌گریزی، تحقیرگریزی، مهرورزی، نظم، بازی، طرد، شناخت حسی، میل جنسی، مهرطلبی، فهم.»

با کمی دقت، متوجه خواهید شد که از این فهرست، فقط دو نیاز میل جنسی و شناخت حسی مربوط به نیازهای اولیه است و مابقی که به ارضای عاطفی مربوط می‌شوند، نیازهای ثانویه هستند.

 

نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو

آبراهام مازلو در این نظریه، سلسه مراتبی از پنج نیاز فطری را معرفی کرد که رفتار انسان را برانگیخته و هدایت می‌کنند. مازلو این نیازها را غریزی می‌دانست و منظور وی این بود که آن‌ها عوامل تعیین‌کننده ارثی محسوس دارند. این نیازها به ترتیب از قوی‌ترین تا ضعیف‌ترین آن‌ها مرتب شده‌اند. قبل از اینکه نیازهای بالاتر اهمیت پیدا کنند، نیازهای پایین‌تر باید حداقل تا اندازه‌ای ارضا شده ‌باشند. این نیازها به ترتیب عبارت‌اند از: «نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای ایمنی، نیاز تعلق‌پذیری و عشق، نیاز احترام و نیاز خودشکوفایی.»

 

نظریه نیازهای روانی جولین راتر

جولین راتر بر تعامل بین عوامل تعیین‌کننده درونی و بیرونی رفتار تمرکز می‌کند. زمانی که ما شرایط بیرونی را توصیف می‌کنیم، با تقویت‌کننده‌ها سر و کار داریم. وقتی که از شرایط شناختی درونی حرف می‌زنیم، به نیازها اشاره می‌کنیم. طبق نظر راتر، نیازهای روانی آموخته می‌شوند. راتر شش طبقه برای نیازهای روانی معرفی می‌کند:

 

1. شهرت، مقام: نیاز به شایسته به‌حساب آمدن در فعالیت‌های حرفه‌ای، اجتماعی، شغلی، تفریحی؛

2. محافظت و وابستگی: نیاز به داشتن فرد یا گروهی که برای پیشگیری از ناکامی یا تنبیه یا فراهم آوردن شرایط برآورده شدن نیازهای دیگرمان، به نفع ما عمل کنند؛

3. تسلط: نیاز به هدایت و کنترل کردن اعمال دیگران؛

4. استقلال: نیاز به تصمیم‌گیری توسط خودمان و متکی بودن بر خودمان؛

5. عشق و محبت: نیاز به اینکه دیگران ما را بپذیرند و دوستمان بدارند؛

6. آسایش جسمانی: نیاز به خشنودی جسمانی که با دست‌یابی به امنیت در ارتباط باشد (حسن‌زاده، 1388: 142-143).

 

با توجه به مطالب این بخش و آنچه درباره ماهیت انسان در فلسفه نظام سرمایه‌داری بیان شد، می‌توان گفت که روان‌شناسان غربی نیز انسان را مرکب از تن و روان می‌دانند و نیازهای انسان را نیز در قالب نیازهای مادی و روانی برمی‌شمرند.

 

انگیزه رفتارهای اقتصادی از نظر اقتصاد متعارف

اقتصاددانان نظام سرمایه‌داری بر اساس مبانی بینشی خود و همچنین پیش‌فرض رفتارهای اقتصادی که همان عقلانیت ابزاری است، مهم‌ترین انگیزه رفتارهای اقتصادی را نفع شخصی معرفی می‌کنند. در زیر به تعدادی از این نظریات اشاره شده‌است:

 

توماس هابز (1679-1588)

نفع‌شخصی چنان نقش مهمی را در مدل هابزی ایفا می‌کند که به گفته یکی از صاحب‌نظران تاریخ عقاید اقتصادی، اریک رول، از نظر هابز پیروی از نفع‌شخصی آغاز انگیزش و تحریک افراد است (Roll; Eric, 1938: 90 -91).  از نظر هابز: 1) انسان حیوانی است که تابع منافع‌شخصی خود است و نفع‌شخصی نیز به نوبه خود مفاهیم الزام‌آور حقوقی را به وجود می‌آورد و مشروعیت می‌بخشد؛ 2) امور اخلاقی نیز به نفع‌شخصی برمی‌گردد؛ 3) تمایلات و نفرت دو عامل اساسی افعال انسان‌اند ـ همان چیزی که بنتهام از آن به لذت و درد و میل با عنوان تمایلات، منتهی در محدوده مطلوبیت‌گرایی تعبیر می‌کند. اریک رول با توجه به این نکته، هابز و فلسفه سیاسی او را آغاز مکتب مطلوبیت‌گرایی می‌داند.

 

دیوید هیوم (1711-1776)

هیوم در فلسفه اخلاق بر دو معیار سودمندی و حس اخلاقی تأکید می‌کند. از نظر او، این امیال و تمایلات نفسانی هستند که موجب تحریک افراد برای انجام افعال می‌شوند. نظریه هیوم همانند «مطلوبیت‌گرایی» بنتهام، منشأ اصلی برانگیختگی ذهن انسان را لذت و اَلَم می‌داند؛ به گونه‌ای که در غیاب آن‌ها، اراده‌ای برای انجام کارها وجود نخواهد داشت. هیوم «حب‌ذات» را منشأ اعمال صادقانه می‌داند. به اعتقاد او، طبیعت نوعی هماهنگی در امیال و سلیقه‌های افراد ایجاد کرده ‌است. از این رو، هنگامی که هر فرد بر اساس احساسات و امیال خود عمل کند، درست عمل کرده‌‌است (هیوم، 1377: 52).

 

آدام اسمیت (1723-1790)

اسمیت نفع شخصی، یعنی «کوشش طبیعی هر کس برای بهتر کردن وضع و حال خود» (نفع شخصی، نه خودخواهی و خودپسندی) را محرک و انگیزه روانی اساسی در زندگی اقتصادی می‌داند (ژید؛ شارل، 1370: 133).

 

جرمی بنتهام (1748-1831)

بنتهام معتقد است که انگیزه سرچشمه عمل است. او همچنین ادامه می‌دهد که لذت و رنج اساس هر انگیزه است؛ به عبارت دیگر، انتظار احتمالی لذت یا رنج به صورت ویژگی یک انگیزه عمل می‌کند؛ یعنی الگوی فکری «کسب لذت ـ اجتناب از رنج» در مفهوم انگیزه، نقش اصلی را ایفا می‌کند.

در علم اقتصاد متعارف نئوکلاسیکی نیز فرض بر این است که یک فرد عقلایی در رفتار اقتصادی خود ـ که در این حالت عنوان «عامل» به او اطلاق می‌شود ـ در انجام هر کاری صرفاً از طریق نفع شخصی خود تحریک می‌شود (Gilpin, 1924: 67). نگرش نئوکلاسیک‌ها درباره نفع‌شخصی را می‌توان امتداد نظریه‌های اقتصاددانان کلاسیک و نوعی احیای آن به شمار آورد. طرفداران این مکتب نه تنها بر مسأله نفع‌شخصی و اهمیت پیروی از آن تأکید دارند، بلکه آن را وارد مدل‌های اقتصادی نیز کرده‌اند.

اقتصاددانان مکتب نئوکلاسیک (نهائیون) معتقد بودند که علم اقتصاد بر اصل «لذت» و «رنج» استوار است. آن‌ها معتقد بودند که از آنجا که انسان طبعاً در جست‌وجوی تمتع بیشتر، با کوشش کمتر است. علم اقتصاد مطالعه منطق محاسبه عقلایی و اقتصادی است که با حداقل هزینه، حداکثر رضامندی خاطر انسان را فراهم آورد. در این استدلال، فرض نئوکلاسیک‌ها مبنی بر آنکه منافع‌شخصی محرک فعالیت‌های انسانی است، مستتر است (تفضلی، 1391: 217). مصداق نفع شخصی در رفتار مصرف‌کننده و تولیدکننده، به صورت نظریه «بیشینه‌سازی مطلوبیت» و نظریه «بیشینه‌سازی سود» مطرح است.

 

انگیزه رفتارهای اقتصادی از نظر اقتصاد اسلامی

بنابراین، انگیزه مصرف‌کنندگان در اقتصاد اسلامی همان برآوردن نیازهای خود است؛ البته با در نظر گرفتن منافع معنوی و اُخروی در کنار منافع مادی. اقتصاددانان مسلمان صِرف بیشینه‌سازی سود را برای بنگاه اسلامی، انگیزه‌ای مناسب نمی‌دانند. آنان از سویی به کسب سود و منافع توجه دارند و از سوی دیگر، خیرخواهی و احسان به دیگران، رعایت حقوق صاحبانِ عوامل تولید و تقاضاکنندگان کالا و خدمات و تولید کالاهای عمومی و فرهنگی و تقید به دستورهای اسلام را از انگیزه‌های اصلی تولیدکننده مسلمان می‌دانند (انصاری، 1378: 86).

ممنوعیت احتکار، ربا، غش در معاملات، کم‌فروشی، گران‌فروشی، کم برآورد کردن کالای مردم، مغبون کردن خریدار و ... در آیات و احادیث بیانگر این نکته است که پی‌جویی سود به تنهایی در تولید و تجارت و خرید و فروش بدون توجه به حقوق دیگران، ناشایست است.

 

نتیجه‌گیری

انگیزه‌ای که نظام سرمایه‌داری برای فعالیت‌های اقتصادی مطرح نموده‌است، دست‌یابی به نفع شخصی یا همان کسب لذت است؛ لذتی که متوجه خودِ فرد است و دایره آن به وسعت دایره امیال انسان است. این انگیزه با مبانی بینشی آن نظام سازگار است؛ نظامی که معتقد است انسان موجودی آزاد، فردگرا، مطلوبیت‌گرا و ماده‌گرا است، نقش خدا در آن نظام فقط نقش خالقیت است و جایگاهی برای آخرت متصور نیست، تعریفی از عقلانیت به نام «عقلانیت ابزاری» مطرح می‌کند که در آن، عقل در مقابل امیال و خواهش‌های نفسانی برده‌ای بیش نیست. بنابراین، پی‌‌جویی نفع‌شخصی (کسب لذت و اجتناب از درد) یا همان دست‌یابی به بیشترین مطلوبیت و سود مادی را انگیزه فعالیت‌های اقتصادی مطرح می‌کند.

اما از نظر اقتصاد اسلامی، انسان موجودی مادی ـ معنوی و مسئول است. اعتقاد به خداوند رب و حاضر و ناظر، وجود دنیا و آخرت و اصالت فرد و جامعه، تعریفی از عقلانیت مطرح می‌کند؛ به معنای انتخاب اهداف و امیال بر اساس عقلی که موافق مسیر دین است. در واقع، در این نظامْ عقل حاکم بر امیال است. در نتیجه، انگیزه‌ای که در این نظام مطرح می‌شود، پی‌‌جویی نفع‌شخصی و نفع دیگران، شامل منافع مادی و معنوی یا همان دست‌یابی به بیشترین مطلوبیت و سود دنیوی و اخروی است.

اسلام می‌پذیرد که انسان مجموعه‌ای از امیال پست و عالی است؛ همان‌طور که خداوند در قرآن، انسان را خلیفه خود معرفی کرده‌است و در جایی دیگر، انسان را حیله‌گر، حریص، شتابگر و کُفرورز معرفی می‌کند و با اراده و اختیاری که در انسان قرار داده‌است، به وی تفویض اختیار نموده‌است که خودْ امیالش را برگزیند و ارضا نماید. البته در این مسیر، راهنمایانی نیز قرار داده‌است که انسان راه درست را انتخاب کند. اسلام در این خصوص، در آیات و روایات هشدار داده‌است که انسان‌ها به دنبال پاسخ دادن به امیال پَست نروند؛ چرا که از هدف اصلی خود ـ که رسیدن به کمال واقعی (که همانا نزدیک شدن به خداوند و صفات خدایی است) ـ دور می‌شوند. بر همین اساس است که اسلام با تجمل‌گرایی مخالف است؛ زیرا تجملات، امیال پَستی را که در بالا ذکر شد، در انسان می‌پروراند و انسان را از پرورش فضایل اخلاقی غافل می‌کند.

وجود احکامی مانند منع ربا، احتکار، کم‌فروشی و... بیانگر این مطلب است که انگیزه‌های مال‌اندوزی، فخرفروشی، خواری‌طلبی و انگیزه‌هایی از این دست، ناپسند هستند و نباید فعالیت‌های اقتصادی با این انگیزه‌ها انجام شود.

 

کتـابنـامه

      انصاری، محمدجعفر؛ دیرباز، عسگر؛ کرمی، محمدمهدی؛ کرمی، محمدحسین (1378). درآمدی به مبانی اقتصاد خرد با نگرش اسلامی، تهران: انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه و سمت.

      ایروانی، جواد (1384). اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، مشهد: انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی.

      تفضلی، فریدون (1391). تاریخ عقاید اقتصادی، تهران: نشر نی.

      جابری، علی (1388). «علم اقتصاد متعارف و خودگروی لذت‌گرایانه»، معرفت اقتصادی، سال اول، شماره اول، صص 163-184.

      حسن‌زاده، رمضان (1388). انگیزش و هیجان، تهران: ارسباران.

      حسینی، سیدرضا (1382). «مفروضات نظریه رفتار مصرف‌کننده در اقتصاد اسلامی»، اقتصاد اسلامی، شماره 9، صص 27-50.

      حکیمی، محمدرضا (1386). الحیاة، قم: دلیل ما.

      راسل، برتراند (1373). تاریخ فلسفه غرب، ترجمه: نجف دریابندری، تهران: کتاب پرواز.

      ژید، شارل؛ ریست، شارل (1370). تاریخ عقاید اقتصادی، ترجمه: کریم سنجابی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

      شولتز، دوان؛ شولتز، سیدنی آلن (1391). نظریه‌های شخصیت، ترجمه: یحیی سیدمحمدی، تهران: نشر ویرایش.

      طبرسی، حسن‌بن فضل (1382). مکارم الاخلاق، ترجمه: ابراهیم میرباقری، تهران: فراهانی.

      عیوضلو، حسین (1387). «درآمدی بر معرفی ارکان و هسته سخت اقتصاد اسلامی»، مطالعات اقتصاد اسلامی، شماره اول، صص 139-172.

      کاپلستون، فردریک (1362). فیلسوفان انگلیسی از هابز تا هیوم، ترجمه: امیرجلال‌الدین اعلم، تهران: سروش.

      مطهری، مرتضی (1384). مجموعه آثار، تهران: صدرا.

      میرمعزی، سیدحسین (1389). نظام اقتصادی اسلام: مبانی، اهداف، اصول راهبردی و اخلاق، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

      نایلی، محمدعلی (1373). انگیزش در سازمان‌ها، اهواز: دانشگاه شهید چمران.

      نجفی، زهرا (1378). بررسی نظریه‌های انگیزش، برگرفته از سایت: www.mgtsolution.com

      نصری، عبدالله (1376). «آزادی در خاک»، قبسات، شماره 5 و6، صص 64-91.

      هیوم، دیوید (1377). تحقیق در مبادی اخلاق، ترجمه: رضا تقیان ورزنه، تهران: گویا.

 

      Alan, Gilpin (1924). Dictionary of Economic Terms.

      Eric, Roll (1938). A History of Economic Thought.

      Peter A. Angeles (1981). Dictionary of Phylosophy, Barnes and Noble.

      Silberberg, E. (1990). The Structure of Economics, New York: McGraw Hill.

      Simon, Herbert A. (1987), "Behavioral Economics", Dictionary of Economics, Vol.1, The New Palgrave.

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۴۶۲
تاریخ ثبت : 07 بهمن 1394

دسته بندی

  • آمار بازدید

    • کل (online):۴۹۴
    • اعضاء (online):۰
    • میهمان (online):۴۹۴
    • بازدید امروز::۱۰۲
    • بازدید دیروز::۵۵۷۸
    • بازدید کل::۳۹۳۳۷۴۲
  • سخن روز

    

    پیامبر اکرم (ص):

    غذا دادن به مسلمان گرسنه از موجبات آمرزیده شدن است.

    (نهج الفصاحه، ص 491)

  • مناسبت ها