چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • آشنایی با محسن چینی فروشان

  • تعداد بازدید : ۶۲۳
    تاریخ ثبت : 15 فروردين 1395

آشنایی با محسن چینی فروشان

آشنایی با محسن چینی فروشان


آشنــایـی بـا مهنـدس محسن چینی‌فروشان

 

مهندس محسن چینی‌فروشان، متولد 1331 در اصفهان، دانش‌آموخته رشته راه و ساختمان و فوق‌لیسانس برنامه‌ریزی فرهنگی است. او در ارتباط با كودكان و نوجوانان خاصه در رشته آموزش و پرورش عهده‌دار مشاغل مختلفی بوده است. وی مسئول مجلات تربیتی آموزشی رشد، عضو شورای عالی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش كتاب‌های درسی، مدیر كل دفتر انتشارات كمك آموزشی آموزش و پرورش و مسئول مدارس جمهوری اسلامی ایران در اروپا بوده‌است.

چینی‌فروشان از آذرماه سال 1370، در حالی سکان هدایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برعهده گرفت که تعداد مراکز کانون در آن سال، 322 مرکز، شامل 248 مرکز ثابت، 11 مرکز سیار شهری، 46 مرکز سیار روستایی و 17 کتابخانه پستی بود که اکنون شمار این مراکز در مجموع، با افتتاح 21 مرکز دیگر در دهه فجر سال 93، به 830 مرکز نزدیک شده‌است. انتشار میلیون‌ها جلد کتاب برای کودکان و نوجوانان، ساخت هزاران دقیقه فیلم، نوار موسیقی و ده‌ها عنوان سرگرمی سازنده و اسباب بازی برای بچه‌ها در زمان مدیریت وی، کانون را به یکی از مراکز فرهنگی تأثیرگذار در عرصه هنر و ادبیات کشور تبدیل کرد. ایده ساخت عروسک‌های دارا و سارا در زمان مدیریت چینی‌فروشان شکل گرفت. در هشت سال گذشته، دو سری از این عروسک‌ها به بازار عرضه شده‌است.

مدیرعامل سابق کانون در این سال‌ها‌ به چهره‌ای شناخته شده در مجامع بین‌المللیِ مرتبط با حوزه ادبیات و هنر کودک و نوجوان تبدیل شده‌است و از چندی پیش، به عنوان معاون سازمان بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوان (سیفژ) فعالیت می‌کند. او سه دوره عضو هیأت داوران جشنواره فیلم‌های تربیتی آموزشی رشد و نیز نماینده مؤسسه سیفژ در هیات‌داوران جشنواره فیلم‌های كودكان حیدرآباد هند بوده است.

از وی، تاکنون مقالات متعدد در نشریات منتشر و نزدیک به 20 عنوان کتاب در زمینه‌ ادبیات کودک و نوجوان ترجمه و روانه بازار کتاب شده‌است.  او به عنوان یك نویسنده، بیشتر داستان‌هایش را در خصوص كودكان نوشته‌است. از جمله آثار تألیفی و ترجمه اوست: پرواز کن! پرواز! (تألیف)  گرگ در کمین اثر سلینا هاستینگس (ترجمه)  پسران صحرا اثر کسلر کریستینا (ترجمه)  صدای من، صدای او اثر امی مک دونالد (ترجمه)  آتش و دریا اثر لینداسو پارک (ترجمه)  عمق دریا چه‌قدر است؟ اثر سرنا ریگلیتی (ترجمه)  بلندی آسمان چه‌قدر است؟ اثر آنامیلبورن (ترجمه)  او (تألیف)  نقره ماهی (تألیف).

 

 

 

گفت‌وگو با مهندس چینی‌فروشان، درباره

فراز و فرودهـای ادبیات کودکـان و نوجوانان

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
جناب آقای مهندس چینی‌فروشان، حضرت‌عالی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی فرهنگی هستید و برای سال‌ها نیز مدیریت و هدایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده داشتید. به نظر شما ادبیات کودکان و نوجوانان چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

ادبیات کودک باید دو ویژگی مهم داشته‌باشد؛ اولاً ادبیات باشد؛ ثانیاً، متناسب با ویژگی‌ها و خصوصیات سنی و رشد عقلی، عاطفی کودکان و نوجوانان باشد ـ به قول پروفسور هوکارت: «ادبیات کشف می‌کند، بازآفرینی می‌کند و در جست‌وجوی معناست»؛ ضمناً اینکه متناسب با مخاطب خود باشد؛ یعنی این که متناسب با سطح سواد و فهم بچه‌ها باشد، از واژگان پایه و صحیح استفاده کند، روان، ساده و قابل درک و فهم آنان باشد و به قوه تخیل و کنج‌کاوی آنان توجه داشته باشد و البته مهم‌تر آنکه کودکان از خواندن آن لذت ببرند و با علاقه آن را بخوانند.

کودکان و نوجوانان ـ که با تعریف ما در ایران از حدود چهار تا 15 سال دارند ـ به دلیل ویژگی‌های سنی خود که به شدت تأثیرپذیرند و به همین دلیل آسیب‌پذیر و در عین‌حال دارای قوه تخیل و خلاقانه فراوان هستند، به‌سرعت با قهرمانان داستان‌ها همانندسازی می‌کنند و در اوقات فراغت‌شان که بیش از ما بزرگسالان است، با آن‌ها زندگی می‌کنند؛ لذاست که ادبیات کودک و نوجوان نه تنها نقش سرگرمی و لذت برای بچه‌ها دارد که نقش تربیتی بسزایی در شکل گیری شخصیت و آینده آنان دارد. توجه داشته باشیم که کودکان، مینیاتور یا کوچک‌شده بزرگسالان نیستند؛ بلکه افرادی هستند مستقل و یگانه و نیازها امیال و استعدادهای خاص خود را دارند. بنابراین، باید به ادبیات کودکان و نوجوانان مستقل نگاه کرد تا از این طریق، آن‌ها بتوانند مسائل مختلف را بشناسند، تجربه کسب کنند، از نیازهای روانی خود آگاه شوند، با سایر بچه‌ها در مطالعه داستان‌ها و بازگویی آن‌ها مشارکت کنند، به مطالعه عادت پیدا کنند و نهایتاً، سرگرم شوند و لذت ببرند.

کتاب‌های داستانی ـ چه واقعی و چه غیرواقعی یا تخیلی ـ هرکدام نقش جدی در تربیت کودکان و نوجوانان ایفا می‌کنند. در داستان‌های واقعی، با شرایط اجتماعی و زیستی و جامعه خود آشنا می‌شوند و یاد می‌گیرند که در برخورد با نمونه‌های مشابه، واکنش مناسب نشان دهند؛ در داستان‌های حیوانات یا داستان‌های تاریخی و ماجرایی به دانششان افزوده می‌شود و زیبایی پیرامونی خود را بهتر می‌شناسند؛ در داستان‌های تخیلی و افسانه‌ها، قوه تخیل و تمرکز و دقت آنان پرورش داده می‌شود و بالاخره، در کتاب‌های غیرداستانی ـ مثل کتب علمی، هنری، سرگرمی، اختراعات و اکتشافات ـ اولاً به ذوق و سلیقه و استعدادهای خود پی می‌برند و ثانیاً مهارت‌های زندگی را فرا می‌گیرند و این در حالی است که در کتاب‌های شعر و ترانه و طنز، می‌توان بسیاری از ارزش‌ها و پیام‌ها را به آنان منتقل کرد.

خلاصه آنکه بچه‌ها به دلیل جمعیت فراوانشان و داشتن اوقات فراغت بیشتر و تأثیرپذیری و آسیب‌پذیری‌شان، نیازمند توجه ویژه از طریق ادبیات مخصوص به خودشان هستند و چه بسا یک کتاب خوب در حل مشکلات روان‌شناختی آنان از قبیل ترس، کمی اعتماد به نفس، پرخاشگری و اندوه کمک کند. یادمان نرود که ادبیات کودکان و نوجوانان ما در گونه‌های مختلفِ دیگر تولیدات هنری از قبیل فیلم و نمایش هم اثرگذار است و از این روست که اهمیت ویژه‌ای دارد؛ خصوصاً در این زمانه که دوران سوداگری قدرت‌های حاکم بر دنیاست و از دنیای کودکی هم برای مطامع خودشان سوءاستفاده می‌کنند. پس به طور خلاصه، می‌توان گفت ادبیات کودکان و نوجوانان متنی است که آگاهانه و با قصد قبلی و با شناخت دنیای کودکان نوشته می‌شود و نویسنده کودک و نوجوان کسی است که با ادبیات به طور عام آشنایی دارد، دنیای کودکان را می‌شناسد و صاحب ذوق و خلاقیت است.

البته یک تبصره اینجا وجود دارد که ممکن است کتابی بدون در نظر گرفتن مخاطب کودک و نوجوان نوشته شود، ولی مورد قبول و توجه آنان قرار گیرد. این‌گونه کتب هم جزو ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود. با این تعریف، می‌توانیم در واقع ادبیات کودک و نوجوان را از زمانی که خط و نوشتن اختراع شد، شروع کنیم. اگر ادبیات شفاهی را که مادر ادبیات مکتوب است ملاک قرار دهیم، باید بگوییم ادبیات کودک و نوجوان از نخستین لالایی‌های مادران در زمان غارنشینی و انسان‌های اولیه شروع شده‌است. بعدها که خط اختراع شد، داستان‌های ازوپ در اوایل سده ششم ق.م. یا کلیله و دمنه در حدود سه هزار سال قبل در هند و «هزار و یک شب» در حدود 1700 سال قبل (در دوران ساسانی) برای کودک و نوجوان آفریده شده‌اند تا می‌رسیم به اسلام و پس از اسلام.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
در ابتدای سخن خود به تعریفی اشاره کردید که آقای هوکارت از ادبیات کودکان و نوجوانان کرده‌است. به نظر شما ادبیات کودکان و نوجوانان در غرب چه سیری داشته است؟

ادبیات کودک در غرب با تعریفی که از ادبیات کودک و نوجوان کردیم، با نگارش داستان‌های انجیل و مذهبی شروع شد. اسقف اعظم انگلستان به نام آنیسلم (1033-1109م.) اولین دایرةالمعارف کودکان را بنا بر سلیقه و دانش خود در اروپا نوشت و در آن، داستان‌های کتاب مقدس را که بیشترْ قصه‌های پیامبران بود، به ترتیب سالِ وقوع و با زبانی ساده برای کودکان شرح داد؛ منتها چون هنوز صنعت چاپ اختراع نشده بود، این کتاب خطی را برای کشیشان می‌فرستاد تا آن‌ها کتاب را مطالعه کرده و برای کودکان بازگویی کنند. در اواخر قرن پانزدهم میلادی هم کشیش دیگری به نام ویلیام کاکستون (1421-1491م.) دایرةالمعارف دینی ویژه کودکان و نوجوانان را به زبان انگلیسی منتشر کرد.

با پیش آمدن رنسانس در اروپا، تغییرات عمده‌ای در نگاه و اندیشه غربیان پیش آمد. ادبیات کودک و نوجوان هم تحت تأثیر همین اندیشه‌ها به سمت نشر اندیشه‌های الحادی و اومانیستی گرایش پیدا کرد. خصوصاً در قرون هفدهم و هجدهم میلادی، در پی ارائه نظریه‌های اومانیستی جامعه‌شناسانی مثل جان لاک (1632-1704م.) و ژان ژاک روسو (1712-1778م.) و توجه ویژه‌ای که به کودکان و نوجوانان شد و نیز ظهور پدیده چاپ، باب تازه‌ای در ادبیات به نام ادبیات کودک و نوجوان باز شد.

کتاب مصور «جهان در تصویر» در سال 1654م. توسط آموس کمینوس و کتاب «یادگاری برای کودکان» در سال 1671م. توسط جیمز جانی وی منتشر شد و البته باز یک کتاب اخلاقی مذهبی به نام «پیشرفت زوار» در سال 1678م. توسط جان بانیان به بازار عرضه شد. در همین سال‌ها (1762م.) ژان ژاک روسو کتاب «امیل» را منتشر کرد که اتفاقی مهم در شناخت دنیای کودکان بود. پس از آن، شارل پرو (1628-1703م.) در فرانسه، برادران گریم در آلمان با دو جلد کتاب «قصه‌های عامیانه» و الکساندر آقاناسیف در روسیه (1826-1871م.) در اروپا کتاب‌هایی برای کودکان منتشر کردند.

در این سال‌ها، انتشار چند کتاب تأثیری شگرف بر داستان‌نویسی کودکان و نوجوانان در اروپا داشت. روبینسون کروزوئه توسط دانیل دوفو (1660-1731م.)، سفرهای گالیور توسط جاناتان سویفت (1607-1745م.)، اولیور تویست توسط چارلز دیکنز (1812-1870م.)، آلیس در سرزمین عجایب توسط لوئیس کارل (1832-1898م.) و نهایتاً، شاهکاری به نام پینوکیو توسط کاریو کولوری ایتالیایی (1826-1890م.) منتشر شدند که هرکدام به سهم خود، خوانندگان فراوانی پیدا کرد و هنوز هم مورد توجه و علاقه بعضی از کودکان و نوجوانان و حتی بزرگ‌سالان است و فیلم‌ها و نمایش‌نامه‌های فراوانی از این کتب، تهیه و عرضه شده‌است.

هم‌زمان با این اتفاقات، نویسنده‌ای دانمارکی به نام هانس کریستین آندرسن (1805-1875م.) ظهور کرد که بسیاری از نویسندگان بعدی، قصه‌های او و سبک نوشتن او را الگوی خود قرار دادند و به همین دلیل هم او را «پدر ادبیات کودک» در اروپا می‌نامند و هر ساله هم جایزه‌ای به نام جایزه بزرگ هانس کریستین آندرسن، توسط ملکه دانمارک به نویسنده یا نقاشِ بهترین کتاب کودک و نوجوان داده می‌شود. نگاهی به کتاب‌هایی که این جایزه را گرفته‌اند، نشان می‌دهد همان نگاه اومانیستی در انتخاب این کتب حاکم بوده‌است.

آندرسن اغلب داستان‌هایش را که عموماً هم مصور چاپ شد، از افسانه‌های عامیانه و قصه‌های پریان اقتباس کرد که یکی از ویژگی‌های اصلی آن‌ها «ساده‌نویسی» بود. کتاب «جوجه اردک زشت» اولین کتاب او و «لباسی برای پادشاه»، «سرباز حلبی»، «دخترک کبریت‌فروش» و... از دیگر آثار اوست. آندرسن اگرچه به ظاهر مسیحی بود، ولی گرایش‌های صهیونیستی و سرزمین موعود داشت و کتاب «جوجه اردک زشت» که اولین و معروف‌ترین کتاب اوست، به طور نمادین به این موضوع پرداخته‌است. اگر بخواهید می‌توانم خلاصه آن را بگویم...

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
لطفاً  بفرمایید...

خلاصه داستان چنین است: اردکی در مرغزاری روی چند تخم می‌نشیند. تخم‌ها شکسته می‌شوند و جوجه‌ها از تخم در می‌آیند. در این میان تخم بزرگی وجود دارد که دیرتر از همه می‌شکند و جوجه‌ای بزرگ از آن بیرون می‌آید. این جوجه شبیه بقیه جوجه‌ها نیست و به نظر بقیه جوجه‌ها بسیار زشت است؛ لذا نه او را به بازی می‌گیرند و نه به او محل می‌گذارند. این جوجه از این وضعیت ناراحت می‌شود و روزی مرغزار را ترک می‌کند و به دنبال اصل خود می‌گردد و سختی‌های زیادی می‌کشد، ولی نهایتاً در برکه در وسط یک جنگل به یک دسته قو برخورد می‌کند که بسیار زیبا هستند و او می‌فهمد که خودش هم مثل آن‌هاست و در واقع یک قوست که به موطن خود بازگشته‌است.

آوارگی، دربه‌دری، طرد شدن، به دنبال هویت و وطن اصلی خود گشتن، از پیام‌های واضح این داستان است که می‌تواند نمادی از ادعای تاریخی قوم یهود باشد. جالب است بدانیم که این کتاب در سال 1845م. منتشر می‌شود که هم‌زمان با اوج بحث و جدل‌های اروپاییان درباره قوم یهود است و چیزی نمی‌گذرد که تئودور هرتزل اندیشه صهیونیسم را عرضه می‌کند و مقدمات تشکیل کشور اسرائیل فراهم می‌شود.

Text Box: فرهنگ
اسلامی
یعنی کشور اسرائیل برای نجات قوم یهود از آوارگی تاریخی تأسیس شده‌است؟

نه، هرگز. اسرائیل برای تسلط غرب و صهیونیسم بر خاورمیانه تأسیس شده، ولی توجیه غرب برای تأسیس این کشور شامل محورهایی است که یکی از آن‌ها همین است.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
برگردیم به وضعیت ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران. سابقه و تاریخچه ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران را چگونه می‌بینید؟

ادبیات برای کودکان در ایران سابقه طولانی دارد. از ترجمه «کلیله و دمنه» در دوران قدیم گرفته تا اندرزنامه‌ها و توصیه‌ها به شاهزادگان. در یک تقسیم‌بندی کلی، ادبیات کودک در ایران را به سه دوره تقسیم می‌کنیم: اول، قبل از مشروطیت؛ دوم، از مشروطیت تا پیروزی انقلاب اسلامی؛ سوم، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران.

دوره اول را می‌توان به دو بخش پیش از اسلام و پس از اسلام تقسیم کرد. در دوره پیش از اسلام، مجموعه اندرزنامه‌ها که عموماً پندنامه‌هایی از طرف پادشاهان یا موبدان به شاه یا امرای آینده بود، در دست ماست. این اندرزنامه‌ها اکثراً مربوط به دوران ساسانیان است و چون در آن دوره، سواد و آموزشْ انحصاری و صرفاً در اختیار درباریان و موبدان بود و توده مردم حق خواندن و نوشتن نداشتند، این اندرزنامه‌ها عمدتاً در جهت آموزش حکومت‌داری و لشکرکشی به فرزندان است؛ هرچند کتاب‌هایی مثل «کلیله و دمنه» و «هزار و یک شب» هم در همان زمان ترجمه و استفاده می‌شده‌است.

از جمله این اندرزنامه‌ها، «اندرزنامه انوشیروان» یا انوشه‌روان به هرمز و اندرزنامه «آذرباد» است که مربوط به دوره شاپور دوم ساسانی و حاوی پندهایی است که مهراسپندان (موبد بزرگ) به فرزند خود داده است. متن، ساده و روان و اخلاقی است. به چند جمله از ترجمه این متن توجه کنید: «آن از دست رفته را فراموش کن و آن نیامده را تیمار و رنج مبر. هرچه برای تو نیک است، تو نیز آن را برای دیگر کس مکن. همیشه و هرگاه امید به یزدان دار. دوستْ آن گیر که برای تو سودمندتر باشد. هرچه شنوی بنیوش و بیهوده مگوی. به هیچ کس افسوس مکن...»

نگاهی به اندرزنامه قبادان و کارنامه اردشیر بابکان نشان می‌دهد که متون خاصی با تصمیم قبلی، برای کودکان و نوجوانان درباری و بزرگان آن زمان نوشته می‌شده‌است. البته قطعاً در این دوره چیزی به عنوان ادبیات کودکان و نوجوانان وجود نداشته؛ چون همان‌طور که یاد شد، توده مردم اجازه خواندن و نوشتن نداشتند.

پس از ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان، دوره شکوفایی ادبیات کودک در ایران شروع می‌شود که اوج این حرکت را در قرون پنجم تا هشتم هجری مشاهده می‌کنیم. اثر بزرگ و ارزشمند «سیاست‌‌نامه» یا «سیَر الملوک» تألیف خواجه نظام الملک (405-485 ق.) نگارشی ساده، زیبا و روان دارد و شامل حکایاتی درباره شاهان و امیران، نصایح و پندها و نقل‌هایی از قرآن و احادیث و گفتارهایی از مشاهیر است که بسیار اثربخش و هیجان‌انگیز است: «شناختن قدر نعمت ایزد تعالی، نگاه‌داشت رضای اوست ـ عزّ اسمه ـ و رضای حق‌تعالی، اندر احسانی باشد که با خلق کرده شود و عدلی که میان ایشان گسترده آید.»

همان‌طور که ملاحظه می‌شود، در این ادبیات توده مردم مورد توجه قرار می‌گیرند و عدالت در نقطه مرکزی توجه، قرار می‌گیرد. «امیری وکیل خویش را بخواند و گفت: "در بغداد کسی را شناسی از مردمان شهر و بازار که به به دیناری 500 با من معامله کند که مهم می‌باید و به وقت ارتفاع باز دهم؟" وکیل اندیشید. از آشنایی او را به یاد آمد که در بازار خرید و فروخت باریک کردی و 600 دینار زر خلیفتی داشت که به روزگار به دست آورده بود.» در این ادبیات، امیر در گفت‌وگو با وکیل خود، در جست‌وجوی کسی از میان مردم است که با او معامله کند؛ زیرا مردم پس از اسلام صاحب حق و رأی شده اند، در حالی که پیش از اسلام در مقابل شاه صاحب کوچک‌ترین حقی نبودند.

«قابوس‌نامه» از آثار قرن پنجم است که در سال 475ق. و توسط عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر، با نثری روان خطاب به فرزندش گیلان‌شاه نوشته شده‌است. این کتاب در 44 باب تنظیم شده و در مورد آداب اجتماعی، مهارت‌های زندگی، تربیت اخلاقی و دینی و رسم حکومت‌داری و لشکرکشی توصیه‌های بسیار خوب و زیبایی کرده‌است. به یکی دو قطعه‌ از این متن توجه کنید که اگر خصوصاً با سایر متون ادبی و دینی آن زمان مقایسه شود، به‌خوبی معلوم می‌شود که برای مخاطب نوجوان نوشته شده‌است و ویژگی‌های اصلی ادبیات کودک را که گفتیم، (ادبیات باشد، متناسب با مخاطب و لذت‌بخش باشد) دارد:

«گویند روزی افلاطون نشسته بود. از جمله خاص آن شهر، مردی به سلام او اندر آمد و بنشست و از هر نوع سخن همی گفت. در میانه سخن گفت: "ای حکیم امروز فلان مرد را دیدم که سخن تو می‌گفت و تو را دعا و ثنا همی‌گفت و می‌گفت افلاطون بزرگوار مردی است که هرگز کس چون او نبوده‌است و نباشد. خواستم که شُکر او به تو رسانم. به بهترین کتاب کودک و نوجوان افلاطون چون این سخن بشنید، سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد. این مرد گفت: "ای حکیم از من چه رنج آمد تو را، چنین تنگدل گشتی؟" افلاطون گفت: "از تو مرا رنجی نرسید و لکن مرا مصیبتی از این بَتَر چه بود که جاهلی مرا بستاید و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم که کدام کار جاهلانه کردم که به طبع او نزدیک بود که او را خوش آمد و مرا بدان بستود، تا توبه کنم از آن کار و این غم من از آن است که مگر من هنوز جاهلم که ستوده جاهلان، جاهلان باشند»،

یا «چنان شنیدم که ذوالقرنین ـ رحِمه الله ـ چون گرد عالم برگشت و همه جهان را مسخر خویش گردانید، بازگشت و قصد خانه خویش کرد. چون به دامغان رسید، فرمان یافت. در وصیت گفت: مرا در تابوتی نهید و تابوت را سوراخ کنید و دست من از آن سوراخ بیرون کنید، کف گشاده و همچنان همی بَرید تا مردمان همی بینند که اگر چه همه جهان بستدیم، دست تهی همی رویم. دگر گفت: مادرِ مرا بگویید که اگر خواهی که روان من از تو شادمانه باشد، غم من با کسی خور که او را عزیزی نمرده باشد یا با کسی که او نخواهد مرد.»

از کتابهای خوب این دوره، «نصاب الصبیان» ابونصر فراهی است که در قرن هفتم می‌زیسته و در این کتاب منظوم سعی کرده‌است بعضی از لغات قرآنی و عربی را به ترجمه فارسی شیرین و قابل حفظ برای کودکان درآورد که تا همین اواخر، به عنوان کتاب درسی در مکتب‌ها تدریس می‌شد:

«اِله است و الله و رحمانْ خدای / دلیل است و هادی، تو گو رهنمای

محمد ستوده، امین استوار / به قرآن ثنا گفت وی را خدای

صحابه است یاران و آن اهل بیت / که اسلام و دین شد از ایشان به پای»

 

از کتاب‌های دیگر که مشخص است برای مخاطب کودک و نوجوان نوشته شده، اثر شیرین و طنز «موش و گربه» عبید زاکانی است که در قرن هشتم هجری می‌زیسته‌است:

« ای خردمند عاقل و دانا / قصه موش و گربه برخوانا

قصه موش و گربه مظلوم / گوش کن همچو درّ غلطانا

از قضای فلک یکی گربه / بود چون اژدها به کرمانا

شکمش طبل و سینه اش چو سپر / شیر دمُّ و پلنگ چنگانا

از غریوش به وقت غریدن / شیر درنده شد هراسانا

سر هر سفره چون نهادی پای / شیر از وی شدی گریزانا

روزی اندر شراب‌خانه شدی / از برای شکار موشانا

در پس خم می‌نمود کمین / همچو دزدی که در بیابانا

ناگهان موشکی ز دیواری / جست بر خُمّ مِی، ‌خروشانا

سر به خم برنهاد و می‌نوشید / مست شد همچو شیر غرانا

گفت کو گربه تا سرش بکنم / پوستش پُر کنم ز کاهانا

گربه در پیش من چو سگ باشد / که شود روبه‌رو به میدانا

گربه این را شنید و دم نزدی / چنگ و دندان زدی به سوهانا

ناگهان جست و موش را بگرفت / چون پلنگی شکار کوهانا

موش گفتا که من غلام توام / عفو کن بر من این گناهانا

گربه گفتا دروغ کمتر گوی / نخورم من فریب و مکرانا

گربه آن موش را بکشت و بخورد / سوی مسجد شدی خرامانا

دست و رو را بشست و مسح کشید / ورد می‌خواند همچو ملّانا

بار الها که توبه کردم من / ندرم موش را بدندانا

بهر این خون ناحق ای خلاق / من تصدق دهم دو مَن نانا

آن‌قدر لابه کرد و زاری کردی / تا به‌حدی که گشت گریانا

موشکی بود در پس منبر / زود برد این خبر به موشانا

مژدگانی که گربه تائب شد / زاهد و عابد و مسلمانا...

 

و اما فاخرترین و بزرگ‌ترین متن فارسی که در قرن هفتم هجری (656ق.) به دنیای ادب فارسی تقدیم شد و سرآمد نثر فارسی و زبان معیار ما گردید، «گلستان سعدی» است که توسط استاد سخن، ابومحمد مصلح‌الدین بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی نگاشته شده‌است و کاملاً مشخص است که سعدی گلستان را برای تعلیم و تربیت و آموزش فرزندان ایران زمین به رشته تحریر درآورده است. گلستان در یک مقدمه و هشت باب تحریر شده‌است. کافی است به عناوین باب‌ها توجه شود تا گفته فوق که گلستان مخصوص نوجوانان و جوانان نوشته شده7 به اثبات برسد. ابواب گلستان سعدی عبارت‌اند از: «در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق و جوانی، در ضعف و پیری، در تأثیر تربیت و در آداب صحبت.»

حکایات شیرین و پندآموز، متن سلیس و روان و زیبا و پندهای اخلاقی مؤثر، گلستان سعدی را بر تارک نثر فارسی نشانده است. حیف است دو ـ سه حکایت از این کتاب ارزشمند بیان نکنیم: «غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند؛ بی‌خبر از قول حکیمان که گفته‌اند هر که خدای را ـ عزّوجل ـ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد، خداوند تعالی همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش بر آرد:

آتش سوزان نکند با سپند / آنچه کند دود دل دردمند»،

 

و «پادشاهی پارسایی را دید؛ گفت: هیچت از ما یاد آید؟ گفت: بلی، وقتی خدا را فراموش کنم. هر سو دَوَد آن کش ز بر خویش براند / و آن را که بخواند، به در کس نداوند»،

 

و «حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ‌همت‌تر در جهان دیده‌ای یا شنیده‌ای؟ گفت: بلی، یک روز 40 شتر قربانی کرده بودم امرای عرب را و پس به گوشه صحرا به حاجتی بیرون رفتم. خارکنی را دیدم پشته‌ای فراهم نموده. به او گفتم: به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر خوان او گرد آمده‌اند؟ گفت: هر که نان از عمل خویش خورد / منت حاتم طائی نبرد. من او را به همت و جوان‌مردی از خود برتر دیدم.»

 

این‌گونه نوشته‌ها ادامه دارد تا در دوره قاجار، کتاب «امیرارسلان نامدار» در می‌آید. این کتاب درواقع بازنوشته داستانی است که قصه‌گوی معروف دربار ناصرالدین شاه، نقیب‌الممالک، شب‌ها و در زمان استراحت شاه می‌گفته و مخبرالدوله دختر شاه از پشت پرده آن را می‌شنیده و آن را نوشته‌است. شاید آخرین کتابی که قبل از مشروطیت برای کودکان و نوجوانان منتشر شد، کتاب «قصه‌های استاد» اثر سید جمال‌الدین اسدآبادی (1217-1275) ـ مبارز آزادی‌خواه و مسلمان انقلابی ایرانی، افغانی ـ بود که حاصل جمع‌آوری نوشته‌های پراکنده این سید بزرگوار برای کودکان بود. البته در همین دوره قاجار، محمود مفتاح‌الملک کتاب «مثنوی الاطفال» و «الفبای مصور» را برای کودکان منتشر کرد و عبدالرحیم طالبوف هم «کتاب احمد» را.

در واقع، می‌توان ادبیات کودک و نوجوان قبل از مشروطه را در چهار دسته جای داد: اول، ادبیات خواص ـ مثل قابوس‌نامه، سیاست‌نامه، فرزندنامه غزالی و...؛ دوم، ادبیات آموزشی ـ مثل نصاب الصبیان، گلستان سعدی، معراج السعادة و...؛ سوم، ادبیات کهن ـ مثل کلیله و دمنه، مرزبان نامه، جوامع الحکایات، ترجمه تاریخ طبری و...؛ چهارم، ادبیات عامه، قصه‌ها، متل‌ها، و ترانه‌ها ـ مثل سمک عیار، اسکندرنامه، گرشاسب‌نامه، بهمن‌نامه و...

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
پس از انقلاب مشروطه، ادبیات کودکان و نوجوانان چه حال و هوایی داشته‌است؟

این دوره را می‌توان به دو دوره فرعی تقسیم کرد که دوره اول، به رضاخان یا پهلوی اول مربوط است. پس از پیروزی انقلاب مشروطه ایران در سال 1285، طولی نکشید که مملکت دچار مصیبتی به نام رضاخان شد. رضاخان که با حمایت دولت انگلیس و پس از طی دوره سردارسپهی، با کمک برخی از روشن‌فکران وابسته ـ مثل تقی‌زاده ـ موفق شد سلسله قاجار را کنار زند، در سال 1304 سلسله پهلوی را بنیان گذاشت و به نام شاه ایران، بر تخت نشست.

او تا سال 1320 که با تغییر معادلات قدرت از سلطنت استعفا داد و در واقع خلع شد، حکومت مستبدانه‌ای را در ایران مستقر ساخت. طبعاً در این شرایط، ادبیات کودک و نوجوان که تازه و با توجه به شرایط انقلاب مشروطه ایران داشت پا می‌گرفت، نتوانست متناسب با زمان حرکت کند. وجود صفحات اختصاصی کودک و نوجوان در روزنامه‌های مشروطه و توجه شعرایی مثل ملک الشعراءبهار، نسیم شمال و پروین اعتصامی و سرودن اشعاری برای کودکان و نوجوانان جان تازه‌ای به اینگونه ادبیات داد، ولی شعر پروین اعتصامی یا حتی نسیم شمال را باید در شمار ادبیات مقاومت ملت ایران به شمار آورد، نه ادبیاتی که مورد حمایت رژیم رضاخان باشد.

همگانی و اجباری شدن آموزش و پرورش در سال 1285 که بر اساس قانون اساسی مشروطه بود، طبعاً مسئله تألیف کتب درسی به زبان ساده و قابل فهم را به دنبال داشت. از آنجا که اکثر روشن‌فکران این دوره متأثر از فرهنگ و تمدن غرب بودند، نوشته‌هایشان نیز همان رنگ و لعاب را داشت و درست همان‌طور که برخی از روشن‌فکران در آسیای مرکزی به ستایش روسیه پرداختند، روشن‌فکران غرب‌زده در ایران نیز چشم امید به انگلیس داشتند. به همین دلیل، ترجمه ـ خصوصاً از زبان فرانسه ـ شروع شد؛ منتها فاصله‌ای تا استبداد رضاخانی نماند تا این حرکت شکل جدی‌تری به خود بگیرد.

پس از روی کار آمدن رضاخان و تا سال 1308 که حکومت او مستحکم شد، اتفاق خاصی در عرصه فرهنگ و هنر نیفتاد. در این سال بود که مجلس شورای ملی «کمیسیون معارف» را تشکیل داد و گروهی مسئول تدوین کتب درسی شدند. حکومت خودکامه رضاخان به همه آزادی‌ها و از آن‌جمله، آزادی ادبی که پس از مشروطه به وجود آمده بود، پایان داد. ملک‌الشعرای بهار شعر معروفی دارد به نام «گریه دارد به خدا این روشِ ناهنجار» که فضای دوره رضاخانی و انتخابات مجلس آن زمان و شدت عمل حکومت از یک طرف و چاپلوسی و تملق دوروبری‌های او را از طرف دیگر نشان می‌دهد. این شعر به بیت زیر ختم می‌شود: «اثر زهر تملق به تو کاری کرده‌ست / که به گردَش نرسد زهر گزاینده مار!»

البته حکومت رضاخانی واکنش‌های شدیدی نسبت به ملک الشعراء نشان داد و او را سه بار در سال‌های 1308 و1312 و 1314 به زندان انداخت. گزارش بهار از زندان‌های رضاشاه و شیوه اعتراف گرفتن از زندانیان که در دیوان شعرا موجود است، بسیار تکان‌دهنده می‌باشد. سانسور دستگاه رضاخانی نیز معروف است، تا آنجا که اداره اطلاعات شهربانی که اجازه چاپ کتاب را می‌داد، حتی تاب تحمل برخی اشعار حافظ را هم نداشت و به ناشر کتاب حافظ گفته بود باید کلمه «رضا» را در شعر «رضا به داده بده وز جبین گره بگشای / که بر من و تو در اختیار نگشاده‌ست» عوض کنی تا اجازه چاپ دیوان حافظ داده شود! وقتی ناشر از او سؤال می‌کند که به جای «رضا» چه بگذارم، می‌گویند: «چون رضا اسم اعلی‌حضرت همایونی است، آن را بردار و کلمه دیگر، مثل حسن، تقی یا نقی بگذار!»

در عین‌حال، با همه استبدادی که رضاخان داشت، به دلیل نزدیکی این دوره به مشروطیت و نیز تبعیت رضاخان از دولت انگلیس و غرب، اجازه داده شد شد تا ادبیات کودک مخصوصاً اروپایی به کشور راه پیدا کند. همان‌طور که گفته شد، پس از تشکیل کمیسیون معارف در مجلس قرار شد کتب درسی یکسانی برای مدارس تألیف شود. مهدی‌قلی‌خان هدایت مسئول این امر شد که اولین کتابش را با عنوان «جُنگ تصویری» در سال 1308 منتشر کرد. این کتاب مصور بود و با حروف درشت، تعدادی قصه و شعر از خود مؤلف و ایرج‌میرزا و یحیی دولت‌آبادی را دربرداشت. در همین دوران، نسیم شمال، ملک الشعرای بهار و بعدها پروین اعتصامی هم اشعار آموزشی و تعلیمی خوبی سرودند، ولی چهره شاخص این دوران، جبار باغچه‌بان است که اولین کتابش در سال 1308 منتشر شد. باغچه‌بان اولین دبیرستان را در تبریز که مهد مشروطیت بود تأسیس کرد. او برای کودکان ناشنوا شیوه آموزشی را طراحی کرد و تعدادی کتاب شعر و قصه و نمایش‌نامه برای کودکان و نوجوانان نوشت. بعضی از کتاب‌های او که مورد استقبال کودکان قرار گرفت، عبارت‌اند از: «پیرو ترب»، «خانم خزوک»، «گرگ و چوپان»، «مجادله دو پری» و از همه مشهورتر، «شنگول و منگول».

در این دوره، فضل‌الله مهتدی شروع به جمع‌آوری قصه‌های عامیانه، فولکلور و افسانه‌ها کرد و از سال 1315 در رادیو این قصه‌ها را بازگو نمود و بعدها آن را تبدیل به کتاب کرد. عباس یمینی شریف هم که می‌توان او را از متقدمین شعر کودک به حساب آورد، مجموعه‌های «آواز فرشتگان»، «گربه‌های شیپورزن» و «بازی با الفبا» را منتشر کرد.

مشخصه ویژه این دوران تلاش در جهت اسلام‌زدایی ایران، هویت‌زدایی کشور و غرب‌زدگی روشن‌فکران بوده است. جالب است که در این دوره، برخی از نویسندگان بزرگسال جهت انتقال پیام خود، قالب ادبیات کودک را برگزیدند؛ مثلاً، علی اسفندیاری که به «نیما یوشیج» معروف شد، دو کتاب قصه «آهو و پرنده» و «توکای در قفس» را در آورد و دو شعر «بچه‌ها بهار» و «آواز قفس» را سرود و حتی صادق هدایت هم کتاب «بابوسانه‌ها» را که جُنگی است از شعر و ترانه و قصه‌های عامیانه، تألیف و منتشر کرد. با عنایت به نکته‌ای که قبلاً گفته شد و فضای تقلید و تأثیرپذیری از غرب و فرهنگ غربی، بازار ترجمه در این دوره داغ‌تر از تألیف بود. ایرج میرزا تعدادی از قصه‌های لافونتن فرانسوی را ترجمه کرد و کتاب‌های رابینسون کروزوئه، قصه‌های شارل پرو و برادران گریم ترجمه و منتشر شد و اولین مجله مخصوص کودکان و نوجوانان به نام «مجله دانش‌آموز» در سال 1314 توسط وزارت فرهنگ منتشر گردید.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
در دوره محمدرضا چه اتفاقی افتاد آیا همان اختناق رضاخانی ادامه یافت؟

پس از سقوط رضاخان در سال 1320 و پایان جنگ جهانی اول، پسرش محمدرضا به تخت سلطنت نشست. محمدرضا جوانی بود ناپخته و بدون تجربه سیاسی، ولی پشت‌گرم به انگلیس و سیاست‌های آنان در کشور بزرگ ایران. از سال 1320 تا کودتای 1332، اوضاع کشور نابسامان و به هم ریخته بود. از طرفی پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان، فضای نسبتاً آزادی در کشور پیش آمده بود و از طرف دیگر، مشکلات و خرابی‌های پس از جنگ جهانی و نهایتاً خامی و عدم قدرت محمدرضا، باعث به‌هم‌ریختگی اوضاع، تنش‌های بین افراد سیاسی و ظهور فرقه‌ها، احزاب و دسته‌جات مختلف و خصوصاً دخالت‌های دولت‌های روسیه و انگلیس در کشور شده بود. طبیعتاً در این شرایط اتفاق خاصی هم در حوزه فرهنگ و هنر و خصوصاً ادبیات کودک و نوجوان نیفتاد.

پس از کودتای 1332، شاه با تجربه‌هایی که به دست آورده بود و با اتکا به دولت انگلیس و خصوصاً قدرت نوظهور آمریکا، شروع به تثبیت قدرت کرد و بسیاری از مخالفان و مبارزان را دستگیر و اعدام کرد که از آن جمله‌اند شهید نواب صفوی و یارانش و نیز برخی از افسران و اعضای کادر حزب توده. مهم‌ترین ابزار حفظ قدرت شاه یعنی ساواک در سال 1335 تأسیس شد. جالب است بدانید که در همین سال است که مجله «کیهان بچه‌ها» و «اطلاعات دختران و پسران» منتشر می‌شود و پس از آن، مجلاتی مثل «سپیده فردا»، «خواندنی‌ها»، «بازی کودکان» و... منتشر می‌شوند.

اما اصلی‌ترین دوره ادبیات کودک در دوره پهلوی دوم، پس از نهضت پانزدهم خرداد 1342 اتفاق افتاد. قیام پانزده خرداد و حضور مرجع بزرگ تشیع ـ حضرت امام خمینی(ره) ـ باعث شد که رژیم هشیار شود و بفهمد که چه ظرفیت نهفته‌ای در جامعه مسلمانان ایران وجود دارد؛ لذا برای مقابله با این حرکت، دست به انواع و اقسام توطئه‌چینی‌‌ها و مقابله‌ها زدند؛ از شدت عمل در برابر امام و مبارزان مسلمان گرفته تا برخورد با هرنوع اندیشه مقاومت و پایداری و استقلال‌طلبی یا در اختیار گرفتن آن‌ها تا طراحی‌های فرهنگی و هنری، خصوصاً برای نسل آینده و جوانان. امام جمله معروف و عجیبی دارد که پس از پانزده خرداد فرمود. ایشان گفت: «یاران من در گهواره‌اند» و رژیم به فکر افتاد که باید برای باقی ماندن، بیش از گذشته به تربیت کودکان و نوجوانان توجه کند؛ لذا در فاصله سال‌های 1342 تا 1350، نهادها و سازمان‌های بزرگی را برای جهت‌دهی به افکار و اندیشه‌های کودکان و نوجوانان و جوانان ایجاد کردند. محور اصلی فعالیت این نهادها، اسلام‌زدایی کشور و تضعیف هویت ملی و تقویت فرایند غرب‌زدگی در کشور بود.

در دهه 40 این مراکز برای تربیت نسل آینده تأسیس شد: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان جوانان شیر و خورشید، سازمان پیشاهنگی، کاخ جوانان، سازمان انتشارات آموزشی ـ مجلات پیک، سازمان فرانکلین و بعضی مؤسسات دیگر که ممکن است الآن به خاطر نداشته باشم. عمده اهداف این مؤسسات، ترویج فرهنگی ایران باستان [به عنوان یک سیاست غربی به منظور تجزیه و تخریب قدرت ملی مسلمانان در آسیای غربی] و بازتولید اندیشه شاهنشاهی و نظام سلطنتی به منظور توجیه استبداد، رواج اندیشه‌های الحادی و سرگرم کردن و سوق دادن خانواده‌ها و کودکان و نوجوانان به سوی بی‌بندوباری و هرج و مرج جنسی و اندیشه‌های غربی بود.

در این شرایط، طبعاً نیروهای متعهد و مبارز هم شیوه‌های جدیدی برای مبارزه و افشای رژیم به کار بردند. در یک تقسیم‌بندی کلی، فعالیت‌های فرهنگی ـ خصوصاً در حوزه کودک و نوجوان ـ را می‌توان در سه گروه تعریف کرد:

 

1) گروه‌های چپ و کمونیستی: این افراد و گروه‌ها در واقع ادبیات و زبان کودکان را برای تبلیغ و ترویج اندیشه‌های خودشان بهانه قرار دادند. آن دوران سال‌های اوج اندیشه‌های سوسیالیستی و کمونیستی در دنیا بود و ما نیز همسایه و هم‌مرز با بزرگ‌ترین امپراتوری کمونیستی ـ یعنی شوروی سابق ـ بودیم که طبعاً زمینه مناسبی برای آن‌ها بود. البته اغلب جوانانی که جذب گروه‌های مارکسیستی شدند، فریب جنگ زرگری آمریکا و شوروی را خوردند و در ستیز با غرب به دام روسیه افتادند.

نویسندگانی مثل منصور قوتی، علی‌اشرف درویشان، داریوش عباداللهی، صمد بهرنگی، قدسی قاضی‌نور و... شروع به انتشار کتاب‌هایی کردند که مروج اندیشه‌های چپ‌گرایانه بود. آنان اغلب می‌خواستند پیام‌های بزرگسالانه را درقالب زبان کودکانه ارائه دهند که در بسیاری از مواقع هم موفق نبودند؛ چرا که این زبان و ادبیات را نمی‌شناختند.  جالب آنکه رژیم نه‌تنها برخورد جدی با اینان نداشت که محدودیتی هم در انتشار آثارشان ایجاد نمی‌کرد؛ به عنوان مثال، ناشر کتاب «ماهی سیاه کوچولو» کانون پرورش فکری بود که در رأس آن، ملکه دربار قرار داشت. این کتاب سومین کتاب کانون بود که برای دریافت جایزه «هاینس کریستین آندرسن» نامزد شد و نهایتاً هم نقاشی‌های آن ـ و نه متن آن ـ برنده این جایزه شد. به یکی دو فراز از این کتاب توجه کنید:

«ماهی سیاه: شما زیاد فکر می‌کنید. همه‌اش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد.. مرگ خیلی آسان می‌تواند الآن به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبه‌رو شدم ـ که می‌شوم ـ مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.»

 

قدسی قاضی‌نور از نویسندگانی است که در سال‌های 49 و 50، پس از واقعه سیاهکل کار خود را شروع کرد. اولین کتاب این نویسنده کتابی است با عنوان «چه کسی به چشم پسرک عینک زد؟» که اوایل سال 1350 منتشر شد. داستان درباره شهری است بسیار کثیف و قدیمی و ویران. فقر و بدبختی مردم فراوان است، ولی پسرکی وجود دارد که عینکی به چشم دارد و نمی‌داند چه کس و چه وقت این عینک را به چشم او زده‌است. او با این عینک، همه چیز را زیبا و همه جا را سرسبز می‌بیند، تا اینکه روزی غریبه‌ای وارد شهر می‌شود و عینک را از چشم پسرک بر می‌دارد و او را هشیار و با واقعیت روبه‌رو می‌کند. مشخص است که این قصه نمادین و مربوط به شرایط آن سال‌هاست. به فرازهایی از این کتاب توجه کنید:

«غریبه فریاد زد: "تو چه می‌دانی خوش‌بختی یعنی چه؟ تو که نمی‌دانی روبه‌رویت چه اتفاقی می‌افتد، تو که از خودت خبر نداری و نمی‌دانی چمن زیر پایت سبز نیست... من می‌خواستم از اینجا بروم، ولی تو وادارم کردی که بمانم. کمی فکر کن. عینکت را دور بینداز تا همه چیز را همان‌طور که هست ببینی!..... انسان از تولد به هیچ چیز وصل نیست. حالا خواهی دید" و عینک را از چشم پسرک برداشت و سنگ بزرگی کوبید...»

عنوان کتاب‌های قدسی قاضی نور، نوع نگاه او را نشان می‌دهد. هرچند که موضوع کتاب‌های او کودکانه نیست، ولی تا حدودی زبان کودکانه را رعایت کرده‌است. کتاب‌های «اینجا کجاست؟»، «آقا معلم»، «ماهی بعدی»، «آب که از چشمه جدا شد»، «دو پرنده»، «هیچ مثل خواب نبود»، «فاصله»، «دوطبقه»، «باشدن، بی‌شدن»، «بهترین باغ وحش دنیا» و «مدرسه انقلاب» از کتاب‌های اوست. این نویسنده شعرهایی هم سروده است که عموماً برای مخاطب بزرگسال است:

«مثل دانه بر تسبیح

یکی یکی بند می‌کشم روزها را

همه یک شکل، همه یک رنگ

جز این یکی!

امروز روز ملاقات است»،

یا «هزار سال عمر لاک پشت

درون لاک تاریکش

به یک لحظه پرواز پروانه

نمی‌ارزد

که با تمام کوتاهی

در خاطرات جنگل سبز

جاودانه می‌ماند.»

 

2) گروه میانه: این گروه اتفاقاً به زبان و ادبیات و دنیای کودکان و نوجوانان آشناتر بودند، کمتر سیاسی بودند و شعرها و قصه‌هایشان بیشتر توجه به طبیعت، انسان‌دوستی و بعضاً مضامین اخلاق داشت. محمود کیانوش، عباس یمینی شریف، منوچهر نیستانی، نسیم خاکسار و مرتضی رضوان را می‌توان از این دسته به حساب آورد. نیما هم با همین مضامین، چند کتاب کودکانه به نام‌های «آهو و پرنده‌ها»، «توکایی در قفس» و «بابا برفی» دارد.

 

3) سومین گروه نویسندگانی هستند که گرایش اسلامی دارند. این گروه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول زبان کودکانه را به دلیل شرایط سیاسی و خفقان موجود، برای بیان مفاهیم عمیق خود انتخاب کرده بودند. در قله این دسته، دو شخصیت مبارز و مطرح آن روزها با دو کتاب ارزشمند قرار دارند؛ شهید مطهری و دکتر شریعتی. شهید مطهری کتاب گران‌سنگ «داستان راستان» را نوشت که هنوز هم یکی از کتاب‌های خوب و خواندنی است. زبان کتاب هم نسبتاً ساده و روان و قابل فهم نوجوانان است. دکتر شریعتی هم «یک، جلویش بی‌نهایت صفرها» را نوشت. این دو کتاب و این دو بزرگوار تشخیص دادند که یکی از مهم‌ترین اقدامات، روشن‌فکری و آشنا کردن کودکان و نوجوانان با معارف اسلامی و تشیع است زیرا تنها از این طریق می‌توان به خودآگاهی ملی دست یافت و کشور را از زنجیر استعمار خارجی و استبداد داخلی نجات داد. این مطلبی است که در همه زمان‌ها باید اتفاق بیفتد. متأسفانه در شرایط حاضر، از بزرگان حوزه و دانشگاه کمتر کسی را می‌بینیم که چنین قدم‌هایی بردارد. استاد محمود حکیمی هم با بعضی از کتاب‌هایش در این گروه جای دارد. داستان‌های بی‌زمان و مکان او که جنبه مبارزه و حق‌جویی و عدالت طلبی دارد ـ مثل «نقاب‌دارن جوان»، «طاغوت»، «سرودهای رهایی» و... ـ از آثاری است که با استقبال وسیع مخاطبان روبه‌رو شد.

دسته دوم از نویسندگان مسلمان، کسانی هستند که هم زبان و ادبیات کودک را می‌شناختند و هم وظیفه‌شان را ترویج مبانی معرفتی و دینی برای مخاطبان خود می‌دانستند. در این دوره، نویسندگان بزرگی از این دست ظهور پیدا کردند. مهدی آذریزدی با مجموعه کتاب‌های «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» و چندین مجموعه دیگر، مصطفی زمانی با کتاب‌هایی مثل «قصه‌های قرآن»، «سلیمان و بلقیس»، «کارنامه محمد»، «پیشگویی‌های علمی قرآن» و «مجموعه داستان‌های کوتاه برای کودکان»، خواندنی‌های زیبا و آموزنده‌ای برای بچه‌ها آفریدند.

غلامرضا امامی نیز با انتشار یک مجموعه کتب ارزشمند دینی نقش مؤثری در این زمینه داشت. کتاب‌های «عبادتی چون تفکر نیست»، «فرزند زمان خویشتن باش»، «آن‌ها زنده‌اند» و «حقیقت، بالاتر از آسمان» از این نوع کتاب‌هاست. این کتاب‌ها در کانون منتشر شد. امامی در جایی مصاحبه کرده و گفته‌است وقتی مرحوم سیروس طاهباز که جزء طرفدارن نیروی سوم بود و با جلال آل احمد و علی اسفندیاری (نیما) هم ارتباط داشت، مدیر انتشارات کانون شد، از من خواست که چند کتاب مذهبی در آورم؛ قبول کردم، ولی سه شرط با او گذاشتم؛ اول آن که نفیس در بیاید؛ دوم، در نوشته من دست نبرند و سوم اینکه نوشته‌ها را قبل از چاپ، استاد محمدرضا حکیمی ببیند. با این شرایط بود که کتاب‌های فوق منتشر شد. غلامرضا امامی اولین کسی است که با ترجمه کتاب «قندیل کوچک»، غسان کنعانی فلسطینی را به جامعه ادبی ایران معرفی کرد که بعدها کتاب‌های دیگری هم از او به چاپ رسید.

شروع نویسندگی حمید گروگان هم در این سال‌هاست. اولین کتاب او به نام «دست‌ها بی‌کتاب، پاها بی‌جوراب» در دهه 50 منتشر شد. کتاب خیلی خوب و ریتمیک «حسنک کجایی» از محمد پرنیان نیز در همین سال‌ها منتشر شد و به‌شدت مورد استقبال قرار گرفت.

در دهه 50 مجلاتی هم با نگاه اسلامی برای بچه‌ها منتشر شد که معروف‌ترین آن‌ها «نسل شادی» است که مورد استقبال قرار گرفت. مجله «نسل نو» و «نجات نسل جوان» هم در همین سال‌ها منتشر شدند.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از چه سالی اقدام به فعالیت کرد؟

کانون در سال 1345 در ساختمانی کوچک در خیابان بهار متولد شد. مدیرعامل آن خانم امیرارجمند ـ از نزدیکان دربار و همشاگردی ملکه دربار ـ بود. هدف اولیه کانون، تأسیس کتابخانه‌هایی برای کودکان و نوجوانان در شهرها و خصوصاً استان‌ها و شهرستان‌ها بود، ولی پس از ایجاد این مراکز، امکانات تولید هم فراهم شد. در وهله اول، انتشارات و کتاب و در مرحله بعد، فیلم‌های کوتاه و انیمیشن و سینمایی کانون راه افتاد.

در شرایط آن روز و باتوجه به عدم وجود مؤسساتی برای کودکان و نوجوانان، کانون توانست تعدادی از نویسندگان، شعرا و هنرمندان را جمع‌وجور کند. به نظر می‌رسد رژیم علاوه بر هدف اصلی‌اش که درست کردن پاتوق‌هایی برای بچه‌ها بود، هدف ثانویه‌اش ایجاد فضایی به ظاهر باز و سوپاپ اطمینانی برای روشن‌فکران ـ خصوصاً چپ ـ بود؛ لذا در آن دوره، در کانون، بین کتاب‌ها و فیلم‌های معمولشان که طبعاً در جهت اندیشه‌های خودشان بوده‌است، کتاب‌ها و فیلم‌های متفاوتی می‌بینیم که به وجود آمده‌است.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
در سخنان خود اشاره به مجلات پیک کردید.

در ابتدا، هدف از تأسیس و انتشارات مجلات پیک آن بود که به عنوان مجلاتی کمک آموزشی در کنار کتب درسی و در واقع مکمل کتب درسی ایفای نقش کند، ولی در عمل، به دلیل قوتی که در مجموعه به وجود آمد، توانست فراتر از این موضوع عمل کند و تبدیل به پایگاهی برای ادبیات کودک و نوجوان شد. تنوع عناوین مجلات از دانش‌آموز تا معلم و حتی نوسوادان، حضور نویسندگان و شاعران و خصوصاً تصویرگران، بیان ساده، زیبا و متناسب با مخاطب در مجلات باعث رونق این مجلات شد؛ هرچند به نظر می‌رسید مجلات پیک سیاسی نیست، ولی همچنان در چهارچوب اهداف و برنامه‌های کتب درسی که همان ترویج فرهنگ شاهنشاهی بود حرکت می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این مجلات نقش وسیعی در تربیت و پرورش و آموزش نوجوانان ایفا نمودند.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
چگونه نیروهای چپ قبل از انقلاب از آزادی عمل نسبی در امور فرهنگی برخوردار بودند؟

در دهه 40 و 50 که اوج فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی رژیم برای کودکان و نوجوانان بود، رژیم سعی داشت با تسلط و هدایت جریانات فرهنگی، نسلی را تربیت کند که اولاً نهضت پانزدهم خرداد و رهبری امام را از بین ببرد و ثانیاً، جامعه‌ای غرب‌زده و خنثی تربیت کند؛ لذا گروه‌های چپ آزادی عمل بیشتری داشتند؛ چون درست بود که برخی از آن‌ها مخالف رژیم بودند، ولی بیشتر از مخالفت با رژیم، با اسلام مخالفت می‌کردند. رژیم هم که چه در کودتای 28 مرداد و چه در 15 خرداد 42 ضربه جدی از اسلام و مردم مسلمان خورده بود، به آن‌ها آزادی عمل بیشتری می‌داد.

گذشته از آن، غرب می‌دانست که موتور حرکت مردم ایران اسلام است؛ لذا برای تضعیف اسلام در ایران ـ مانند سایر کشورهای اسلامی ـ از گروه‌های چپ استفاده می‌کردند تا هم رژیم مستقیماً با اکثریت مطلق مردم درگیر نشود و هم اسلام به عنوان عامل وحدت و حرکت مردم تضعیف گردد

لذا در جاهایی مثل کانون پرورش، مجلات رشد و حتی پیشاهنگی، فضاها بازتر بود تا بتوانند روشن‌فکران چپ یا چپ‌های بریده و یا مسلمانان بی‌تفاوت روشنفکرزده را جذب کنند و آن‌ها را در دست داشته باشند؛ علاوه برآنکه ارائه پز روشن‌فکری توسط رژیم در دنیا با وجود چنین مؤسساتی اتفاق می‌افتاد.

گروهی از روحانیان روشن‌فکر و همراهِ امام ـ مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح، مهندس بازرگان، استاد محمدرضا حکیمی و دکتر شریعتی ـ مبارزه، روشن‌فکری و کار فرهنگی و تربیت کادرهای مسلمان و انقلابی را وظیفه اصلی خود می‌دانستند و لذا اقدام به تشکیل مؤسساتی مثل دفتر نشر فرهنگ اسلامی، شرکت سهامی انتشار و انتشارات بعثت نمودند و به کتب درسی و برخی از مجلات هم ورود کردند که خود، حدیث مفصلی است.

 

Text Box: فرهنگ
اسلامی
گفت‌وگو پیرامون ادبیات کودک و نوجوان در دوران انقلاب و پس از آن حدیث مفصلی است که ان‌شاءالله در یک گفت‌وگوی مستقل به آن خواهیم پرداخت. از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، از شما تشکر می‌کنیم.

   

 

   





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۶۲۳
تاریخ ثبت : 15 فروردين 1395

دسته بندی

  • آمار بازدید

    • کل (online):۱۹۷۳
    • اعضاء (online):۰
    • میهمان (online):۱۹۷۳
    • بازدید امروز::۴۷
    • بازدید دیروز::۵۵۷۸
    • بازدید کل::۳۹۳۳۶۳۳
  • سخن روز

    

    امام علی (ع):

    هر روزی که در آن گناه نشود، روز عید است.

    (نهج البلاغه، ص 300)

  • مناسبت ها