چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • مهندسی فرهنگی و مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی

  • تعداد بازدید : ۷۳۷
    تاریخ ثبت : 12 مرداد 1395

مهندسی فرهنگی و مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی

مهندسی فرهنگی و مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی

نویسنده مقاله: علی اکبر اشعری

مهندسی فرهنگی و مسئولیت

شورای عـالی انقـلاب فرهنگی

مصاحبه با جناب آقای علی‌اکبر اشـعری

 

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
منظور از مهندسی فرهنگی چیست؟

در موضوع فرهنگ، از یك جهت با سه قلمرو مواجه هستیم؛ نخست، خودِ «فرهنگ» به مثابه روح حاكم بر كالبد جامعه؛ دوم، عناصر فرهنگی كه در واقع کوچک‌ترین اجزای فرهنگ هستند ـ مانند یک رسم یا یک هنجار ـ و سوم، اقدامات فرهنگی كه گاه به تولید محصول فرهنگی نیز می‌انجامد؛ مانند برگزاری انواع جشن‌ها و جشنواره‌های فرهنگی یا تولید انواع محصولات فرهنگی، اعم از آثار نوشتاری، موسیقایی، نمایشی و غیره.

تنظیم روابط این سه به نحوی كه به تولید آثار فرهنگی‌ای بینجامد كه موجب رشد فضیلت‌های اخلاقی شود و جامعه را به سمت تعالی مبتنی بر آموزه‌های وحیانی و متناسب با شرایط و اقتضائات ملی و جهانی سوق دهد، نیازمند طراحی‌ای است كه به آن «مهندسی فرهنگی» می‌گوییم.  شورای انقلاب فرهنگی مهندسی فرهنگی را این‌گونه تعریف می‌كند: «فرایند بازطراحی، اصلاح و ارتقای شئون و مناسبات نظام‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور بر اساس فرهنگ مهندسی‌شده با توجه به شرایط، ویژگی‌ها و مقتضیات ملی و جهانی.» 

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
آیا مهندسی فرهنگی صرفاً در سطح عمومی جامعه موضوعیت دارد یا بخش‌های مختلف، سازمان‌ها و خانواده‌ها نیز می‌توانند موضوع آن باشند؟

موضوع مهندسی فرهنگی، انسان به مثابه عضوی از جامعه است؛ اعم از كوچكت‌رین و البته بنیادی‌ترین نهاد جامعه ـ یعنی خانواده ـ تا جوامع بزرگ‌تری نظیر جوامع فامیلی، تحصیلی، شغلی و غیره تا جوامع باز هم بزرگ‌تر، مانند اقوام و پیروان ادیان و مذاهب مختلف تا نهایتاً یك ملت و جامعه جهانی. البته از آنجا كه مرزهای فرهنگی لزوماً همان مرزهای جغرافیایی نیستند، چه بسا فرهنگ‌ها ـ به طور طبیعی یا از طریق تهاجم ـ مرزهایی به مراتب گسترده‌تر از مرزهای جغرافیایی پیدا می‌كنند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
متولی مهندسی فرهنگی كدام نهاد است؟ همكاران این نهاد در طراحی مهندسی فرهنگی چه سازمان‌هایی هستند؟

مرکز اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی کشور و همچنین سامان‌دهی دستگاه‌های مختلف برای نیل به اهداف فرهنگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی است. بنابراین، این شورا به عنوان راهبر نظام مدیریت راهبردی فرهنگی، عهده‌دار تدوین سند مهندسی فرهنگی كشور است. به همین دلیل هم هست كه رهبر معظم انقلاب تدوین سند مهندسی فرهنگی را از این شورا مطالبه نموده‌اند. هرچند با حضور مسئولان اصلی نظام در این شورا، عملاً شورای انقلاب فرهنگی برای طراحی یا اتخاذ تصمیم در هر موضوعی، همه نهادهای مهم كشور را درگیر می‌كند، اما به دلیل شمول فرهنگ در همه ساحت‌ها، اعم از علمی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و غیره، این شورا نه تنها باید در چنین طراحی‌هایی ظرفیت كارشناسی همه نهادهای حكومتی را به كار گیرد، بلكه باید از حداكثر توان نخبگی و كارشناسی كشور در حوزه‌های غیروابسته به دولت نیز استفاده كند تا با این كار، علاوه بر برخورداری از خرد جمعی، موضوع را به عنوان یك امر مهم ملی كه در پیاده‌سازی آن به همكاری همگان نیاز هست، مطرح كند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
ارزیابی شما از سند مهندسی فرهنگی كشور چیست؟ این سند چه‌قدر وافی به مقصود است؟

البته نفس تدوین چنین سندی از ضروریات است. همان‌طور كه قبلاً هم عرض شد، جایگاه این تدوین، شورای عالی انقلاب فرهنگی است، اما اینكه این سند تا چه حد جامعیت دارد و بخش‌های مختلف آن پیوستگی دارند، جای تأمل است؛ هرچند شنیده‌ام كه هنوز در خود شورا گفت‌وگوهایی درباره پاره‌ای اصلاحات در متن سند هست. 

همین‌جا لازم می‌دانم به نكته‌ای كه قبلاً هم بارها از طریق مصاحبه و یادداشت در رسانه‌ها مطرح كرده‌ام، بپردازم؛ ببینید، نظام ما مبتنی بر مردم‌سالاری اسلامی است. یكی از مشخصات چنین نظامی مشورت در امور است. به همین دلیل، قانون اساسی نیز تشكیل و نقش‌آفرینی انواع شوراها را در اداره امور كشور ـ نظیر شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و غیره ـ را پیش‌بینی كرده‌است. یك نمونه دیگر از مشورت كه نهادهایی چون مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، هیأت دولت، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دیگر مجامع تصمیم‌ساز، قبل از تصویب هر مصوبه می‌توانند با استفاده از فرصت رسانه‌ها از آن بهره بگیرند، استفاده از ظرفیت نخبگان و كارشناسان است. در این طرح هم بهتر بود این كار صورت می‌پذیرفت تا لااقل همین سرنوشتی كه فعلاً پیدا كرده را پیدا نمی‌كرد؛ یعنی پس از نهایی شدن سند در صحن شورا و در مرحله ابلاغ، با یك نقد معطل نمی‌ماند. 

به هر حال به منظور خودداری از طولانی شدن گفت‌وگو، صرفاً به چند نكته مرتبط با فصل اول (كلیات) سند فرهنگی اشاره می‌كنم:

     عبارتِ «باتوجه به شرایط، ویژگی‌ها و مقتضیات ملی و جهانی» در تعریف مهندسی فرهنگی فاقد جهت‌گیری متناسب با اهداف نظام اسلامی است. صرفِ «شرایط، ویژگی‌ها و مقتضیات ملی و جهانی» نمی‌تواند جهت‌گیری روشنی برای یك جامعه توحیدی باشد و نمی‌تواند منظور واضعِ این واژه، یعنی رهبر معظم انقلاب را كه درباره بسط ارزش‌های اسلامی در رفتار فردی و اجتماعی جامعه ایرانی دغدغه دارند، برآورده سازد؛

     در بند دو كلیات، سطوح فرهنگی به «فرهنگ ملی (ایرانی اسلامی)» و «فرهنگ عمومی» و «فرهنگ حرفه‌ای» تقسیم شده‌است؛ درحالی كه به پاره‌فرهنگ‌هایی نظیر اقوام و پیروان مذاهب و ساكنان مناطق كه گاه فرهنگ رایج در میان آن‌ها بسیار شكل‌گرفته‌تر و ریشه‌دارتر از فرهنگ حرفه‌ای است، اشاره نشده‌است. در سامان‌دهی فرهنگی، می‌توان از ظرفیت عناصر همگرای این پاره فرهنگ‌ها به‌خوبی برای توسعه و ارتقای فرهنگ ملی استفاده كرد. البته در حالی به فرهنگ مناطق اشاره نشده كه در ماده 16 همین سند می‌بینیم كه به عنوان یكی از دو قلمرو اجرایی سند، به «قلمرو استانی» اشاره شده‌است؛

     فرهنگ یك ملت یا یك جامعه خواسته و ناخواسته همواره تحت تاثیر دیگر فرهنگ‌هاست؛ خواه این تأثیرپذیری از طریق تعامل و به طور طبیعی باشد، خواه از طریق تهاجم و... آیا در مهندسی فرهنگی، این داد و ستد‌ها یا تهاجم‌ها چه در بخش تعاریف و دیگر بخش‌ها، نباید سامان‌دهی شوند؟

     در بند ١١ كلیات، قلمرو «پیوست فرهنگی» این‌گونه تعریف شده‌است: «پیوست فرهنگی سندی است مشتمل بر مطالعات كارشناسی مُبَیّن پیش‌بینی پیامدهای فرهنگی و اعمال الزامات و استانداردهای مربوط در هر نوع طرح، تصمیم و اقدام كلان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و قضایی متناسب با مقتضیات و شرایط جامعه، در چارچوب نقشه مهندسی كشور.»

     همان‌طور كه ملاحظه می‌فرمایید به زعم تدوین‌كنندگان این بند، در تصمیمات كلان فقط به «پیامدهای فرهنگی» اشاره شده‌است؛ در حالی كه یكی دیگر از نكات مهم در اجرای طرح‌ها كه باید در قلمرو پیوست فرهنگی به آن اشاره شود، همسویی با فرهنگ ملی و همچنین طراحی نحوه استفاده از زمینه‌های فرهنگی در اجرایی كردن برنامه‌هاست تا برنامه‌ها با كم‌ترین هزینه اجتماعی و اقتصادی به اجرا در آید؛

     جامعه هدف مندرج در بند ١٧ كلیات، با قلمرو جغرافیایی مندرج در بند 15 هماهنگی ندارند؛ به این معنا كه همه جامعه هدف لزوماً در قلمرو جغرافیایی ایران حاضر نیستند. از سوی دیگر در نبرد سایبری، به‌ویژه در حال حاضر و با توجه به مزیت فناورانه مُخاصم، در حداقل رویارویی لازم است دفاع از تهاجم در زمین دشمن انجام شود؛ در حالی كه ابزارهای دشمن كه اتفاقاً می‌تواند منطقه مناسبی برای این رویارویی باشد، در اختیار حاكمیت كشور نیست.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
نظر به اینکه ما در عصر ساختارهای شبکه‌ای زندگی می‌کنیم، آیا می‌توان گفت که موفقیت مهندسی فرهنگی در گرو یک ساختار شبکه‌ای است تا بتوان تمامی کنشگران این عرصه را به گونه‌ای هم‌افزا سازمان‌دهی نمود؟

همان‌طور كه ملاحظه می‌فرمایید، این سند هم به یك ساختار بسنده نكرده‌است، اما همان‌طور كه در پاسخ پرسش‌های قبلی عرض كردم، در بیان ساختارها به برخی اولویت‌ها توجه نشده‌است.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
عملکرد مهندسی فرهنگی کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مهم‌ترین آسیب‌ها و چالش‌های کشور در این زمینه کدام‌اند؟

همان‌طور كه مستحضرید، هم در بیانات مقام معظم رهبری و هم در مقدمه سند، به «ستاد راهبری مهندسی فرهنگی كشور» اشاره شده‌است؛ چرا كه مهندسی فرهنگی از موضوعاتی است كه برای توفیق در اجرا، به عوامل مختلفی از جمله امكان «خود ـ اِصلاحی» سند نیاز دارد. این كار و نیز آرایش نهادها و سازمان‌های ذیربط و پایش آن‌ها برای نیل به اهداف، به مركزیتی نیاز دارد كه این مركز می‌تواند همان ستاد راهبری باشد. همچنین، صرف‌نظر از عوامل بیرونی، مهم‌ترین چالش روبه‌روی این سند، اراده مبتنی بر ایمان مجریان آن است. كم نبوده‌اند طرح‌های مهمی كه به دلیل اولویت نداشتن در نظر برخی مسئولان، یا به اجرا در نیامده، یا آن‌قدر ضعیف اجرا شده‌اند كه تأثیر اجتماعی چندانی نداشته‌اند.

 

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
برای رفع آسیب‌ها و غلبه بر چالش‌های استراتژیک کشور در این زمینه، چه راهبردهای کلانی را پیشنهاد می‌کنید؟  

ممكن است مهندسی فرهنگی در مرحله طراحی، با بهره‌گیری از دانش و تجربه و خلاقیت برخی نخبگان و كارشناسان به سهولت قابل انجام باشد، اما در مرحله اجرا، همان‌طور كه گفته شد، به تلاش گستره وسیعی از نهادها، به‌ویژه نهادهای آموزشی نیاز دارد؛ تلاشی كه باید طی پالایش بسیاری از متون و روش‌های درسی ـ به‌ویژه در حوزه علوم انسانی ـ صورت گیرد تا نیروی انسانی تربیت شده در این مراكز، اعم از راهبران و تولیدكنندگان آینده محتواهای فرهنگی و دیگر كارگزاران، با باور فرهنگ اسلامی منبعث از آموزه‌های وحیانی و ایمان به ضرورت همكاری در این طرح مهم، در تحقق اهداف مهندسی فرهنگی جدیت لازم را داشته باشند.

به نظر من مهم‌ترین نكته در اجرایی كردن این‌گونه اسناد، ایجاد یك عزم ملی مبتنی بر باورِ «ایمانی» و نه «دستوری» است. ایجاد چنین عزمی نیز راهكارهای خود را دارد؛ از جمله، همان‌طور كه عرض شد، تربیت و به‌كار گماری متصدیانی مؤمن به راه امام و رهبری انقلاب و اهداف این سند.

Text Box: فرهنگ
 اسـلامی
ما وارد عصر اطلاعات شده‌ایم. این عصر چه دلالت‌هایی برای مهندسی کشور دارد؟

ببینید! انبوه داده‌ها و اطلاعات كه سیل‌آسا ـ به‌ویژه در فضای مجازی ـ منتشر می‌شود، نه تنها لزوماً موجب دانایی افراد نمی‌شود، بلكه چه‌بسا به انحراف افكار عمومی از حقایق و واقعیت‌ها و نهایتاً گسترش جهل می‌انجامد.

هرچه جامعه بشری بیشتر در معرض بمباران چنین اطلاعاتی قرار می‌گیرد، بیشتر به قدرت تمییز حق از باطل و درست از نادرست نیاز پیدا می‌كند. بشر امروز برای تمییز حق از باطل و درست از نادرست، علاوه بر نیاز به بصیرت، یعنی عقل خدابنیان، به ملاك‌های تشخیص در هر یك از حوزه‌های معرفتی نیاز دارد. چنین عقلی از یك سو با تكیه بر وحی و از سوی دیگر با برخورداری از معیارهای شناخت، به توانایی دست پیدا می‌كند و از چنان قدرت و منطقی برخوردار می‌شود كه انبوه اطلاعات نه‌تنها برایش سرسام‌آور نیست و او را در وادی حیرت سرگردان نمی‌كند، بلكه می‌تواند با مهندسی و قاعده‌مند كردن واردات ذهنی، بهترین اطلاعات را در راه اهداف خود استخدام و پردازش كند.

به‌ویژه امروز كه رویارویی جهانی، بیش از شكل سنتی و نظامی آن، شكل تلاش برای انحصار مدیریت افكار عمومی را پیداكرده، شاهدیم که مدیریت تولید و انتشار اطلاعات عموماً در اختیار بنگاه‌های وابسته به جریان سلطه است. آن‌ها با دست‌رسی به غالب اطلاعات تولید شده در فضای مجازی، برای مدیریت این اطلاعات در راستای رسیدن به اهداف خود تلاش می‌کنند. به نظر من این مسئله علاوه بر مطالبی كه پیش‌تر عرض كردم، ضرورت پرداختن به مهندسی فرهنگی، از جمله مهندسی تولید و اشاعه اطلاعات را نمایان می‌كند.

 

 

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۷۳۷
تاریخ ثبت : 12 مرداد 1395

دسته بندی