چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • فرهنگ آینده پژوهی از منظر اسلام

  • تعداد بازدید : ۳۴۸
    تاریخ ثبت : 17 بهمن 1394

فرهنگ آینده پژوهی از منظر اسلام

فرهنگ آینده پژوهی از منظر اسلام


فرهنگ آینده‌پژوهی

از منظر اسلام

 

هدف این مقاله تبیین و بسط نقش آینده‌پژوهی و آینده‌نگری از دیدگاه آیات قرآن و روایات اسلامی است. طی یك مطالعه اكتشافی، به پشتوانه تفاسیر و منابع معتبر اسلامی، تحلیل‌هایی از كتاب وحی و روایات معتبر صورت گرفته‌است. تلاش شده ضمن تشریح اهمیت و جایگاه آینده‌پژوهی در منابع اسلامی، زمینه‌های لازم برای مبادرت به پیش‌بینی و آینده‌نگری مطرح و شرایط و عوامل مؤثر كه هدایت‌كننده برنامه‌های پیش‌بینی هستند، مورد بررسی قرار گیرند. همچنین نقش آگاهی و بینش در امور گوناگون از جمله احكام و فرامین الهی و لزوم توجه به عواقب آن‌ها مورد توجه واقع شده‌است. در این مقاله سعی شده‌است سؤالات متعددی كه در حوزه آینده‌پژوهی و آینده‌نگری مطرح است را با رویكرد اسلامی پاسخ بگوییم و نمونه‌هایی از آیات قرآن و روایات ائمه معصومین(ع) را كه با موضوعات طرح شده مرتبط هستند، به‌عنوان شواهد اصلی ارائه کنیم.

 

 

آینده‌پژوهی، آینده‌شناسی، آینده‌نگاری، پیش‌بینی و ... اصطلاحات و واژه‌هایی‌ است كه كم‌وبیش در نوشته‌ها و مباحث علمی و پژوهشی به‌كار برده می‌شوند. در واقع امروزه رشته‌های علمی جدیدی كه هدفشان مطالعه منظم آینده است، معروف به آینده‌پژوهی، آینده‌نگری و یا پژوهش‌های معطوف به آینده گسترش یافته و مورد استقبال نیز واقع شده‌اند. با تدبیر و تفكر در قرآن و منابع اسلامی پی‌خواهیم برد كه آینده‌پژوهی و آینده‌نگری در تعالیم اسلام از جایگاه والایی برخوردار بوده و با گفتمان و روش‌های گوناگون همگان را به این امر دعوت نموده‌است.

معنا و مفهوم انسان و اعمالش و اتفاقاتی كه در اطراف او رخ می‌دهند، با زمان قابل ادراك خواهند بود. آینده انسان و رخدادهای آن قابل دسترسی نیست، اما می‌توان با تحلیل و بررسی گذشته و تلفیق آن با زمان حال، نمای كوچكی از آینده را ترسیم كرد. ادیان آسمانی با دستمایه قرار دادن توان انسان‌ها، آن‌ها را به آینده امیدوار و خوش‌بین كرده و با آموزه‌های وحیانی به كیفیت رخداد آینده پرداخته‌اند. بهره‌گیری از آیات و روایات و تأمّل و اندیشه در حوادث و رویدادها، می‌تواند نگاه ما را به آینده، سامان درستی بخشد و یك نوع آینده‌پژوهی متعالی، مطمئن، بالنده و مترقی را شكل دهد.

آینده‌پژوهی دانشی است که در جهان کنونی رو به گسترش است. به نظر می‌رسد رویكرد عرفی كنونی نگاه به آینده، نمی‌تواند از آینده امن و پایدار رمزگشایی كند. بررسی آموزه‌ها و گزاره‌های اسلام، می‌تواند بخش مهمی از این چالش را برطرف كند. بررسی آیات قرآن مجید و روایات اهل بیت(ع) نشان می‌دهد كه در اسلام، نگاه به آینده، اصالت و عمق ویژه‌ای می‌یابد.

در سند جاوید و بدون معارض اسلام، یعنی قرآن، اهل ایمان ملزم به نگاه به آینده هستند و باید نحوه زندگی خود را در این دنیا، برای ورود به آینده (چه دنیا و چه آخرت) تنظیم كنند: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (حشر: 18). مسلمانان موظف‌اند برای آینده بلندمدت خود در این دنیا برنامه‌ریزی كنند؛ چنان‌كه گویی تا ابد در این دنیا زندگی می‌كنند، اما با نگاه به آینده دیگر و زندگی جاوید خود. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «برای دنیای خود چنان كار كنید كه گویی تا ابد در آن زنده‌اید و برای آخرت خود چنان كاركنید كه گویی فردا خواهید مرد» (ری‌شهری، 1380: 14). از قرآن كریم و تعالیم اهل بیت، اطلاعات و نكات مفیدی به‌دست می‌آید كه می‌تواند برای ساخت آینده مطلوب، به‌كار گرفته‌شود. گاهی از این درس‌ها و نكات كه می‌تواند برای تحلیل سیر تاریخ بشری مورد استناد قرارگیرد، به سنن الهی تعبیر می‌شود (مسلمی‌زاده، 1385).

هدف اصلی این مقاله، تبیین فرهنگ آینده‌پژوهی و آینده‌نگری از منظر آیات قرآن و روایات اسلامی است. اهداف فرعی نیز عبارت‌اند از: الف) تبیین و تشریح اهمیت آینده‌نگری از دیدگاه اسلام؛ ب) بررسی زمینه‌های لازم برای مبادرت به پیش‌بینی و آینده‌نگری و عوامل مؤثر بر آن؛ ج) نقش آگاهی و بینش در امور گوناگون از جمله احكام و فرامین الهی و لزوم توجه به عواقب و آثار آن. همچنین، سؤال اصلی مقاله این است كه اصول موضوعه و مفروضات آینده‌پژوهی در منابع دینی اسلام چه‌طور بیان شده‌است؟ سؤالات فرعی نیز عبارت‌ند از: الف) اهداف اصلی آینده‌پژوهی از منظر اسلام چیست؟ ب) رابطه آینده‌نگری با جهان‌بینی چیست و نقش ادیان در شكوفایی این اندیشه به چه میزان است؟ ج) آثار آینده‌پژوهی و آینده‌نگری و فواید آن چیست و چه تأثیراتی در رفتار افراد می‌گذارد؟

 

     مبانی نظری پژوهش

 

Text Box: 1 مفاهیم

الف/ آینده پژوهی ـ آینده‌پژوهی شكل خاصی از پرداختن به آینده است و بر مؤلفه‌هایی چون تداوم روندهای تاریخی، امكان آمادگی برای رو‌به‌رو شدن با آینده، رصد كردن تغییرات و تحولات ممكن و ... دلالت دارد. آینده‌پژوهی، جست‌و‌جو و كنكاش عالمانه درباره وضعیت زندگی بشری در آینده و دست‌یابی به نظم‌ها و الگوهایی است كه بتوان براساس آن‌ها، آینده را پیش‌بینی نمود. آینده‌پژوهی تأمل و واكاوی منظم و منسجم درباره آینده جهت نیل به شناخت تغییرات و تحولات مستمر و امكان تطابق و برنامه‌ریزی برای آن‌هاست؛ یعنی نگاه موشكافانه و نظام‌مند به موقعیت‌های مختلفی كه احتمالاً در آینده برای زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بشر به وجود می‌آید و ارائه راهكارهایی برای آمادگی و رسیدن به موقعیت‌های مطلوب و احتمالی.

آینده‌پژوهی فرآیند مطالعه و بررسی آینده‌های محتمل از طریق روش‌های علمی است. در این فرآیند، مراحل مهمی طی می‌شود که عبارت است از: شناخت تغییر، نقد و تحلیل آن، ترسیم آینده‌های مختلف و محتمل، ترسیم آینده مطلوب و در نهایت، برنامه‌ریزی و تعیین راهبردهای نیل به آن. یکی از وجوه تمایز آینده‌پژوهی، عقلانیت موجود در آن است؛ زیرا خروجی فرآیند آینده‌پژوهی با اصول و معیارهای عقلی و منطقی بشر قابل بررسی و داوری است. با توجه به تعاربف ذكر شده، می‌توان تعریف کارکردی زیر را که از جامعیت مناسبی نیز برخوردار است، به این بخش افزود: آینده‌پژوهی معرفتی است که مردم را نسبت به رویدادها، فرصت‌ها و مخاطرات احتمالی آینده هشیار نگه می‌دارد، ابهام‌ها، تردیدها و دغدغه‌های فرساینده را تاحدی می‌کاهد، توانایی انتخاب‌های هوشمندانه جامعه و مردم را افزایش می‌دهد و به همگان اجازه می‌دهد تا بدانند که به کجاها (آینده‌های اکتشافی یا محتمل) می‌توانند بروند، به کجاها (آینده‌های هنجاری یا بایسته) باید بروند و از چه مسیرهایی (راهبردهای معطوف به آینده‌سازی) می‌توانند با سهولت بیش‌تری به آینده‌های مطلوب خود برسند. آینده‌پژوهی در حقیقت، دانش و معرفت «شکل بخشیدن به آینده» به گونه‌ای آگاهانه، فعالانه و پیشدستانه است (ملكی‌فر، 1385 :7).

نکته قابل توجه آن است که نباید از آینده‌پژوهی، انتظار پیش‌بینی دقیق آینده را داشت؛ زیرا همان‌گونه که پیشتر اشاره شد، توانایی این دانش، فقط در حد تشخیص چندین آینده محتمل با تکیه بر متغیرهای کمی و کیفی و تا حدی شفاف‌سازی راه‌های ممکنی است که به آینده رهنمون می‌شود. البته پس از این شناسایی، انتخاب آینده مطلوب و اعمال نفوذ برای تحقق آن، نقشی سرنوشت‌ساز برای جامعه خواهد داشت (تقوی گیلانی، 1379). ارزش چنین علمی در آن است که می‌تواند با مهندسی هوشمندانه آینده، راهنمای تصمیم‌گیری‌های امروز باشد.

 

ب/ آینده‌‌نگری ـ قلمرو مفهومی عام و گسترده‌ای است؛ به معنای توانایی تصور آینده از طریق مطالعه، تحقیق و تصویرپردازی. چنین نگرشی می‌تواند با بهره‌گیری از روش‌های علمی، آموزه‌های دینی یا شهود غیرمادی به‌دست آید (گودرزی، 1388: 110). روشن است که رویکرد شخص آینده‌نگر، بر اساس مبانی معرفتی او می‌تواند رویکردی الهی و مبتنی بر آموزه‌های معنوی یا صرفاً مادی باشد. با توجه به رویكرد این پژوهش در مورد تفسیر و مفهوم آینده‌نگری و دوراندیشی، به چند مورد از سخنان نغز معصومین(ع) اشاره می‌كنیم.

امام حسن مجتبی(ع) در پاسخ به پدر بزرگوارشان كه پرسیدند: «دوراندیشی و آینده‌نگری چیست؟» فرمودند: «آینده‌نگری این است كه منتظر رسیدن فرصت خود باشی، چون فرصت دست داد، بشتابی» (میزان الحكمه، ج3: ح3711). امام باقر(ع) فرمودند: «به پیامبر خدا(ص) عرض شد: دوراندیشی چیست؟ فرمودند: مشورت كردن با صاحب‌نظران و پیروی كردن از نظر آنان» (همان: ح3712). از حضرت علی(ع) روایت شده است كه فرمودند: «دوراندیشی، نگهداری تجربه است» (همان: ح 3717). آن حضرت منتهای دوراندیشی را فرمانبری خدا می‌دانند. بنابراین، در حدیث شریفی فرموده‌اند: «دوراندیشی همان فرمان بردن از خداست و نافرمانی كردن نفس» (همان، ح 3719). بنابراین، عناصر مهمی در دوراندیشی دخالت دارند كه از آن جمله می توان به مواردی مانند: تفكر و تعقل، مشورت با صاحب‌نظران، استفاده از فرصت‌ها و احتیاط در كارها تا حدّی كه انسان را از مرز شجاعت خارج نكند، اشاره كرد.

شهید مطهری در كتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» در بحثی با عنوان تربیت عقلانی انسان می‌نویسد: «در اسلام هم دعوت به علم شده است و هم دعوت به عقل (به معنای تعقل) و فرق این دو (این است كه) علم به معنای آموزش و فراگیری است، ولی تنها فراگیری كافی نیست و آنچه در زمینه فراگیری ضرورت دارد، مسئله تفكر كردن در ماده‌های فراگرفته شده است...» سپس درباره ویژگی‌های عقل آدمی سخن می‌گوید و از جمله آن‌ها موارد زیر را برمی‌شمارد: 1) عقل باید غربال‌كننده باشد؛ 2) عقل باید آینده‌نگر باشد.

ایشان درباره آینده‌نگری چنین توضیح می‌دهد: «یكی دیگر از خواص عقل كه تربیت عقل افراد باید بر این اساس باشد، مسئله آینده را به حساب آوردن است.» روی این مطلب نیز در تربیت‌های اسلامی زیاد تكیه می‌شود كه خودتان را در زمان حال حبس نكنید. به آینده توجه داشته باشید و عواقب و لوازم و نتایج نهایی كار را در نظر بگیرید... و همین است كه در ادبیات اسلامی تحت عنوان «آخربینی» آمده است.

 

پ/ پیش‌گویی ـ عبارت است از بیان وقوع حتمی رخدادهایی در آینده که معمولاً فاقد مبنای علمی قابل قبول در هر عصر است (اسلاتر، 1386 :46). پیش‌گویی‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شود: 1) بیاناتی که مبتنی بر یافته‌های متافیزیکی بوده و ریشه در وحی و معنویت دارند که دارای پشتوانه استدلالی عقلی است؛ 2) بیاناتی که تنها دارای ابعاد مادی و دنیوی بوده و بیشتر متکی بر باورهای خرافی‌اند. یکی از ویژگی‌های پیش‌گویی، قطعیت آن است. یعنی آینده‌نگر ادعا می‌کند که بدون خطا و اشتباه، آینده را دریافته است، اما در بقیه موارد، آینده نگر درصدی از احتمال خطا را می‌پذیرد.

 

ت/ پیش‌بینی ـ در این روش، دانشمندان از یافته‌ها و داده‌های برگرفته از دوره‌های زمانی گذشته و حال برای بررسی سیر و شکل روندهای آینده و وقوع احتمالی آن‌ها استفاده می‌کنند. می‌توان پیش‌بینی را حدسی علمی درباره ادامه روند متغیرهای خاص در آینده دانست که معمولاً با درصدی از خطا، از سوی دانشمندان پذیرفته می‌شود. این سنت به‌شدت «نخبه‌گرا»ست و پیش‌بینی آینده را به گروهی خبره می‌سپرد که علاوه بر آینده‌پژوهی، اطلاعات گسترده‌ای هم در خصوص موضوع مورد پیش‌بینی دارند.

 

ث/ آینده‌پژوهی دینی ـ مراد از «آینده‌پژوهی دینی»، کشف آینده و ساختن آن بر اساس انگاره‌ها و گزاره‌های دینی است که تلفیقی از آینده‌پژوهی قدسی و آینده‌پژوهی عرفی است. منظور از آینده‌پژوهی قدسی، آن چیزی است که در سطوح کلان آینده‌نگری دینی مطرح گردیده و چشم‌اندازی روشن از فرجام جامعه بشری و دورنمایی شفاف از فرجام هستی ارائه می‌دهد و ما را به هوشیاری بیشتر و فاعلیت مؤثرتر برای ساختن جهانی عاری از نابرابری و ظلم و سرشار از صلح و عدالت و سعادت فرامی‌خواند (فاضل قانع، 1388).

 

Text Box: 2 تفاوت آینده‌پژوهی با طالع‌بینی و غیب‌گویی ـ آینده‌پژوهی دانشی است که عقلانیت و تکرار‌پذیری بر آن حاکم است. این دانش برای مطالعه‌ آینده، برخلاف طالع‌بینی و غیب‌گویی، به‌جای ابزارهای جادویی و شهودی از ابزار‌های علمی و منطقی استفاده می‌کند. هرکس می‌تواند مبانی دانشی و روش‌شناسی علمی آینده‌‌پژوهی را فرا گیرد و به اندازه‌ سطح دانش خود از آن بهره‌برداری نماید. این در حالی است که روش‌های طالع‌بینان و غیب‌گویان برای همگان قابل استفاده نیست.

در آینده‌پژوهی همواره صحبت از آینده‌هاست. آینده‌پژوهان معتقدند چندین آینده‌ متفاوت می‌تواند شکل گیرد. هر فرد، سازمان و کشور می‌تواند آینده‌ خود را طراحی و معماری نماید. آینده‌های ترسیم شده از عدم قطعیت برخوردارند و هیچ‌گاه نمی‌توان انتظار داشت که به‌طور کامل محقق گردند. اما غیب‌گویان معتقدند فقط یک آینده‌ محتوم وجود دارد و امکان تغییر ارادی یا غیرارادی در این آینده‌ قطعی وجود ندارد. همچنین آینده‌پژوهی به دنبال یک برخورد فاعلانه با آینده است.

غیب‌گویی بر موضوعات خُرد متمرکز می‌شود، لکن آینده‌پژوهی، آینده‌ حوزه‌های کلان را بررسی می‌نماید؛ به عنوان مثال در رابطه با موضوع ازدواج، غیب‌گویی امکان ازدواج یک فرد خاص در سال آتی را صفر یا یک عنوان می‌کند، اما آینده‌پژوهی تأثیرات حوزه‌های مختلفی همچون اقتصاد، فرهنگ و آموزش بر ازدواج جوانان در ده سال آینده را بررسی می‌کند. آینده‌پژوهی دانش و رویکردی اسرار‌آمیز و جادویی برای اظهار‌نظر درباره‌ آینده نیست. آینده‌پژوهی‌، صرفاً توجه انسان به آینده را عقلانی‌تر و در نتیجه بسیار موفقیت‌آمیزتر نموده‌است.

 

Text Box: 3 پیشینه آینده‌پژوهی ـ آینده‌پژوهی، پیش‌بینی آینده و اساساً قدم نهادن در فراسوی زمان‌ و موقعیت‌ها، همواره از امیال و آرزوهای دیرینه بشر بوده‌است. قدرت نامحدود ذهن و تخیل انسان‌ها، همیشه یگانه ابزار نیرومند برای قدم نهادن در آینده بوده و هست. این قوه تخیل و جریان پویای ذهن، موجب فراروی از زمان حال و قدم گذاشتن در آینده‌ای است كه گاهی شگفت‌انگیز و غیرقابل باور می‌نماید.

تفكر درباره آینده و حوادث آن، سابقه‌ای به دیرینگی تاریخ آگاهی بشر دارد؛ همان‌گونه كه مردم همه دوره‌ها، همواره مشتاق كشف و علم به آینده خویش بوده‌اند. فعالیت معابد یونان باستان و رواج و رونق حرفه طالع‌بینی، ستاره‌شناسی، تعبیر خواب و ... میان همه ملل و اقوام شاهد این واقعیت است.

علم به آینده، از ابتدای تاریخ از ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده‌است. کشف ارتباط میان حرکت ستارگان و سیاره‌ها و وضعیت منظومه شمسی با طغیان یا فروکش‌کردن آب رودخانه‌های بزرگی چون نیل، دجله و فرات، نه‌تنها به صاحبان این دانش، اعتبار و مقامی روحانی و مافوق بشری می‌بخشید، بلکه آنان را صاحب قدرت و ثروت اقتصادی و نفوذ سیاسی نیز می‌کرد. البته این موفقیت چشمگیر، نه به پیشبرد دانش نجوم کمکی کرد و نه توانست علم آینده‌نگری را گسترش دهد. تنها دستاورد آن، شاید آن بود که انسان‌ها بر این باور شدند که سرنوشت ایشان به دست نیروهای ماورایی است و طالع آنان را حرکت ستارگان رقم خواهد زد. گسترش خرافات، به نوبه خود موجب شد امکان پیشبرد دانش آینده‌نگری برای پیش‌بینی اوضاع و احوال دنیای پیرامون، به تعویق افتد و کار از دست دانشمندان و محققان درآمده و به گوی جادوگران و ساحران واگذار شود.

نمی‌توان انکار کرد که اگرچه این دست از پیشگویی‌ها مبنای علمی و تحقیقی درستی نداشتند، گاهی درست از آب در‌می‌آمدند. گفته می‌شود در یونان باستان، هنگامی‌که کروسوس ـ پادشاه لیدیا ـ به معبد دلفی رفت و از کاهن معبد نتیجه حمله ارتش خود به امپراتوری پارس را پرسید، ندا آمد که: «اگر به جنگ پارسیان بروی، امپراتوری عظیمی سقوط خواهد کرد.» پیش‌بینی کاهن معبد دلفی درست از آب درآمد. کروسوس با اشتباه خود در حمله به ایران، موجب نابودی امپراتوری لیدیا شد! در مصر باستان نیز مطابق اسطوره‌های موجود، کاهنان مصری با پیشگویی آینده، فراعنه را در پیشبرد برنامه‌هایشان و تعیین ساعات سعد و نحس برای اجرای برنامه‌های نظامی یاری می‌دادند. پیش‌بینی تولد موسای پیامبر(ع) و مبارزه وی با فرعون را می‌توان یکی از نمونه‌های تاریخی مشهور در زمینه آینده‌نگری مردم باستان دانست.

در این میان، پیامبران الهی نیز که برای سعادت جامعه و رستگاری انسان‌ها، به امر راهنمایی و هدایت ایشان مشغول بودند، در میان کرامات خویش به خبر دادن از عالم غیب می‌پرداختند. پیش‌بینی یوسف پیامبر(ع) در زمینه بروز قحطی و خشکسالی در مصر از راه تعبیر خواب عزیز مصر، یکی از معجزه‌های دنیوی پیامبران بود. در واقع، پیش‌گویی در بسیاری از دوره‌ها، امری پیامبرگونه بود که تنها از عهده اولیای الهی برمی‌آمد. آنچه درباره سرنوشت انسان پس از مرگ در کتب آسمانی آمده است و نیز بحث‌های مربوط به رستاخیز انسان در آخرالزمان و فرجام سعادتمندانه یا نکبت‌بار نوع بشر در روز جزا، همگی گویای میل ذاتی انسان‌ها به دانستن آینده و برآورده‌شدن این میل از راه گفتارهای دینی و به دنبال آن، ارائه رهنمودهایی برای دست‌یابی به سعادت ابدی برای آدمیان است.

به این ترتیب، از روزگار کهن تا به امروز، رمل و اسطرلاب و انواع وسایل دیگر، همگی در خدمت آن بوده‌اند تا خبری از آینده بشر به او بدهند. حتی در جهان مدرن امروز نیز کم نیستند کسانی که احضار روح می‌نمایند یا کف‌بینی می‌کنند و از روی برگ چای، فنجان قهوه یا ورق، فال می‌گیرند و همگی ادعا می‌کنند که قادر هستند آینده را پیش‌بینی کنند (تیشه‌یار، 1390).

 

Text Box: 4 ضرورت و اهمیت آینده‌پژوهی و آینده‌نگری ـ بشر از دیرباز، زمان را به سه بخش گذشته، حال و آینده تقسیم کرده‌است. زمان حال به اندازه کافی شناخته‌شده است. شناخت گذشته از وظایف علم تاریخ است و شناخت آینده نیز برعهده علم آینده‌شناسی یا آینده‌پژوهی گذاشته شده‌است. آینده‌شناسی به منزله علم کشف آینده و شکل بخشیدن به دنیای مطلوب فرداست. آینده برای ملت‌ها و دولت‌ها مانند سرزمین‌هایی ناشناخته است و آینده‌شناسان نقش دیده‌بانان و پیش‌قراولان علمی را دارند که اطلاعات گران‌بهایی را از این سرزمین ناشناخته در اختیار انسان‌ها قرار می‌دهند. براین اساس می‌توان گفت، آینده‌شناسان یا آینده‌پژوهان، بازیگران کلیدی در فرآیند خلق چشم‌اندازها به‌شمار می‌روند.

امروزه سرعت تغییرات آن‌چنان سرسام‌آور است که دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی کنار آمد. اگر با تغییرات همگام نشوید، زیر چرخ عظیم تغییر خرد خواهید شد. اما آیا امکانی برای اطلاع یافتن از آینده برای ما وجود دارد؟ قطعاً در مورد آینده هیچ‌چیز قطعی و یقینی وجود ندارد و این از اصول اولیه آینده‌پژوهی است، اما اصل دیگری هم با این مضمون وجود دارد که انسان می‌تواند در سرنوشت آینده تأثیرگذار باشد. آینده‌پژوهی فراتر از پیش‌بینی است و دانش شناخت تغییرات است و شناخت آینده از حیاتی‌ترین علوم مورد نیاز هر ملتی است.

آینده نگری در تعالیم اسلام از جایگاه والایی برخوردار است. قرآن مجید به پیروان خود توصیه می‌كند كه عاقبت‌اندیش باشند و فریفته منافع زود گذر دنیا نشوند، بلكه آخرت را در نظر داشته باشند و به‌گونه‌ای عمل كنند كه در آخرت سعادتمند گردند.

پیامبر گرامی اسلام(ص) از همان سال‌های آغازین بعثت خود بر اساس دانش ماورایی خود به پیشگویی رویدادهای مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی که در آینده‌های دور و نزدیک در جامعه اسلامی روی خواهد داد می‌پرداختند و به تعبیر برخی از روایات، مسلمانان را از حوادثی که تا آستانه قیامت رخ خواهد داد، خبر می‌دادند. آن حضرت گاه مسلمانان را نسبت به رخدادهای مبارکی که در آینده رخ خواهد نمود، مژده و بشارت می‌دادند و گاه آنان را نسبت به وقایع شومی که در پیش روی آن‌هاست، برحذر می‌داشتند. رویه مستمر پیامبر اکرم(ص)  در مورد پیشگویی رویدادهای مختلف، به‌ویژه رویدادهایی که در آخرالزمان رخ خواهد داد، موجب شد که مسلمانان در طول سال‌های پربرکت حیات رسول گرامی اسلام(ص) از گنجینه ارزشمندی از روایات مربوط به حوادث آینده برخوردار شوند؛ گنجینه‌ای که از همان سده‌های آغازین گسترش اسلام به دست مؤلفان، مورخان و محدثان جمع‌آوری و در اختیار نسل‌های آینده گذاشته شد (تاجمیر ریاحی، 1387).

این حكایت از كتاب داستانِ راستان شهید مطهری، نشان از ضرورت و اهمیت آینده‌نگری در روایات اسلامی دارد: مردی با اصرار بسیار از رسول اكرم(ص) یك جمله به عنوان اندرز خواست. رسول اكرم(ص) به او فرمود: اگر بگویم، به‌كار می‌بندی؟ او گفت: بلی، یا رسول الله! این جمله سه بار میان آنان تكرار شد. رسول اكرم(ص) پس از این كه سه بار از آن مرد قول گرفت و او را از اهمیت مطلبی كه می‌خواهد بگوید، آگاه ساخت، به او فرمود: «اِذا هَمَمْتَ بِأَمرٍ فَتَدَبَّرْ عاقِبَتَهُ، إنْ یَكُ رُشْدا فَأمْضِهِ وَ اِنْ غَیّا فَانْتِهِ عَنْهُ» (= هرگاه تصمیم به كاری گرفتی، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن كار فكر كن. اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است، آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است، از تصمیم خود صرف نظر كن.)

امام علی(ع) نیز در نهج‌البلاغه در موارد بسیاری از جمله در خطبه 113 به این موضوع اشاره كرده‌است. آن حضرت در سخن دیگری، آینده‌نگری را از ویژگی‌های افراد با ایمان معرفی كرده و می‌فرماید: «المؤمنون هم الذین عرفوا ما أمامهم» (= مؤمنان كسانی هستند كه آینده خویش را می شناسند) (بحار الانوار، ج 78: 25).

وضعیت آینده هر انسان وابسته به كارهایی است كه امروز انجام می‌دهد. از این‌رو لازم است در آغاز هر كاری نتیجه آن را بسنجد و میزان تأثیر آن را در سرنوشت خویش بازشناسد؛ اگر فایده‌ای به حالش ندارد انجام ندهد و هرگز بدون تأمل و دقت دست به كاری نزند. امام علی(ع)  فرمودند: «من تورط فی الأمور بغیر نظر فی العواقب فقد تعرض للنوائب» (=  كسی كه بدون تدبر و پایان‌اندیشی در كارها وارد شود، خود را در معرض بلاها و مصیبت‌ها افكنده است) (مستدرك الوسائل، ج2: 380). ایشان در جای دیگری پیرامون ضرورت آینده‌نگری فرموده‌اند: «مؤمنین كسانی هستند كه نسبت به آینده و پیش روی خود آگاه هستند.»

در اندیشه و رفتار امیرمؤمنان علی(ع) عاقبت‌اندیشی و آینده‌نگری از چنان اعتبار و اهمیتی برخوردار است که زندگی، کار و حرکت بدون آن، فاقد هر خیری است. شیخ جلیل‌القدر، ابوجعفر برقی (م. 280ق.) به اسناد خود روایت کرده است که امیرمؤمنان علی(ع) بر منبر کوفه چنین فرمود: «ایُها الناسُ... لا خَیرَ فی دُنیا لا تَدبیرَ فیهَا» (= ای مردم! در دنیایی که در آن تدبیر نباشد خیری نیست.)

 

Text Box: 5 سطوح آینده‌پژوهی ـ با توجه به تعاریف و رویكردهای مختلف درباره آینده‌پژوهی، می‌توان آن را در دو سطح، دسته‌بندی و تعریف كرد:

الف/ آینده‌پژوهی به معنای اعم (آینده‌پژوهی مفهومی) ـ این نوع آینده‌اندیشی، بیشتر جنبه معرفتی و فكری دارد و نگرش‌های كلان به تاریخ بشری ـ بخصوص آینده جهان ـ را شامل می‌شود. در این مفهوم از آینده‌پژوهی با رویكردهایی گاهی همسان رو‌به‌رو هستیم كه از جمله آن‌ها می‌توان به فلسفه نظری تاریخ اشاره كرد. فلسفه تاریخ، كشف الگو و قوانین حاكم بر تاریخ و شناسایی هدف، مسیرها و عوامل حركت آفرین آن، جهت پیش‌بینی آینده و معنابخشی به حركت تاریخ است. همچنین می‌توان از نوعی آینده‌پژوهی مفهومی نام برد كه هم‌پوشانی فراوانی با «فلسفه نظری تاریخ» دارد. این نوع آینده‌پژوهی كاوش سازمان‌یافته‌ جهت پیش‌بینی آینده است و برای این كار به كمك یك محمل مفهومی و تطورات آن مفهوم در حال و آینده، به آینده‌پژوهی می‌پردازیم. در این رابطه می‌توان از محمل‌های مفهومی‌ چون تمدن، ارتباطات، فرهنگ، حكومت و ... بهره گرفت و نگاهی كلان به آینده داشت.

 

ب/ آینده‌پژوهی به معنای اخص (آینده‌پژوهی جزئی یا عرفی) ـ این سطح از آینده‌پژوهی، حاصل تلاقی سه دسته از مفاهیم در حوزه‌های مختلف است: 1) برنامه‌ریزی یا برنامه‌ریزی استراتژیك؛ 2) آینده‌اندیشی؛ 3) شبكه‌سازی یا توسعه سیاست. بر این اساس، آینده‌پژوهی به معنای مهیا بودن برای آینده و استخدام منابع موجود به بهترین وجه ممكن و در راستای ارزش‌ها و اهداف است. این همان تلاش سیستماتیك، برای نگاه به آینده بلندمدت در حوزه‌های دانش، سیاست، فن‌آوری، اقتصاد، محیط‌ زیست، جامعه و... است كه هدف اصلی آن، شناخت فرصت‌ها و فناوری‌های جدید و تعیین بخش‌هایی است كه سرمایه‌گذاری در آن‌ها، احتمال بازدهی بیشتری دارد.

 

Text Box: 6 اصول موضوعه و مفروضات آینده‌پژوهی ـ همان‌گونه که گفته شد آینده‌پژوهی علم و هنر کشف آینده و شکل بخشیدن به آینده‌ مطلوب است. آینده‌پژوهی همواره از آینده‌ها صحبت می‌کند. هدف اصلی این دانش کشف یا ابداع، امتحان، ارزیابی و پیشنهاد آینده‌های ممکن، محتمل و مرجح به‌منظور شکل‌گیری آینده‌ای مطلوب است. آینده‌پژوهان می‌خواهند بدانند چه آینده‌هایی می‌توانند رخ دهند (ممکن)، چه آینده‌هایی با احتمال بیشتری شکل می‌گیرند (محتمل) و چه آینده‌هایی باید برپا شوند (مرجح). آینده‌پژوهان در تلاش هستند که تصاویری بدیل و نو از آینده خلق نمایند؛ تصاویری از اکتشافات و چشم‌اندازهای ممکن، نتایج بررسی‌های نظام‌مند آینده‌های محتمل و ارزیابی‌های با عظمت و مرجح از آینده.

آینده‌پژوهی مانند هر حوزه معرفتی دیگر، بر پیش فرض‌های ویژه‌ای بنا شده‌است. این پیش‌فرض‌ها بر تلقی مدرن از جهان هستی و نقش انسان استوارند. از این‌رو، چنانچه جامعه‌ای تلقی دیگری از جهان داشته باشد، پیش فرض‌های متفاوتی در این حوزه مطالعاتی خواهد داشت. این نکته توجه به خصلت بومی و ارزشی بودن دانش آینده‌پژوهی را به‌خوبی نشان می‌دهد. بسط آینده‌پژوهی با مبانی اسلامی در جامعه‌ ما با تأمل و ایجاد تغییر در همین پیش‌فرض‌ها ممکن است. به هرحال ورود به حوزه‌ آینده‌‌پژوهی مستلزم توجه به این پیش‌فرض‌هاست. تلقی خطی از زمان، حتمی نبودن آینده و امکان تغییر دادن آن و تلقی ما از آرمان‌شهر را که دست‌یابی به آن هدف نهایی تمامی فعالیت‌های آینده‌گرایانه است، از اصول موضوعه‌ آینده‌پژوهی به‌حساب می‌آیند.

عنوان آینده‌پژوهی می‌تواند حوزه وسیعی از فعالیت‌ها و مطالعات معطوف به آینده را پوشش دهد؛ ولی بنا بر ضرورت، عقلانی‌تر شدن و روشمندشدن آن به عنوان یك حوزه مطالعاتی مشخص، نیازمند طرح اصول و قواعد مشخصی است. با توجه به این مباحث مهم، آینده‌پژوهان اصول و مفروضاتی را به بحث می‌گذارند كه مفهوم و ماهیت كلان مطالعات آینده‌پژوهی را شكل می‌دهد؛ برخی از این اصول عبارت‌اند از:

 

     وحدت و پیوستگی هستی: بین اجزای نظام هستی، وابستگی متقابل وجود دارد. هیچ سیستمی یا هیچ جزئی از عالم را نمی‌توان 100درصد مجزا و منفرد در نظر گرفت؛ بلکه هر موضوعی که در کانون توجه آینده‌پژوهان قرار می‌گیرد، به صورت یک سیستم باز در نظر گرفته می‌شود؛ لذا شناخت‌ آینده، به شناخت دقیق‌ همه‌ اجزای‌ نظام‌، كاركرد آن‌ها و چگونگی‌ میان‌كنش‌ آن‌ها با عوامل‌ بیرون‌ از نظام وابسته است؛

     اهمیت زمان: زمان، اهمیت حیاتی داشته و به صورت یک‌طرفه و بی‌بازگشت ‌پیش می‌رود. هرچه از زمان می‌گذرد، بر سرعت تغییرات نیز افزوده می‌شود.

     آینده فارغ از حال نخواهد بود. همان‌گونه كه حال، در ادامه گذشته رخ داده‌است، آینده نیز به نوعی تحت تأثیر حال خواهد بود و به‌همین شكل هر مقطعی از آینده، مقدمه‌ای برای آینده بعدی است؛

     آینده می‌تواند شكل بگیرد؛ به این معنا كه آینده به طور کامل از پیش تعیین شده نبوده و به صورت غیر قابل اجتناب بر انسان‌ها تحمیل نشده است. آینده ما، متأثر از كنش بشری است؛

     آینده می‌تواند از جنس گذشته و حال نباشد. یک نوع ارتباط و یکپارچگی بین گذشته، حال و آینده وجود دارد، اما هر چیزی که در آینده به وجود خواهد‌آمد، لزوماً امروز یا گذشته وجود نداشته‌است. بدین ترتیب، امکان دارد آینده شامل مواردی باشد که پیش از آن هیچ سابقه‌ای نداشته‌است؛ آینده باز است و مقدَّر نیست؛

     آینده‌ها متعددند. بعضی از آینده‌ها بهتر از بقیه‌اند. گزینه‌های متعددی برای وقوع آینده وجود دارد و از آنجا كه آینده‌پژوهان به‌ جست‌وجو به دنبال آینده‌های بهتر و نیز آینده‌های ممکن می‌پردازند، بخشی از آینده‌پژوهی، مطالعه، تبیین، ارزیابی و حتی تدوین معیارهایی است که افراد براساس آن‌ها، آینده‌های گوناگون را ارزیابی می‌كنند (عظیمی، 1388).

2.7 اهداف‌ آینده‌پژوهی

آینده‌پژوهان برای مطالعه آینده از سه رویکرد بهره می‌گیرند: 1) رویکرد تحلیلی (چه آینده‌هایی را می‌توان ساخت؟)؛ 2) رویکرد تجویزی یا هنجاری (چه آینده‌ای را باید ساخت؟)؛ 3) رویکرد تصویر‌پردازی (آینده چگونه است؟).

از این طریق آینده‌پژوهان عوامل و فرایندهای تغییر در حوزه‌های گوناگون مانند سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع را به منظور تحلیل، طراحی و مهندسی آینده شناسایی می‌نمایند. همچنین آینده‌پژوهی کشف فرصت‌ها، افزایش امید به آینده، وفاق ملی و تعمیق آینده آگاهی در سطح جامعه را نیز در پی دارد. به‌طور کلی، اهداف آینده‌پژوهی عبارت‌اند از:

 

     مطالعه‌ آینده‌های ممکن، محتمل و مرجح؛

     مطالعه‌ تصاویر آینده؛

     مطالعه‌ مبانی اخلاقی و دانش ‌آینده‌پژوهی؛

     تفسیر گذشته و جهت‌گیری‌های حال؛

     تفسیر ارزش‌ها و معلومات برای طراحی عوامل کلیدی اجتماعی؛

     افزایش مشارکت عمومی در تصویر‌پردازی و طراحی آینده؛

     ترویج و اشاعه‌ تصاویر مطلوب آینده.

 

اهداف هفت‌گانه فوق، بدین‌صورت محقق می‌گردد که آینده‌پژوهان با مطالعه و بررسی تصاویری از آینده که در ذهن اقشار مختلف جامعه وجود دارد و نیز با تجزیه و تحلیل تصاویر شاخص اجتماعی و تأثیر آن‌ها در طلوع و غروب تمدن‌ها، روندهای ممکن و محتمل را توصیف نموده، اهداف و ارزش‌ها را تعیین کرده و با ارائه‌ تصاویر گوناگون از آینده، سیاست‌های جایگزین را پیشنهاد می‌کنند. بحث طراحی‌ و نوسازی‌ جامعه‌ نیز در همین‌ چهارچوب‌ قرار دارد. آرمان‌های ‌فرازمانی‌ و مطلق‌ تنها در این‌ صورت‌ با آینده‌پژوهی در ارتباط بوده و در آینده‌سازی‌ مطلوب‌ تجلی‌ می‌کنند (فاضل قانع، 1388).

     روش پژوهش

این مقاله به روش مطالعه اسنادی تدوین شده‌است. طی یك مطالعه اكتشافی و تحلیلی، به پشتوانه تفاسیر و منابع معتبر اسلامی، تحلیل‌هایی از كتاب وحی و روایات معتبر صورت‌گرفته و بررسی شده‌است.

 

     یافته‌های پژوهش

Text Box: 1 رابطه آینده‌‌نگری با جهان‌‌بینی ـ در رابطه با چگونگی و نوع نگاه به آینده، دو نگرش کلی همواره وجود داشته است؛ در یک نگاه‌‌، آینده بشر تاریك و ظلمانی تلقی گردیده و هیچ فرجام امیدبخشی برای آینده بشر، قابل تصور نیست. نگاه دوم، نگرش مثبت و سازنده‌ای است که آینده بشر را مثبت و سرشار از امید ارزیابی كرده و به چشم‌‌انداز روشن و آفتابی که در انتظار تاریخ بشر است، چشم دوخته‌‌است. این دیدگاه، نگرش غالب و در حال فراگیر شدن است. اگرچه ممکن است دیدگاه سومی نیز فرض شود و کسانی باشند که زمان آینده را در زمان حال خلاصه و توجه مردم را از فراسو به هم‌اكنون معطوف نمایند، اما حقیقت این است که این گروه نیز نمی‌توانند از آینده به‌طور کلی چشم ببندند، بلکه آنان نیز می‌باید زمان حال را با نیم‌نگاهی به آینده سامان دهند. از این لحاظ باید گفت آینده‌نگری و نگاه مثبت به آینده، یک امر فراگیر و همگانی است.

استاد مطهری(ره) این دو نوع نگاه را نسبت به آینده، ناشی از تفاوت در نوع جهان‌بینی افراد می‌داند. وی می‌گوید: «نگرش مثبت، نگرشی است كه غالب معتقدان به ماورا و خدا و نیز اكثر پیروان ادیان ـ اعم از آسمانی و غیر آسمانی ـ بدان باور داشته و نشاط و بالندگی فردی و اجتماعی خویش را در آن جست‌و‌جو می‌كنند. نگرش مثبت به آینده هم در ساخت‌و‌ساز انسان و جوامع انسانی نقش مهمی داشته و هم در معنا بخشیدن و هدفمند كردن زندگی انسان‌ها، نقش تأثیرگذاری خواهد داشت؛ چه اینکه نگرش منفی غالباً از آن كسانی است كه به ماوراء اعتقاد ندارند و جهان و جهانیان و ارتباط میان آن‌‌ها را مادی محض می‌پندارند. به تعبیر دیگر، اینان دیدگاه ماتریالیستی دارند. از این‌رو بعضی فیلسوفان به جهان و به انسان، هر دو بدبین هستند. جهان را در مجموع خود، یك امر نبایستی، یك شیء نامطلوب و انسان را هم در میان مخلوقات این عالم، یك موجود شرور و یك موجودی كه اسیر یك سلسله غرایز پست و پلید است و از وجود این موجود، در واقع جز شر چیزی برنمی‌خیزد، می‌دانند. آنان معتقد هستند جهان شر است و انسان هم شرورترین موجودات» (مطهری، 1384: 999).

 

Text Box: 2 نقش ادیان در شکوفایی اندیشه آینده‌نگر ـ نکته مهم در رابطه با سیر تاریخی اندیشه فرجام‌شناسی، توجه به نقش اساسی و بی‌بدیل ادیان الهی در شفاف سازی دورنمای آینده از یک‌سو و توسعه و شکوفایی نگاه مثبت به آینده از سوی دیگر است؛ زیرا اگرچه اندیشه‌ فرجام‌‌خواهی و آینده‌‌نگری، دارای ریشه‌‌های فطری و انسانی و سابقه کهن تاریخی است، اما این بحث در حوزه گفتمان بشری، قبل از هرچیز، رهاورد گفتمان دینی بوده و منادیان اصلی آن، پیامبران الهی و کتب آسمانی‌اند.

ویژگی مهم آینده‌نگری ادیان این است که پیشگویی‌های پیامبران الهی توانسته‌است آرمان‌خواهی نهفته انسانی را به یک رویکرد فراگیر در جوامع بشری تبدیل نماید؛ زیرا آثار رویکرد جوامع به سمت ایده نجات‌گرایانه ادیان الهی، فراگیر و همه‌جانبه است.  اصل نجات تنها در توان خداوند متعال است. نجات او، رحمت عامه است و لطف و عنایت او در همه حال، بندگان را شامل می‌شود و آن‌ها را از انواع خطرها، وسوسه‌های فكری و روحی و القائات شیاطین در امان می‌دارد. برای همین هدف اساسی، خداوند متعال، پیامبرانش را برای نجات بشر از ظلمت‌ها، گمراهی‌ها و تباهی‌ها فرستاده‌است. پس نجات، گستره وسیعی از حیات آدمی ـ از بدو خلقت و حیات فكری و مادی او گرفته، تا حیات دینی و معنوی و اخروی‌اش ـ را شامل می‌شود (مطهری، 1384: 352).

از این نظر، موضوع فرجام‌نگری و توجه به فردای تاریخ را می‌باید رهاورد تعلیمات ادیان آسمانی و انبیای الهی دانست که همواره نگاه بشریت را به سوی آینده روشن و بهجت‌آوری معطوف نموده و فرا‌رسیدن چنین دوران ایده‌آلی را برای فردای تاریخ بشر، بشارت داده‌‌اند. به همین جهت این نگرش در میان پیروان ادیان و کسانی‌که دارای جهان‌بینی توحیدی هستند، نمود بیشتری دارد؛ زیرا مكاتب الهی از آنجا كه جهان را دارای خالق حكیم، دانا و توانا می‌دانند و تدبیر جهان را بر اساس اراده حق‌تعالی توجیه می‌كنند، آینده و فرجام بشریت را روشن ارزیابی كرده‌اند.

به هر میزان که جوامع بشری از آموزه‌های دینی تأثیرپذیر بوده‌اند، در میان آنان امید به آینده رسوخ بیشتری داشته‌است. استاد مطهری(ره) در این مورد که گسترش رویکرد دین‌گرایانه، جامعه را در نهایت به سمت پذیرش ایده حکومت عدل جهانی نزدیک‌تر خواهد نمود، می‌نویسد: «در طول تاریخ گذشته و آینده، نبردهاى انسان تدریجاً بیشتر جنبه ایدئولوژیك پیدا كرده و مى‏كند و انسان تدریجاً از لحاظ ارزش‌هاى انسانى به مراحل كمال خود، یعنى به مرحله انسان ایده‏آل و جامعه ایده‏آل نزدیك‌تر مى‏شود تا آنجا كه در نهایت امر، حكومت عدالت، یعنى حكومت كامل ارزش‌هاى انسانى ـ كه در تعبیرات اسلامى از آن به حكومت مهدى(عج) تعبیر شده است مستقر خواهد شد و از حكومت نیروهاى باطل، حیوان‌مآبانه، خودخواهانه و خودگرایانه اثرى نخواهد بود» (مطهری، 1384: 427). بنا‌براین اهمیت و تأثیرگذاری آینده‌نگری و پیشگویی‌های ادیان بدان جهت است که برپایه آموزه‌های یقین‌آور وحیانی و اخبار غیبی پیامبران الهی و كتب آسمانی، از آینده گزارش می‌دهد. (صمدی، 1389).

 

Text Box: 3 مشترکات آینده‌نگری ادیان ابراهیمی ـ در آموزه‌های ادیان ابراهیمی، نقاط اشتراک مهمی وجود دارد. شالوده اصلی نگرش این ادیان بر این وجوه مشترک، استوار است. با نگاه درون‌دینی به آموزه‌های آینده‌نگر ادیان ابراهیمی، مشاهده می‌شود که الگوی غالب بر پیشگویی فرجام‌شناسانه هرکدام از این ادیان بزرگ، پیش‌‌بینی جهانی‌شدن و غلبه بر سایر ادیان است. این آموزه مخصوصاً در آینده‌نگری اسلامی، بیش از سایر ادیان مورد تأکید واقع شده است. مهم‌ترین اصول مشترک در آموزه‌های دینی ادیان ابراهیمی که به‌طور آشکار و پررنگ مشاهده می‌شود، عبارت‌اند از: الف) اعتقاد به پیروزی حتمی حق بر باطل و حاکمیت پاکان در آینده؛ ب) محوریت رهبر الهی وآسمانی در این تقابل (منجی موعود)؛ ج) تأکید بر ماهیت دینی نظام آینده (غلبه جهانی دین). این محورها را می‌توان از مهم‌ترین اصول مشترک میان آینده‌نگری ادیان ابراهیمی به‌شمار آورد (صمدی، 1389).

 

Text Box: 4 آینده‌نگری و پیش‌بینی‌ با منشأ دین و وحی ـ با توجه به مفهوم آینده، پیش‌بینی‌هایی که در دین و براساس وحی و الهام انجام گرفته‌است نمونه‌‌های زیادی دارد که یک اطلاق آن شامل ابعاد نامتناهی می‌شود؛ برای نمونه، درباره‌ قیامت و زنده شدن انسان‌ها و تحولی که در عالم پدیدار می‌شود، در قرآن آمده‌است: (إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ. وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَت. وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ) (تکویر: 1-3). این یک پیش‌بینی است. مراتبی از آن در روایات، آن‌هم با اختلاف اعتباری که از لحاظ سند و دلالت در روایات هست، بیان شده‌است. به‌هرحال،‌ این طیفی از پیش‌گویی‌هاست که برخی از آن‌ها صریح قرآن است و هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت، جای مناقشه ندارد. بعضی‌ از آن‌ها که در روایات آمده‌است از لحاظ دلالت و برخی دیگر هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت، قابل مناقشه است، ولی به‌هرحال واقعیت‌هایی است كه بیان شده‌است.

 

Text Box: 5 انگیزه‌های افراد برای اطلاع از آینده ـ انگیزه‌هایی که افراد برای اطلاع از آینده دارند، مختلف است. همه دوست دارند ببینند فردا چه رخ می‌‌دهد. انسان دوست دارد بداند در آینده چه وقایعی رخ می‌دهد. برای برخی، همین دانستن موضوعیت دارد و مطلوب بالذات است. بسیاری از افراد دانستن همین نکته را که فردا چه می‌شود، برای خود یک امتیاز می‌دانند؛ اولاً وجدانشان راضی می‌شود؛ ثانیاً امتیازی است نسبت به دیگران و اینکه او می‌‌داند و افراد دیگر نمی‌دانند.

عده‌‌ای ‌نیز از این اطلاعات دو نوع بهر‌ه‌برداری می‌کنند؛ اول دکان‌دارهایی که می‌خواهند از این راه منافعی نصیبشان شود و پیش‌بینی‌هایی که می‌کنند، بر‌ای این است که از مردم پول بگیرند و مرید جمع کنند که این استفاده‌‌ای نادرست است. برخی نیز از پیش‌بینی و آگاهی از اطلاعات آینده برای برنامه‌ریزی در رفتار فعلی‌شان بهره می‌برند؛ یعنی چون قرار است این‌طور شود، وظیفه‌ فعلی ما چیست. این کسب اطلاع از آینده، معقول و خداپسند است. این برای انسان مفید است تا از چیزی که می‌تواند در رفتار امروز او اثر داشته باشد، آگاه باشد. پس برای کسب اطلاع از آینده،‌ سه انگیزه مطرح است؛ برای برخی صِرف همین دانستن، مطلوب است؛ عده‌ا‌ی‌ می‌خواهند از آن سوءاستفاده کنند؛ اما عقلا از این دانستن، استفاده دیگری می‌کنند. راه صحیح استفاده از این آینده‌نگری، پیش‌بینی و پیش‌گویی‌ها آن است که بدانیم در رفتار فعلی‌مان چه اثری دارد؛ یعنی خودمان را برای رفتاری که آن زمان باید انجام دهیم، آماده کنیم.

 

Text Box: 6 انگیزه قرآن و روایات از آینده‌نگری و پیش‌گویی

 

الف/ ایجاد امید ـ برخی از آینده‌نگری و پیش‌گویی‌هایی که در قرآن و روایات آمده با این هدف است که می‌خواهد با بیان آینده‌های مطلوب، در مردم ایجاد امید کند. وقتی انسان این فرایند را می‌بیند که روز‌به‌روز فساد، ظلم، پیروی از هوی‌و هوس‌ها و گناهان بیشتر می‌شود، کم‌کم ناامید می‌شود! وقتی این سیر نزولی را می‌بیند، ناامید می‌شود! شرایط اجتماعی در دوران‌ مختلف کمابیش همین‌طور بوده‌است. غالباً هم کسانی هستند که یاد گذشته می‌کنند و می‌‌گویند خوش به حال گذشته‌ها که چنین بودند؛ البته خیلی از این موارد بی‌جا و خیلی از آن‌ها هم بجاست.

به‌هرحال، این‌که انسان بخواهد از اطلاعات آینده برای برنامه‌ریزی‌ و امیدبخشی استفاده کند، مفید است؛ اولین اثرش این است که وقتی بداند آینده‌های خوبی در پیش است، امیدوار می‌شود که همیشه این سیر، نزولی نیست و زمانی هم صعودی خواهد شد. هرچند مفاسدی در جامعه زیاد شده، محاسنی هم زیاد شده‌است که چه‌بسا آن‌ها بر مفاسد خیلی رجحان داشته باشند. انسان نباید همیشه دنبال عیب‌‌یابی باشد. به قول معروف: عیب آن جمله بگفتی، هنرش نیز بگو. گفتن این‌ها باعث می‌شود که انسان نسبت به آینده امیدوار باشد. وقتی امید پیدا شد، انگیزه فعالیت بیشتر می‌شود و انسان رنگ و بوی زندگی می‌گیرد. ناامیدی یعنی مرگ، عدم فعالیت، رکود و سقوط. با ناامیدی کاری از پیش نمی‌رود. هر کاری نیازمند امید است. وقتی انبیا و اولیا به مردم امید می‌دهند که روزی پیش خواهد آمد که ظلم‌ها نابود خواهد شد و ظالمان به‌سزای اعمالشان خواهند رسید، در مردم امید ایجاد می‌کنند. وقتی در آن‌ها امید ایجاد شد، فعال می‌شوند؛ آن‌وقت زندگی جریان می‌گیرد و یک جامعه زنده خواهیم داشت.

اما اگر افراد به ناامیدی، دلسردی و وارفتگی دچار شدند، جامعه، جامعه‌‌ای‌ مرده‌ خواهد بود. از چنین جامعه‌‌ای نمی‌توان امید حیات داشت. پس این بالاترین خدمتی است که انبیا می‌کنند که زمینه امید را برای مردم فراهم می‌کنند تا نسبت به آینده امیدوار باشند. آیاتی مانند (لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) (توبه: 33)، (جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا)(اسراء: 81) و امثال آن، نوید قطعی می‌دهند که (أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ) (انبیا: 105).

واقعه غدیرخم یكی از آینده‌نگری‌های الهی است كه زمینه یأس و ناامیدی دشمنان ولایت را مهیا ساخت و باعث تقویت فرهنگ امید در جامعه مسلمانان شد. در تفسیر نمونه در ارتباط با این واقعه بزرگ چنین آمده‌است: «آن روز بود كه كفار در میان امواج یأس فرو رفتند؛ زیرا انتظار داشتند كه آیین اسلام قائم به شخص باشد و با از میان رفتن پیغمبر(ص) اوضاع به حال سابق برگردد و اسلام تدریجاً برچیده شود، اما هنگامی‌كه مشاهده كردند مردی كه از نظر علم، تقوا، قدرت و عدالت بعد از پیامبر(ص) در میان مسلمانان بی‌نظیر بود، به عنوان جانشین پیامبر(ص) انتخاب شد و از مردم برای او بیعت گرفت، یأس و نومیدی نسبت به آینده اسلام آن‌ها را فراگرفت و فهمیدند كه آیینی است ریشه‌دار و پایدار. در این روز بود كه آیین اسلام به تكامل نهایی خود رسید؛ زیرا بدون تعیین جانشین برای پیامبر(ص) و بدون روشن شدن وضع آینده مسلمانان این آیین به تكامل نهایی نمی‌رسید. آن روز بود كه نعمت خدا با تعیین رهبر لایقی همچون علی(ع) برای آینده مردم تكامل یافت.»

 

ب/ تصرف در آینده ـ (وَ قَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِینَ دَیَّاراً. إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً) (= و گفت نوح پروردگارا! احدی از این قوم بی‌ایمان را روی زمین مگذار، چراكه اگر بمانند، بندگان تو را گمراه می‌كنند و نسل آینده آن‌ها نیز جز كافر و فاجر نخواهد بود) (نوح: 26-27). در بسیاری از آیات قرآن كریم، به این مطلب برمی‌خوریم كه انسان‌های ملكوتی ـ از انبیا و ائمه گرفته تا اولیاء ـ در مكان و زمان تصرف دارند. آن‌ها به اذن خداوند می‌توانند آینده را پیش‌بینی كرده و در سیر جریانات آن تأثیرگذار باشند. همچنان‌كه در جریان حضرت نوح(ع) می‌بینیم كه چون نسل‌های بعدی را كافر و فاجر می‌دید، به اذن خداوند زمینه تغییر و تحول آن‌ها را پدید آورد.

حضرت خضر(ع) طی همراهی با حضرت موسی(ع)، كارهای عجیبی انجام داد كه حاكی از علم او به آینده و قدرت تغییر در آن بود. همین‌طور حضرت ابراهیم(ع)؛ خداوند در اعلام آسمانی او نسبت به حج یك اثر فرازمانی قرار داد تا اعلام جهانی او در همه زمان‌ها و مكان‌ها تا ابد تأثیرگذار باشد (قربانی، 1385). در تفسیر المیزان آمده است: «در اینكه نوح از كجا فهمید كه این‌ها دیگر ایمان نمی‌آورند و علاوه بر آن، بندگان خدا را كه در آن محیط بودند گمراه می‌سازند و از این گذشته نسل آینده آنان نیز فاسد و مفسد است... نوح از روی مجرای طبیعی و محاسبات معمولی به این حقیقت رسیده بود؛ زیرا قومی كه نهصد و پنجاه سال با مؤثرترین بیانات تبلیغ شوند و ایمان نیاورند، امیدی به هدایتشان نیست و چون این گروه كافر، اكثریت قاطع را در اجتماع داشتند و همه امكانات در اختیار آنان بود، طبعاً برای اغوای دیگران كوشش می‌كردند و نسل‌های آینده چنین قومی قطعاً فاسد بوده است.»

 

پ/ نگرانی از اوضاع نسل‌های آینده ـ (إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِی) (= در آن هنگام كه یعقوب [در واپسین لحظات عمر] به فرزندانش گفت: پس از من چه چیز را می‌پرستید؟) (بقره: 133). این آیه به یك نوع نگرانی مقدس از زبان حضرت یعقوب(ع) (خطاب به فرزندانش) اشاره می‌فرماید.

از این آیه در می‌یابیم در عالی‌ترین نقطه آینده‌نگری، نگرانی از وضعیت معنوی و اعتقادی نسل و نسل‌های بعدی مطرح است. پیامبران ضمن وقوف بر این امر مهم، درس بزرگی به بشریت می‌دهند كه در مقابل فرزندان و نسل‌های آتی احساس مسئولیت داشته باشند و ضمن توجه به نیازهای معیشتی آن‌ها، به نیازهای روحی و جسمی ایشان هم توجه شایسته‌ای داشته باشند (قربانی، 1385). در تفسیر نمونه در مورد این آیه آمده است: «از آیه مورد بحث برمی‌آید كه در وجود یعقوب به هنگام مرگ، آثار یك نوع ناراحتی و نگرانی از وضع آینده فرزندانش احساس می‌شد.»

 

ت/ برنامه‌ریزی برای آینده ـ (قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ... یَعصِرون) (= گفت هفت سال با جدیت زراعت كنید و آنچه را درو كردید، جز كمی كه می‌خورید، در خوشه‌های خود باقی گذارید. پس از آن، هفت سال سخت می‌آید كه آنچه را برای آن سال‌ها ذخیره كرده‌اید می‌خورند؛ جز كمی كه ذخیره خواهید كرد. سپس سالی فرا می‌رسد كه باران فراوانی نصیب مردم می‌شود و سالی پربركت خواهد بود) (یوسف: 47-49). در توضیح این آیه در تفسیر نمونه این‌چنین آمده است: «سیاست اقتصادی حضرت یوسف(ع) در مصر نشان داد كه یك اقتصاد اصیل و پویا نمی‌تواند همیشه ناظر به زمان حال باشد؛ بلكه باید آینده و حتی نسل‌های بعد را نیز دربر بگیرد. این نهایت خودخواهی است كه ما تنها به فكر منافع امروز خویش باشیم و مثلاً همه منابع موجود زمین را غارت كنیم و هیچ به فكر آیندگان نباشیم كه آن‌ها در چه شرایطی زندگی خواهند كرد. مگر برادران ما تنها همین‌ها هستند كه امروز با ما زندگی می‌كنند و آن‌ها كه در آینده می‌آیند برادر ما نیستند؟» در تفسیر نور هم آمده‌است: «آینده‌نگری از اصول مدیریت است.»

 

Text Box: 7 اصول آینده‌پژوهی از نگاه اسلام ـ مطالعه متون دینی و منابع اصیل اسلامی نكاتی را در مورد اصول آینده‌پژوهی روشن می‌سازد كه قطعاً می‌بایست به‌عنوان مبنای كار مدنظر قرار گیرند. از آن‌جا كه آینده‌پژوهی بر پایه اصول فراگیری بنا شده‌است، طرح مباحثی در حوزه معارف اسلامی كه می‌تواند چالش آینده‌پژوهی رایج را از حیث مبانی برطرف كند، به ارایه اصول دیگری نیازمند است كه در این قسمت به آن‌ها اشاره می‌شود:

 

     آینده انسان، انتهاناپذیر و ابدی است. به استناد منابع علوم اسلامی، امتداد و جریان حیات انسان، ابدی بوده و به پایان حیات این دنیا منتهی نمی‌شود. اهمیت مطلب در این است كه آن آینده ابدی، متأثر از فرآیند زندگی دنیای اوست؛

     اگرچه انسان در یك چارچوب مشخص، امكان تصرف در آینده را دارد، اراده او در ساخت آینده در طول اراده الهی قرار می‌گیرد. عالم خلقت، بر اساس قوانین تكوینی الهی طراحی شده‌است كه در آن میان، انسان دارای ویژگی‌های ممتازی چون عقل، اختیار و روح الهی است. كشف قوانین تكوینی و بهره‌گیری از آن‌ها، می‌تواند اوج بهره‌گیری از طبیعت را برای انسان به ارمغان داشته باشد. با توجه به تمایز انسان از سایر مخلوقات، خداوند برای تضمین بیشترین بهره‌گیری انسان از عالم هستی و در راستای هدف خلقت او، به ابلاغ قوانین تشریعی پرداخته است. بنابراین به‌كارگیری اراده انسانی دركشف و فهم قوانین تكوینی (علم و فناوری) و قوانین تشریعی (نهادها) و فلسفه خلقت است كه می‌تواند انسان را در جهت تسخیر آینده امن و پایدارش راهنمایی كند؛

     برخی آینده‌ها قطعاً وقوع خواهند یافت؛ همچنان‌كه بنا بر استدلالات و روشمندی‌های موجود در حوزه علوم طبیعی و انسانی، وقوع برخی رویدادها اثبات شده و بلكه بدیهی‌اند؛ برای نمونه در علم ستاره‌شناسی، پایان یافتن عمر خورشید قطعی است و در علم جمعیت‌شناسی، پیر شدن جمعیت یا وقوع مرگ انسان ـ پایان زندگی دنیایی او ـ محرز است. در علوم اسلامی نیز بنا بر استدلالات و روشمندی‌های خاص خود، وقوع رستاخیز (معاد) و در ادامه، حیات ابدی انسان و نیز ظهور آخرین منجی بشریت اثبات شده‌است. اگرچه در هیچ‌كدام از موارد فوق، زمان وقوع یا كیفیت وقوع آن‌ها دقیقاً مشخص نیست، بنا به تناسب اهمیت و تأثیرگذاری هر یك از رویدادهای فوق در آینده جامعه و فرد، باید به كسب آمادگی‌های لازم برای ورود به آینده پرداخت؛

     آینده‌هایی مطلوب هستند كه در راستای تأمین آینده امن و پایدار جامعه انسانی تعریف شده باشند و آینده امن و پایدار نیز ذیل آموزه‌های الهی اسلام قابل تعریف است (عظیمی، 1388).

 

Text Box: 8 آثار آینده‌پژوهی ـ با مطالعه آیات قرآن و روایات اسلامی و تجزیه و تحلیل مباحث مطروحه در این اسناد، برخی از آثار ونتایج آینده‌پژوهی را استخراج كرده‌ایم كه در این بخش از مقاله به مرور این موارد می‌پردازیم.

 

الف/ درست‌اندیشی ـ یکی از نتایج سودمند توجه به آینده، درست‌اندیشی و تشخیص درست راه و مسائل است. شخص آینده‌نگر، چون فراسوی امروز را به نظاره می‌نشیند، می‌تواند با ژرف‌نگری، از زوایای گوناگون یک پدیده، آگاهی یافته، درباره آن با دقت بیشتری رفتار کند. امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرمایند: «عاقبت اندیشی و توجه نمودن به پایان کارها، به عقل یاری می‌رساند و به تشخیص درست امور، کمک می‌کند» (بحارالأنوار، ج72: 197).

 

ب/ آمادگی رویارویی با مشکلات ـ آینده‌نگری و توجه به آنچه در آینده احتمال وقوع آن می‌رود، موجب خواهد شد تا انسان، خود را برای روبه‌رو شدن با دشواری‌های پیش رو آماده سازد. در مقابل، شخصی که هیچ‌گونه اهمیتی برای آینده قائل نیست یا بدون توجه به آن، گام برمی‌دارد، به هنگام پدید‌آمدن برخی مشکلات، قافیه را باخته، دچار نابسامانی‌های فراوانی خواهد شد. در یکی از سخنان امام علی(ع) می‌خوانیم: «انسانی که در تمام شرایط زندگی، میانه‌روی را ترک نکند و با توجه به آینده، از امکانات موجود به‌صورت متعادل بهره‌مند گردد، خود را برای روزهای دشوار، آماده ساخته‌است» (غررالحکم: ح 9048).

 

پ/ پیشروی به‌سوی هدف و سعادتمندی ـ انسان‌های آینده‌نگر، همواره در بزرگراه زندگی به‌سوی اهداف و برنامه‌هایی که پیشاپیش مشخص کرده‌اند، حرکت می‌کنند. چنین افرادی، بسان کوه‌های استواری‌اند که هیچ طوفانی را یارای جابه‌جا کردن آن‌ها نیست؛ برخلاف انسان‌هایی که فقط و فقط به امروز خود می‌نگرند و برای فردای خود، هیچ برنامه‌ای ندارند. احتمال لغزش و دورماندن از مسیر اصلی برای این گروه، احتمال بیهوده‌ای نیست. بارها دیده‌ایم که در آسمان، تنها چیزهای سبک و بی‌ارزش و بدون هدف‌اند که توسط کوچک‌ترین وزش، به هر جایی منتقل می‌شوند و بر بام هر خانه‌ای، لحظه‌ای می‌نشینند و دوباره سرگردانی! حضرت امیر(ع) نقش آینده‌نگری را در رسیدن به نیكبختی و سعادت این‌چنین بیان فرموده‌اند: «اذا إقترنَ العَزْمَ بِالْحَزْمِ کَمُلَتْ السَعادة» (= هرگاه عزم و اراده کسی با دوراندیشی و عاقبت نگری توأم شد، نیکبختی و سعادت او کامل می شود.)

 

ت/ آرامش خاطر ـ یکی از آثار آینده‌نگری، با توجه به آنچه در سخنان نورانی بزرگان و پیشوایان دینی آمده است، «یافتن آرامش خاطر و بیگانه شدن با رنج و اندوه» است. انسان آینده‌نگر، به فرموده امام علی(ع) به دلیل توجه به نهایت کاری که به آن مبادرت ورزیده، از رنج و اندوه‌هایی که احتمال بروزشان بوده، پیش‌گیری کرده و در مسیر رسیدن به اهداف آینده‌اش، مانند مسافر آشنا به مسیر و جاده است؛ نه چون یک غریبه‌ای که ناآشنایی با خطرات و مشکلات احتمالی او را رنج دهد. ایشان عدم توجه به آینده‌نگری را موجب قرارگرفتن در معرض مصیبت دانسته‌اند. «الا و إِنّ من تَوَّرط فی الامورِ مِن غیرِ نظرٍ فی العواقبِ فَقد تَعرَّض لِمُفْدِحاتِ النّوائب» (= آگاه باشید کسی که بدون دوراندیشی اقدام به کاری کند، خود را در معرض مصیبت‌های بسیار سنگین قرار داده است.)

 

ث/ استفاده از فرصت‌ها ـ فردی که با توجه به آینده زندگی می‌کند، از آنجا که می‌داند اجزای زمان با هم ارتباط ناگسستنی دارند و آینده چیزی نیست به غیر از آنچه امروز و اکنون انجام می‌دهد، در استفاده از تمام فرصت‌ها برای دسترسی به اهداف آینده‌اش می‌کوشد؛ کوششی که نتیجه‌اش موفقیت و به‌دنبال آن، نشاط خواهد بود. به عبارت دیگر یکی از آثار آینده‌نگری، تأکید بر «زندگی در حال» خواهد بود که تأثیرات شگرفی در رشد و پیشرفت انسان‌ها دارد. (اخوی، 1382). حضرت امام علی(ع) فرموده‌اند: «الحَزْمُ تَجَرَّعُ الغُصَّةِ حَتّی تُمَکِّنَ الفُرْصَةُ» (= دوراندیشی تحمل ناملایمات و فرو خوردن غصه‌هاست تا زمانی که فرصت چاره‌اندیشی فراهم شود.)

 

ج/ تفكر و تدبر ـ یكی دیگر از آثار آینده‌پژوهی، پرورش قدرت تفكر و تدبر در افراد آینده‌نگر است. تفکر و تدبر از اموری است که در دین مبین اسلام درخششی خاص دارد و تجلی این درخشش بر کسی پوشیده نیست. حضرت علی(ع) در این‌باره فرموده‌اند: «اَعْقَلُ النّاسِ اَنْظَرُهُمْ فِى الْعَواقِبِ» (= عاقل‌ترین مردم كسى است كه بیشتر در عاقبت كارهایش بیندیشد) (شرح غررالحكم، ج 2: 484). تفکر کلید روشنایی‏ها و مبدأ کسب بصیرت و دام علوم و وسیله کسب معارف و حقایق است (احیاءالعلوم، ج 4: 388) و در هیچ نظام فکری و عملی چون اسلام بر تفکر تأکید نشده‌است. این تأکید و انگیختن مردمان به تفکر چنان است که ساعتی اندیشیدن از یک سال عبادت، بهتر معرفی شده است (مصباح الشریعة: 114)؛ زیرا نیروهای باطنی انسان و حیات حقیقی او با تفکر فعال می‏شود و با گشودن دریچه تفکر، درهای حکمت و راه‌یابی به حقیقت بر او گشوده می‏شود. از این‌رو، در اسلام، اندیشیدن، زندگی دل و حیات قلب معرفی شده است (الکافی، ج 1: 28).

مسلم است که ثمره تمرکز قوای فکری، در موضوعاتی مانند شناخت خدا، اعجاز قرآن کریم، عصمت انبیا و ائمه اطهار(ع)، رمز و راز عبادات، فلسفه نظام سیاسی ـ دینی و سایر موضوعات از این دست، انسان متفکر را به دستاوردهای شگرف نایل ساخته و به ایمان راسخ مبتنی بر معرفت جامع، رهنمون می‌سازد تا در سایه آن، با جان و دل و از روی رغبت و میل، به تعبد نسبت به احکام نورانی شرعْ گردن نهاده و با عمل به دستورات و موازین آن، راه کمال را مرحله به مرحله طی نموده و به مدارج عالیه کمال معنوی نایل گردد.

 

چ/ نقش آینده‌نگری در تصمیم‌گیری ـ از لوازم مهم و اساسی در تصمیم‌گیری، آینده‌نگری و دوراندیشی و توجه به عواقب امور است که البته برای هر انسانی لازم و برای زمامداران و مدیران لازم‌تر است. آنان که بدون توجه به عاقبت امور و فارغ از آینده‌نگری تصمیم می‌گیرند و دست به عمل می‌زنند، پیوسته گرفتار روزمرگی و اسیر اشتباه و پشیمانی‌اند (دلشاد تهرانی، 1387). امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) فرموده‌اند: «أَصلُ العَزْمِ الحزم» (= اساس تصمیم‌گیری دوراندیشی است.) همچنین ایشان دوراندیشی كمتر را موجب سستی در تصمیم‌گیری عنوان فرموده‌اند: «مَنْ قَلّ حَزْمَهَ ضَعُفَ عَزْمه» (= کسی که از دوراندیشی کمتری برخوردار باشد، عزم و تصمیمش سست خواهد بود.)

 

ح/ عاقبت‌اندیشی ـ بدون تدبیر درست و برنامه‌ریزی مناسب و آینده‌نگری و عاقبت‌اندیشی هیچ زمامدار و مدیری راه به جایی نمی‌برد. هر که جز بر این راه رود، خود را در معرض نابسامانی‌ها و گرفتاری‌ها قرار می‌دهد. رفتار امیرمؤمنان علی(ع) و مواضع آن حضرت پیوسته بر آینده‌نگری و عاقبت‌اندیشی استوار بود؛ مانند مواضع آن حضرت در برابر ابوسفیان پس از رحلت پیامبر(ص) و ماجرای سقیفه، برخورد امام(ع) هنگام شورش مردم بر عثمان، موضع آن حضرت هنگام هجوم مردم برای بیعت با وی پس از کشته شدن عثمان، اعلام برنامه امام(ع) در آغاز حکومتش، برخورد امام(ع) با طلحه و زبیر، موضع امام(ع) در ماجرای حکمیت، اقدامات امام(ع) در برابر خوارج و... آن حضرت ضمن وصیت به فرزندش محمد حنفیه، می‌فرماید: «كسی كه از اندیشه دیگران [با مشورت آنان] استقبال كند، موارد خطا را می شناسد و كسی كه بدون تدبر و پایان‌اندیشی در كارها وارد شود، خود را در معرض بلا و مصیبت‌های سخت قرار داده‌است. پایان‌اندیشی پیش از انجام كار تو را از پشیمانی مصون می‌دارد» (وسائل الشیعه، ج11: 223).

 

خ/ رهایی از فقر ـ همان‌طور كه آینده‌نگری در امور معنوی و اخلاقی برای انسان فایده دارد، در كارهای مربوط به دنیا نیز مفید است و بدون آن ممكن است آسیب‌های زیادی در زندگی دامن‌گیر انسان شود. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده‌اند: «حسن التدبیر یُنمی قلیل المال و سوءالتدبیر یفنی كثیره» (= تدبیر درست، مال كم را می افزاید و تدبیر نادرست، مال زیاد را كم می كند) و نیز فرموده‌اند: «آفة المعاش سوء التدبیر» (= عدم عاقبت اندیشی، آفت زندگی است) و در سخنی دیگر فرموده‌اند: «سوء التدبیر مفتاح الفقر» (= تدبیر غلط در زندگی، كلید فقر است) (شرح غررالحكم و دررالكلم، ج3: 387).

 

د/ مشورت با دیگران ـ امام علی(ع) در بیان تعریف دوراندیشی می فرمایند: «الحزم، النظر فی العواقب و مشاورة ذوی العقول» (= دوراندیشی، نگاه کردن به عاقبت‌های کار و مشورت کردن با خردمندان است.)

     بحث و نتیجه‌‌گیری

باعنایت به مطالبی كه در این مقاله مطرح شد، چنین برمی‌آید كه آینده‌پژوهی و آینده‌نگری از بااهمیت‌ترین مبانی تصمیم‌گیری در حیات درازمدت و ترسیم افق‌ برنامه‌ها و فعالیت‌هاست. در واقع با بهره‌گیری از این دانش و شناخت محیط آتی و عوامل مؤثر بر آن، فرصت‌ها، تهدیدها، تنگناها، موقعیت‌ها و تقاضاها شناخته شده و موجبات بهتر زیستن فراهم می‌گردد. دین مبین اسلام در عالی‌ترین مرتبه آینده‌نگری، سعادت معنوی و تكامل انسان‌ها را درنظر می‌گیرد و براساس آیات و روایات متعدد، همگان را به این امر حیاتی و مهم دعوت می‌كند. به‌فرموده امیرمؤمنان حضرت علی(ع)، «مؤمنان كسانی هستند كه نسبت به آینده پیش روی خود، آگاه هستند.» روایات متعددی از ائمه معصوم(ع) نقل شده كه بر ترسیم فعالیت‌های آینده و شناخت رفتار و سنجش نتایج برای تصمیم‌گیری تأكید شده‌است.

امروزه گام اول برنامه‌ریزی با تدوین چشم‌انداز شروع می‌شود. چشم‌انداز به زبان ساده یعنی تابلویی از آینده مطلوب. بدون داشتن اطلاعات کافی از آینده، چشم‌اندازها در هر سطحی نمی‌توانند قابل اتکا و اعتماد باشند. بنابراین ضرورت آینده‌شناسی و آینده‌پژوهی به منظور جهت‌دهی به كلیه امور زندگی بیش از پیش آشکار می‌شود. مسئله مهم آن است که امروزه به چه شیوه و فرایندی باید آینده را ساخت و زندگی‌های آشفته امروزی را سامان بخشید؟ چنین نگاهی امروزه در قالب آینده‌شناسی و تلاش برای سازمان‌دهی و تحقق بخشیدن به آرمان‌های آینده مطرح شده‌است و مراکز مختلف علمی و پژوهشی به تحقیق در باب آینده دست یازیده‌اند. به تعبیری بهترین رویکرد به شناخت آینده تلاش برای ساختن آن است. آینده‌پژوهی با امید انسان به آینده‌ای درخشان پیوند خورده و انسان را مسئول تلاش و پیگیری برای تحقق آن معرفی می‌کند. تعبیر مبارک قرآنی در معرفی انسان به عنوان مسئول تغییرات و تحولات زندگی خویش، همراه با وعده الهی در حاکمیت صالحان، ظرفیت‌های مهمی را در عرصه آینده‌پژوهی پیش پای انسان منتظر مهدی باور امروز قرار داده‌است (بهروزلک، 1392).

آینده‌پژوهی به‌عنوان یك ابزار بسیار مؤثر جهت سیاست‌گذاری (به خصوص سیاست‌گذاری علم و فناوری) به دولت‌ها كمك می‌كند تا در شرایط دنیای امروز، به چالش‌هایی همچون جهانی شدن و رقابت فزاینده، پاسخی مناسب ارائه و اقداماتی مؤثر انجام دهند. رویدادها، روندها، تصویرها و اقدام‌ها، چهار مؤلفه است كه آینده از درهم‌كنش آن‌ها، پدید می‌آید. یكی از كاركردهای مهم آینده‌پژوهی این است كه به مردم كمك كند تصویرهای خویش را از آینده (ایده‌ها، دغدغه‌ها، امیدها، باورها و علایقشان را نسبت به آینده) محك زده و شفاف نمایند تا كیفیت تصمیم‌هایی كه برای آینده می‌گیرند، بهبود یابد؛ دیگر آنكه آینده‌پژوهی درصدد كمك به مردم است تا تصویرها و اقدام‌های (كنونی) خود را از حد كوشش‌های فقط منفعلانه فراتر برده، بكوشند تا آینده را پیش‌بینی كرده و سپس بر پایه پیش‌بینی‌های درست‌تر، طرح‌های عملی خود را اجرا کنند و به پیش ببرند.

این فقط گام اول آینده‌نگری است. گام بعدی ایجاد تصویرهای مثبت از آینده (آینده‌های مطلوب و مرجّح) و اقدام به طرح‌ریزی و تصمیم‌گیری براساس آن تصویرهای مثبت است. یادگیری برای بینش‌مندی و بازنگری بینش‌های مرتبط با آینده و آن‌گاه اقدام به طرح‌ریزی و عمل بر پایه این بینش‌ها، به گونه‌ای كه در عرصه طرح‌ریزی و تصمیم‌گیری رایج است، قلب آینده‌پژوهی و آینده‌كاوی را تشكیل می‌دهد. سطح خُرد آینده‌نگری در آموزه‌های دینی، ناظر به بحث سنت‌های اجتماعی است. آیات نورانی قرآن و جوامع روایی اسلام، ما را با نمونه‌های فراوانی در این زمینه آشنا می‌سازد؛ از قبیل: توصیه به تدبیر، دعا برای حسن عاقبت، اجل داشتن هر چیز، پاداش دنیوی برخی رفتارها نظیر صله رحم، عقاب دنیوی برخی گناهان، به خصوص گناهانی که صبغه اجتماعی دارند، اندیشیدن درباره سرانجام کارها، حبط اعمال، وِزر اعمال و... .

توجه و توصیه به آینده‌نگری در بسیاری از این آموزه‌ها قابل استنباط است؛ برای مثال وقتی دین اسلام بر مسئله‌ای مانند تدبیر تأکید می‌کند و مؤمنان را به داشتن آن فرا می‌خواند، روشن است که لازمه تدبیر، پیش‌بینی است و پیش‌بینی نیز الزاماتی دارد که آینده‌پژوهی یکی از آن‌هاست. این موضوع در بعد اجتماعی از نمود بیشتری برخوردار است؛ زیرا تدبیر اجتماعی به منظور نیل به یک هدف کلان، نیازمند برنامه‌ریزی گام به گام و نیز آماده نمودن جامعه برای همنوایی با آن هدف است که این امور دقیقاً در آینده‌پژوهی مورد توجه هستند.

از امیرمؤمنان حضرت علی(ع) نقل شده‌است که فرمود: «لا فقرَ معَ حُسن تدبیر» (= با حسن تدبیر، هیچ فقری وجود نخواهد داشت.) از این‌رو، آنچه از گذشته درباره عبرت‌آموزی در متون دینی آمده‌است، می‌تواند به معنای درس گرفتن برای آینده باشد و ارزش آن به چگونگی بهره‌گیری از آن برای حال و آینده وابسته است. بی‌تردید، رعایت این آموزه‌ها، از مؤمنان انسان‌هایی می‌سازد که همواره و در هر رفتاری نگاه به آینده دارند و به هیچ روی از آن غافل نمی‌مانند. البته، دو سطح خُرد و کلان آینده‌نگری دینی در تعامل با یکدیگر هستند. در کنار توصیه‌ها و آموزه‌هایی که مؤمنان را در سطح خُرد به آینده‌نگری سوق می‌دهد، دو آموزه «فرجام هستی» و «فرجام تاریخ» نیز از حالت یک گزاره پیش‌بینی‌کننده آینده دور بیرون می‌آیند و به عنوان عنصر تأثیرگذار و راهبر زندگی روزمره، آینده‌نگر بودن مسلمانان در زندگی روزمره‌شان را تقویت می‌کنند.

این ویژگی موجب می‌گردد که بُعد آینده‌سازی عملکرد انسان‌ها بسیار تقویت گردد؛ چرا که در نگاه دینی، جایگاه و شأن نهایی انسان‌ها تابعی است از رفتار و کنش آن‌ها در زندگی روزانه. بدیهی است که آنچه در سطح فردی مطرح شد، در بعد اجتماعی نیز مطرح بوده و از منظر جامعه‌شناختی و برنامه‌ریزی اجتماعی نیز تأثیر تعیین‌کننده خواهد داشت (فاضل قانع، 1388). با توجه به مطالب ارائه شده، اگر هدف از آینده‌پژوهی را رساندن جامعه انسانی به آینده امن و پایدار بدانیم، تحقق این امر منحصر در شاهراه اسلام است كه خالق كل هستی و انسان، آن را توسط حجت‌های ظاهری یعنی اهل بیت(ع) ارسال و تبیین كرده است. بنابراین ادیان الهی ـ به ویژه اسلام ـ می‌توانند عامل برانگیزنده و جهت دهنده به آینده‌پژوهی تلقی شوند.

در آخر ذكر این مطلب ضروری به‌نظر می‌رسد كه بنابر برخی آیات و روایات، جهل بر آینده اراده الهی است. خداوند متعال در سوره مباركه رعد (آیه 39) چنین فرموده‌است: (یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاء وَ یُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ) (= خداوند هرچه را بخواهد محو و هرچه را بخواهد اثبات می‌كند و «ام‌الكتاب» (لوح محفوظ) نزد اوست.) در تفسیر المیزان آمده است: «زراره از حضرت ابی‌جعفر(ع) روایت كرده كه فرمود: علی‌ابن‌الحسین(ع) همواره می‌فرمود اگر آیه‌ای از كتاب خدا نبود، هر آینه شما را به آنچه كه بوده و آنچه كه تا قیامت خواهد شد، خبر می‌دادم. پرسیدند: كدام آیه؟ فرمود: آیه یَمْحُو اللّهُ... آری اگر حوادث آینده به‌طور كامل برای آن‌ها (انسان‌ها) هویدا و مكشوف شود، این غرض الهی كه ادامه زندگی عادی بشر است، فاسد می‌شود و شده‌است كه امام از آینده خبر ندهد.» در تفسیر نور هم چنین آمده است: «حضرت علی(ع) ذیل آیه فرمودند: "مَن قَدَم اِلی قَدَم"؛ یعنی انسان یك گام كه برمی‌دارد، از گام آینده خود خبر ندارد.»

 

     کتابنامه

 

      قرآن كریم

      نهج‌البلاغه

      اخوی، ابراهیم (1382)، در اندیشه فردا (آثار آینده‌نگری از نگاه دین و روان‌شناسی)، حدیث زندگی، شماره 15

      اسلاتر، ریچارد (1386) دانش‌واژه آینده‌پژوهی، ترجمه كرامت‌زاده، عبدالحمید ؛ محمدرضا فرزاد و امیر ناظمی، مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی

      بهروزلک، غلامرضا (1392)، مهدویت، آینده پژوهی و مهندسی فرهنگی، بازیابی از سایت مركز مجازی مهدویت

      تاجمیر ریاحی، حامد (1387)، آینده نگری و آخرالزمان، بازیابی از شبكه اینترنتی آفتاب.

      تقوی گیلانی، مهرداد و غفرانی، محمدباقر (1379)،  مطالعات و روش‌های آینده‌شناسی، رهیافت، شماره 22

      تیشه‌یار، ماندانا (1390)، آینده پژوهی در مطالعات استراتژیک، تهران: پژهشکده مطالعات راهبردی با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.

      حكیمی، محمد (1374)، عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام (پژوهشی در انقلاب جهانی امام مهدی «عج»)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه

      دلشاد تهرانی، مصطفی، (1387)، دولت آفتاب: اندیشه سیاسی و سیره حکومتی علی(ع)، تهران: انتشارات دریا، چاپ چهارم

      رضوان‌فر، احمد (1382)، فرهنگ اخلاقى ـ تربیتى معصومین علیهم السلام، قم: مركز پژوهش‌هاى اسلامى صدا و سیما

      صمدی، قنبرعلی (1389)، درآمدی بر آینده نگری در ادیان، نشریه امان، شماره 27

      طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417 قمری)، المیزان فی تفسیر القران، تفسیر قرآن به قرآن اجتهادی و فلسفی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ پنجم.

      عباس‌نژاد، محسن؛ سیدی، حسین؛ رستمی، محمدحسن؛ (1387)، قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی(2) (جلد اول مجموعه مقالات)، مشهد: بنیاد پژوهش‌های قرآنی حوزه و دانشگاه، چاپ اول.

      عظیمی، سید علی اکبر (1388)، بازنگری دستگاه نظری آینده‌پژوهی در جهان‌بینی اسلامی، نشریه انتظار موعود، شماره 29

      علی بابابی، احمد (1382)، گزیده‌ تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم.

      فاضل قانع، حمید (1388)، آینده پژوهی و جامعه مطلوب اسلامی، فصل‌نامه علمی تخصصی معرفت فرهنگی اجتماعی، شماره اول

      قرائتی، محسن (1383)، تفسیر نور، تفسیر اجتماعی و تربیتی، تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، چاپ یازدهم.

      قربانی، سعید (1385)، آینده‌اندیشی از منظر اسلام (با بهره‌گیری از تفاسیر قرآن كریم)، همایش آینده‌پژوهی، فناوری و چشم‌انداز توسعه، تهران: دانشگاه امیركبیر.

      گودرزی، غلامرضا (1388)، تصمیم‌گیری استراتژیک: مطالعه موردی رویکرد موعودگرایی شیعه، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام.

      محمدی ری شهری، محمد (1380)، مؤلف.تلخیص: سیدحمیدحسینی. گزیده میزان الحكمه، قم: دارالحدیث.

      مسلمی‌زاده، طاهره (1385)، اهمیت شناخت سنتهای الهی در آینده‌پژوهی، مجموعه مقالات همایش آینده پژوهی، فناوری و چشم‌انداز توسعه، تهران: دانشگاه امیركبیر.

      مطهری، مرتضی (1373)، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران: انتشارات صدرا، چاپ بیست و سوم

      مطهری، مرتضی (1373)، داستان و راستان، جلد دوم، تهران: انتشارات صدرا

      مطهری، مرتضی (1384)، مجموعه آثار، جلد پانزدهم، تهران: انتشارات صدرا

      مطهری، مرتضی (1384)، تكامل اجتماعی انسان، تهران: انتشارات صدرا

      مطهرى، مرتضی (1384)، مجموعه‏ آثار،جلد بیست و چهارم، تهران: انتشارات صدرا

      مکارم شیرازی، ناصر (1374)، تفسیر نمونه، تفسیر اجتماعی و تحلیلی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول.

      مکارم شیرازی، ناصر (1373)، ترجمه قرآن کریم، ترجمه آزاد و دقیق، قم: دارالقران الکریم دفتر مطالعات، چاپ دوم

      ملکی فر، عقیل (1385)، الفبای آینده پژوهی: علم و هنر کشف آینده و شکل بخشیدن به دنیای مطلوب فردا، تهران: كرانه علم

            موسوی همدانی، سیدمحمدباقر (1374)، ترجمه فارسی تفسیر المیزان، قم: دفتر نشر اسلامی، چاپ پنجم.





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۳۴۸
تاریخ ثبت : 17 بهمن 1394

دسته بندی