چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی مؤسسه دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب با پست برای خریدهای بالای 100/000 تومان »
فرم عضویت در نشریه

دسته بندی

  • آذربایجان گلبرگی از درخت اسلام

  • تعداد بازدید : ۴۳۳
    تاریخ ثبت : 17 بهمن 1394

آذربایجان گلبرگی از درخت اسلام

آذربایجان گلبرگی از درخت اسلام


آذربایجان

گلبرگی از درخت اسلام

 

 

قفقاز منطقه‌ای با وسعت 194/440 کیلومتر مربع، شامل دو بخش شمالی و جنوبی است که کشورهای کوچکی را با تنوع دینی در خود جای داده‌است. قفقاز جنوبی که سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در آن قرار گرفته‌اند، در دوره باستان و دوره اسلامی، متأثر از فرهنگ سرزمین مادر ـ یعنی ایران امروز ـ بود و به طور مشخص تا دوره قاجار، جزو قلمرو ایران محسوب می‌شد. پس از قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای که به ضرب گلوله‌های آتشین توپ از طرف روس‌ها به ایران تحمیل شد، این بخش‌ها از قلمرو و سرزمین اسلام منتزع و ضمیمه خاک روسیه شدند.

جمهوری آذربایجان 73 سال بعد (1918-1991م.) با فروپاشی رسمی شوروی شکل گرفت و به عنوان بزرگ‌ترین و شرقی‌ترین کشور منطقه قفقاز، نام خود را در فهرست کشورهای عضو در سازمان ملل متحد ثبت کرد. این کشور به دلیل همسایگی با کشورهای جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ترکیه و وجود منابع طبیعی نفت و گاز و نیز اینکه پل ارتباطی دو قاره اروپا و آسیاست، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده‌است.

 

            تاریخچه

در نوشته‌های مؤلفان یونانی و رومی عهد باستان و سده‌های میانه، نام این سرزمین به صورت آلبانیا و آریانیا و نام مردم آن، آلبانوی و آریانوی آمده‌است. بعضی عقیده دارند نام آلبانیا و مردم آنجا از سده چهار ق.م. در جهان باستان شناخته شده بود. این نام نخستین بار در مآخذ اواخر سده 4 و اوایل سده 3 ق.م. ذکر شده‌است. مورخان و جغرافی‌نگاران باستان، سرزمین آلبانیا را جدا از آذربایجانِ «آتروپاتن» دانسته‌اند (رضا، 1372: 29، 31). استرابن در اثر خود، از آلبانیا یاد کرده‌است. شرق قفقاز در مآخذ پارتی به صورت اَردان ذکر شده‌است. این نام تاریخی کهن با «ارّان» که در متون جغرافیایی عهد اسلامی آمده، نزدیک است. در متون عربی، اران به صورت الرّان نوشته شده‌است و در برخی متن‌ها آن را به صورت آران نیز نوشته‌اند.

درباره محدوده اران نظریه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی منطقه میان دو رود کُر و ارس را اران نامیده‌اند و برخی دیگر فاصله میان ارس و دربند قفقاز را. با این وصف، محدوده این سرزمین از عهده باستان تا سده‌های 5-7 م. به تقریب یکسان بوده و احتمالاً تا حدودی محدوده کنونی جمهوری آذربایجان را دربر می‌گرفته‌است.

برخی مؤلفان، رود کُر را مرز میان اران و ارمنستان نوشته‌اند و شمال این رود را مرز جنوبی اران دانسته‌اند. چنین برمی‌آید که مرز شمالی اران از دربند فراتر نرفته‌است. حد غربی این سرزمین به رودهای آلازانی و ایوری منتهی می‌شده‌است. مرز شرقی اران نیز دریای خزر بوده‌است. در کتیبه شاپور اول ـ پادشاه ساسانی ـ در نقش رستم که تاریخ آن 262 م. است، از پیروزی‌های بزرگ و فرمانروایی وی بر بسیاری از سرزمین‌ها از جمله گرجستان، اران و پلاسکان به عنوان یکی از کوست‌های (ایالت‌های) تابع ایران با نام کوست کاپ‌کوه (قاف‌کوه) قفقاز یاده شده‌است (رضا، 1375: 421).

در متون اسلامی نیز منطقه اران از سوی جغرافی‌نگاران به این شرح آمده‌است: ابن‌خردادبه، ارمینیه را به چهار منطقه بخش کرده و اران را ارمینیه چهارم نامیده‌است. ابن‌حوقل که خود به اران سفر کرده، آن سرزمین را شامل دو بخش دانسته و ارانین نامیده‌است. وی بردعه، الباب (دربند) و تفلیس را بزرگ‌ترین شهرهای آنجا و شهرهای بیلقان، ورثان، بردیج، شماخیه(شماخی)، شروان، لایجان، شابران، قَبَله، شکی (نوخای کنونی)، شمکور (شامخور کنونی)، جنزه (گنجه) و شهرهای کوچک دیگر را متعلق به اران دانسته‌است. از سده چهار ق. به بعد، گاه سرزمین‌های میان دو رود کرد و ارس را اران نامیده‌اند و از بلاد شروان در شمال رود کُر جداگانه نام برده‌اند. مهم‌ترین شهر اران در روزگار باستان، کَبَله نام داشت.

در 385م. دولت‌های ایران و بیزانس به سبب ضعف دولت ارشکیان ارمنستان، این سرزمین را میان خود تقسیم کردند. بخش تابع رومیان زیر فرمان ارشک سوم ـ شاه پیشین آن سرزمین ـ بود، ولی بخش تابع ایران از سوی شاپور سوم پادشاه ساسانی به خسرو چهارم از دودمان اشکانی واگذار شد که سرزمین اران را نیز شامل می‌شد. نمایندگان این دودمان تا 428م. بر این سرزمین فرمانروایی داشتند. بهرام گور، اردشیر پنجم ـ فرمانروای این سرزمین ـ را برکنار کرد. از آن پس این منطقه به مرزبانانی که دست‌نشانده شاهان ساسانی بودند، سپرده شد. از سده چهار م. در اران مسیحیت به عنوان دین رسمی پذیرفته شد. پذیرش آیین مسیحیت سبب شد که شورش‌های مردم اران بر ضد دولت ساسانی بُعد دینی به خود بگیرد (رضا، 1375: 422).

چنین به نظر می‌رسد که فتح ارمنستان و گرجستان و اران در عهد خلافت خلیفه سوم (عثمان) صورت گرفته باشد. در دوره حاکمیت بنی‌امیه، عامل خلیفه به فرمانروایی اران منصوب شد. در عهد خلفای عباسی نیز فرمانروایان اران به صورتی نیمه‌مستقل، خراج‌گزار خلافت بودند. در عهد سلجوقیان، اران تجزیه شد و رفته رفته تحت نفوذ غزان قرار گرفت و زبان ترکی جانشین تمام زبان‌های رایج در آن سرزمین شد (رضا، 1375: 423). از 618 ق. / 1221م. مغولان به سرزمین اران حمله کردند و نفوذ ترکان بر اران فزونی گرفت. اران در عصر سلجوقیان و متعاقب آن به روزگار مغولان، تمام و کمال تحت سیطره آنان درآمد و ویژگی‌های قومی و نیز نام خود را از دست داد.

اران در اواسط سده 18م. به چند خان‌نشین، مَلک‌نشین و سلطان‌نشین کوچک تجزیه شد که در واقع تنها نامی داشتند: قراباغ، طالش، شکی، شروان، گنجه، باکو، نخجوان، اردوباد، دربند، قبه (قوبا) و لنکران. سلطان‌نشین‌ها شامل ایلی‌سو، آرش، کوتکاشن، کازاخ، شمشادیل، واراندین، جرابَرد، گلستان، دیزک، و خاچِن در قراباغ کوهستانی (علیا) بودند.

پس از جنگ‌های ایران و روس و تصرف سرزمین قفقاز از سوی ارتش دولت روسیه، بعضی از خانات تا اندازه‌ای به صورت نیمه‌مستقل به حیات خود ادامه دادند، ولی اندکی بعد تابع فرماندار کل امپراتوری روسیه در قفقاز شدند (رضا، 1375: 424). این وضع تا ژوئن 1918م. ادامه داشت تا اینکه دولتی از سوی گروه مساواتیان یا سران حزب مساوات در قفقاز پدید آمد و نام بخشی از سرزمین مذکور را نام جمهوری آذربایجان گذاشتند. حدود دو سال بعد، یعنی در سال 1920م. دولت مساوات ساقط شد و بلشویک‌ها قفقاز را به تصرف درآوردند و سرزمین مذکور دوباره ضمیمه خاک روسیه شد. بدیهی است که با جدا شدن این قطعه از قلمرو اسلامی به وسیله قدرت نظامی سهمگین روسیه، سرنوشت مردم آذربایجان تحت امواج بی‌رحم سیاست‌های روسیه دچار تلاطم و دگرگونی شد.

به‌استناد نوشته‌های جغرافیایی و تاریخی، به یقین می‌توان گفت که نام آذربایجان یا آذربایگان نام سرزمین شمال ارس نیست، بلکه این نام منطبق با آذربایجان ایران است. همچنان‌که در نوشته ‌استرابون ـ جغرافی‌دان معروف یونانی ـ آتروپاتن(آذربایجان) در جنوب آلبانیای قفقاز قرار گرفته و سرزمینی جدا از آن معرفی شده و ولادیمیر بارتولد ـ خاورشناس بزرگ روس ـ نیز  آذربایجان را بخشی جدایی‌ناپذیر از سرزمین ماد قلمداد کرده‌است. بنابراین، قدمت و سابقه جمهوری آذربایجان به اوایل قرن بیستم، یعنی سال 1918م. می‌رسد که فقط 96 سال از عمر آن می‌گذرد. در نوامبر سال 1991م. آذربایجان به عنوان یک جمهوری پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.

 

            موقعیت جغرافیایی

کشور آذربایجان در نیمکره شمالی و شرقی قرار گرفته و از نظر طول جغرافیایی، بین "20 '59 ْ44 تا "54 '36  ْ50 شرقی و عرض جغرافیایی "30 '26 ْ38 تا "36 '54 ْ41 شمالی واقع شده‌است. با توجه به جدایی جمهوری خودمختار نخجوان از خاک اصلی کشور آذربایجان، این جمهوری خودمختار بین طول "12'46 ْ44 تا "54 '8 ْ46 شرقی و عرض "48 '50  ْ38 تا "30 '47 ْ39 شمالی قرار گرفته‌است ـ تجزیه نخجوان از آذربایجان طبق سیاست اصلی غرب مبنی بر قطعه‌قطعه کردن قلمرو اسلام صورت گرفت.

 

            موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک

در حال حاضر قفقاز از نظر تقسیمات سیاسی به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. قفقاز جنوبی شامل جمهوری‌های آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و قفقاز شمالی شامل جمهوری‌های خودگران چچن، داغستان، اینگوش، قاراچای ـ چرکسیا، کاباردینو ـ بالکاریا، سرزمین کراسنودار، آدیغیه، اوستای شمالی‌ ـ آلانیا و سرزمین استاوروپول است (Coene, 2010: 4).

قفقاز به عنوان منطقه‌ای تاریخی و چهارراهی بین شرق و غرب، اروپا و آسیا و شمال و جنوب شناخته می‌شود. با توجه به تقسیمات قفقاز، هرکدام از بخش‌های شمالی و جنوبی در جای خود قابل بحث است، لیکن در اینجا با توجه به معرفی جمهوری آذربایجان، به اهمیت ژئوپلیتیکی این کشور پرداخته می‌شود.

جمهوری آذربایجان در مجموع 2.013 کیلومتر مرز خشکی دارد. از این مقدار، 566 کیلومتر با کشور ارمنستان، 221 کیلومتر از طریق جمهوری خودمختار نخجوان با ارمنستان، 322 کیلومتر با کشور گرجستان، 432 کیلومتر با جمهوری اسلامی ایران، 179 کیلومتر با جمهوری اسلامی ایران از طریق جمهوری خودمختار نخجوان، 284 کیلومتر با روسیه و 9 کیلومتر با کشور ترکیه مشترک است. این کشور 86.600کیلومتر مربع وسعت دارد و تقریباً دارای 510 کیلومتر طول از شرق به غرب و 380 کیلومتر عرض از شمال به جنوب است (Ellicott & Gall, 2003:58). آذربایجان از شمال از طریق مرز طبیعی سامور و خط الرأس کوه‌های قفقاز از داغستان جدا می‌شود. از غرب و شمال غربی نیز رود آلازان دو کشور آذربایجان و گرجستان را از یکدیگر جدا می‌کند. همچنین مرز دو کشور ارمنستان و آذربایجان از طریق رشته کوه‌های موغروز، شاه‌داغ و گویجه ـ سوان شرقی تعیین شده‌است (امیراحمدیان، 1384: 6).

جمهوری آذربایجان به لحاظ جغرافیایی، یکی از کشورهای مورد توجه در سطح منطقه‌ و حتی بین‌الملل است؛ چرا که همسایگی و همجواری با کشورهای بااهمیت روسیه، ایران و ترکیه از یک سو و کشورهای آسیای مرکزی مثل ترکمنستان و قزاقستان از سوی دیگر، شرایط جغرافیایی ویژه‌ای به این کشور بخشیده‌است.

امروزه داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب و ذخایر طبیعی می‌توانند به عنوان گزینه‌های مهم موقعیت ژئوپلیتیک و استراتژیک کشورها نقش‌آفرینی کنند. از این رو، کشور آذربایجان را باید به چند دلیل، در زمره کشورهایِ دارای این موقعیت مناسب‌ تلقی کرد: اول اینکه با کشورهای مهم منطقه از جمله روسیه، ایران و ترکیه همسایه است و همواره قدرت‌های بزرگ برای نفوذ در این منطقه رقابت می‌کنند؛ دوم، اینکه دارای منابع و ذخایر فراوان نفت و گاز است و در حال حاضر بخش قابل توجهی از انرژی کشورهای اروپایی از این کشور تأمین می‌شود؛ سوم اینکه کشور آذربایجان در شرق، شمال شرق و جنوب شرق، دارای موقعیت ساحلی است و دست‌رسی آن به منابع دریایی و ارتباط با کشورهای آسیای مرکزی، ایران و روسیه از طریق دریای خزر امکان‌پذیر است.

البته نباید احاطه شدن این کشور در یک سامانه بسته طبیعی (Land lock) را از نظر دور داشت. این سامانه بسته باعث می‌شود تا آذربایجان برای هر نوع تحرک اقتصادی و پویاتر کردن بخش‌های اقتصادی در خارج از منطقه، ناچار از قلمرو سرزمینی یکی از کشورهای همسایه عبور نماید (واحدی، 1382: 20). همچنین، جدایی و برونگان بودن جمهوری خودمختار نخجوان و اشغال جمهوری خودمختار قره‌باغ توسط کشور ارمنستان، این کشور را با مشکلاتی مواجه کرده‌است. باید به این نکته نیز اشاره داشت که این کشور به دلیل کوهستانی بودن، در قسمت‌های شمالی و غربی قادر به انتقال و مبادله کالاهای اقتصادی سنگین نیست. مبادلات تجاری با کشورهای هم‌مرز نیز مشکلاتی را برای این کشور به وجود آورده‌است. به هرحال به‌رغم محدودیت‌های ذکر شده، دست‌رسی به دریای خزر و رونق اقتصادی در بخش شرقی این کشور از طریق بنادر باکو و لنکران، راهی برای برون‌رفت از این برزخ محسوب می‌شوند.

            جغرافیای طبیعی

قفقاز جنوبی اقلیم جنب حاره‌ای با زمستان‌های ملایم و تابستان‌های نستباً گرم دارد. در این منطقه به دلیل نزدیکی به دریا و دریاچه‌ها، توپوگرافی منطقه و کوهستانی بودن و عرض جغرافیایی متوسط، ترکیب و تنوع آب و هوایی مشاهده می‌شود (Coene, 2010: 15). دست‌رسی به دریای خزر و داشتن ساحل 800 کیلومتری از شمال تا جنوب در سمت شرق، کوهستانی بودن از سمت شمال و غرب و کشیده شدن کوه‌های قفقاز در این کشور، وجود سرزمین‌های پست آبرفتی در بخش‌های مرکزی کشور، پوشش جنگلی در جنوب شرق  و شمال و نواحی استپی در دامنه‌های مناطق کوهستانی و دشت‌های مرکز، نواحی نیمه‌خشک و بری در جمهوری خودمختار نخجوان، موجب تنوع آب و هوایی در این کشور شده‌است. آذربایجان از نظر طبیعی به پنج ناحیه جغرافیایی متمایز به نام‌های «قفقاز بزرگ»، «قفقاز کوچک»، «جلگه کُر ـ ارس»، «کوه‌های تالش ـ لنکران»، و «نخجوان» تقسیم می‌شود. با توجه به این تقسیم‌بندی، باید اقلیم‌ متفاوتی را انتظار داشت؛ لذا، نُه نوع از انواع 12 گانه آب‌وهوا (طبقه‌بندی کوپن) در کشور آذربایجان مشاهده می‌شود.

دمای هوا به شدت به میزان ارتفاع از سطح دریا و دوری یا نزدیکی به دریا بستگی دارد. شمال و غرب این کشور دارای دمای پایین‌تری نسبت به سایر نقاط است؛ طوری که دمای متوسط در مناطق جنگل‌های شمال و شرق کشور تا شش درجه سانتی‌گراد در زمستان و 36 درجه سانتی‌گراد در تابستان می‌رسد؛ در حالی که در مناطق کوهستانی غربی، زمستان‌ها تا 9- درجه در زمستان و 12 درجه در تابستان‌ها می‌رسد. پایین‌ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان 33- درجه سانتی‌گراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان 46 درجه سانتی‌گراد ثبت شده‌است. به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است؛ در حالی که منطقه جنوب شرقی، آب و هوای مرطوب و ملایم‌تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوه‌های قفقاز و ناحیه لنکران ـ آستارا و کوه‌های تالش از مناطق مرطوب هستند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران، به میزان 1400 تا 1800 میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان 240 میلی‌متر در باکو است. مناطق مرکزی شامل جلگه‌های وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رودهای کورا و ارس آب‌رسانی می‌شوند‌ (Coene, 2010: 15; wikipeadia.org).

در جمهوری خود مختار نخجوان آب و هوای قاره‌ای خشک با زمستان سرد و خشک و تابستان گرم غالب است. این مناطق در ارتفاع 2300 تا 3300 یا 700 تا 1000 متر از سطح آب‌های آزاد جهان واقع شده‌اند. بارش برف سنگین و یخ‌بندان در سه تا چهار ماه از سال، دسترسی به نقاط سکونتگاه کوهستانی را ناممکن می سازد. در نواحی مرکزی و شرقی، به علت بارش اندک 150 تا 250 میلی‌متر، آب و هوای خشک و نیمه‌خشک و در جنوب شرق آب و هوای مرطوب و جنب‌حاره‌ای دیده می‌شود. به‌طور کلی دمای هوا در سواحل شرقی، ملایم و در نواحی مرتفع و کوهستانی، سرد است (wikipeadia.org). مرتفع‌ترین نقطه این کشور کوه بازار دوزو (Bazarduzu Dagi) با 4.485 متر ارتفاع است و سواحل دریای خزر با 28- متر ارتفاع پست‌ترین نقاط این کشور به حساب می‌آیند (wikipeadia.org).

در آذربایجان 8350 رود کوچک و بزرگ جریان دارد که 24 رود آن بیش از 100 کیلومتر طول دارند(wikipeadia.org). بزرگ‌ترین و معروف‌ترین رود این کشور، رود کُر نامیده می‌شود که از کوه‌های شرق ترکیه در ارزروم سرچشمه گرفته و پس از عبور از گرجستان، وارد آذربایجان می‌شود و سپس به دریای خزر می‌ریزد. طول این رود به بیش از 1500 کیلومتر می‌رسد که 900 کیلومتر آن در خاک آذربایجان جریان می‌یابد. تعدادی از سدهای مهم این کشور نیز بر روی همین رود ساخته شده‌است. دومین رود بزرگ این کشور، ارس نام دارد که رود مرزی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان است و از کوه‌های بین گُل (هزار برکه) سرچشمه گرفته، پس از طی مسافتی وارد آذربایجان شده و به رود کر می‌پیوندد و در نهایت به دریای خزر می‌ریزد. علاوه بر دو رود معروف یاد شده، از رودهای دیگری مثل قانیخ، قابیرری، سامور، ترتر، سومقاییت، بولقار، خاچین و آستاراچای می‌توان نام برد.

 

            جغرافیای انسانی: ویژگی‌های جمعیتی

طبق گزارش بانک جهانی در سال 2013م. کشور آذربایجان، 9.590.000 میلیون نفر جمعیت داشته‌است. نرخ رشد طبیعی جمعیت در این سال تقریباً 1 درصد و نسبت تولد برابر با 17/17 به هزار نفر جمعیت بوده‌است. نسبت جنسی در کل جمعیت برابر با 0.98 مرد به زن و نیز میزان امید به زندگی 6/71 سال (6/68 سال برای مردان و 9/74 سال برای زنان) محاسبه شده‌است. مطابق برآورد بانک جهانی، جمعیت آذربایجان در سال 2030 به 6/10 میلیون نفر خواهد رسید. ویژگی­‌های جمعیتی از نظر میزان رشد جمعیت و امید به زندگی بسیار شبیه جمهوری اسلامی ایران است. بر اساس نقشه پراکندگی نقاط سکونتگاهی شهری و روستایی آذربایجان، برخی مناطق دارای تراکم و برخی دیگر فاقد نقاط شهری هستند. شبه‌جزیره آبشوران به‌رغم وسعت کم دارای نقاط شهری متراکم و به دلیل استقرار نهادهای سیاسی و اقتصادی حدود 40 نقطه شهری را در خود جای داده‌است (واحدی، 1382: 24). شهر بندری باکو به عنوان پایتخت و کلانشهر این منطقه به دلیل داشتن امکانات اقتصادی و سیاسی و اداری، بیشترین تراکم را در میان مناطق کشور آذربایجان داراست. این شهر به دلیل استقرار بیشترین مراکز آموزش عالی و دفتر نشریه‌ها و مؤسسات فرهنگی دارای اهمیت است.

از بین دو نیمه شمالی و جنوبی کشور، نیمه شمالی هم از نظر تراکم نقاط شهری و هم تراکم نقاط روستایی، مهم‌تر از نیمه جنوبی است. نیمه شرقی از نظر شهری و نیمه غربی از نظر روستایی حائز اهمیت‌اند. مناطق دارای تراکم اندک نقاط شهری، شامل نقاط مرزی آذربایجان و داغستان، منطقه شمال رود کُر ـ در مرز گرجستان و در شمال غرب که منطقه‌ای کوهستانی با کوههای بلند است ـ و جمهوری خودمختار نخجوان ـ به دلیل آب و هوای خشک و بری ـ است. از مجموع چهار هزار روستای کشور آذربایجان، حدود 1200 روستا جمعیت ساکن دارند.  اگر خاک اصلی کشور و جمهوری نخجوان را به صورت نیمه‌های شمالی و جنوبی و غربی و شرقی تصور کنیم، بیشترین تراکم روستاها (670 روستا، 56 درصد جمعیت روستایی) در نیمه شمالی و غربی وجود دارد (واحدی، 1382: 26 تا 28).

پرجمعیت‌ترین شهرهای این کشور به ترتیب عبارت‌اند از: شهر بندری باکو با حدود دو میلیون نفر جمعیت، شهر گنجه با 295هزار نفر جمعیت، شهر سومقاییت با 250هزار نفر جمعیت و مینگه‌چویر با حدود 100 هزار نفر جمعیت. از شهرهای با جمعیت کمتر از 100هزار نفر جمعیت می‌توان به شهرهای علی‌بایراملی، نخجوان، شکی، خان‌کندی و لنکران اشاره کرد. شهر گنجه دومین شهر پرجمعیت، به دلیل قدمت و سابقه فرهنگی و واقع شدن مسجد قدیمی جمعه اهمیت زیادی دارد. شهر نخجوان به خاطر موزه و دانشکده کشاورزی و شهر شوشا در منطقه قره باغ به دلیل آنکه خاستگاه موسیقی مقامی آذربایجان و زادگاه و محل زندگی موسیقی‌دانان مشهور این کشور است، موقعیت در خور توجهی دارد. از دیگر مناطق مهم فرهنگی می‌توان به شهر تاریخی شماخی در غرب باکو اشاره کرد که دارای آثار تاریخی از جمله مسجدی از قرن چهارم ق. است.

 

            ویژگی‌های قومیتی

طبق آمار سرشماری جمعیت کشور آذربایجان، 6/91 درصد از جمعیت این کشور از قومیت آذربایجانی هستند. مهم‌ترین اقلیت‌های این کشور شامل لزگی‌ها‌ با 2 درصد، ارمنی‌ها 3/1 درصد، روس‌ها‌ با 3/1 درصد و تالشی‌ها با 2/1 درصداست. اکثریت ارمنی‌ها در منطقه خودمختار قره‌باغ زندگی‌ می‌کنند. در شهر سومقاییت و باکو نیز محله‌های ارمنی‌نشین وجود دارد. از زمان مناقشه دو کشور آذربایجان و ارمنستان بر سر قره‌باغ و کشتار مردم آذربایجان توسط ارمنستان، این محلات از طرف گروه‌های آذری مورد حمله قرار گرفته‌است (علی‌اف، 1385: 114). سایر گروه‌های قومی که تقریبا 4/2 درصد جمعیت آذربایجان هستند، شامل آوارها، ترک‌ها، تاتارها، تات‌ها، اوکراینی‌ها، گرجی‌ها، تساخورها، یهودی‌ها و کردهاست.

 

            دین و مذهب

هرچند که دین اکثریت مطلق مردم این کشور اسلام و مذهب آنان تشیع است، ولی دولت این کشور و سایر ارکان حکومتی، دینی محسوب نمی‌شوند. در قانون اساسی این کشور داشتن هر مذهب و دین آزاد اعلام شده و هیچ دینی به عنوان دین رسمی اعلام نشده‌است. شخصیت‌های سیاسی که زمام امور را در دست دارند بیشتر به دنبال حکومت لیبرال و سکولار هستند. اساساً ساختار سیاسی موجود، ادامه ساختار سیاسی دوران اتحاد جماهیر شوروی است و استقلال این کشور تنها جنبه ظاهری آن را تغییر داده‌است. امروز در جهان اکثریت مطلق مردم چهار کشور جمهوری اسلامی ایران، جمهوری عراق، جمهوری آذربایجان و بحرین شیعه اثنی‌عشری هستند و اکثریت نسبی جمعیت مردم لبنان نیز شیعه اثنی‌عشری هستند.

مطابق قانون اساسی، حکومت آذربایجان حکومتی سکولار است. حدود 95 درصد از مردم آذربایجان مسلمان بوده و از این میزان، 85 درصد شیعه و 15 درصد سنی هستند. آوارها و تساخورها از اهل تسنن هستند. این کشور به عنوان دومین کشور مذهب تشیع ـ پس از جمهوری اسلامی ایران ـ به حساب می‌آید. اقلیت‌های دیگر در این کشور در حدود پنج درصد جمعیت را شامل می‌شود که بیشترین آن‌ها به روس‌های ارتدکس، گرجی‌های ارتدکس و ارمنی‌ها (قره‌باغ) مربوط می‌شود. همچنین گروه‌هایی از اقلیت‌های یهودی و... وجود دارند (www.populationfun.com) . ارتدکس های روسی در مناطق مرزی با داغستان و گرجستان ساکن هستند و اقلیت ارمنی در منطقه قره‌باغ. اقلیت یهودی در کوه‌های قفقاز زندگی می‌کنند و تعدادی از آن‌ها به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده‌اند. آوارها که سنی‌مذهب‌اند در مرزهای شمال غربی کشور ساکن‌ هستند.

اگرچه قانون اساسی جمهوری آذربایجان نشان‌دهنده هویت اسلامی و شیعی مردم این کشور نیست، ولی بازتاب دهنده منافع صاحبان قدرت هست. طی یک دهه گذشته، نفوذ زیاد صهیونیسم موجب گسترش فعالیت‌های ضددینی و مذهبی در این کشور شده‌است. مسئولان این کشور با هر گونه فعالیت‌ مذهبی مسلمانان به شدت مقابله می‌کنند. شهر نارداران نمونه خوبی از پای‌بندی مسلمانان شیعه به احکام دین اسلام است که مردم آن از زمان استالین تا حکومت حیدر علی‌اف و متعاقب آن الهام علی‌اف، خسارت‌های فراوانی را متحمل شده‌‌اند؛ تا جایی که در قیام مردم این شهر کوچک در 20 کیلومتری شمال باکو در سال 2002م. پس از سرکوب و کشتار قیام مردم، اعضای حزب اسلامی دستگیر و روانه زندان‌ شدند (علی‌اف، 135: 195ـ196).

 

            خط و زبان

تا اوایل قرن بیستم م. خط فارسی در آذربایجان رواج داشت، گویش اکثریت مردم ترکی بود و زبان فارسی نیز در منطقه رواج کامل داشت. برخی از بزرگ‌ترین مفاخر شعر و ادبیات فارسی از این منطقه برخاسته‌اند؛ نظیر نظامی گنجوی که آثار فخیم او در شعر و ادب فارسی زبانزد خاص و عام است. در دوره حکومت مستقیم روس‌ها بر جمهوری آذربایجان با خط فارسی به‌شدت مبارزه شد و خط لاتین جایگزین آن گردید، ولی گویش ترکی همچنان به حیاط خود ادامه داد؛ اگرچه  روس‌ها علاقمند بودند هم خط فارسی را در این منطقه از میان بردارند و هم زبان ترکی را از میان برداشته و روسی را جایگزین آن کنند.

مبارزه با خط و زبان فارسی در قفقاز به دلیل جلوگیری از همگرایی مسلمانان در آسیای غربی صورت گرفته‌است. مبارزه با زبان فارسی از هند تا قفقاز در دستورکار مأموران غربی قرار داشت و متأسفانه روسیه نیز دنباله‌رو این سیاست بود. نخست، الفبای لاتین جایگزین الفبای فارسی شد و در سال 1930م. الفبای کریل (الفبای مخصوص اقوام اسلاو) جایگزین الفبای لاتین گردید. بعد از استقلال این کشور در سال 1991م. مجدداً الفبای لاتین رایج شد (واحدی 1382: 65) که نشان می دهد که مبارزه با الفبای فارسی (عربی) همواره در دستور کار قرار داشته‌است. این جایگزینی ها به تضعیف هویت و تخریب حافظه تاریخی این مردم کمک بسیار کرده‌است.

 

            ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی

فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بخشی از فرهنگ ایران اسلامی بود، ولی طی 73 سال، از زمان الحاق این کشور به روسیه تحت تأثیر تسلط سیاسی و فرهنگی روس‌ها قرار گرفت. این سیاست‌ها اسلام‌زدايی را سرلوحه اهداف فرهنگی خود قرار داده بودند. ممنوعیت به‌همراه داشتن نمادهای اسلامی (مهر و تسبیح) در اداره‌جات دولتی، ممنوعیت اقامه نماز در پادگان‌ها و اخیراً نیز هتک حرمت مراجع معظم تقلید شیعه، اقداماتی است که هنوز رواج دارد.اسلام‌ستیزی در حقیقت ستیز با هویت مردم جمهوری آذربایجان است و طبیعتاً با معیارهای لیبرال دموکراسی هم کوچک‌ترین سازگاری را ندارد؛ زیرا جنگ با هویت ملت‌ها، جنگ با اراده آن‌هاست و جنگ با اراده ملت‌ها ضد آزادی و دموکراسی است.

شیعیان این کشور هر سال روز دهم محرم، یادبود امام حسین(ع)  را برگزار می‌کنند، حتی جنگ با دین در دوران حکومت شوروی نتوانست این مراسم را ریشه‌کن کند. در حال حاضر همانند دوران کمونیستی، هیچ‌کس در روز عاشورا عروسی برگزار نمی‌کند و هیچ جشن خانوادگی صورت نمی‌گیرد. موضوع وحدت شیعه و سنی در سایر مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نیز قابل بررسی و ردیابی است.

مقامات رسمی به منظور ارائه نمادی از دوری جستن از میراث دوران شوروی، از سال 1991 اجازه برگزاری گسترده عاشورا را دادند. این مراسم در نارداران، یکی از مراکز شیعه مخالفان مقامات رسمی برپا می‌شود. از صبح زود، هزاران نفر زایر به سوی مقبره رحیمه خانم می‌شتابند و عده‌ای تمام شب را در این مکان مقدس می‌گذرانند (امیراحمدیان، 2006).

در شهر باكو ـ پایتخت جمهوری آذربایجان ـ آیین‌های عزاداری در مساجد تازه‌پیر، حاجی سلطانعلی، گوی مسجد، مشهدی داداش و حاج جواد و نیز در اکثر حسینیه‌ها با شركت قابل توجه شیعیان و دوستداران اهل بیت‌(ع)، به‌ویژه جوانان مؤمن آذری برپا می‌شود؛ یکی از برنامه‌هایی که در ایام ماه محرم، به‌ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا در جمهوری آذربایجان صورت می‌گیرد اهدای خون توسط عزاداران است.

در روز عاشورا، روستای نارداران در نزدیکی شهر باکو به سبب وجود زیارتگاه امامزاده معروف، حضرت رحیمه خاتون ـ خواهر امام رضا(ع) ـ به مرکز برگزاری مراسم عزاداری تبدیل می‌شود. تا پایان ماه محرم و اربعین حسینی، معمولاً در خانواده‌هایی که با اعتقادات دینی آشنایی دارند، مخصوصاً در مناطق جنوبی این کشور، خانم ها موهایشان را رنگ نمی‌كنند و لباس‌های نو نمی‌دوزند. مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا لباس‌های رنگارنگ، مخصوصاً قرمز نمی‌پوشند. خانواده های مذهبی که توان مالی دارند سفره های احسان می گسترانند و در خانه‌ها، مراسم مرثیه برگزار می‌كنند. اکثر مردم آذربایجان از نام‌هایی مانند علی، حسن، علمدار، عباس، علی عباس، ذوالفقار، فاطمه، زینب، زهرا و سكینه برای كودكان متولد شده در ماه محرم استفاده می‌کنند (سایت خبرنگاران جوان، آبان‌ماه  1392).

همچنین، برپایی جشن‌ها و مراسم، آداب و رسوم، اعیاد مذهبی و دینی و نظایر آن از جمله اشتراکات فرهنگی و تاریخی مردم این کشور است. مردم این کشور مانند سایر ملل مسلمان، روز اول ماه شوال را به عنوان عید فطر گرامی داشته و جشن می‌گیرند و نماز عید به‌پا می‌دارند. همچنین دهم ذی حجه را که مصادف با روز عید قربان است، جشن می‌گیرند؛ گوسفند ذبح می‌کنند و گوشت آن را به فقرا می‌دهند.

جشن عید نوروز در بین جشن‌های ملی آذربایجان جایگاه خاصی دارد. برگزاری جشن نوروز و موسیقی مقامی نشانه‌های نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی هستند. از حوزه ادبیات فارسی نیز شعرایی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان برخاسته‌اند و به زبان فارسی شعر سروده‌اند. طبیعی است مردم این کشور از نظر فرهنگی شباهت‌های زیادی با فرهنگ مردم جمهوری اسلامی ایران دارند. اغلب خیابان‌ها، میادین و کوچه‌ها در جمهوری آذربایجان، به‌ویژه در شهر باکو، با نمادهای ملی و نام نویسندگان و مشاهیر آذربایجانی نام‌گذاری شده‌است (امیراحمدیان، 2006). در این نام‌گذاری‌ها از نمادهای مذهبی نیز استفاده می‌شود. مثلاً یک خیابان به نام «شهیدلر کوچه سی»(خیابان شهیدان) که به شهدای واقعه 20 ژانویه و جنگ قره‌باغ اختصاص داده شده، می‌تواند نمادی مذهبی باشد که برای تشریفات و مراسم یادبود از آن بهره گرفته می شود. در قصبه نارداران یک میدان به نام امام حسین(ع)  نام‌گذاری شده‌است.

 

            وضعیت سیاسی

رژیم سیاسی کشور آذربایجان جمهوری است. این رژیم دموکراتیک و سکولار است. البته در عمل، جنبه های دموکراتیک رژیم سیاسی این کشور، بسیار کم‌رنگ‌تر از مواضع اعلامی است.رژیم سیاسی این کشور دارای ماهیت تفکیک قواست که مطابق آن، قوای اصلیِ مجریه، مقننه و قضائیه فعالیت می کنند. قوه مجریه که رئیس‌جمهور در صدر آن قرار دارد، عملاً در وظایف قوای دیگر دخالت می‌کند. دستگاه مجریه گاهی اوقات به دلایل سیاسی در کار قوه قضائیه دخالت دارد. همچنین حزب متعلق به رئیس‌جمهور به دلیل داشتن اکثریت در مجلس ملی این کشور، پایگاه قوی و محکمی برای رئیس قوه مجریه به شمار می‌آید و این امر باعث شده‌است که مجلس فاقد استقلال لازم در برابر قوه مجریه باشد.

از نظر تقسیمات کشوری و اداری، آذربایجان دارای 59 رایون و 11 شهر (بخش‌های اداری) و یک جمهوری خودمختار به نام نخجوان است. شهر باکو از نظر فعالیت سیاسی، در درجه اول اهمیت قرار دارد؛ زیرا تمام نهادهای حکومتی و دوایر دولتی در این شهر قرار دارند (Minahan, 1998: 16). بالاترین مقام کشور یعنی رئیس‌جمهور در رأس قوه مجریه قرار دارد. بعد از وی نخست‌وزیر قرار دارد که هیأت وزیران و روسای برخی سازمان‌های مستقل را هدایت می‌کند. نخست وزیر چهار معاون دارد که یکی از آن‌ها معاون اول به شمار می‌آید. در مجموعه قوه مجریه، 18 وزارتخانه وجود دارد که توسط وزرا اداره می شوند. شرکت نفت دولتی و بانک مرکزی به صورت مستقل اداره می‌شوند.

مهم‌ترین احزاب این کشور عبارت‌اند از: حزب آذربایجان نوین، جبهه خلق آذربایجان، حزب مساوات، حزب استقلال ملی آذربایجان، حزب دموکرات آذربایجان، حزب لیبرال آذربایجان، حزب صدای اسلام و حزب آزادی خلق. رئیس‌جمهور کشور در «حزب آذربایجان نوین» عضویت دارد.

 

            چالش‌های سیاسی و امنیتی کشور آذربایجان

از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌ روی حکومت آذربایجان می‌توان به مناقشه قره باغ، وجود احزاب سیاسی مخالف و جدایی جمهوری خودمختار نخجوان از خاک اصلی اشاره کرد.

در سال 1985م. به دنبال اعلام سیاست‌های «تجدید ساختار» (پروستاریکا) و «فضای باز سیاسی» (گلاسنوست) از طرف گورباچف ـ رهبر شوروی سابق ـ ارامنه قره‌باغ خواستار الحاق به ارمنستان شدند. در ژوئن 1985م. شورای عالی ارمنستان الحاق قره‌باغ به ارمنستان را اعلام کرد. با این اقدام ارمنستان، این موضوع از طرف مجلس آذربایجان مردود اعلام شد و از سال 1988م. درگیری میان دو کشور شروع شد. طی سه سال جنگ در قره باغ کوهستانی، بیش از 20 هزار نفر از نظامیان و ساکنان غیرنظامی آذربایجان کشته شدند.

عقب‌نشینی کامل نیروهای ارتش ارمنستان و شورشیان ارمنی قره‌باغ از خاک آذربایجان و اعطای خودمختاری به ایالت قره‌باغ کوهستانی، از گزینه‌های مطرح در مذاکرات است. در حال حاضر، کشورهای خارجی در خصوص بحران قره‌باغ سیاست‌هایی در قبال دو کشور آذربایجان و ارمنستان اتخاذ می‌کنند که بیشتر در راستای منافع خود آن‌هاست. اختلاف‌افکنی بین ترک‌ها و ارامنه از دیرباز مورد توجه غرب قرار داشته‌است. در حال حاضر چند منطقه جغرافیایی در سیاست داخلی آذربایجان مؤثر است:

            منطقه شبه‌جزیره آبشارون؛                          منطقه نخجوان؛

            منطقه قره باغ؛                                                                 منطقه گنجه.

 

منطقه آبشارون به دلیل قرار گرفتن نقاط شهری پُرجمعیت مثل باکو و سومقاییت، همچنین وجود دفاتر ارگان‌های مطبوعاتی، نقش قابل ملاحظه‌ای در انتخابات دارد. این منطقه زادگاه تعداد زیادی از سیاستمداران و محل سکونت اکثر فعالان سیاسی به شمار می‌آید.

منطقه دیگر، نخجوان است که زادگاه سیاستمداران زیادی است که در تحولات سیاسی این کشور نقش اساسی و تعیین‌کننده داشته‌اند؛ مانند ابوالفضل ایلچی‌بیگ و حیدر علی‌اف (رئیس‌جمهور و رئیس حزب آذربایجان نوین). سومین منطقه مؤثر، قره‌باغ است ـ مناقشه قره باغ در حال حاضر اصلی‌ترین دغدغه دولتمردان آذربایجان است. از نظر ایجاد ناامنی این منطقه بالاترین و اصلی‌ترین تأثیر را دارد. در آخر، منطقه گنجه به دلیل داشتن جمعیت قابل ملاحظه و سابقه استقرار حکومت در دوره جمهوری اول و سکونت فعالیت‌های سابق صورت حسین‌اف ـ نخست‌وزیر سابق ـ با رهبری نظامیان شوروی با رهبری شورش حکومت ایلچی و توان بالقوه برای ایجاد ناامنی، دارای اهمیت است.

 

            چالش‌های فرهنگی و اجتماعی جمهوری آذربایجان

 

            تهدیدها : جلوگیری از گسترش فرهنگ اسلامی در جمهوری آذربایجان؛ نزدیک شدن به غرب در جهت تضعیف ارزش‌ها و سنت‌های اصیل اسلامی و گسترش سکولاریسم در سبک زندگی اسلامی مردم آذربایجان؛ حضور فعال کشورهای غربی از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهت بهره‌گیری از موقعیت استراتژیک آذربایجان برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران؛ همکاری آذربایجان در ایجاد پایگاه‌های نظامی زمینی و هوایی برای آمریکا؛ روند رو به گسترش روابط آذربایجان با آمریکا و رژیم صهیونیستی و نفوذ تفکرات ضداسلامی و مقابله با اسلام؛ اقدام دولت آذربایجان در راستای موج جدید اسلام‌ستیزی برای تخریب مسجد جامع شهر لنکران؛ همکاری با موساد.

            فرصت‌ها : با این‌همه، جمهوری آذربایجان گلبرگی بر درخت اسلام و از نظر تاریخی، بخشی از آسیای غربی است که در آن، دو عامل دین اسلام و زبان فارسی [در کنار سایر زبان‌ها مثل ترکی و عربی] تأثیر تعیین‌کننده داشته‌اند. مردم این منطقه می دانند که تاریخ از مسلمانان در ظرف جغرافیایی تمدن اسلامی، یک ملت ساخته‌است به نام «ملت اسلام» و اقدامات تفرقه‌افکنانه دشمنان این ملت نمی‌تواند سرنوشت نهایی آن را تغییر دهد. روزی این ملت به پا خواهد خواست و پرچم اسلام را به دست خواهد گرفت و هویت اسلامی خود را در تاریخ تثبیت خواهد ساخت.

 

            کتابنامه

 

            امیراحمدیان، بهرام؛ 1384، روابط ایران و جمهوری آذربایجان: نگاه آذریها به ایران، تهران: انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.

            امیراحمدیان، بهرام؛ 2006،  مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی، نشریه بررسی قوم‌شناسی، مسکو، شماره 2.

            رضا، عنایت الله؛ 1375، دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد 7، مدخل «اران».

            رضا، عنایت‌الله؛ 1372، آذربایجان و ارّان (آلبانیای قفقاز)، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.

            علی‌اف، علی‌اکرام؛ 1385، خاطرات حاج علی‌اکرام علی‌اف، ترجمه عبدالحسین شهیدی ارسباران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

            واحدی، الیاس؛ 1382، برآورد استراتژیک آذربایجان، جلد اول، (سرزمینی، سیاسی، فرهنگی- اجتماعی)، انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران.

 

            Ellicott, Karen and Gall, Susan Bevan, 2003, Encylcopeadia of physical geography, united state of America, Gale Group.

            Fredrik Coene, 2010, The Caucasus: an introduction, Routledge.

            http://data.worldbank.org/country/azerbaijan

            http://en.wikipedia.org/wiki/Azerbaijan#Landscape

            http://www.populationfun.com/azerbaijan-population/

            http://www.yjc.ir/fa/news/4628024

            Minahan, James; 1998, Miniature Empires: a historical dictionary of the newly independent states, Routledge.

            Nasr, Seyyed  Hossein, 2002,  ISLAM; Religion, History, and Civilization, Harper Collins e-books.





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



تعداد بازدید : ۴۳۳
تاریخ ثبت : 17 بهمن 1394

دسته بندی