چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
« فروشگاه اینترنتی دفتر نشر فرهنگ اسلامی: ارسال رایگان کتاب به سرتاسر نقاط ایران با خرید آنلاین »
فرم عضویت در نشریه
  • نویسنده کتاب فلسفه تاریخ: وضع موجود شاخص ارزیابی روایت‌های تاریخی است

  • وضع موجود یکی از شاخص‌های ارزیابی روایت‌های تاریخی است که مورخ باید آن را به گذشته مفقود، نه روایت موجود، ارتباط دهد آن‌گاه می‌تواند فرجام‌شناسی کند.
  • بازدید این صفحه : ۲۱
    تاريخ نشر : 29 مرداد 1396

نویسنده کتاب فلسفه تاریخ:  وضع موجود شاخص ارزیابی روایت‌های تاریخی است

نویسنده کتاب فلسفه تاریخ: وضع موجود شاخص ارزیابی روایت‌های تاریخی است

وضع موجود یکی از شاخص‌های ارزیابی روایت‌های تاریخی است که مورخ باید آن را به گذشته مفقود، نه روایت موجود، ارتباط دهد آن‌گاه می‌تواند فرجام‌شناسی کند.

نویسنده کتاب فلسفه تاریخ:

وضع موجود شاخص ارزیابی روایت‌های تاریخی است

 

وضع موجود یکی از شاخص‌های ارزیابی روایت‌های تاریخی است که مورخ باید آن را به گذشته مفقود، نه روایت موجود، ارتباط دهد آن‌گاه می‌تواند فرجام‌شناسی کند.

 

به گزارش روابط عمومی دفتر نشر فرهنگ اسلامی، این بخشی از سخنان محمدحسن زورق نویسنده کتاب فلسفه تاریخ است که در آیین رونمایی از این کتاب جدید و در حضور تعدادی از صاحب‌نظران بیان کرد.

وی در این نشست که صاحب‌نظرانی مانند سید‌حسن حسینی، حمید خویی و حسین رویوران و محسن چینی‌فروشان رییس دفتر نشر فرهنگ اسلامی حضور داشتند، افزود: بخشی از تاریخ، خود ما هستیم، رنگ پوست و چشم و طول قد ما را تاریخ تعیین کرده اگر به عنوان مثال اسلام نبود و پیامبر نبود و آن جهانی‌سازی در صدر اسلام صورت نمی‌گرفت این ظرف جغرافیایی به وجود نمی‌آمد و  انسانِ گونه‌ِ‌ی تمدن اسلامی به وجود نمی‌آمد.

این نویسنده ادامه داد: در کنار ارزیابی وضع موجود و قوانینی که در جامعه‌شناسی، باستان‌شناسی و سیاست وجود دارد، مورخ باید به همه این موضوع‌ها مسلط باشد و معنی گروه‌های فشار و دارای‌نفوذ را که در علم سیاست مطرح است بشناسد.

زورق با بیان این که آینده پژوهشی یک رشته علمی و دانشگاهی است در عین حال تصریح کرد: تاریخ را با احتمال زیاد نه با قطعیت، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم اگرچه همیشه عناصر غافل‌کننده وجود دارد.

محمدحسن زورق در کتاب فلسفه تاریخ که در هفت فصل منتشر شده، معتقد است تاریخ به سوی خودآگاهی و خدا آگاهی به پیش می‌رود و در همین اثر به چیستی تاریخ، چیستی فلسفه و قلمروهای فلسفه و فلسفه تاریخ، چیستی و کیستی انسان، راز برکشیدگی انسان و ناخودآگاهی و خودآگاهی، اراده، اختیار، عقل، عشق، آزادی و رابطه‌ی خودآگاهی با کیستی انسان، اصول علم، تاریخ، فطرت، شهوت و روندهای تاریخی، فطرت، خدا و عشق به خدا به‌عنوان محرک تاریخ و .... پرداخته است.

او در این اثر از پیش‌ران‌های تاریخ و فرآیندهای اجتماعی و روندهای تاریخی و سیر تمدن‌ها و مختصات جهان فردا، راه تاریخ و هزاره سوم میلادی و تقدیر تاریخ نیز سخن گفته است.

این استاد دانشگاه در این نشست همچنین اضافه کرد: این بحثِ عشق، به نظرم مبحث بسیار جدی است  و راز برکشیدگی انسان از همین جاست که به علم حضوری می‌رسد و نسبت به صفات و ساحت خدا تمایل ذاتی پیدا می‌کند و این برکشیدگی و برگزیدگی از همین‌جا آغاز می‌شود.

زورق با بیان این که در کتاب خود سه پیشران در تاریخ با عنوان فطرت، نبوت و صنعت در نظر گرفته است، خاطرنشان کرد: تحولات صنعتی، تاریخ را تغییر می‌دهد یعنی جهان قبل از کاغذ، خط، چاپ، رادیو و اکنون اینترنت با پیش از این تفاوت می‌کند و نمی‌توانیم نقش تکنولوژی را در تغییر و تحولات تاریخی نادیده بگیریم.

وی با تاکید بر این‌که اتفاقات تاریخ اسلام، سیاسی است، تصریح کرد: اگر بتوانیم این چشم‌انداز را در ذهن مردم به وجود آوریم که جهان دارد به سمت خداآگاهی پیش می‌رود نه این که پیشرفت جهان در مسیر خودآگاهی، معلول آفرینش این ذهنیت باشد.

تحلیل تاریخ از منظر درونی

حمید خویی صاحب‌نظر و استاد دانشگاه نیز در این نشست نگاه بدیع این کتاب را به موضوع تاریخ را درون‌گرایانه تحلیل کرد و افزود: همیشه تاریخ از بعد اجتماعی نگاه می‌شود اما نویسنده این کتاب از منظر درون انسان به تاریخ  و فرآیندهای تاریخی نگاه کرد البته باید دید این نگاه چه قدر با حوزه مطالعه واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی(ترمینولوژی) تاریخی یا فلسفی هماهنگی دارد که ما مثلا تاریخ را از منظر شهوت و فطرت بررسی کنیم؟

وی البته پیشنهاد کرد که عنوان این کتاب با توجه به پرداختن به بحث انسان‌شناسی در بخش مهمی از کتاب به انسان و تاریخ تغییر می‌کرد.

خویی ادامه داد: اصولا تاریخ مفهوم و فرآیندی اجتماعی است اما اینجا  تاریخ بیشتر از یک منظر درونی تحلیل شده و مفهوم فطرت و شهوت به عنوان دو خواستگاه محرک‌های مولد حوادث و فرآیندهای تاریخی برشمرده شده است البته من بر اساس آموزه‌های قرآن عنوان  حق و باطل رو بیشتر می پسندیدم.

این صاحب‌نظر  معتقد است در این کتاب و از ابتدا و تا انتهای آن،  سایه یک نگاه مذهبی ساری و جاری است و می‌توان فهمید که نویسنده کتاب عمیقا مذهبی بوده است.

وی اضافه کرد: اگرچه این اثر ممکن است واقعا کتاب فلسفه تاریخ به معنای تحلیل تاریخ از منظر فلسفه با آن واژه‌شناسی دانشگاهی نباشد اما از منظر انسان‌شناسانه به تاریخ و فرآیندها نگاه کرده است البته از منظر مذهبی باید به سراغ قرآن برویم و به قواعد و ضوابط و قوانین فرآیندهای تاریخی بپردازیم.

خویی یادآور شد: اگر فلسفه تاریخ را فهم سازوکارهای گذشته بدانیم برای پیش‌بینی حوادث و فرآیندهای آینده بی تردید ضوابط و قواعد و قوانینی را که قرآن به طور مشخص بیان می‌کند، می‌تواند این اثر را تکمیل کند.

او در عین حال تحلیل انسان‌شناسانه از فلسفه تاریخ را یکی از بخش‌های زیبای اثر دانست و توضیح داد: چون ترمینولوژی تحلیل تاریخ و فلسفه تاریخ در ادبیات دینی و ادبیات سکولار کاملا متفاوت است اگر قرار شد ما به مفاهیم تاریخی مثلا وارد کردن مقوله عشق به تحلیل تاریخی هم بپردازیم باید برایش مصداق‌یابی کنیم که هم عشق اتوپیایی هم عشق زمینی در فلسفه تاریخ می‌تواند چه جایگاهی داشته باشد؟

 

تنوع در روش ویژگی کتاب فلسفه تاریخ

سخنران بعدی این نشست سید حسن حسینی با بیان این که اگر خواننده این کتاب به مسیری که مولف در نظر داشته دقت نکند شاید با اطلاعات و داده‌های وسیع و پراکنده‌ای روبرو شود اما همه این‌ها در جهتی است که نویسنده از خودآگاهی و خداآگاهی در بسیاری از آثارش کارهای دیگرشان هم مد نظر داشته است و این اثر بسیاروزین و مورد نیاز به ویژه برای نسل جوان را یکی از موفق‌ترین آثار دکتر زورق می‌دانم.

وی با اشاره به این که در مبحث فلسفه تاریخ، هم اکنون نظریه‌های معروفی وجود دارد، توضیح داد: نویسنده این کتاب گرفتار نظری‌های اقتباسی در فلسفه غرب هم نشده و می‌توان گفت این یک تلقی جدید از فلسفه تاریخ برگرفته از مبانی اسلامی و فلسفه اسلام است و از این جهت نیز کار منحصر به فردی به شمار می‌رود و از عمق بالایی هم برخوردار است.

این سخنران نیز پیشنهاد کرد عنوان کتاب به جای فلسفه تاریخ بشود فلسفه و تاریخ چون عنوان فلسفه تاریخ ذهن را به سمت نطریه‌های کلاسیک می‌برد در حالی که محور این کار انسان و انسان‌شناسی است .

حسینی افزود: وقتی راجع به فلسفه تاریخ صحبت می‌کنیم قوانین عمومی در تاریخ اهمیت پیدا می‌کند همین نکته‌ای که گفته شد تلقی دینی وجود دارد، اما در فلسفه تاریخ بستر غیر دینی هم هست و ما قانونی در تاریخ مثل قانون طبیعت نداریم یا یک هویت عینی تحت عنوان قوانین تاریخی وجود ندارد.

 او توضیح داد در لابلای این کتاب این دیدگاه کاملا غالب است که یک سری قوانین در طبیعت وجود دارد که این قوانین مشابه‌اش و شبیه‌سازی شده‌اش در تاریخ هم هست و هیچ چیزی خارج از قانون نیست و در علوم اجتماعی هم همین منوال وجود دارد. شناخت روابط علّی و نه بیشتر، کاری است که انسان انجام می‌دهد.

مساله دومی که این نویسنده بر آن تاکید کرد عینیت داشتن هویت تاریخی در فلسفه تاریخ است و او در این‌باره توضیح داد: به عنوان یک امر تاریخی جدا از اتفاق‌هایی که در تاریخ می‌افتد، این سوال مطرح است آیا ما می‌توانیم از هویت عینی مثل یک موجود زنده در طبیعت صحبت ‌کنیم؟ وقتی ما به سراغ آن می‌رویم فرض ما این است که وجود دارد. یا نه؟ این ساختارهای ذهنی و روایت‌های ذهنی ماست از رویدادهایی که در بیرون اتفاق افتاده است.

حسینی در همین زمینه به برخی از دیدگاه‌های علمی اشاره کرد و گفت: برخی قائل به این هستند در علم با عینیت سروکار نداریم و خودمان مفاهیمی را درست می‌کنیم و این، کارِ علم را جلو می‌برد و پیشرفت و رشد دانش و فن‌آوری حاصل می‌شود گاهی هم معلوم می‌شود کل آن یا گزاره‌های اصلی آن غلط بوده برخی نیز برای علم، چه رسد به علوم اجتماعی و تاریخ، هویتی قایل نیستند. در حالی که در این کتاب و تحلیل رویداهای تاریخی آن می‌بینید مولف قایل به هویت تاریخی و عینی است و آن را یک چیز شفاهی و ذهنی نمی‌بیند از این جهت هم بعد فلسفی کتاب از غنای لازم برخوردار است.

نکته دیگری که این صاحب‌نظر در بخش بعدی سخنانش به آن اشاره کرد مساله‌ی علیت در فلسفه تاریخ بود و او توضیح داد: شناخت روابط علی بین موجودات که در فیزیک و زیست شناسی به یک نحو و حتی در شیمی به نحو دیگری مطرح است در رویدادهای تاریخی هم قابل شناسایی است اگرچه کار سختی است یعنی گذشته را تحلیل یا تبیین کنیم به نحوی که ناظر به آینده هم نباشد. البته این هم در این کتاب دیده می‌شود.

این نویسنده در ادامه با توجه به دو رویکرد فلسفه تحلیلی تاریخ و رویکرد فلسفه هرمنوتیک(تفسیر متن)، که اولی به معنا و معناداری و دومی به روایت و امور روایی از تاریخ برمی‌گردد، اظهار داشت: اگر خواسته باشیم کتاب را از این جهت هم تقسیم‌بندی کنیم نویسنده خیلی بیشتر به بخش اول که فلسفی‌تر هم هست فلسفه تحلیلی تاریخ قایل است بدون این که تصریح کرده باشد.

حسینی همچنین گفت: نویسنده این کتاب چند جا از استقراء استفاده کرده اما روش‌های تحلیل داده‌های تاریخی منحصر به استقراء نیست چون دامنه این روش بیشتر در حوزه علوم طبیعی است و با محدودیت‌های جدی مواجه است.

وی ادامه داد: در این کتاب قرار نبوده فلسفه تاریخ به معنای ادبیات فلسفه کلاسیک مطرح شود به همین دلیل بخش‌هایی از این کتاب فلسفه قاره‌ای از جنس فلسفه تاریخ است، بخش‌هایی از این کتاب در فلسفه تحلیلی قرار می‌گیرد، بخش‌هایی مربوط به وجودشناسی است،  فلسفه مطلق است و بخش‌هایی مربوط به انسان‌شناسی است از نظر روش هم تنوع در این اثر دیده می‌شود.

حسینی در عین حال نگاه نویسنده این کتاب را که فلسفه غرب را یک فلسفه سکولار معرفی می‌کند، مورد سوال قرار داد و تصریح کرد:  این مساله محل اختلاف است وقتی از فلسفه غرب سخن می‌گوییم باید مشخص کنیم منظورمان کدام فلسفه غرب است؟ و اگر می‌گوییم سکولار، منظور دقیق ما چیست؟ در جهان غرب گروه‌های سنت‌گرا (به معنای بازگشت به تمدن دینی) وجود دارند و این مکتب  از دل مدرنیته خارج شده و به هیچ‌عنوان  سکولار نیست ضمن این که اگر سکولاریسم را به معنای منحصرکردن عقل انسان و عقل خودبنیاد در مقابل عقل الهی یا قدسی درنظربگیرید یونانی‌ها هم همین طور بودند پس این که فلسفه غرب سکولاریزم است، یک عنوان کلی و مبهم است که می‌تواند اصلاح شود.

او تقسیم‌بندی خوب کتاب از تاریخ فلسفه مثل فلسفه قبل از یونان، در یونان، فلسفه اسلامی، فلسفه مدرن و بازگشت به فلسفه اسلامی در دوره معاصر را تقسیم‌بندی مناسبی دانست که شاید از لحاظ تاریخی درست باشد ولی باید توجه کنیم در خود فلسفه اسلامی هم جریان‌هایی وجود دارد که کاملا یونانی است و هیچ رگه‌ای از فلسفه مبتنی بر آموزه‌های اسلامی در آن نیست. بنابر این چنین تقسیم‌بندی که در کتاب مطرح شده از جهتی نظریه‌ای که نویسنده دنبالش بود ممکن است مفید باشد ولی چنین ابهاماتی در هریک از این بخش‌ها می تواند وجود داشته باشد.

حسینی در پایان، این کتاب را اثری بسیار ارزشمندی و جزو افتخارات دفتر نشر دانست.

تئوری اسلام شهروندی نیازمند نظریه‌پردازی است

حسین رویوران استاد دانشگاه به عنوان سخنران بعدی این نشست نیز چنین گفت: از نگاه نویسنده انسان تنها جانداری است که تمدن‌ساز است و سعی می‌کند با ایجاد ساختارهای سیاسی اجتماعی فرهنگی و ... شرایط خودش را تغییر دهد. نشان‌دادن عطش انسان نسبت به گسترش علوم بی‌تردید یک نوع نگاه جدید نسبت به مبانی این مساله است.

وی پیشنهاد کرد به تئوری وحدت امت یا اسلام شهروندی در چهارچوب امت توجه بیشتری نشان داده شود

علاوه بر این که از اول انقلاب این بحث مطرح شده ولی نظریه‌سازی نشده تلاش دکتر زورق برای نظریه‌پردازی برای فلسفه تاریخ است چرا که در این زمینه واقعا نیاز به نظریه پردازی وجود دارد.

دفتر نشر به مسایل تاریخی حساس است

محسن چینی‌فروشان مدیرعامل دفتر نشر فرهنگ اسلامی نیز در سخنانی گفت: این کتاب خوبی است که به تازگی منتشر و با استقبال خوبی روبرو شده است. دفتر نشر به دلیل وظایفش نسبت به مسایل تاریخی به‌ویژه تاریخ اسلام حساسیت دارد در عین حال  بحث تاریخ و فلسفه تاریخ در این سده اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

وی دفتر نشر را محلی برای تضارب آرا دانست و افزود: وقتی این کتاب را به دفتر نشر دادند به صورت طبیعی مورد بررسی قرار گرفت و نوع کتاب و نوع تالیف و تسلطی که نویسنده روی تالیف این نوع کتاب‌ها دارد برای ما ارزشمند بود اما هر کتابی مخصوصا در علوم انسانی می‌تواند مورد بحث و مداقه قرار بگیرد.

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



بازدید این صفحه : ۲۱
تاريخ نشر : 29 مرداد 1396